اسلام ستیزی در استرالیا چیزی نیست که دفعتا در این کشور بروز نموده باشد بلکه عقاید نژادپرستی علیه مسلمانان همیشه بخشی از ذهنیت استرالیا را تشکیل می داده است , ظهور این ذهنیت گاه در مقابله با کشورهای همسایه مانند اندونزی و مالزی دیده شده و گاه در مقابله با مسلمانان خود استرالیا , ولی در هر حال این پدیده همواره در استرالیا وجود داشته است.
خط مشی های دولت در ارتباط با مسائلی همچون تجاوز به عراق و یا وضع قوانین باصطلاح « ضد تروریسم » به نژادپرستی بر علیه اعراب و مسلمانان استرالیایی مشروعیت بخشیده است.
سازمانی در بریتانیا اسلام هراسی را اینچنین تعریف کرده است : « دشمنی بی اساس با اسلام که منجر به بروز تبعیض های ناعادلانه بر علیه افراد و جوامع مسلمان , و حذف آنان از صحنه امور سیاسی واجتماعی گردد.»
اسلام ستیزی نوعی « خصومت نژادپرستانه » و « بیگانه ستیزی » است که تز « جنگ تمدن ها » نیز به آن دامن زده است . هم اکنون اسلام ستیزی بطور سریع در استرالیا در حال رشد است به همین دلیل است که مشاهده یک مرد استرالیای سفیدپوست که با یک زن مسلمان (محجبه ) بدرفتاری می کند در اتوبوسها , مناطق ساحلی , و خیابانهای شهرهای بزرگ امری غیرعادی نمی باشد. این نکته شایان ذکر است که توهین یا آزار یک زن محجبه در استرالیا توهین به حساب نمی آید چون آن را در جهت نیل به هدف « آزاد کردن » زنان مسلمان تلقی می کنند.
در استرالیا « لایحه حقوق و قانون آزادی مذهبی » وجود ندارد. تنها در کوئینزلند و ویکتوریا اخیرا قوانینی بر ضد تبعیض نژادی ارائه شده که تبعیض ها و اهانت های مذهبی را نیز شامل میشود , ولی این امر با مخالفت شدید احزاب مسیحی مواجه شده است . در ایالات دیگر استرالیا نژاد پرستی بخشی از « آزادی بیان » است در حالیکه انتقاد از همراهی دولت استرالیا با جنایات جنگی عراق جزو موارد آزادی بیان نیست.
« نژادپرستی ونفرت و انزجار علیه مسلمانان » با سیاستهای دولت استرالیا که جامعه خود را « پیوند دهنده فرهنگهای مختلف » می خواند , همسو بوده , و امری پذیرفته شده است . در همین جامعه « چند فرهنگی (!) » استرالیا , مسلمانان در معرض تبعیض در امر آموزش , محیط کار , و اماکن عمومی قراردارند. این امر بطور آگاهانه و متعمدانه , حس برتری را در میان سفید پوستان استرالیایی بوجود می آورد و اقلیتهای دیگر (همچون مسلمانان ) را در موقعیت انزوا و زیر دست قرار میدهد. این امر موجب میشود که مسلمانان نتوانند به یک همبستگی و وحدت در جامعه استرالیا نایل شوند و لذا استقلال آنها در جامعه گسترده استرالیا محدود می گردد.
از طرف دیگر ارزشهای جامعه « انگلوساکسون » بعنوان الگوهایی منحصر بفرد در کل جامعه استرالیا بعنوان الگوهای اجرایی عرضه می شوند.
استرالیا سعی می کند خود را بعنوان یک کشور آزاد , با فضای باز دموکراسی و اهل تسامح و انصاف جلوه دهد , بطوریکه استرالیایی های انگلوساکسون دچار این توهم شده اند که آنها واقعا این خصوصیات را دارند. نماینده پارلمان حزب کارگر تاسمانی « هری کوئیک » زمانی اظهار داشت : « ترس از افرادی که متفاوت از ما هستند امری ریشه دار است » ولی استرالیایی ها هم مانند فرانسویها سعی در انکار وجود نژادپرستی با ریشه ای عمیق در جامعه خود دارند. کشور استرالیا توسط نخبگان طبقه حاکم انگلوساکسون اداره می شود که در اینصورت گروههای کوچکتر نژادی مجبور به انطباق خود با آن هستند. از نظر اصولی , این به سود طبقه انگلوساکسون است و دیگر گروههای نژاد غیر انگلوساکسون مانند افرادی که دارای اصالت مسلمان یا عرب هستند را در حاشیه قرار می دهد. این یک ذهنیت در زیر ساخت نژادی بوجود می آورد که اغلب توسط سیاستمداران جناح راست و دیگر گروههای طبقه انگلوساکسون با قائل شدن افتراق بین طبقات حاکم و محکوم مورد بهره برداری قرار میگیرد. اصطلاح « عدالت و انصاف » فقط درمیان طبقه استرالیاییهای سفیدپوست انگلوساکسون صدق میکند و همیشه بین این طبقه و « طبقه محکوم » خط مرزی جدا کننده ای وجود دارد.
در سراسر استرالیا شکاف بین « دارا » و « ندار » در حال گسترش است و نژادپرستی علیه اقلیتهای قومی بویژه مسلمانان با مدارک مستند قابل اثبات است . افراد متمول انگلوساکسون در سواحل و مناطق سرسبز حومه شهرها زندگی میکنند در حالیکه افراد فقیر در حومه های فقیر نشین تحت فشار هستند که اکثرا 300,000 نفر استرالیایی مسلمان در این مناطق (فقیر نشین ) بسر می برند و درصد کمی از آنها امید یافتن شغلی آبرومندانه یا آموزش مناسب را دارند.
بررسیها درباره برخوردهای نژادپرستانه که توسط دانشگاه « نیوسات ولز » در سال 2003 انجام شد , نشان داد که قریب به اتفاق مصاحبه شوندگان استرالیایی دارای نوعی تعصب و حساسیت مخصوصا نسبت به مسلمانان بودند , ولی وقتی از آنان سوال میشد که آیا تاکنون با مسلمانی از نزدیک ملاقات کرده اید , جواب آنها منفی بود.
گزارشی با عنوان « نژادپرستی در استرالیا » در ژوئن 2004 توسط گروه مطالعاتی نژادپرستی دانشگاه فنی سیدنی تهیه شد که نشان می دهد جامعه مسلمانان عرب تبار استرالیایی بطور ناعادلانه ای مورد هدف قرار گرفته اند و این روند همچنان ادامه دارد. نژادپرستی آنچنان به کرات مشاهده می شود که تقریبا بصورت پدیده ای مورد قبول واقع شده و مسلمانان دیگر احساس نمی کنند که حتی « حق شکایت » دارند. نژادپرستی علیه مسلمانان بطور آشکار در حال پیشرفت بوده و در صورت ادامه , به کاهش روند استقلال آنها منجر خواهد شد. تبلیغ علیه مسلمانان بعنوان ابزاری است در دست سیاستمداران تا ترس را در جامعه تزریق کنند و بدین طریق خط مشی های خشک و بیرحمانه خود را توجیه نمایند.
همانطور که پیش بینی می شد « لایحه ضد تروریسم » که اخیرا در استرالیا ارائه شد اگر نگوییم علت اصلی آن , اسلام ستیزی بوده , لااقل مشوق این امر گردیده است . قوانین جدید , در حقیقت « ترسی » را که از قبل و جود داشت , در جامعه تشدید نموده اند. هم اکنون مسلمانان احساس بیگانگی و نوعی غربت می کنند. این لایحه , همانطور که از نام آن پیدا است طرح شده تا بطور خاص علیه استرالیایی هایی که دارای سابقه مسلمان و عرب هستند تبعیض اعمال کند. حملات خشونت بار اخیر به اعضا جامعه مسلمانان تنها یک مورد آن بود . در این اقدام 5000 سفید پوست استرالیایی به حمله جنوب شرقی سیدنی و ساحل دریای کورنولا و خیابانهای مجاور ساحل (یکشنبه 11 دسامبر 2005 ) حمله کردند در حالیکه تنها دو جوان مسلمان استرالیایی لبنانی تبار را تعقیب می کردند. این جنایتکاران نژاد پرست و فرصت طلب های نئوفاشیست در حمله خود , افراد و گروههای مسلمان استرالیایی را مورد هدف قرار دادند. این خشونت که انگیزه آن نژاد پرستی بود , بطور مزورانه ای در رسانه های استرالیا توجیه شده و عنوان گردید که « تعدادی از جوانان محلی سعی در حفاظت از جامعه و ساحل خود را داشتند » . همچنین این اتهام وارد شده که خشونت مزبور در واقع پاسخی بوده به این شایعه که جوانان مسلمان دو نجات غریق را مورد حمله قرار داده بودند.
مطبوعات ـ که در دنیای غرب به شدت تحت کنترل هستندـ نه تنها نقشی مهم در تحریک و مشروعیت بخشیدن به این اعمال وحشیانه را دارند بلکه زمینه ساز تداوم تصورات غلط فرهنگی ـ که از دیرباز در این جامعه مرسوم بوده اند. میباشند.
ایجاد تنفر و انزجار علیه مسلمانان در استرالیا بازاری بسیار داغ دارد.
تلویزیون، رادیو، مطبوعات و نشریات داخلی در تحریف اسلام و مسلمانان با هم به رقابت برخاسته اند بگونه ای که یک فرد می تواند بسادگی با ارائه تصویر مخدوشی از اسلام و مسلمانان یک شبه به شهرت برسد! سوژه تخریب و تحریف اسلام , به شدت در رادیو و رسانه ها ترغیب و ترویج میشود و احساسات نژاد پرستانه را شعله ور می سازند و برنگرش و برخورد جامعه نسبت به اسلام تاثیرات منفی می گذارند. نطق های تند و انزجار برانگیز علیه مسلمانان در رادیو و حمله به آنان و خط مشی دولت در حبس نمودن پناهندگان مسلمان از جمله این اقدامات هستند. بسیاری از افراد متعصب , دلایل غیر موجه برای توجیه حملات خشونت آمیز خود علیه مسلمانان و موجه جلوه دادن نژاد پرستی , ارائه نمودهاند.
« بروس بیرد » ـ عضو هیات قانونگذاری لیبرال فدرال در کانبرا ـ چنین اظهار داشته که : « حمله به مسلمانان در کورنولا , انتقام بمب گذاریهای بالی و حملات 11 سپتامبر می باشند » . به نظر می رسد که ویرانی جامعه عراق و قتل عام صدها هزار زن , کودک و مرد عراقی توسط ارتشهای انگلوساکسون کافی نبوده که این آقایان را در گرفتن انتقام خشونت آمیز خود ارضا کند. هورانداسیت مدیر « انجمن روابط استرالیا و اسلام » چنین گفت : « دلیل آن هر چه باشد , نشان می دهد که یک زیر ساخت نژاد پرستی بطور ریشه دار در کالبد جامعه استرالیا وجود دارد » . سیاستمداران فرصت طلب , تنها افراد ذینفع از این خشونت و نژاد پرستی می باشند. سیاستمداران کهنه کار نژادپرست مانند جان استون (از حزب ملی استرالیا) به اسلام حمله می کنند و از تحریم مهاجران مسلمان حمایت می کنند وسعی در زدودن مسئله حمایت از تعدد فرهنگها دارند. اعضای لیبرال پارلمان یعنی « برانوین بیشاپ » و « سوفی پانپولوس » به کرات اسلام را مورد حمله قرار داده اند و از لباس زنان مسلمان به عنوان بهانه و دستاویزی برای تحریک استرالیایی ها به مقاومت در برابر حجاب مسلمانان در مدارس استفاده کرده اند. هدف این « فمینیسم استعماری » دفاع از حقوق زنان مسلمان نیست بلکه ترویج نژاد پرستی و جلوگیری از تحصیل بانوان مسلمان و منع حجاب میباشد. اما کسی نیست از این دو عضو پارلمان درباره آزارها و شکنجه زنان عراقی توسط نیروهای اشغالگر و رهبران آنها بپرسد دولت استرالیا هم بجای رد نظریات آنان , این گونه نژادپرستی را تشویق نموده و اجازه می دهد گروههای شبه نازی مانند حزب نخست وزیر استرالیا و اتحادیه جوانان میهن پرست نضج بگیرند.
زنان مسلمان استرالیایی همیشه بعنوان نخستین هدف خشونت های نژاد چاپ ملبورن در 13 نوامبر 2005 ) Age (پرستانه مطرح بوده اند . روزنامه (22 آبان 84 ) گزارش کرد که فاطمه (یک زن مسلمان ) مورد ضرب وشتم , مشت و لگد قرار گرفته و به روی او آب دهان انداختند و او را مورد آزار و اذیت قرار دادند. سپس به او گفتند : « به کشور خود باز گرد » . روزنامه « ساندی تایمز » استرالیا در 13 نوامبر 2005 (22 آبان 84 ) به هر مسلمانی لقب تروریست میدهد و قربانیانش هم همیشه زنان مسلمان استرالیایی بوده اند. معاون رئیس شورای عربی استرالیا آقای تیمورهازو اظهار داشت : « تصور می کنم خانواده های مسلمان در خانه می مانند و از رفتن به بیرون خودداری می کنند , بویژه زنانی که حجاب دارند. چون ما شاهد بوده ایم که آنها بطور خاصی هدف قرار گرفتهاند.»
اسلام ستیزی و آزار مسلمانان تهدیدی جدی برای جامعه استرالیا است . این پدیده یادآور تنفر علیه یهودیان در تاریخ اخیر اروپاست.
نژادپرستی در استرالیا در هر حوزه از جامعه استرالیا از دولت گرفته تا مدارس , از دادگاه ها تا کلیساها , ریشه دوانده است . نویسنده استرالیایی بنام « پاتل گری » می نویسد : « نژاد پرستی یک مشکل فراگیر و مزمن است که باید به آن پرداخته و حل شود » . عضو پارلمان « هری کوئیک » « می گوید : « نژاد پرستی در فرهنگ استرالیایی جای گرفته و سیاستمداران فدرال نباید نسبت به آن با دیده اغماض نگاه کنند » . پلیس سیدنی ادعا می کند که دارای مدارکی می باشد که نشان می دهد نئونازیها و گروههای « سفید پوستان سلطه طلب » از جمله سیاستمداران جناح راست در میان جماعتی بوده اند که در ساحل کورنولا به مسلمانان حمله کردند. کسانیکه نژاد پرستی را رواج داده و عرضه می کنند در میهمانیها یا در ایستگاههای رادیویی و تلویزیونی و یا در اتاقهای خبری در سراسر استرالیا دور هم نشسته و می خندند.
ما باید رئوس اصلی نژادپرستی را قطع و آنها را دفن کنیم . همانطور که استرالیا رو به جهانی شدن می رود باید ریشه های جاهلانه را از بین برده و تعدد ملیتها که قبلا در مرزهای آن بوده را بپذیرد. خطی مشی نژادپرستانه « استرالیایی های سفیدپوست » از بین نرفته است بلکه هنوز هم در سراسر استرالیا وجود دارد. آنچه مورد نیاز است یک لائحه ضد نژادپرستی است تا استرالیایی هایی که در حاشیه قرار گرفته اند را از تهدید خشونت های نژاد پرستانه حفظ کند و با افزایش اسلام ستیزی مقابله کند.