بسماللهالرحمنالرحیم
فرقی نمیکند، چه اشتباهات آمریکا باعث شده باشد و چه استراتژی ایران، اکنون واقعیت اینست که جمهوری اسلامی ایران یک قدرت بزرگ در منطقه خاورمیانه است و هر روز نفوذ بیشتری در میان ملتها پیدا میکند.
همین واقعیت، آمریکا را بر آن داشته است تا برای مقابله با نفوذ ایران و حل مشکلاتی که در خاورمیانه گریبانگیر دولتمردان واشنگتن شده چارهاندیشی نماید. روزنامه واشنگتنپست درباره سفر هفته جاری وزرای خارجه و دفاع آمریکا به خاورمیانه که امروز آغاز میشود نوشت پیشبینی میشود پیام این دو وزیر آمریکائی برای سران کشورهای منطقه این باشد: «از عراق بهعنوان کمربندی علیه ایران حمایت کنید یا اینکه حیات در سایه نفوذ روبه افزایش ایران در منطقه را تجربه نمائید».
این روزنامه آمریکائی در توصیف محتوای این پیام، آنرا کاملاً «آسان و بدون تکلف» نامید ولی همین نیز یکی از اشتباهات آمریکائیهاست. زیرا ابلاغ چنین پیامی به دلیل غیرعملی بودنش نهتنها آسان و بیتکلف نیست بلکه بسیار سخت و همراه با ناامیدی است. آمریکائیها خود میدانند که سالهاست با تخصیص سالانه دهها میلیون دلار بصورت آشکار و صدها میلیون دلار بصورت پنهانی، برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ـ البته با عنوان باصطلاح ترویج دموکراسی در ایران ـ تلاش مستمری نموده ولی هرچه بیشتر هزینه کرده بیشتر شاهد قدرت گرفتن این نظام در ایران بوده است. بودجه آشکار و اعلام شده سال جاری میلادی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی 75 میلیون دلار بوده و بودجه سال آینده 108 میلیون دلار در نظر گرفته شده است. این، چیز تازهای نیست، این سرمایهگذاری را آمریکا از اولین سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بعمل آورد و فقط بخشی از آنرا از اوایل دهه 70 یعنی 15 سال قبل آشکار کرد. عملیات سری و مخفیانه مالی و اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران که این روزها محافل غربی از آن سخن میگویند نیز چیز تازهای نیست و سابقهای مساوی با عمر نظام جمهوری اسلامی دارد. جالب اینست که علیرغم همه این عملیات سری و مخفی و سرمایهگذاریهای آشکار و پنهان برای براندازی نظام جمهوری اسلامی، اکنون که نزدیک سه دهه از این تلاشهای موذیانه میگذرد، دولتمردان آمریکائی به استیصال خود در برابر ایران اعتراف میکنند و برای حل مشکلات خود به سران کشورهای منطقه متوسل میشوند، عناصری که تاکنون بارها شانس خود را امتحان کردهاند ولی همواره ناکام بودهاند.
تحلیلهای انحرافی دادن نیز یکی از شگردهای دولتمردان آمریکائی برای رد گم کردن در ماجراهای ایران و سرگیجهایست که گرفتار آن شدهاند. ریچارد هاس، مدیر سابق بخش برنامهریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا و رئیس شورای روابط خارجی این کشور میگوید: «مشکل فعلی آمریکا اینست که به دلیل افزایش قیمت نفت و همینطور ضعف عراق بعد از سقوط صدام، ایران به قدرت خود اعتماد کامل دارد، اما آمریکا به دلیل افزایش قیمت نفت و مشکلاتی که در عراق و افغانستان با آنها مواجه است در وضعیت دشواری قرار گرفته است».
ارائه این قبیل تحلیلها با این هدف صورت میگیرد که واقعیتها پنهان بمانند و افکار عمومی در مسیر غلط قرار بگیرند. مشکل آمریکا اینست که علاوهبر ناکامی در عراق و افغانستان، در لبنان و فلسطین نیز شکست سختی خورده و طرح «خاورمیانه جدید» قبل از آنکه شود باطل اعلام شده است. پیروزی حزبالله لبنان در جنگ 33 روزهای که صهیونیستها بر لبنان تحمیل کردند، فقط شکست رژیم صهیونیستی نبود بلکه در واقع شکست آمریکا و اعلام بطلان طرح خاورمیانه جدید بوش کوچک بود. در فلسطین نیز پیروزی حماس در انتخابات نمایش بزرگ و خیرهکننده همان چیزی بود که آمریکائیها آن را دموکراسی مینامند و همواره ادعا میکنند میخواهند آنرا به ملتها آموزش بدهند. آمریکا با اقداماتی که علیه حماس انجام داد در برابر این واقعیت، بشدت خلع سلاح شد و بزرگترین رسوائی را در منطقه خاورمیانه برای خود خرید، منطقهای که مثلاً قرار بود نمایشگاه دموکراسی آمریکائی تحت عنوان طرح «خاورمیانه جدید» باشد!
برخوردهای دوگانه دلتمردان آمریکائی در همه زمینهها آنها را رسوا ساخته و همانطور که تحلیلگران و سیاستمداران صاحب نام خود را آمریکا بارها اعلام کردهاند دولت بوش را بیآبرو و آمریکا را به قدری بیاعتبار نموده که اکنون بدنامترین دوران عمر خود را پشتسر میگذارد. دولتمردان آمریکائی از اقدام ایران که تعدادی از عوامل براندازی نرم سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) را در ایران بازداشت کرده ابراز خشم میکنند و در همان حال خود را مجاز میدانند دیپلماتهای ایرانی را که شش ماه قبل در اربیل عراق ربودهاند همچنان در بازداشت نگهدارند و به هیچ مرجع بینالمللی نیز پاسخگو نباشند.
با توجه به عملکرد خلاف و ناشیانه آمریکائیها، بسیار طبیعی است که «بروس ایدل» از مسئولان سابق سازمان جاسوسی مرکزی آمریکا (سیا) و شورای امنیت ملی این کشور اعتراف میکند که عملکرد آمریکا از سال 1380 تاکنون در منطقه خاورمیانه (اشغال عراق و افغانستان و حوادث فلسطین و لبنان) موجب شده است جمهوری اسلامی ایران اکنون نسبت به 5 سال گذشته از توانائی بیشتری برخوردار است.
این، اعتراف جالبی است که از زبان شیطان شنیده میشود و درستی این فرموده امام خمینی را به اثبات میرساند که جنود رحمانی همواره بر جنود شیطانی غلبه میکنند.