مصطفی ایزدی
تفاهم که همان همبستگی و تالیف قلوب است، اگرچه راه پرمشقت و نفسگیر و نفسکشی در رسیدن به آن وجود دارد اما پدیدهای مبارک، سودمند و پیشبرنده است. امروزه گروههای اطلاحطلب به منظور حضور در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا به تفاهم رسیدهاند و همانند دوم شهر خرداد 76 که روی یک نفر به توافق رسیدند و پیروز شدند، تلاش دارند به بازسازی شرایط خود و فراهم آوردن زمینه خدمترسانی مجدد بپردازند و این در پرتو برکتهای ائتلاف میسر است. در یکی دو ماه گذشته جراید مدعی اصولگرایی سعی کردند با کسب خبرهای غیر موثق از مذاکرات درون گروهی اصلاحطلبان و تحلیلهای مخدوش به مخاطبان خود القا کنند که به صد دلیل، دوم خردادیها نمیخواهند و نمیتوانند تفاهم کنند و اینها اگر یکدل و هم رأی بودند، پیشینه خود را چنین و چنان نمیکردند. یکی از مشهورترین روزنامههای جناح مخالف اصلاحات، بیش از دهها «یادداشت روز» خود را همراه و بلکه صدها خبر، به همین اطلاعرسانی، برخاسته از تحلیلهای خودشان اختصاص داد. وقتی صدای پای تفاهم از کوچههای رایزنی اصلاحطلبان به گوش میرسید، مخالفان این همدلی و الفت، باز آن را تظاهری تبلیغاتی معرفی کردن و از این طریق هم در سرنای شادیآفرین هواداران خود دمیدند و هم به جبهه محافظهکاران هشدار دادند که اگر از تجربه تفرقه در شورای اول و اقدامات امروزین اصلاحطلبان درس نگیرند بر آنها خواهد رفت که در دوره دوم بر دوم خردادیها رفت. سوای حرف و حدیثهای گروههای دولتی و رسانههای طرفدار دولت، باید بر آثار و برکات تفاهم آگاه شد و بر ادامه و تقویت آن برای روزهای آتی پای فشرد.
1ـ تفاهم جدید؛ یک حالت خوشحال کنندهای برای تمامی اصلاحطلبان و هوادار گسترش این جناح ایجاد کرده است و به نظر میرسد، این خوشحالی انگیزه حضور پای صندوقهای رای را در میان کسانی که در شرکت خود برای رای دادن تردید داشتند، افزایش داده است.
2ـ اکثر مردم ایران اصلاحطلبند و نگرن رایشان هستند. هر میزانی از این اکثریت به اصلاحطلبان تفاهم کرده اعتماد پیدا کنند از نگرانیشان کاسته میشود و به آسانی در حوزه انتخابیه حضور مییابند. آنهایی هم که زنگ اختلافات گذشته، دوم خردادیهی در گوششان است، تا کنون تصمیم سیاسی گرفته بودن که رای ندهند و همه چیز را به حال خود رها کنند تا ببینند چه پیش میآید.
3ـ تاریخچه چندین سال انتخابات در ایران، نشان میدهد که پس از ظهور دو جناح اصلی در میان سیاسیون ایران، جناح مخالف اصلاحات، بیش از یک سوم آرای واجدین شرایط را نداد. (به آمار آرای آخرین انتخابات یعنی دوره نهم ریاستجمهوری توجه فرمایید). این جناح به دلیل گستردگی و فراوانی رسانههای پرشعاعی که دارند، وانمود میکنند که این مثلث ملت، همه ملتاند. در جریان برگزاری انتخابات دومین دوره شوراهای شهر و روستا در مجموع شوراهای سراسر کشور، نفرات اصلاحطلب، بیشتر از مخالفان آنها به شوراها راه یافتند. در همان دوره در تهران 5/3 میلیون واجد شرایط رأی دادن، فقط 650 هزار نفر رأی خود را به صندوقها رساندند. از این 650 هزار رأی کمتر از 250 هزار آن نصیب چهرههای کاملا شناخته شده راست شد و چون یک فهرست تقریبا ناشناخته داشتند، رأی لازم را آوردند اما بقیه آرا به چندین فهرست اصلاحطلبان تعلق گرفت که هر کدام رأی قابل توجهی کسب نکردند. تفاهم پر برکت اصلاحطلبان آن شرایط را تغییر خواهد داد و اگر مردم حداقل به همان میزان 4 سال پیش در انتخابات امسال شرکت کنند، اصلاحطلبان پیروز میدان خواهند شد.
4ـ و اما اصلیترین نکته دوران تبلیغات این است که اصلاحطلبان فرصت پیدا میکنند فضای سنگین تبلیغاتی علیه خود را که در این یک سال و اندی سیلآسا از طریق رسانههای رسمی و غیر رسمی بخشی از اذهان جامعه و افکار عمومی را تخریب کرد، بشکنند تا جوان علاقهمند به اصلاح در کشور به صف آیند و در صحنه حضور پیدا کنند.
5ـ همفکر بودن مجریان و ناظران انتخابات، برای اصولگرایان یک نعمت است و برای اصلاحطلبان یک محنت، طبیعی است که وقتی ناظران و مجریان هم خط هستند، هم اعتماد پیدا میکنند و در شرایط سخت پشتیبان هم هستند. یکی از مواقعی که میتوان آن را در مجریان برگزاری انتخابات شرایط سخت پنداشت، این است که متوجه شویم رقیب سیاسی در جریان پیروز شدن است. برای رهایی از این شرایط سخت، فضای پشتیبانی از همدیگر فراهم میآید.