تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۸  ، 
کد خبر : ۴۹۷۱۸

معادله هویت فرهنگی در اروپا (بخش سوم و پایانی)

قاسم زائری مقدمه: قسمت سوم مقاله "معادله هویت فرهنگی در اروپا" اختصاص به کند و کار در سه شعار اصلی انقلاب کبیر و چالشهای پیش‌رو در بحران کنونی دارد. قسمت آخر مقاله آقای زائری را با هم می‌خوانیم.

ششم
سه شعار اصلی انقلاب کبیر فرانسه (1789) عبارت بود از آزادی، برابری و برادری برای همه ابنای بشر. مضامینی که به سرعت جهانگیر شد و رخداد انقلاب، به نقطه عطفی بدل شد که جهان را به پیش و پس از خود تقسیم کرد. اما در مقاطع مختلفی از تاریخ غرب و فرانسه، متفکران مختلف بطلان، ختم و تناقض چنین اندیشه‌ای را در ساحت معرفتی تمدن مدرن نشان داده‌اند. نیچه، فوکو، اصحاب مکتب فرانکفورت، پست مدرنیست‌‌ها، اجتماع‌گرایان و دیگر نحله‌‌های فکری، هر یک به زبانی، پایان روشنگری و تفکر برآمده از انقلاب فرانسه را اعلام داشته بودند لکن هیچ چیز بیش از آنکه امروزه به طور مملوس و عینی در شهرک‌‌های حاشیه‌نشین پاریس، لیون و نانسی می‌گذرد، فرسودگی و خمودگی اندیشه روشنگری را نشان نمی‌دهد. آنچه پیش روی ماست، مثال عینی و حقیقی از نقض اصول اولیه برادری و برابری در خاستگاه اندیشه "برادری و برابری" یعنی فرانسه است.
هفتم
چرا جنبش حاشیه‌نشین در فرانسه، طولانی شده است؟ آیا دولت توان مهار و کنترل آن را ندارد؟ حقیقت آن است که در رقابت‌های درون حزبی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری فرانسه آغاز شده و گویی با قطعی شدن کناره‌گیری شیراک از قدرت، رقابت بین سارکوزی، وزیر کشور فعلی و دووپلین نخست وزیر، برای جانشینی شیراک در حزب حاکم بالا گرفته است در انتخابات گذشته ریاست جمهوری فرانسه، لوپن، ملی‌گرای افراطی توانست با رویکردی نژادپرستانه و ملی‌گرایانه به دور دوم انتخابات راه یابد و زنگ خطر را برای حزب سوسیالیست حاکم به صدا درآورد. وقوع شورش‌های اخیر در مناطق مهاجرنشین که آماج بیشترین انتقادات و حملات ملی‌گرایانه لوپن بوده‌اند، زمینه مساعدی را فراهم آورده است تا سیاستمداران حزب حاکم، با تهدید و ارعاب، انتقاد و حمله علیه مهاجرین به نوعی وجهه خود  را در مقابل حزب ملی‌گرا بهبود بخشند. در واقع مهاجرین مسلمان عرب آفریقایی تبار فرانسوی، وجه‌المصالحه رقابت‌های انتخاباتی درون حزبی و سیاسی گروههای قدرت در فرانسه قرار گرفته‌اند؛ سار‌کوزی سعی می‌کند تا با اتکا به "اسلام هراسی" و افرا‌گیری ترس از اسلام در اذهان فرانسویان، زمینه بهره‌برداری سیاسی از اوضاع را در رقابت درون حزبی به نفع خود فراهم آورد؛ کما این که نظر‌‌‌سنجی‌ها نشان از افزایش محبوبیت او دارد. سارکوزی، مسلمان ناراضی را "آدمکش"، "آشغال" و "ببو"(1) خطاب می‌‌کند تا به فرانسوی‌های ملی‌گرای نژاد "گل" بگوید که آنها (فرانسوی‌های اصیل)، آشغال نیستند؛ آنها آدمکش نیستند.
هشتم
جنبش اکتبر 2005 را می‌توان یک جنبش فرهنگی دانست آن‌چنان که جنبش می 1968 بود. اغلب، جنبش اکتبر را یک جنبش شهری دانسته‌اند که در اعتراض به برخی نا‌رسایی‌ها و نا‌کار‌آمدی‌های اجتماعی و شهری رخ داده‌اند؛ جنبشی ناشی از مسایلی نظیر بیکاری، فقر، حاشیه‌نشینی، کیفیت نازل آموزش. اما به نظر می‌رسد که این جنبش در لایه‌ای عمیق‌تر، مبحثی فرهنگی را به رخ می‌کشد که در اینجا تحت عنوان "تفاوت فرهنگی" نمود می‌یابد. چنان که گفته شد، فرانسه به رغم آن که داعیه لیبرالیسم دارد و آزادی برابری و برادری سه شعار کلیدی و محوری انقلاب کبیر فرانسه بوده است، لکن آنچه در نهایت امر قابل درک است این که برادری و برابری و آزادی نیز "موقعیت‌‌مند" است و برای افراد "خاص" قابل پیگیری است؛ ملاک برخورداری از آزادی، برابری و برادری، آن‌گونه که انقلاب فرانسه نوید می‌داد و عصر روشنگری بر آن صحه می‌گذاشت، "انسان بودن" انسان نیست؛ لازم است که بر انسانیت قید زده شود تا معلوم شود که کدام انسان؟ و در اینجا تنها انسان فرانسوی (از نژاد گل) است که مستحق برابری و برادری  است.
پست مدرنیسم که یکی از خاستگاه‌های آن فرانسه است، شناسایی تفاوت‌‌ها و احترام به آنها را اصل می‌داند. در اینجا الگوی چندگونگی فرهنگی و احترام به "تفاوت‌"ها به شکست انجامیده است؛ همگان اعم از مردم معمولی، دولتمردان، احزاب سیاسی و رسانه‌ها ترجیح می‌دهند تا جانب تفاوت‌‌ها را نگیرند و "اصالت فرانسوی" را ارج نهند؛ همه مصمم هستند تا از "دولت فرانسه" در مقابل "آشوبگران" جانبداری کنند. نه تنها تفاوت‌ها نادیده گرفته می‌شود بلکه آنها عرب‌‌های آفریقایی تبار فرانسه، هر چند متولد و ساکن در فرانسه هستند، را به عنوان یک "خطر" برای جامعه فرانسه قلمداد می‌کنند چرا که اولا بر هویت فرهنگی و قومی‌شان پافشاری می‌کنند؛ ثانیا آنها به دلیل گرایش به اسلام و تاکید بر فرهنگ اسلامی، اصول سکولاریسم را تهدید می‌کنند. آنها تحت فشار قرار گرفته‌اند و از این پس، فشارها تشدید خواهد شد، تا هویت دینی و فرهنگی‌شان را فراموش کنند به نظر می‌رسد که وقوع چنین جنبشی در سطح فرهنگی، که مقوله‌ای فرهنگی را به عنوان پیشتوانه فکری و اجرایی خود دارد، بار دیگر حوزه تفکر و اندیشه اجتماعی را دستخوش تحول و دگرگونی خواهد کرد؛ آن‌گونه که جنبش می 1968 کرد. (2)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات