* رسالت دی ماه جاری بیست ساله میشود شما از انتشار اولین شماره روزنامه در آن کار کردید و قلم زدید و در مدیریت بخشهای گوناگون مشارکت داشتید. آیا میتوانید که در یک جمله بگویید رسالت چیست و چه رسالتی به عهده دارد؟
** رسالت یک روزنامه است مثل همه روزنامهها و بنا به اعلام موضع بنیانگذاران آن رسالت صیانت از اسلام و نظام و انقلاب را در صدر وظایف خود میبینند.
* اما گفته میشود رسالت یک حزب یا یک جریان فکری است آیا چنین برداشتی درست است؟
** ما نمیتوانیم مانع درک برخی از یک پدیده بشویم اما رسالت یک حزب نیست. البته یک جریان فکری را بدون وابستگی حزبی نمایندگی میکند.
* کدام جریان فکری را نمایندگی میکند؟
** ما در کشوری زندگی میکنیم که در 27 سال پیش یک انقلاب عظیم در اندازه جهانی در آن بوقوع پیوسته است. معادلات قدرت در جهان به هم زده است. مسیر تاریخ یک ملت را از بیراهه نجات داده و مردم را به سرنوشت خودشان حاکم کرده است. رسالت به عنوان یک روزنامه 20 سال پیش تاسیس شد. موسیسن آن افرادی بودند که دغدغه «خدمت» و «پیشرفت» کشور را داشتند و معتقد بودند به لحاظ تئوریک و مباحث فکری باید انقلاب را یاری داد.
ما معتقد نیستیم همه جریان فکری که انقلاب را هدایت میکند ما هستیم ما بخش ناچیزی از جریان نیرومند میباشیم و سعی میکنیم به وظایف خودمان در این وادی عمل کنیم.
* شما در شورای سردبیری در قسمتهای مدیریت خبر، دبیری بخش سیاسی داخلی و اکنون نیز سردبیری کار کردید تجربیات خود را در این سه عرصه چگونه میبینید آیا خود را در این عرصهها موفق دیدید؟ آیا قبلا تجربه کار و روزنامهنگاری داشتید؟
** بنده قبلا کار روزنامهنگاری نکردم. البته پیش از آنکه به روزنامه بیایم در حزب جمهوری اسلامی فعال بودم.
قبل از انقلاب یک نشریه زیرزمینی به نام «حزبالله» را با برخی از دوستان در سالهای 56 و 57 اداره میکردیم که از اخبار نهضت و پیامهای امام(ره) را در آن درج میکردیم.
یک ماهنامه زیراکسی داشتیم و حوزه انتشار آن تهران، قزوین، انزلی، شیراز، اصفهان، آبادان و همدان در تیراژ بسیار محدود بود.
دوستانی که در این شهرستانها داشتیم شبکه توزیع ما را تشکیل میدادند نمیشود از به عنوان تجربه روزنامهنگاری یاد کرد. اما به هر حال یک کاری در همین عرصهها میشود ارزیابی نمود.
بنده اعتراف میکنم کار ما در رسالت خیلی با استاندارهای حرفهای روزنامهنگاری تطابق ندارد. حداقل کار خودم را میگویم. ما مشکلات زیادی را از ابتدا داشتیم از ضعف آموزش و نداشتن کادر ثابت رنج میبریم. اکنون همین ضعف را بشدت احساس میکنیم.
* افراد زیادی در شکلگیری و جریان راهاندازی روزنامه رسالت مشارکت داشتند اکنون اینها دیگر در روزنامه فعال نیستند هر کدام به سمتهای وزارت یا وکالت و یا مدیریتهای دیگر در نظام رفتند. آیا میشود رسالت را یک جریان کادرساز برای همان جریان فکری که در اول اشاره شد، تلقی کرد؟
** افرادی که در روزنامه رسالت کار میکردند و یا قلم میزدند، کار در روزنامه را به عنوان یک شغل و حرفه تلقی نمیکردند با افت و خیزهای سیاسی کادرها روزنامه هم جابجا میشد. این را هم نباید فراموش کرد افرادی که به روزنامهها میآمدند خود قبلا کادر بودند نیازی نبود در اینجا ساخته شوند. البته آموزش روزنامهنگاری و تنفس در فضای روزنامه و آشنایی با چند و چون رکن چهارم دموکراسی یعنی مطبوعات و رسانهها برای هر مسئولی خالی از لطف نیست.
* شما چرا در روزنامه ماندگار شدید و مسوولیتی در بیرون نپذیرفتید؟
** بنده به منطق «مردی و کاری» معتقدم لذا ترجیح دادم در روزنامه در خدمت دوستان و بهویژه برادر بزرگوارم جناب آقای مهندس سیدمرتضی نبوی بمانم و به کاری دیگر مشغول نشوم.
* مدیران روزنامهها نوعا به دلیل اشتغال به مدیریت فکری، مالی و اجرایی از نوشتن باز میمانند اما شما در کنار کارهای اجرایی روزنامه از پرکارترین نویسندگان رسالت بودید این دو عرصه را چگونه با هم جمع کردید؟
** میشود این دو عرصه را با توکل و توسل و استمداد از خداوند تبارک و تعالی جمع کرد. البته من خود را نویسنده قالبی نمیدانم و پرکار هم که میفرمایید شاید خیلی واقعیت نداشته باشد در محیط کار نمیشود نوشت، باید به اجرا فکر کرد. بنده 90 درصد نوشتههایم را در منزل در اوقات خاص و در محیطی بیسروصدا انجام میدهم در این اوقات هم میشود خوب فکر کرد و هم خوب مطالعه کرد.
* اگر نوشتههای شما را طی 20 سال گذشته یک جا جمع کنیم به لحاظ موضوعی چگونه فصلبندی و یا موضوعبندی میکنید؟
** به این موضوع زیاد فکر نکردهام اما بطور کلی تا آنجا که ذهنم یاری میدهد میتوانم بگویم در سالهای اولیه تاسیس روزنامه و در زمان حیات افتخارآمیز حضرت امام(ره) نوعا مطالبی که مینوشتم مربوط به جنگ و سیاست خارجی بود. بعد از امام پس از طرح مساله شبیخون فرهنگی توسط مقام معظم رهبری عمدتا مقالات من مربوط به دفاع از عرصه فرهنگ و پاسخ به این شبیخون بود موفق شدم مجموعه مقالات خود را دو جلد تحت عنوان «براندازی خاموش» و نیز «پرسشهای بیپاسخ» چاپ کنم. البته قرار بود در کتاب دیگری بقیه مقالات را به دست چاپ بسپارم که نه توانایی مالی داشتم و نه فرصت کافی، دسته سوم مقالات من عمدتا نقد اقتصادی است. که بخشی از آن را در کتاب نقض اصل 53 قانون اساسی آوردم و قرار است بقیه مقالات را هم اگر عمری بود در چاپ دوم نقض اصل 53 بیاوردم.
لذا تحلیل محتوای مقالاتم طی 20 سال گذشته کلید واژه دارد 1 ـ دفاع مقدس 2 ـ شبیخون فرهنگی 3 ـ نقص حقوق اقتصادی ملت
* ورود به نقد اقتصادی مستلزم داشتن دانش کافی است شما چطور میتوانید هم در عرصه سیاست خارجی، هم در عرصه مسایل فرهنگی و هم اخیرا در عرصه نقد اقتصادی وارد شوید.
** سوال جالبی است. میگویند فهم و دانش یک روزنامهنگار باید به اندازه یک اقیانوس اما به عمق نیم میلی متر باشد ما از این دسته از روزنامهنگاران هستیم البته روزنامهنگارانی داریم که عمق این اقیانوس را با یک یا دو متر هم رساندهاند ما توفیق آنرا نداشتیم. شما درست میگویید در یک نوشتار با نقد باید دقتهای علمی و کارشناسی لحاظ شود. بنده با مطالعه و گفتگو با افراد صاحبنظر قبل از اینکه دست به قلم ببرم، این دقتها را لحاظ میکنم. نویسندهای که مطلبی را مینویسد منتظر پاسخ است. بنابراین موقعی که مینویسد سعی میکند، از قبل پرسشهای فنی و کارشناسی احتمالی را در نوشتار خود پاسخ دهد. لذا بنده در این وادی هر چه نوشتهام پاسخی مکتوب دریافت نکردهام.
*اما از سوی نهادهای رسمی دولت مثل شرکت ملی نفت، دیوان محاسبات، سازمان مدیریت و برنامهریزی، وزارت اقتصاد و دارایی به شما پاسخ دادند.
** آنها به بنده پاسخ ندادهاند. بنده به هیات نظارت بر اجرای قانون اساسی بدلیل نقض اصل 53 قانون اساسی شکایت کردم این هیات شکایت بنده را به نهادهای مربوط برای پاسخگویی فرستادند این نهادها پاسخ هیات را دادهاند نه پاسخ مقالات بنده را، هیات این پاسخها را برای بنده فرستادند که بنده هم سریعا جواب دادم و اشکالات جدید ناظر به پاسخ آنها را دادم. آنها نمیخواستند مسایل روزنامهای بشود، بنده آن را به اصطلاح روزنامهای کردم که مجددا هیچ پاسخی نیامد.
* چطور شد به این فکر افتادید و در این وادی قلم زدید. البته روزنامههای دیگر هم خیلی با شما همراهی نکردند علت چه بود؟
** کسانی که به نظام و انقلاب عشق میورزند یک شعار کلیدی دارند که معمولا در ملاقاتهای حضرت امام(ره) با مقام معظم رهبری همه آن را با فریاد بلند شنیدهایم. «ما سرباز توایم خمینی گوش به فرمان توایم خمینی» این شعار یک تعارف نیست. مفهوم آن این است که کسانی که واقعا به ولایتفقیه معتقدند در کجایی که هستند باید مثل نسبت یک سرباز با فرمانده خود عمل کنند یکی در مزرعه کار میکند یکی در کارخانه، یکی در پادگان، یکی در عرصه علم و دانش لذا باید بداند بسوی یک هدف مقدس در حرکت هستند، فرمانده و مرشدی آنها را هدایت میکند.
بنده در عرصه نویسندگی همیشه سعی کردم ببینم، امام و رهبر معظم انقلاب چه میگویند، از گفتههای آن بزرگان برای خودم دستور کار در میآورم.
بعد ساعتها در مورد آن فکر میکردم و اگر نیاز به مطالعه بود مطالعه میکردم و در نهایت حق سربازی خودم را در همین عرصه ادا میکردم. اگر آن اوایل برای جنگ مینوشتم جنگ مساله اصلی بود. اگر در عرصه شبیخون فرهنگی قلم زدم به همین نیت بود حالا هم که در این عرصه مینویسم فکر میکنم دارم به تکلیفی که روی دوشم نهاده شده عمل میکنم.
* از سخنان و بیانات رهبری چگونه نقد اقتصادی به عنوان یک تکلیف در میآید؟
** مقام معظم رهبری همواره به اصلاحات به مثابه مبارزه با فقر، فساد و تبعیض نگاه کردهاند و در سخنان خود به هر مناسبتی به این موضوعات اشاره کرده و میکنند. نقش ما در این مبارزه چیست؟
تبیین اصلاحات از این دیدگاه، تعریف فقر و شناسایی ابعاد آن و نیز راهکارهای مبارزه با فساد و تبعیض بطور طبیعی یک دستور کار میشود که هر کس که مایل است در این وادی خدمت کند باید به آن بیندیشد.
موقعی که برخی از عناصر افراطی جبهه دوم خرداد تعطیلی چند روزنامه و زندانی شدن برخی خاطیان که مقدسات مردم و نظام را هدف قرار داده بودند را نقض و یکی دو اصل از قانون اساسی و نقض حقوق ملت معنی میکردند، بنده پرچم نقض قانون اساسی در فصل چهارم بهویژه نقض اصل 53 را بالا بردم و خطاب به آنها گفتم اگر اینکه میگویید نقض حقوق حداکثر 100 نفر است را بپذیریم، شما باید نسبت به نقض حقوق 70 میلیون نفر بشر حساس باشید. پس اگر راست میگوئید، اکنون که دولت و مجلس در دست شماست بیایید جلوی این نقض را بگیرید.
* چطور شد از نقض اصل 53 و فصل چهارم قانون اساسی شروع کردید؟
** ببینید به تعریف مقام معظم رهبری در مورد اصلاحات، باید به لزوم مبارزه با فقر، فساد و تبعیض برگردیم.
از فقر شروع کنیم. فقر به کسی میگویند که دخل او با خرج او نمیخواند ما قبل از اینکه به فقر مردم فکر کنیم باید به فقر دولت فکر کنیم. ما یک دولت فقیر داریم. به این معنا که دخل او با خرج او نمیخواند هر سال مقدار معتنابهی کسری بودجه دارد.
پس باید به این مقوله فکر کرد و راهحلی برای آن پیدا کرد. کسری بودجه دولت علت اصلی تورم و گرانی در کشور و کاهش ارزش پول و نیز علت اصلی بیماری اقتصاد کشور است.
اولین سوالی که برای بنده به وجود آمد این بود که آیا با توجه به این همه لطفی که خداوند به این ملت دارد و در مراحل مختلف یار و مددکار ملت بوده است، آیا ما دارای یک دولت فقیر هستیم؟!
پس این همه منابع عظیم زیرزمینی و روزمینی، این همه آبها و دریاها و منابع عظیم آنها چه میشود؟ این نیروی عظیم انسانی کارآمد که بالاتر از آن منابع ارزش دارد چه میکنند؟ در بنگاههای عظیم اقتصادی که با وقوع انقلاب اسلامی از دست سرمایهداران بزرگ و غارتگران خارج شد و اکنون به صورت ملی اداره میشود، چه میگذرد؟
فصل چهارم قانون اساسی که مربوط به اقتصاد و امور مالی است بارها خواندم و قوانین مربوط به آن را مورد مطالعه قرار دادم. ساعتها روی بودجههای سالهای اخیر مطالعه کردم. با کارشناسان و متخصصان مالی و محاسباتی و نیز کارشناسان اقتصادی ملاقات و گفتگو کردم. با برخی بزرگان کشور ملاقات حضوری داشتم کسانی هم که دستی در اجرا و هم دستی در تقنین داشتند محصول همه این بررسیها همین مقالاتی است که میبینید، به جرات میتوانم بگویم برای نوشتن هر سطر آن دهها صفحه مطالعه و با کارشناسان مربوط گفتگو کردم که مبادا به لحاظ علمی و فنی و کارشناسی به آن ایراد بگیرند.
* ما انبوهی از مقالات و نقد اقتصادی شما و دیگر دوستان و روزنامهها روبرو هستیم اگر بخواهید فصل مشترکی طراحی پیام در این مقالات را در چند جمله بیان کنید چه میگویید؟
** پیام اصلی یا ادعای مطرح شده در این مقالات این است که
1 ـ اگر درست عمل کنیم ما یک کشور فقیر نیستیم. یک دولت فقیر نداریم.
2 ـ علت اصلی کسر بودجه و دردهای اقتصاد کشور، عدم بودجهریزی صحیح است.
3 ـ اگر در بودجه ریزی قوانین مربوط یعنی اصول 53، 44 و 45 قانون اساسی و نیز قانون محاسبات عمومی و قوانین مربوط به برنامهریزی و بودجهریزی را رعایت کنیم و استاندارهای علمی و عملی را در بودجهریزی لحاظ کنیم میتوان مشکل کسری بودجه را حل کرد.
4 ـ در بودجهریزی باید همه منابع یا درآمدهها در پیشبینیها بیاید و تبصرههایی که بخشهای عظیمی از درآمدهای کشور را در جایی خارج از درآمد عمومی خزانهداری کل بلوکه میکند بهانه اجرای برخی از طرحها حذف شود و برآورد هزینهها باید واقعیتها را با توجه به استاندارهای قانونی و عملی، لحاظ کرد. از جمعی خرج کردن منابع و مصارف دستگاهها پرهیز کرد.
مبتنی بر این دیدگاه با عدد و رقم و گزارشات رسمی دستگاهها با احصای منابع فراموش شده ثابت کردهام که ما حداقل در چند سال اخیر کسری بودجه را نداشتهایم. برای اثبات این ادعا به غیر از مقالات مندرج در رسالت جلسات مفصلی با دستاندرکاران داشتم که قبلا به آن اشاره کردم.
* آیا از این نشستها و طرح این نقدها نتیجهای هم گرفتید؟
** شما هر سال بودجه کل کشور را ببینید در مقابل سر فصل گاز در قسمت درآمدها صفر نوشتهاند. یکی از پرسشهای بنده این بود که ما با توجه به اینکه میلیاردها تومان گاز در داخل میفروشیم و تنها ظرف سه سال گذشته سه میلیارد دلار گاز به خارج صادر کردهایم چه دلیل دارد شما عدد صفر را در مقابل درآمد گاز بنویسد. خوشبختانه در سال 84 حداقل به این یک نقد یک پاسخی [ولو غیر کارشناسی] دادند و آن اینکه بابت هر متر مکعب گاز قرار شد 91 ریال به خزانه بریزند. این شاید کمترین اثر این نقدها باشد. بودجه سال 84 در حوزه انرژی به کلی دگرگون شد و ساز و کارهای جدید در آن پیشبینی شده است. بنده به همین ساز و کارها ایراد دارم اما بهر حال تغییرات در آن نشان دهنده آن است که آقایان پذیرفتهاند آنچه که در گذشته عمل میشده قابل دفاع نبوده است امیدوارم امسال دولت و مجلس با دقتهای بیشتری در همین حوزه عمل کنند.
* میگویند امسال حداقل 9 میلیارد دلار کسری بودجه داریم آیا به عقیده شما این رقم واقعی است؟
** بودجه یک تعریف علمی و عوام فهم در دو کلمه دارد و آن اینکه، پیشبینی درآمد، برآورد هزینه، این تعریف حقوق مربوط به ماده یک قانون محاسبات عمومی است.
درآمد نفت در بودجه سال 84 را با محاسبه شبکهای 28 دلار پیشبینی کردهایم. مفهوم این پیشبینی آن است که امسال 25 میلیارد و 550 میلیون دلار درآمد نفت خواهیم داشت مبتنی بر این پیشبینی 14 میلیارد و 128 میلیون دلار آن مطابق جدول شماره 8 برنامه پنج ساله چهارم به درآمد عمومی خزانه واریز میشود و مابقی آن که 11 میلیارد و 422 میلیون دلار است به صندوق ذخیره ارزی واریز میشود.
ما در سال 84 نفت را به طور متوسط بشکهای 48 دلار فروختهایم. مفهوم این گزاره آن است که درآمد صادرات نفت ما امسال به بیش از 43 میلیارد و 800 میلیون دلار میرسد که اگر 25 میلیارد و 550 میلیون دلار را براساس پیشبینی به درآمد عمومی و نیز صندوق ذخیره ارزی واریز کنیم 18 میلیارد و 250 میلیون دلار مازاد درآمد داریم. میگویند ما 9 میلیارد کسری داریم.
18 میلیارد مازاد، با این مازاد چه باید کرد. اگر به درآمد عمومی خزانه بریزیم نه تنها کسری نداریم بلکه 9 میلیارد دلار هم اضافه میآوریم و اگر به صندوق ذخیره ارزی بریزیم بر اساس چه منطق اقتصادی و چه قانونی؟!
چون سقف صندوق را در سال 84 از درآمد نفت قبلا تعیین کردیم و آن را هم ریختیم. بنابراین امسال کسری نداریم.
البته مازاد درآمدها فقط به همین ختم نمیشود و فروش فرآوردههای نفتی به خارج امسال به سه میلیارد دلار میرسد. تکلیف این سه میلیارد دلار در برنامه پنج ساله چهارم مشخص نیست. در برنامه پنج ساله سوم طبق ماده 120 جزو درآمد شرکت ملی نفت محسوب میشد. الان اگر آن را هم اضافه کنیم مازاد درآمد ما بیش از آنچه که گفته شد میباشد.
حتی شنیدم در بحث جبران کسری بودجه سال 84 صحبت از کاستن از بودجه عمرانی هم به میان آمده است. این رویکرد صحیحی نیست. اگر برخی معتقد باشند این 18 میلیارد دلار اضافی هم به صندوق ذخیره ارزی برود. فلسفه تاسیس صندوق صیانت از درآمد مازاد برای نسلهای آینده است. مگر پژوهشهای عمرانی انتفاعی در بودجه که اکنون میخواهند از بودجه آن بکاهند، سرمایهگذاری برای نسلهای آینده نیست؟!
* در مطالبی که فرمودید اشاره به شکایات به هیات نظارت به اجرای قانون اساسی داشتید، این شکایت به کجا کشید، آیا آنرا پیگیری میکنید؟
** بخشی از طرح این شکایات و پاسخهای مطرح، در کتابی که اخیرا از سوی آقای دکتر حسین مهرپور مشاور رئیسجمهور سابق و رئیس هیات پیگیری نظارت بر اجرای قانون اساسی تحت عنوان «وظیفه دشوار نظارت بر اجرای قانون اساسی» و از سوی نشر ثالث منتشر شده است، آمده است میتوانید در فصل نهم این کتاب این بحث را دنبال کنید.
بنده منتظرم ببینم در دولت جدید چه کسی مسئول این نهاد خواهد بود تا شکایت خود را پیگیری کنم.
در ضمن سال گذشته در همین روزها شکایتی به کمیسیون اصل 90 تقدیم کردم. موضوع شکایت عدم رعایت اصول 53، 44 و 45 و نیز ماده 10 و 11 قانون محاسبات عمومی در بودجهنویسی و تضییع حقوق اقتصادی ملت در عدم رعایت این قوانین بود. بنده رسما از شما رئیسجمهور وقت و مسئولین اقتصادی در دولت اعم از وزیر نفت، رییس سازمان مدیریت و برنامهریزی، وزیر اقتصاد و دارایی و کمیسیونهای مربوط در مجلس شکایت کردم.
جناب آقای فاکر ریاست محترم کمیسیون اصل 90 به طور جدی این شکایت را دنبال کردهاند. اما متاسفانه پس از گذشت یک سال هنوز پاسخی قطعی به این شکایت داده نشده است. البته تا آنجا که اطلاع دارم بخشهایی از این شکایت رسیدگی شده و نتایج خوبی هم داشته است امیدوارم هر وقت نتیجه بررسیهای کمیسیون به نتیجه رسید طبق قانون از تریبون مجلس قرائت شود.
* اجازه بدهید از این بحث خارج بشویم، برگردیم به روزنامه شما دهه سوم روزنامهنگاری را چگونه آغاز خواهید کرد فکر نمیکنید یک تجدید نظری در فلسفه پیدایش روزنامه و ادامه کار بنمائید؟
** 20 سال پیش که روزنامه رسالت تاسیس شد تعداد روزنامههای کشور از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمیکرد طبیعی بود تقاضای بازار اندیشه و تناسب عرضه کاملا با امروز متفاوت باشد.
امروز دهها روزنامه سراسری منتشر میشود. روزنامههای تخصصی هم زیاد شده است. قطعا ما یک بازنگری نیاز داریم.
امیدوارم این نکته در هیات امنای روزنامه طرح شود و بنده به عنوان احدی از همکاران شما از نتایج آن استقبال خواهم کرد.
* بکی از اشکالات عمده روزنامه سایت روزنامه است آیا نمیخواهید آنرا فعال کنید و در اندازه یک خبرگزاری معمول در کنار خبرگزاریها ظاهر شوید.
** این نیاز به بودجه کافی دارد. فکر میکنم این مهم در دست بررسی است اگر توفیقی برای حل مشکلات مالی پیدا کردیم حتما آن را تقویت خواهیم کرد.
* انتخابات نهم ریاست جمهوری و انتخابات هفتم مجلس معادلات قدرت در ایران را بهم ریخت فکر میکنید چینش جدید قدرت چقدر میتواند با گذشته متفاوت باشد؟ آیا دولت جدید موفق به حل مشکلات اقتصادی خواهد شد؟
** ما طی 27 سال گذشته در هر انتخاباتی شاهد یک شگفتیهایی بودهایم. علت این شگفتیها این است که در ایران مردم هستند که تصمیم میگیرند اهرم قدرتی فارغ از اهرم قدرت مردم وجود ندارد امروز در راس دولت [دکتر محمود احمدینژاد] فردی قرار دارد که فوقالعاده آدم باهوش، باسواد، متخصص و متدین و متعهد است. بنده سالهاست ایشان را میشناسم و سلوک او را در کار سیاسی و در اجرا رصد کردهام و توکل و توسل او به خداوند و ائمه طاهرین را اطلاع دارم، قطعا او یک دولت موفقی را مدیریت خواهد کرد.
نمایندگان مجلس عمدتا عناصر متعهد و متدین و متخصص و کارآمد هستند سعی آنها این است که واقعا برای این کشور کاری بکنند. بنده واقعا به تلاشهای مجلس و دولت در خدمت به مردم و پیشرفت کشور اعتقاد دارم امیدوارم آثار آن را مردم در زندگی روزمره خود به زودی حس کنند.
این تحولات همه ناشی از رای مردم و انتخاب مستقیم بوده است. ما باید به رای مردم و انتخاب آنها احترام بگذاریم این چینش قدرت توسط همین مردم بوده است.
* دولت و مجلس با شعار اصولگرایی...
** این مصاحبه تا کی ادامه دارد فکر نمیکنید یک جایی باید آنرا ختم کرد.
* فکر میکنید در همین جا میشود به آن پایان داد؟
** بالاخره مخاطب یک حوصلهای دارد محاسبه اندازه آن خیلی سخت نیست.
* متشکرم.
** بنده هم از حوصله و دقت شما ممنونم.