گروه سیاسی ـ علی پیرحسینلو: نحوه مواجهه رسانههای خبری جهان با اجلاس شرمالشیخ به گونهای متضاد بین خوشبینی و بدبینی و نیز بین امیدواری و ناامیدی سرگردان بود. فضای رسانهها، متاثر از تحلیلهای کارشناسی و دیپلماتیک مانده بود که در اجلاس شرمالشیخ باید منتظر گشایش شگفتانگیز در روابط ایران و آمریکا باشد یا برعکس چنین گشایشی دور از ذهن و مغایر با واقعیت خواهد بود. به این ترتیب در حالی که موضوع اصلی این اجلاس یعنی مسائل عراق تا حد زیادی تحتالشعاع گمانهزنیها درباره مذاکره احتمالی ایران و آمریکا قرار گرفته بود، محافل کارشناسی دو کشور و نیز رسانهها و ناظران بیطرف در دو جبهه مخالفان و موافقان مذاکره ایران و آمریکا در این اجلاس صفبندی کرده بودند و هر یک نگاه خود را تبلیغ میکردند. هر چند تیرگی روابط این دو کشور، امیدواریهای ولو کمرنگ را بیشتر به چشم میآورد. در مجموع دو نگاه مخالف و موافق نسبت به مذاکره جدی ایران و آمریکا مطرح بود. گروهی نسبت به هرگونه مذاکره سازندهای در شرمالشیخ با بدبینی نگاه میکردند و مخالف هر تلاشی در این مسیر نیز بودند. این گروه اعتقاد داشتند در اجلاس شرمالشیخ به اندازه کافی موضوع برای بحث وجود دارد و مسائل عراق به قدری حاد و فوری هست که امکان گشایش در مذاکره ایران و آمریکا بسیار بعید خواهد بود.
این کارشناسان به مسابقه 28 ساله دشمنی ایران و آمریکا اشاره میکردند و حل چنین اختلاف ریشهداری را در زمانها و امکانهای محدود حاشیه اجلاس شرمالشیخ غیرممکن میدانستند. به عقیده این صاحبنظران شروع نکردن بهتر از شروع بد است و ایران و آمریکا اگر میخواهند به سمت از سرگیری روابط حرکت کنند، باید از بهترین مجال ممکن شروع کنند. این گروه، نگاههای خوشبینانه به شرمالشیخ را «خوشخیالی» میدانستند، اما گروه دیگری از کارشناسان و رسانهها با رویکرد مثبت به مذاکره احتمالی ایران و آمریکا در حاشیه اجلاس شرمالشیخ نگاه میکردند و معتقد بودند ایران و آمریکا نباید فرصتهایی چنین برای تنشزدایی را از دست بدهند.
گروه اخیر پس از اینکه خبر خروج متکی وزیر امور خارجه ایران از ضیافت شام را شنیدند و از تکرار اتهامات آمریکا علیه ایران در شرمالشیخ آگاه شدند، این را یک «فرصت از دست رفته» نامیدند که معلوم نیست به زودی تکرار شود. گروه بدبینها معتقد بودند شرمالشیخ و موضوع عراق اساساً محمل و محل خوبی برای آغاز مذاکرات ایران و آمریکا نیست، چرا که بعید است در نخستین گفتوگوها چیزی غیر از تکرار اتهامات همیشگی دو کشور علیه یکدیگر درباره عراق مطرح شود. اما گروه خوشبینها معتقد بودند، در اوج کشاکش هستهای با ایران و در حالی که واضح است طرف دعوای ایران نه اروپا و دیگر کشورها، بلکه خود آمریکاست، مذاکرهای بین این دو کشور میتواند از تنشهای دو طرف بکاهد و زمینه را برای تفاهمی دوجانبه در آینده فراهم کند.
یکی از گویاترین بیانهای این نگاه را خاویر سولانا مطرح کرد و حتی برای آنکه به نوبه خود راه را برای انجام چنین مذاکرهای هموار کند، از قول رهبران ایران به آمریکا قول آمادگی برای مذاکره داد. دیگر دیپلماتهای خوشبین هم معتقد بودند مسائلی همچون موضوع آزادی پنج دیپلمات ایرانی، امکان پایان دادن به اتهامات دوجانبه و کاهش تنشها و افزایش همکاریها برای تأمین امنیت عراق، به اندازه کافی برای بحث در نخستین گام مذاکرات دو کشور جذابیت داشت. اکنون با مشخص شدن سطح مذاکرات انجام شده بین دو کشور، هر دو گروه معتقدند اتفاق خاصی (نه خوب و نه بد) نیفتاده؛ اگرچه بدبینها میگویند این هیاهوی بیحاصل فقط به یاس از گشایشی در آینده دامن میزند و خوشبینها نیز معتقدند یک فرصت دیگر و البته مهم برای از سرگیری روابط از دست رفت.
اما از میان این دو دیدگاه، نگاه سومی نیز (بیشتر در میان برخی از صاحبنظران راستگرای ایرانی) وجود داشت که اگر چه با مذاکره و حتی حضور بیقید و شرط ایران در شرمالشیخ مخالف بود، اما نگاهی متفاوت با گروه بدبینها داشت. صاحبان این دیدگاه معتقد بودند ایران باید مراقب باشد که در حاشیه اجلاس شرمالشیخ در دام آمریکا نیفتد و امکان تبلیغات شکننده افکار عمومی ایران را برای آمریکا فراهم نکند.
این گروه معتقد بودند آمریکا در بیرون میتوانست اینطور تبلیغ کند که ایران با نشستن بر سر میز مذاکره از مواضع قبلی خود عدول کرده و در درون مذاکرات نیز گفتوگوها را به جای تفاهم، به سمت اتمام حجت با ایران در آورند و با بهکارگیری ضددیپلماسی ایران را در عمل انجام شده و وضعیت نامطلوب قرار دهند. هر کدام از این دیدگاهها را که به کلی و یا با تقریب بپذیریم، در هر حال فرصت احتمالی برای مذاکره، خوب یا بد، اکنون از دست رفته است. ولی نوع تصمیم مقامها برای حضور، نحوه اعلام آن (در حالی که لاریجانی در عراق بود، این موضوع از سوی احمدینژاد در تهران به دولت عراق اعلام شد) و همچنین چگونگی ترک جلسه از سوی متکی، سوالهای زیادی را برای صاحبنظران و منتقدان ایجاد کرده است و باید بررسی کرد که اگر نتایج شرمالشیخ در راستای بهبود روابط ایران با آمریکا تاثیر مثبت خاصی نداشته است، آیا روی چهره و تصویر ایران در رسانههای جهان تاثیر منفی نداشته است؟