">
پیام حاجیبابا
احزاب در جامعه مدرن میتوانند تاثیرات مثبت و ماندگاری برجای بگذارند که براساس آن هم وجهه مردمسالار نظام اسلامی و میزان مشارکت مردم در اداره امور تقویت و تثبیت شده و هم خواستهها و مطالبات واقعی مردم به مسئولان منتقل شود. در عینحال گاه احزاب در پی منافع و امیال گروهی یا تحت تاثیر صاحبان زر به تحریف مطالبات مردم همت میگمارند و تلاش میکنند ایدهآلها و مطلوبهای حزبی خویش را در دهان مردم گذاشته، به نام آنان (اما به کام خویش) بر دولت و مراکز تصمیمگیر فشار آورند و مسیر درست و رو به رشد مملکت را منحرف سازند. در نتیجه حزب میتواند همچون تیغ دو دم کارکرد مثبت یا منفی داشته باشد.
در نظام جمهوری اسلامی ایران که به برکت تلاشهای امام راحل و خون گرانبهای شهدا و ایثار مردم به ثمر نشسته، روزبهروز بر قدرت و شوکت داخلی و جهانی خود میافزاید. کارکرد حزب برای آنکه مثبت و به نفع مردم و نظام اسلامی باشد باید واجد چند خصوصیت باشد:
1- حزب باید سطح درک خود را از شرایط زمان و مکان، تهدیدها و فرصتها، ضعفها و قوتها و آنچه در سیاست و اقتصاد جهان و منطقه میگذرد، بالا ببرد. حزب باید کیاست و سیاست فوقالعادهای را برای تحلیل مسائل به کار گیرد و نهایتا در هر موضوع که برای مملکت پیش میآید، آنچه را که مصلحت مردم و انقلاب اسلامی است برگزیند و به عنوان راهکار ارائه کند.
2- حزب باید خواستههای واقعی مردم را دریابد و از تحمیل خواستههای بخش محدودی از جامعه (همچون رفاهزدگان، برخی نخبگان سیاسی و...) بر کل جامعه بپرهیزد. حزب باید سخنگوی مردم باشد نه سخنگوی طبقه ممتاز.
3- حزب به لحاظ سیاسی باید معتقد به قانون اساسی و قوانین و احکام اسلامی باشد. حزب باید دغدغه حاکمیت دین و به منصه عمل و اجرا درآمدن کلیه احکام دین مبین اسلام را داشته باشد. بهعلاوه التزام عملی به ولایت فقیه و اندیشههای امام راحل و پایبندی به منویات خلف صالح ایشان برای حزب در ایران اسلامی ضروری است تا برنامهریزیها و شعارها و سوگیریهای حزبی موجب انحراف انقلاب و از دست رفتن ثمرات عظیم آن نشود. مردم گنج عظیم جمهوری اسلامی را ساده به چنگ نیاوردهاند که بتوانند به راحتی و با فعالیتهای این یا آن حزب از دستش بدهند.
4- حزب باید از منفعتطلبی و قدرتطلبی به عنوان اخلاق مذموم سیاسی پرهیز نماید. البته طبیعی است که حزب به دنبال دستیابی به کرسیهای تصمیمگیری و اجرا در مملکت باشد، اما این با قدرتطلبی غیراخلاقی کاملا متفاوت است. حزب اگر به دنبال راهیابی به مجلس یا دولت است، باید هدف خویش را خدمت به مردم قرار دهد نه ارضای عطش قدرت و جاه.
5- حزب باید از اخلاق مذموم فردی همچون کینهجویی، حسد، تخریب فریبکارانه طرف مقابل و اموری از این دست به شدت پرهیز نماید. بهعلاوه حزب باید اخلاق اسلامی از نیت خالص، صداقت، ثبات قدم و... را سرلوحه اعمال و رفتارهای خود قرار دهد.
