">
خلیج فارس بهلحاظ دارا بودن منابع عظیم انرژی، جایگاه ویژهای را در اقتصاد جهانی به خود اختصاص داده است. تأمین منابع انرژی بسیاری از کشورهای توسعهیافته و صنعتی از این آبراه بزرگ و حیاتی، سرنوشت آن را با اقتصاد جهانی پیوند زده است. همچنین قرار داشتن کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران در حاشیه این آبراه، اهمیت آن را دو چندان ساخته است؛ کشوری که ورای جایگاه سیاسیاش در منطقه و جهان، به لحاظ جغرافیای اقتصادی، از یک طرف به اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی و قفقاز، و از دیگر سو به شبهقاره هند و همچنین به مجموعه کشورهای عربی جنوب، دسترسی دارد. مجموعه این ویژگیها حساسیت قدرتهای بزرگ دنیا را نسبت به این منطقه برانگیخته است، به گونهای که همواره بخش مهمی از تلاش خود را صرف حضور و یا نفوذ در این منطقه کردهاند. از زمان شاه عباس صفوی که پرتغالیها تلاش فراوانی برای حضور در این آبراه حیاتی به عمل آوردند، تا سالها بعد که دیگر کشورهای اروپایی و از جمله انگلیس، تلاش خود را به حضور پررنگ در خلیج فارس اختصاص دادند، تماماً از موقعیت خاص و تاریخی این منطقه حکایت دارد؛ چنانکه در مقطع فعلی هم دولت ایالات متحده از طریق به دست آوردن پایگاههای متعدد نظامی در تعداد قابل توجهی از کشورهای منطقه، سعی دارد سیاست راهبردی خود را مبنی بر تسلط به منابع انرژی خلیج فارس، این گونه دنبال کند. با توجه به نقش و موقعیت خاص جمهوری اسلامی ایران در این منطقه حساس و حیاتی، و به منظور حفظ و ارتقای این جایگاه، طبیعی است که به طور پیوسته، وظایف و مسئولیتهای سنگین پیشروی ما قرار دارد. اهم این موقعیتها و وظایف ناشی از آنها عبارتند از:
1- سیاسی - امنیتی
بیگانگان با حضور فیزیکی، نظامی و همهجانبه خود در کشورهای حاشیه خلیج فارس، نه تنها موجب امنیت نشدهاند، بلکه اصل این حضور، به برخی از تنشها دامنزده و بر بسیاری از ناامنیها سایه افکنده است. جمهوری اسلامی ایران از دیرباز بر این عقیده اصولی پای فشرده که امنیت منطقه حساس خلیج فارس، باید توسط کشورهای حاضر در همین منطقه تأمین شود. در راستای این راهبرد، تنظیم ارتباطهای گسترده سیاسی با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، نه تنها برای ما اهمیت ویژهای دارد، بلکه باید برای برقراری این ارتباطات و نیز امضای قراردادهای سیاسی ـ امنیتی با این کشورها، گامهای اساسی برداشته شود. بهطور حتم، پیریزی فصل نوینی از مناسبات سیاسی در روابط با این کشورها و سپس تقویت این روابط، هم به استحکام پایههای اعتماد فیمابین خواهد انجامید و هم آثار مثبت و سازندهای را برای این منطقه حساس به دنبال خواهد داشت.
2- اقتصادی
از نکات بسیار مهم دیگری که برای جمهوری اسلامی ایران حایز اهمیت است، مسأله استفاده از ظرفیتهای بالقوه به عنوان خط عبور یا ترانزیت کالاهای اقتصادی و مواد سوختی است. دریافت نفت کشورهای شمالی ایران و صادرات آن در جنوب، و نیز وجود ارتباط ریلی با کشورهای آسیای میانه و استفاده از این خط طویل برای انتقال کالاهای موردنیاز به مجموعه این کشورها از یک طرف، و در طرف دیگر به کشور افغانستان که کاملاً محصور در خشکی است، افزون بر اینکه از اهمیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در این منطقه حساس حکایت دارد، دارای منافع ارزنده اقتصادی برای کشورمان نیز هست.
با در نظر گرفتن ویژگیهای یاد شده و به منظور حفظ و ارتقای این جایگاه، سرمایهگذاری و تقویت مجموعه شبکههای بندری در منطقه خلیج فارس و دریای عمان، برای ما مهم و حایز اهمیت راهبردی است. اگرچه گامهای اولیه این حرکت با طرح توسعه بندر شهید رجایی در حال اجراست، ولی استمرار این روند و بخصوص تعمیم آن به سایر بنادر، لازم و ضروری به نظر میآید.
3- نظامی
از دیگر ابعاد این اهمیت، حضور نظامی در خلیج فارس و ضرورت همکاریهای نظامی با کشورهای حوزه خلیج فارس است. یکی از نگرانیهای جمهوری اسلامی ایران در این زمینه، حضور کشورهای فرامنطقهای در خلیج فارس و انجام رزمایشهایی است که گهگاه توسط آنان در این آبراه استراتژیک صورت میگیرد. به اعتماد ما، اگر بناست رزمایشی در خلیج فارس برگزار شود، باید بین جمهوری اسلامی و کشورهای همسایه منطقه انجام گیرد؛ کشورهایی که مانند ایران، به این منطقه تعلق داشته و نسبت به امنیت و اهمیت آن حساسند.
یقیناً بخشی از معضل یاد شده، به وجود برخی خلاهای نظامی و امنیتی بین ما و همسایگان جنوبیمان مربوط میشود. این خلاها را باید بهگونهای پر کرد تا چنین نیازی در کشورهای همسایه نسبت به این نوع همکاری با کشورهای خارجی، احساس نشود. امضای قراردادهای نظامی ـ امنیتی با این کشورها، گام مفیدی در پر کردن خلاهای موجود خواهد بود.
4- فرهنگی
اهمیت خلیج فارس و نقش کلیدی ایران در این منطقه، قدرتهای بزرگ و بخصوص انگلیس را بر آن داشته تا در شیطنتی آشکار و به منظور محو تأثیرها و ریشههای فرهنگی ایران بر این آبراه، اقدامهایی را در جهت جعل عناوینی جدید برای خلیج فارس به عمل آورند. صرف هزینههای میلیاردی، چاپ نقشههای جدید، برگزاری همایشها و اقدامهایی از این قبیل، بخشی از تلاش آنان برای محو این نام چند هزار ساله است که در همه نقشههای تاریخی به «خلیج فارس» شهرت دارد. باید همه ظرفیتهای ما در جهان به کار گرفته شود تا با انجام یک سری روشهای منطقی و فرهنگی، با این حرکت مشکوک و انحرافی مقابله شود. وزارت امور خارجه ضمن برگزاری همایشهای تحقیقی و علمی و یا برگزاری نمایشگاههای بینالمللی ـ نظیر آنچه در موزه لوور پاریس انجام شد ـ میتواند گام مفیدی برای تثبیت این نام تاریخی و ثبت شده در سازمان ملل برداشته و در عینحال، در مقابل هرگونه حرکات مشابه در هر کجای دنیا، واکنش سریعی به عمل آورد.