تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۸  ، 
کد خبر : ۴۹۶۰۲
باز‌خوانی مقطعی از فعالیت‌های شهید سیدمجتبی نواب‌صفوی و یارانش

فداییان اسلام در نهضت ملی

داوود امینی مقدمه: پرداختن به فعالیت‌ها و مبارزات یکی از جمعیت‌های سیاسی ‍ـ‌ مذهبی موثر در تحولات معاصر ایران، یعنی جمعیت فداییان اسلام که نیم قرن از شهادت رهبر آن سید‌مجتبی نواب صوفی و چند تن از یارانش می‌گذرد، به دلیل تاثیر مستقیم آن بر دیگر جریانات سیاسی و مبارزات ضد حکومتی و نیز اثرگذاریش بر جریان پیروزی انقلاب اسلامی، حائز اهمیت ویژه‌ای می‌باشد. بویژه آن که هنوز پس از گذشت نیم‌قرن، پرسش‌ها و اقوال مختلفی در خصوص اهداف، عملکردها و تاکتیک مبارزاتی آن، مخصوصا در جریان قتل رزم‌آرا و ملی شدن صنعت نفت ایران و چگونگی ائتلاف این جمعیت با جبهه ملی و آیت‌الله کاشانی و نیز افتراق آنان، مطرح است. این مقطع یکی از حساس‌ترین و مهمترین مقاطع نقش‌آفرینی آن جمعیت سیاسی ‍‍ـ دینی در تاریخ معاصر کشورمان بود. که در این نوشتار قصد داریم به ائتلاف نیروهای ملی ‍‍‍ـ مذهبی و آیت‌الله کاشانی با فداییان اسلام و نقش آنان در کنار این جمعیت، در حذف مهره‌ای چون رزم‌آرا، مانع اصلی ملی شدن صنعت نفت و نیز افتراق آنان پس از پیروزی این نهضت، به اختصار بپردازیم.

به طور مسلم، زمینه پیدایش و رویکرد به تاکتیک مبارزات مسلحانه سیاسی جمعیت فداییان اسلام را باید در تحولات سیاسی دوران فعالیت‌شان، یعنی اوضاع و شرایط پس از شهریور 1320 و وضعیت اجتماعی و شرایط فرهنگی ‍ـ‍ سیاسی آن دوره جستجو کرد. گر‌چه شکل‌گیری این جمعیت، بر پایه مبانی اعتقادی و مبارزه با انحرافات دینی در جامعه و کسروی‌گری بود؛ لیکن پس از قتل کسروی و یک دوره فعالیت‌های تبلیغی ـ فرهنگی، در روند جریانات سیاسی کشور، به مبارزات سیاسی روی آورد.
در این برهه، با حذف هژیر در جریان انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی و جلوگیری از تقلب برنامه‌ریزی شده در انتخابات، زمینه ورود ملیون و آیت‌الله کاشانی را به مجلس شورای ملی فراهم ساخت و بلافاصله به جریان سیاسی نهضت ملی کردن نفت پیوست.
با وارد شدن فداییان اسلام به مبارزات سیاسی و ائتلاف با برخی جریان‌های مذهبی و نیز ملی ‍ـ مذهبی، به دلیل شرایط خاص نهضت ملی نفت و سپس اوضاع سیاسی پس از ملی شدن نفت در کشور، موفقیت‌های زیادی نصیب ملت مسلمان ایران گشت و در آن مقطع، تحولات سیاسی جامعه نیز مشارکت و حضور همه گروههای فعال سیاسی و غیر‌سیاسی را در پیشبرد اهداف نهضت ملی نفت، طلب می‌کرد. فداییان اسلام هم از همین منظر، نقش خود را در این برهه، با حذف مهره‌های مخالف انتخابات آزاد و نهضت ملی، به خوبی ایفا کردند و مسیر پیروزی نهضت را هموار ساختند.1
این جمعیت، پس از قتل کسروی، با گرد‌‌همایی‌‌های سیاسی، مبارزه علیه اسرائیل و سرانجام همکاری با آیت‌الله کاشانی و جبهه ملی و نیز برداشتن مانعی چون رزم‌آرا، گام بلندی به سوی نهضت ملی شدن نفت برداشت. بویژه آن که با این اقدامات شاخه مذهبی نهضت ملی نفت، یعنی آیت‌الله کاشانی و نواب ‌صفوی، بسیاری از علما نیز با فتاوای خود، به حمایت از نهضت ملی برخاستند. با این کوشش‌های گسترده، راه پیروزی نهضت، بیش از پیش هموار گردید و روحانیون نیز نسبت به مسائل سیاسی جامعه، واکنش بیشتری نشان دادند.2
نواب صفوی از آغاز همکاری با آیت‌الله کاشانی، رهبر دینی نهضت ملی، قول داد که در راه رسیدن به اهداف دینی و اجرای احکام اسلامی، از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد؛ لذا در جریان انتخابات مجلس شانزدهم و ورود آیت‌الله کاشانی و نمایندگان ملی ‍ـ مذهبی به مجلس، تمام همت خود و دوستانش را به کار بسته و بویژه با فدا‌کردن یکی از بهترین یارانش، یعنی «سیدحسین امامی» در جریان قتل هژیر، راه ورود آنها را به مجلس هموار ساخته بود و اینک انتظار داشت ضمن ائتلاف با آنان، بتواند حق ملت ایران را در مساله مبارزات ملت با استعمار انگلیس، بازستاند.3
رزم‌آرا، زمانی به نخست‌وزیری رسید که نمایندگان اقلیت مجلس (جبهه ملی) و آیت‌‌‌‌الله کاشانی، در صدد ملی کردن صنعت نفت کشور بودند. جبهه ملی، از ابتدای شایعه نخست‌وزیری رزم‌آرا، به مخالفت با وی پرداخت و پیش از معرفی او به نخست‌وزیری، خط استقرار یک رژیم دیکتاتوری نظامی را به ملت ایران هشدار داد.4 آیت‌الله کاشانی که در مقام مخالفت برآمده بود، رزم‌آرا را عامل بیگانه معرفی کرد و ضمن صدور اعلامیه‌ای، بازار تهران را تعطیل اعلام کرد و مردم را به برپایی تظاهراتی عظیم، واداشت.5
فداییان اسلام، پس از اطلاع از تصمیم کمیسیون نفت، مبنی بر رد لایحه قرارداد الحاقی، در تظاهراتی علیه شرکت نفت و دولت رزم‌آرا، پشتیبانی خود را از نمایندگان اقلیت مجلس اعلام کردند. آیت‌الله کاشانی نیز طی بیانیه‌ای، ضمن دفاع از ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور، از مردم خواست آنقدر بر این مساله پافشاری کنند تا طرفداران شرکت نفت در مجلس، ناچار به اطاعت از افکار عمومی شوند. بسیاری از علما و مراجع تقلید از جمله آیت‌الله سیدمحمدتقی خوانساری، حاج شیخ محمد‌رضا کلباسی، آیت‌الله سیدعلی بهبهانی، آیت‌الله گیلانی و جمعی از علمای اصفهان و دیگر شهرها نیز هر کدام با صدور فتاوی و بیانیه‌هایی مردم را به مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت دعوت کردند.6
در واقع مبارزات پارلمانتاریستی و حزبی که در آن آیت‌الله کاشانی و جبهه ملی نقش اساسی داشتند، نتوانسته بود از پیشروی جناح دربار، انگلستان و آمریکا جلوگیری کند و آنان حل مشکل نفت و خروج از این بحران را تقریبا غیر ممکن می‌دانستند.7
در چنین شرایطی که همه راههای سیاسی مسدود شده بود، آیت‌الله کاشانی و جبهه ملی، با ارسال پیغامی به نواب‌صفوی، از فداییان اسلام برای حل قضیه نهضت ملی نفت و جلوگیری از کودتای نظامی و سرکوب آزادی‌ها توسط رزم‌آرا، استمداد کردند تا شاید نهضت ملی با بازوی اجرایی فداییان اسلام، از شکست حتمی رهایی یابد. از این رو، در این زمان، نواب صفوی وکلای جبهه ملی را به حضور در جلسه‌ای در منزل شخصی به نام حاج محمود آقایی دعوت کرد.8
در این جلسه غیر از مصدق. همه اعضای جبهه ملی از جمله دکتر فاطمی، دکتر بقایی، حسین مکی، نریمان، آزاد، حائری‌زاده9 و دشایگان حضور داشتند. در آغاز دکتر سیدحسین فاطمی اظهار کرد که به علت کسالت دکتر مصدق، اصالتا از طرف خود وکالتا از طرف ایشان به جلسه‌ آمده و دکتر مصدق گفته است هر تصمیمی که در این مجلس گرفته شود، برای او هم لازم‌الاجرا است.10
در این جلسه، نخست سران جبهه ملی از وضعیت سیاسی موجود در کشور تحلیلی ارائه کردند.
نتیجه کلی تحلیل آنها این بود که خطر اصلی روز، شخص رزم‌آرا است که قصدش فروش ایران به انگلیس می‌باشد. آنها معتقد بودند که شاه فعلا خطرناک نیست و همه کارها زیر سر رزم‌آرا است.11
با وجود آن که نواب صفوی و یارانش، مشکل اصلی ایران را تنها در وجود شاه می‌دیدند و نظرشان مبارزه رو‌دررو با دربار بود، سرانجام تسلیم رای و نظر مخالفانشان در این جلسه شدند.12 بنابراین در پاسخ به تحلیل‌های سیاسی سران جبهه ملی نواب صفوی اظهار داشت که فرض کنیم رزم‌آرا امروز ساقط شد، بعدش چه؟ آیا شما قول می‌دهید که پس از سقوط وی، احکام اسلامی را اجرا کنید؟ اعضای جبهه ملی، جملگی جواب مثبت دادند.13 در آن جلسه، بین نواب صفوی و اعضای وکلای جبهه ملی، عهد و پیمان بسته شد که پس از گرفتن قدرت، طبق قانون اساسی که هر‌گونه قانون مخالف اسلام را ملغی دانسته و حکم به اجرای احکام اسلامی می‌کند، به اجرای قوانین اسلامی بپردازند.14
بدین ترتیب حاضرین به این نتیجه رسیدند که رزم‌آرا در تدارک یک کودتای نظامی است، بنابراین باید سریعا ساقط شود.
متعاقب این تصمیم، آیت‌الله کاشانی هم که در آن جلسه حضور نداشت، با مصوبات متخذه موافقت نمود.15
بدین ترتیب حاضرین به این نتیجه رسیدند که رزم‌آرا را از بعد سیاسی و آیت‌الله کاشانی هم فتوای قتل وی و چند نفر دیگر را از بعد شرعی صادر نمودند. 16 جلسات و توافقات اعضای جبهه ملی آیت‌الله کاشانی با نواب صفوی بر سر از میان برداشتن رزم‌آرا. مخالفت سرسخت ملی شدن صنعت نفت را می‌توان در صورت بازجویی‌های نواب صفوی مشاهده کرد.
مواضع آیت‌الله کاشانی در آن شرایط که رزم‌آرا کشته شده بد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. وی با شرکت در یک مصاحبه مطبوعاتی، صریحا اعلام کرد که قاتل رزم‌آرا باید آزاد شود زیرا این اقدام او در راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانانش انجام شده است و در حقیقت حکم اعدام وی را ملت صادر کرده و خلیل طهماسبی مجری اداره ملت ایران بوده است.17
فداییان اسلام بر اساس توافق به عمل آمده، اعضای جبهه ملی را متقاعد کرده بودند که باید بر این واقعیت گردن نهاد که در آن برهه خاص از زمان چاره‌ای جز نبرد با اجانب و عوامل داخلی آنان، بر حسب دستورهای دین مبین اسلام نیست. بر اساس این، عهد بسته بودند تا پس از پیروزی نهضت و کسب قدرت در رفتار خود مجدانه بر طبق قانون اساسی ‌‍ـ که هر‌گونه قانون مخالف اسلام را ملغی دانسته و حکم به اجرای احکام اسلامی نموده بود‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ ‍‍ـ پایبندی نشان دهند و به اجرای قانون اسلام، همت گمارند.
لیکن بلافاصله پس از کسب قدرت زمینه‌های اختلاف و شقاق بین آنان و فداییان اسلام فراهم گشت. در این زمان به رغم فداییان اسلام. جبهه ملی درباره توافق کرده بودند که همه تعهدات پیشین که آنان را ملزم به اجرای احکام . دستورهای اسلام می‌کرد، نادیده بگیرند.
این اختلافات چنان شدت گرفت که یک ماه پس از نخست‌وزیری مصدق، نواب صفوی بازداشت و روانه زندان شد. بدین ترتیب دستگیری نواب، فداییان اسلام را در تنگنای شدیدی قرار داد که در پی تلاش مستمرشان برای آزادی و نواب و دوستانش، حوادثی چون تحصن و درگیری و بازداشت 51 نفر از فداییان اسلام در زندان قصر و ترور دکتر حسین فاطمی و مسائلی دیگر را دنبال داشت.
نتیجه حاصل آن که با چنین ترکیبی در دو جریان سیاسی، اصطکاک منافع آن دو جریان امری گریز‌‌‌ناپذیر بوده و حاصل آن رود‌رویی دکتر صدق و جبهه ملی با فداییان اسلام بوده است.
همچنین پس از پیروزی نهضت نفت، دامنه اختلافات نواب با جبهه ملی، به حریم آیت‌الله کاشانی نیز تسری یافت؛ چنانکه نواب پس از ناامیدی کامل از دکتر مصدق، در اجرای احکام اسلامی، بویژه بعد از بازداشتش توسط ماموران دولت مصدق، به سراغ آیت‌الله کاشانی رفت و از وی خواست تا با تحت فشار گذاشتن نمایندگان اقلیت مجلس، اجرای خواسته‌‌های اسلامی آنان را محقق گرداند؛ اما جواب قطعی آیت‌الله کاشانی این بود که ابتدا باید با قطع کامل مداخله انگلیس، مساله نفت را حل کرد تا سرانجام به اجرای اصول دینی برسیم. 20
گر‌چه آیت‌الله کاشانی تلاش‌های زیادی در جهت آزادی نواب و یارانش انجام داد؛ لیکن برخی مسئولین دولتی، بدون توجه به این درخواست‌ها، سعی داشتند تا با مسبب نشان دادن آیت‌الله کاشانی، بر دامنه اختلافاتشان دامن زنند. این امر بر نواب صفوی که در زندان بود نیز چنین مشتبه شده بود که آیت‌الله کاشانی، فقط وعده آزادیشان را می‌دهد؛ لیکن عمل نمی‌نماید. از این رو، نواب صفوی پس از رویگر‌دانی از جبهه ملی، از مساعدت و همراهی آیت‌الله کاشانی نیز مایوس شد؛ تا آنجا که در برخی موارد آیت‌الله کاشانی مورد حملات تبلیغی فداییان اسلام قرار گرفت.
به طور کل. با وجود آن که نواب در آغاز حرکت، آیت‌الله کاشانی را در راهیابی به مجلس شانزدهم، سازماندهی اعتصاب بازاریان، برپایی گردهمایی‌های عمومی، شکل‌دهی تظاهرات هوا‌‌دارانه از ملت فلسطین، یاری کرد، اما برخی معتقدند که از همان ابتدا از نظر فکری و سیاسی میان آنها اختلافاتی وجود داشته است و این دو جریان نیز از لحاظ ترکیب اجتماعی طرفدارانشان و برداشتهای ایدئولوژیک‌شان و نیز گرایش‌های آرمان‌های سیاسی‌شان، با یکدیگر تفاوت‌‌هایی بنیادین داشتند؛ به همین دلیل ریشه اختلافات آن دو را در حوزه ایدئولوژیکی جستجو کرده‌اند.21
علاوه بر آن، جریان‌‌ها و نیروهای سیاسی رقیب یا مخالف، نیز در توسعه و دامن زدن به اختلافات آنها، از هیچ تلاشی چشم‌پوشی نمی‌کرند.22
این نکته نیز درباره علل اتخاذ شیوه قهر‌آمیز در مبارزات پیگیر جمعیتی سیاسی دینی، گفتنی است که بنابر استدلالات نواب صفوی رهبر این جمعیت، با لحاظ مقتضیات زمان و شرایط خاص سیاسی اجتماعی، این گروه هرگز درصدد نفی مطلق و تخطئه ترورهای انقلابی آنان بر‌نیامده‌اند؛ زیرا همگی معتقدند که اینگونه عملیات، در جریان نهضت عمومی مردم در روند رخدادهای سیاسی.
اجتماعی ایران معاصر، از نظر سیاسی. فکری و مذهبی، سهم بسزایی داشته است. علاوه برآن، در این نکته نیز اتفاق‌نظر وجود دارد که این قتل‌ها، با دفاع از منافع ملی و مذهبی کشور صورت گرفته و نتایج مثبتی در تاریخ معاصر کشوران به بار آورده است، چنانکه بدون اعلام انقلابی کسروی، رزم‌آرا و هژیر بخش عمده‌ای از مبارزات مذهبی ملی، ناکام می‌ماند.
از سوی دیگر، به نظر هواداران این جمعیت، این تلاش‌ها در راه انهدام مهاجمین به اسلام و حقوق مسلمانان صورت پذیرفته و با اجازه و فتوای فقهای عالیقدر اسلام و درست در چارچوب ضوابط شرع مقدس انجام گرفته است.23
نواب صفوی. با چنین اندیشه و تفکری و راه برپایی نظام و حکومت اسلامی را نبرد قهر‌آمیز و مسلحانه می‌دانست. به همین جهت، گروهی فداییان اسلام را به دلیل آن که در آن نظام دیکتاتوری و خفقان، شیوه مسلحانه را در تاکتیک مبارزاتی خود برگزید. از لحاظ اجتماعی، اهل خشونت اسلام، متعصب در دین و حساس نسبت به مسائل اسلامی می‌شانسند. آنان جملگی نواب صفوی را فردی مخلص و نیز همراهی او با جبهه ملی، در جریان نهضت نفت را صادقانه قلمداد می‌نمایند و معتقدند که فعالترین، موثرترین و محسوس‌ترین گروه اسلامی کشور در آن شرایط حساس جمعیست فداییان اسلام بوده‌اند.24
به هر حال، با وجود نقش مؤثر فداییان اسلام و نهضت ملی نفت، به دلیل بازداشت و زندانی بودن نواب و یارانش در بیشتر دوران دولت ملی، آنان پس از کودتای 28 مرداد، به فعالیتهای فرهنگی ‍‍‍ـ تبلیغی روی آورند و نواب صفوی نیز به یک سلسله مسافرتهای تبلیغی به کشورهای عربی پرداخت؛ تا این که در جریان ترور حسین علاء به دلیل مخالفت با شرکت وی در انعقاد پیمانهای نظامی استعماری، سرانجام در 27 در سال 1334 شمسی پس از محاکمه‌ای فرمایشی به همراه دوستانش پای چوبه‌دار رفت و در راه مبارزات اعتقاد‌یش‌، به شهادت رسید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات