یک روزنامهنگار آمریکایی می گوید، برخی براین باورند که آمریکا بخاطر جلوگیری از گسترس تسلیحات کشتار جمعی، اسرائیل، نفت و یا مردم کشورها می جنگد اما واقعیت این است که واشنگتن فقط برای نفت میجنگد.
«پید کاپل» تصریح دارد: بگذارید ما هم همانند نمایندگان کنگره فرض را بر این بگذاریم که دولت بوش واقعا نگران تسلیحات کشتار جمعی بود و آنها معتقد بودند این تسلیحات در زرادخانه های صدام وجود دارد و ممکن است در اختیار رهبران گروه القاعده که حملات 11 سپتامبر(20 شهریور 1380) را برعهده داشتند، قرار گیرند.
وی در مقاله ای که در پایگاه اینترنتی روزنامه نیویورک تایمز منتشر کرد: نوشت: هرچند این یک انگیزه منطقی برای حمله به عراق بود، ولی قطعا پس از گذشت سه سال و یافت نشدن هیچ تسلیحات کشتار جمعی، باقی ماندن نیروهای نظامی آمریکا در عراق از دلیل استواری برخوردار نیست.
کاپل نتیجه می گیرد که پس حمله آمریکا به عراق بخاطر کشف تسلیحات نبوده و ادامه در معرض خطر قرار دادن جان آمریکایی ها در عراق فرضیه حمایت از اسراییل را برخواهد انگیخت و دربرخی موارد نیز شایعات ضدصهیونیسم به گوش میرسد.
این روزنامه نگار آمریکایی تصریح دارد، ولی بی توجهی دولت بوش به اتهاماتی مبنی بر اینکه آمریکا بخاطر نفت با عراق وارد جنگ شد بسیار عجیب است.
وی توضیح داد که «جریان داشتن نفت به خارج از خلیج فارس از طریق تنگه هرمز طی بیش از نیم قرن گذشته جز پایه و اساس سیاست های خارجی آمریکا بوده است».
کاپل با اشاره به کودتای نظامی در ایران که توسط افسران اطلاعاتی آمریکا و انگلیس برنامه ریزی شد و باعث برکنار شدن دولت «محمدمصدق» گردید نوشت، چشم انداز اینکه صنعت نفت انگلیس بخاطر نفوذ شوروی سابق در مورد نفت ایران منجر به انجام یک اقدام جدی شود، باعث گردید تا «محمد رضا پهلوی» بار دیگر قدرت را در دست گیرد.
به نوشته وی، «تعهد بی چون و چرای شاه برای جریان و تجارت آزادانه نفت ایران در پایان دهه 1960 به پایه اصلی آنچه از آن به عنوان دکترین نیکسون یاد می شد مشهور گردید که بر اساس آن متحدان آمریکا به عنوان قائم مقام های منطقه ای برای حفظ صلح و امنیت انتخاب شده بودند».
«فروش تسلیحات پیچیده نظامی آمریکا به ایران نیز با هدف صورت می گرفت. نخست آنکه بخش عظیمی از دلارهای نفتی را که ایران از آن بهره مند بود را باز پس گیرد و دوم اینکه نیروی هوایی شاه مجهز گردد».
این روزنامه آمریکایی اظهار داشت، البته اتکا به ایران برای حفظ ثبات در خلیج فارس دارای حمایت دو حزبی بود و در سال 1977 نیز «جیمی کارتر» در سفر خود به تهران «ایران را جزیره ثبات در یکی از دشوارترین نقاط جهان» دانست.
کاپل می نویسد: البته تا سال 1979 که آیت الله خمینی(ره) دولت شاه را از بین برد، کارتر در آخرین سخنرانی سالیانه خود گفته بود یکی از اصول سیاست خارجی ما بدون تغییر مانده است و آن اینکه هر تلاش خارجی برای به دست گرفتن کنترل خلیج فارس به عنوان تهاجم علیه منافع حیاتی آمریکا تلقی خواهد شد و چنین حمله ای با هر اقدام لازم ازجمله اقدام نظامی مواجه خواهد شد.
به نوشته وی، دولت ریگان نیز نیت خود برای ادامه دفاع ازجریان آزاد نفت خاورمیانه را اعلام کرده بود و در مارس 1981 «کاسپر وینبرگر» وزیر دفاع او اعلام کرد آمریکا به دنبال پایگاه های نظامی جدید در خلیج فارس است.
این روزنامه نگار آمریکایی می افزاید: متعاقبا آمریکا پایگاه های نظامی خود را در عربستان تاسیس کرد و در قبال آن هواپیماهای «آواکس» به دولت عربستان فروخت که این اقدام با انتقادات شدیدی مواجه شد.
کاپل افزود: در سال 1990 نیز که صدام به کویت حمله کرد و به نظر رسید ممکن است به عربستان نیز حمله کند، «دیک چنی» که در آن زمان وزیر دفاع آمریکا بود اظهار داشت این منطقه، تامین کننده نفت مورد نیاز جهان است و کنترل چنین منطقه ای توسط هرکسی بخصوص افرادی چون صدام با ارتش بزرگ و تسلیحات پیچیده، در واقع کنترل گلوگاه اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهان خواهد بود.
وی نوشت: چیزی که چنی در آن زمان گفت صحیح بود و همچنان نیز این گونه است زیرا تولیدکنندگان نفت جهان روزانه حدود 80 میلیون بشکه نفت تولید می کنند و مصرف کنندگان بزرگ نفت جهان که امروزه چین و هند نیز به آن پیوسته اند روزانه 80 میلیون بشکه نفت استفاده می کنند و چنانچه صدور نفت از خلیج فارس بخاطر جنگ داخلی در عراق، قطع فروش نفت ایران و یا بی ثباتی سیاسی در عربستان، متوقف شود، منبع تامین کننده نفت مورد نیاز جهان از بین خواهد رفت و تاثیر آن بر اقتصاد آمریکا و جهان همانند دهه 1990 بسیار ویرانگر خواهد بود.
کاپل می گوید: چنانچه توجه به این مسائل هنگام دستور حمله به عراق توسط «جورج بوش» مورد محاسبه قرار نگرفته بود، این برای نخستین بار طی بیش از 50 سال گذشته بود که جریان داشتن صادرات نفت خلیج فارس بخشی از سیاست خارجی آمریکا نبوده است.
«البته این بدان معنی نیست که آمریکا بخاطر در دست گرفتن منابع نفتی عراق به این کشور حمله کرد: بلکه پس از خروج اکثریت نیروهای نظامی آمریکا از این کشور، آمریکا پایگاه های نظامی در این کشور احداث خواهد کرد که به عنوان جایگزین پایگاه هایی خواهد بود که آمریکا در عربستان از دست داده است».
به نوشته این روزنامه نگار آمریکایی، هرچند ممکن است دلایل امنیت ملی دیگری همچون خطر تبدیل عراق به پایگاه منطقهای تروریست ها از دیگر دلایل باقی ماندن نیروهای آمریکا در عراق باشد، ولی از همه مهم تر تاثیر نبود ثبات منطقه ای بر تولیدات نفتی از دلایل اصلی ادامه حضور آمریکا در عراق است.
کاپل در پایان نوشته است «هرچند آمریکا سرانجام روزی وابستگی خود را به نفت قطع خواهد کرد ولی تا آن موقع زمان بسیار زیادی باقی مانده و در زمان حاضر علت شیفتگی آمریکا به حفظ امنیت خلیج فارس، همچون گذشته بخاطر نفت این منطقه است».