تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۱  ، 
کد خبر : ۴۹۵۴۷

گفتگوی رسمی در محیطی غیررسمی!


دکتر محمدعلی مهتدی

این‌بار، دولت جورج بوش برای تأثیرگذاری روی ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه دست به ابتکار تازه‌ای زد و به‌جای گفتگوهای رسمی و جدی در اطاقهای دربسته، تصمیم گرفت پوتین را به مزرعه یا ویلای ییلاقی پدر رئیس‌جمهور در ایالت مین ببرد تا در آنجا دو طرف در محیطی خودمانی و صمیمی به گفتگو درباره مشکلاتی که در روابط دو طرف وجود دارد بپردازند.

برنامه‌ها خیلی جالب است و فضا بسیار صمیمی. سران سیاسی دو طرف با حضور مادربزرگها و پدربزرگها و نوه‌ها دور هم جمع می‌شوند و خانوادگی غذا می‌خورند. دو رئیس‌جمهور در محوطه باغ قدم می‌زنند و ورزش می‌کنند. مهمترین بخش رفتن به ماهیگیری با قایق است و بعد هم بساط چای و قهوه و بذله‌گویی و بالاخره صرف خوراک یک نوع میگوی خرچنگی که مخصوص سواحل ایالت مین در شمال‌شرقی آمریکاست و بسیاری از جهانگردان پولدار هستند که فقط برای صرف یک وعده این غذا به ایالت مین می‌روند. در یک چنین فضایی «جورج» سعی می‌کند، «ولادیمیر» را نسبت به موضوعات مهمی که در رأس آنها پرونده هسته‌ای ایران، سپر موشکی در شرق اروپا و استقلال کوزوو قرار دارند، قانع کند.

می‌گویند اصل این فکر از خانم کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه بوده است. در ماههای اخیر پوتین در هر مناسبتی سیاست جورج بوش را به شدت مورد حمله قرار داده و گفته است که واشنگتن دارد وارد مسابقه تسلیحاتی می‌شود و دنیا را به سمت یک کشمکش هسته‌ای پیش می‌برد و در همه‌جا می‌کوشد به روش امپریالیستی، سیاستهای خود را به دیگران دیکته کند. ظاهراً دیدارهای دو جانبه یا چند جانبه در چارچوبهای رسمی در هیچ‌جا کارگر نبوده و به تفاهم با پوتین نیانجامیده، تا بالاخره خانم رایس به این فکر می‌افتد که شاید در فضایی صمیمی و خودمانی بهتر بتوان پوتین را نمک‌گیر کرد و بر وی تأثیر گذاشت و چه‌بسا که وقتی دو طرف روی قایق ماهیگیری قلابهای خود را به داخل آب رها کرده و مراقب تکان رشته قلاب هستند «جورج» بتواند به «ولادیمیر» بقبولاند که روسیه ـ مثلا ـ در پرونده هسته‌ای، از نظر ایران جانبداری نکند و در جلسه آینده شورای امنیت با تشدید تحریمها علیه ایران موافقت کند!

البته این روش را در سالهای دهه 80 میلادی قرن گذشته در اروپا شاهد بوده‌ایم که فرانسوا میتران، رئیس‌جمهوری فرانسه و هلموت کهل، صدراعظم آلمان، تعطیلات آخر هفته را با یکدیگر به ماهیگیری می‌گذراندند و در این فرصت مفصلاً و خارج از چارچوبهای رسمی پیرامون مسائل جهانی بویژه مسائل مربوط به اروپا گفتگو و تبادل‌نظر می‌کردند. اساتید فن دیپلماسی نیز روی روابط شخصی و دوستی و صمیمیت بین مذاکره‌کنندگان به‌عنوان یک عامل کمکی تاکید فراوان دارند، اما در مورد روسیه و آمریکا و آنچه اکنون در ایالت مین می‌گذرد نکاتی هست که احتمالاً خانم رایس متوجه آن نشده یا آن را نادیده گرفته است.

1- روابط شخصی و فضای خودمانی اصالت ندارد بلکه پیوسته از آن به‌عنوان یک عامل کمکی استفاده می‌شود و قاعدتاً خانم دکتر کاندولیزا رایس که خود استاد علوم سیاسی است باید بداند که منافع ملی کشورها را نمی‌توان سر میز صرف غذای میگوی خرچنگی مورد معامله قرار داد.

2- همه می‌دانند که رئیس‌جمهوری آمریکایی بهره چندانی از هوشمندی ندارد و ضریب هوشش بسیار پائین است در حالیکه پوتین که عمری در رأس دستگاه پیچیده کا.گ.ب فعالیت کرده معروف به هوشمندی و زیرکی است. حال چطور «جورج» خواهد توانست «ولادیمیر» را در حین ماهیگیری و در غیاب همه مشاورین، نسبت به دوستانه بودن پروژه سپر موشکی در اروپای شرقی قانع کند، مسأله‌ای است که جای سؤال دارد!

3- در همان حال که جورج و ولادیمیر سرگرم ماهیگیری هستند عده زیادی در فاصله چند صد متری آنها سرگرم تظاهرات علیه بوش هستند و احتمالاً ماهیگیران صدای تظاهرکنندگان را می‌شنوند که فریاد می‌زنند: «جورج بوش و دیک چنی را به‌عنوان جنایتکاران جنگی محاکمه کنید!» بدیهی است که این صداها مانع تأثیرگذاری جورج روی ولادیمیر می‌شود، بخصوص که نظرسنجی‌ها نشان داده که حمایت مردمی از بوش به پائین‌ترین سطح رسیده و به نقطه خطر نزدیک شده است. هرچند فضا صمیمی و خودمانی باشد مشکل بتوان باور کرد طرفی که حمایت ملت خود را ندارد بتواند، حتی با التماس، چیزی از طرف مقابل به چنگ آورد.

به هر حال باید منتظر باشیم تا مشخص شود جورج یا ولادیمیر، کدامیک توانسته است از این دریا ماهی بگیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات