چندی پیش کاوشگران روسی در اقدامی گسترده، پرچم سهرنگ این کشور را که از فلز تیتانیوم ساخته شده، در ژرفای، چهار هزار متری آبهای یخزده قطب شمال نصب کردند. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد که کاوشهای جاری ثابت میکند که کوههای زیر دریای یخ با خشکیهای روسیه مرتبط هستند. بدینترتیب روسیه ادعای ارضی خود را در مورد قطب شمال مورد تأکید قرار داد. پترمککی، وزیر امور خارجه کانادا، در واکنشی برآشفته نسبت به اقدام اخیر روسیه گفت، قطب شمال متعلق به کانادا و جزو سرزمین ماست. یک فرستنده تلویزیونی کانادا اعلام کرد که این کشور، چهار کشتی گشتی برای تأمین امنیت و حق مالکیت در قطب شمال مستقر خواهد ساخت. واکنش دانمارک نسبت به این اقدام روسیه نیز همراه با اعتراض بود. این کشور متقابلاً بر مالکیت خود بر قطب تأکید نمود و برافراشتن پرچم روسیه در اعماق دریای یخ را بیاهمیت و مضحک خواند. دیگر کشورهای قطبی، یعنی ایالات متحده آمریکا و نروژ نیز بر ادعای ارضی خود در مورد قطب شمال تاکید کردند. در مقابل، وزیر خارجه روسیه از این انتقادات اظهار شگفتی کرد و گفت: تاکنون چنین بوده که کاوشگران همواره در هر نقطهای پرچم خود را برافراشتهاند. همتای کانادایی او خاطرنشان ساخت که برافراشتن پرچم، اهمیت حقوقی ندارد و ما در سدههای چهاردهم و پانزدهم زندگی نمیکنیم. روسیه نخستین بار در سال با زیردریاییهای کوچک خود به ژرفای دریای یخ نفوذ کرد و اعلام نمود که دوسوم قطب شمال متعلق به این کشور است. اقدام تازه روسیه را باید آغاز دور تازهای از رقابت کشورهای همجوار قطب شمال، برای تسلط بر این منطقه ارزیابی کرد. بوریس گریسلف رییس مجلس روسیه گفت که روسیه به عنوان قدرت قطبی، تصمیمات بزرگی اتخاذ کرده و قصد دارد به اکتشاف و استخراج منابع طبیعی در این منطقه دست زند. وی تأکید کرد که علائق روسیه معطوف به چنین جهتی است. انستیتوی جغرافی آکادمی علوم روسیه، ذخایر نفت و گاز در قطب شمال را میلیارد تن تخمین میزند. این رقم دو برابر ذخایر نفت و گاز در خاک روسیه است.
خلاء استراتژیکی که بعد از پایان جنگ سرد گذشته به وجود آمد و با تفوق و نظر یکجانبه آمریکا در دنیا پر میشد الان با شکست نظم تکقطبی مورد بازنگری قرار گرفته و روسیه هم تلاش میکند نقش خودش را در این خصوص ایفا کند. یکی از ابزارهای مهم در دست روسیه انرژی است و دستکم تا 50 سال آینده این نقش کاهش پیدا نمیکند، افزایش هم مییابد. روسیه با این نگاه میخواهد از توانایی صدور انرژی خودش و توانایی تسلط بر شاهراههای انتقال انرژی بیشترین استفاده را برای افزایش نقش خودش در معادلات بینالمللی ببرد. افزایش حجم سرمایهگذاری در حوزه انرژی، ایجاد بزرگترین کارتل گازی دنیا یعنی گاز پروم، ایجاد کارتل گازی سیب نفت، استفاده از انرژی برای تحت فشار گذاشتن همسایگان، طرح ایجاد خطوط لوله جدید، همه در همین راستا است. در واقع ورود روسیه به قطب شمال ورود به حوزه انرژیزا است که میتواند به توانمندی روسیه در حوزه انرژی اضافه کند و نقش آن را در معادلات استراتژیک دنیا افزایش دهد. در قطب شمال حدود 10 میلیارد تن نفت و گاز طبیعی وجود دارد و این یعنی افزایش قدرت هر کشوری که به این ذخایر دست پیدا کند. ولی قطب شمال پنج همسایه دارد. براساس توافق بینالمللی پنج کشور همسایه قطب شمال یعنی روسیه، آمریکا، کانادا، نروژ و دانمارک اجازه دارند که تا شعاع 320 کیلومتری مرزهایشان را منطقه اقتصادی بدانند و در آن دخل و تصرف کنند، اما هیچکدام اجازه بهرهبرداری در فراتر از این شعاع را ندارند.
از سال 2001 پنجاه دانشمند روسی مدت 45 روز را در یک یخشکن هستهیی تحقیقاتی سپری کردند و بعد از آن ادعا کردند که برآمدگی بزرگی در قطب شمال وجود دارد که مستقیماً به سواحل شمالی روسیه پیوند میخورد. به این وسیله میخواهند ادعا کنند که این سرزمین متصل به خاک روسیه است. در همان سال البته در آمریکا عکسالعملهایی انجام شد. آمریکا نقطه ضعفش این است که کنوانسیون قوانین دریایی را در داخل کشورش به تصویب نرسانده و امکان کافی برای استناد به قوانین بینالمللی در مقابل روسیه ندارد. روسیه هم با توجه به اینکه گرمایش زمین کلاهک یخی قطب شمال را نازکتر کرده اخیراً اقداماتش را برای حضور در قطب شمال گسترش داده و میدهد.
چون قواعد جنگ سرد شکل نگرفته است لذا نمیتوان این وضع را رویارویی استراتژیک دانست. روسیه اقداماتی را انجام میدهد که تحقیری را که در 20 سال گذشته دیده به شکلی جبران کند. در واقع به دنبال افزایش نقش خودش در معادلات بینالمللی است و با توجه به اینکه سیاستهای آمریکا در منطقه شکستخورده و در موضع ضعف به سر میبرد، روسیه از چارچوب همکاری وارد مرحله رقابت و همکاری با آمریکا شده است. به این دلیل است که این حالت را نمیتوان رویارویی استراتژیک نامید.
روسیه ضمن اینکه همکاری با غرب را کامل رها نکرده در برابر بخشی از سیاستهای غرب مقاومت میکند. بالاترین بروزش در خاورمیانه این است که دارد سیاست مستقلی اتخاذ میکند. به همین دلیل با هر دو دولت خودگردان و حماس در فلسطین رابطه دارد و موضع اروپا و آمریکا را در برابر حماس ندارد. پس از سفر عباس به مسکو بلافاصله خالد مشعل را دعوت میکند. یعنی سیاست مستقل خود را حفظ میکند.
پس طبیعتاً وقتی رقابت جدی بین روسیه و آمریکا برقرار باشد این تاثیر خودش را در خاورمیانه خواهد گذاشت. در لبنان هم مشاهده کردید که روسیه با ارسال سلاح به لبنان مخالفت کرد. در عراق تاکید زیاد بر شکست سیاستهای آمریکا میکند و میگوید شکست شما ناشی از آن است که به هشدارهای ما گوش نکردید. البته روسیه از توان کافی برای مقابله با آمریکا برخوردار نیست و به همین جهت هم با احتیاط وارد میشود. یعنی نه یکسره مقاومت میکند، نه یکسره مشارکت. اما در قضیه قطب شمال گویی مقاومت بیشتر است. نه، روسیه با غرب در خیلی از امور مشارکت میکند. ولی در سطحی مقاومت هم هست. این روند تشدید خواهد شد. حتی اگر در آمریکا تغییراتی صورت گیرد و دموکراتها قدرت را در دست بگیرند با حساسیتی که به مسایل حقوق بشر در روسیه نشان میدهند تنشها تشدید خواهد شد. از طرفی روسیه توانمندیهایش در حال افزایش است و آمریکا به خاطر اشتباهش دچار ضعف شده و گرفتاریهایش بیشتر خواهد شد، لذا رقابتها بیشتر خواهد شد.