این خصوصیات را میتوان خصوصیات حزبالله نامید (بنابر آنچه از قرآن و نهجالبلاغه به دست میآید). آقای محمد سلامتی دبیرکل سازمان مجاهدینانقلاب اسلامی یک جا(1) در مصاحبهای گفتهاند: "تقسیمبندی حزبالله و حزبالشیطان پاسخگوی امروز جامعه سیاسی کشور نیست." و مقصودشان آن بوده است که تقسیمبندی مزبور در قرآن و روایات آنچنان کلی است که برای درک وضعیت سیاسی امروز کشورمان فاقد اثر است. ایشان دایره حزبالله را آنچنان وسیع گرفتهاند که شامل منحرفاتی نظیر خوارج هم میشود! البته ایشان از خوارج نام نبردهاند اما ذیلا با بررسی مبانی ایشان دقیقا روشن میشود که خوارج نیز به نظر ایشان جزء حزبالله هستند. آقای محمد سلامتی در مورد معنای قرآنی و روایی حزبالله توسعهای قابلتوجه قائل شده، اظهار داشتهاند: "وقتی کسی که پیامبر را پذیرفته و به اسلام ایمان آورده است و صادقانه طرفدار خلفا میشود و با او کار میکند و نمیداند که چه اتفاقی افتاده است را چگونه باید حزباللهی ندانیم." وقتی مصاحبهگر از ایشان میپرسد: "یعنی اشتباهات و غفلتها برای نشناختن جریان حق آنچنان مسئله مهمی نیست و هرکسی با هر اشتباهی و هر تاوانی که اسلام باید بپردازد میتواند جزء جریان حزبالله باشد؟" آقای سلامتی پاسخ میدهد: "نخیر مهم نیست. وقتی فردی خیلی درک سیاسی و اعتقادی بالایی ندارد، خطایش قابل بخشیدن است." این به معنی نادیده گرفتن خصلت اول از پنج خصلت سابقالذکر است. مومن و حزب ایمانی باید زیرک و کیس باشند اما آقای سلامتی سادهلوحان و فریبخوردگان را نیز جزء حزبالله میشمارد. آیا اسلام در تاریخ خود بیشترین لطمه را از همین سادهلوحان نخورده است و آیا همین انقلاب اسلامی ایران نیز شاهد آسیبهایی از سوی سادهلوحی عدهای از یاران سابق خود نبوده است؟ پس چگونه آنها را حزبالله قلمداد میتوان نمود؟!
آقای سلامتی در مصاحبه مزبور اشتباهاتی ناشی از کماطلاعی نسبت به تاریخ اسلام (خصوصا دوران پس از ارتحال رسول گرامی اسلام) دارند (از جمله مدعی بیاطلاع بودن "جماعت زیادی" پس از ارتحال پیامبر از آنچه در غدیرخم اتفاق افتاده بود هستند و...!) که بدانها در این مجال نمیپردازیم. در اینجا فقط با این موضوع سروکار داریم که ببینیم نگرش آقای سلامتی تا چه اندازه سکولار است. مسلم است که با خارج شدن مبانی قرآنی و روایی از محوریت تقسیمبندیهای حزبی امروز، راه برای نگاه سکولار به حزب و کارکرد اجتماعی- سیاسی آن باز میشود.
ایشان درباره درد دین داشتن میگویند: "درد دین یعنی چه؟ دین مسائل اجتماعی را به دنبال دارد. کسی که توجهی به مسائل و ابعاد اجتماعی دین نداشته باشد اصلا دین ندارد." بدینسان ایشان درد دین داشتن را به عنوان یک شاخصه حزبالله به توجه حزب نسبت به مسائل اجتماعی فرو کاسته است و تلویحاً صرف تلاش یک حزب برای حل مسائل اجتماعی را به معنی درد دین داشتن آن حزب تلقی نموده است. بدینترتیب خصلت سوم از پنج خصلت فوق از سوی آقای سلامتی نفی شده است.
آقای سلامتی و حزب متبوع ایشان باید توجه داشته باشند که خواست واقعی مردم ایران اجرای احکام نورانی اسلام است که قطعا رخ دادن چنین مهمی ضامن تامین حوایج مادی، رفع ظلم و بسط عدالت و اخلاق نیز خواهد بود. بنابراین اگر حزبی خصلت اول و سوم از پنج مورد بالا را نداشته باشد، خصلت دوم را نیز نخواهد داشت.