عبدالواحد موسوی لاری / وزیر سابق کشور و عضو مجمع روحانیون مبارز
استاندار نماینده عالی دولت یا به تعبیری نماینده عالی نظام، در استان است. او در رأس هرم مدیریت منطقهای قرار گرفته و ریاست شوراها و ستادهای تصمیمساز و تصمیمگیر استان به عهده اوست؛ شورای توسعه و برنامهریزی، شورای تامین، شورای شهرسازی، شورای آموزش و پرورش و… و همچنین ستادهایی مثل ستاد حوادث غیرمترقبه، ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، ستاد مبارزه با مواد مخدر و…
عزل و نصب مدیران بخشهای مختلف اجرایی با مشورت و نظر او صورت میگیرد و مدیران اجرایی در بخش قابل توجهی از نظامات اداری از او تبعیت میکنند و حتی بدون اجازه و نظر او نمیتوانند محل خدمت خود را ترک نمایند و در یک کلام استاندار رئیس مدیریت منطقهای است که حوزه و حیطه اختیارات او به مراتب بیشتر از مدیران بیشتر از مدیران مرکزی دولت است.
این جایگاه و موقعیت و اختیارات اقتضا میکند فردی که برای تصدی مسئولیت استانداری انتخاب میشود از چنان تجربه و جامعیتی برخوردار باشد که بتواند نمایندگی از دولت و یا نظام در منطقه کند.
در طول بیش از هفت سالی که بنده مسئولیت وزارت کشور را به عهده داشتم تمام سعیم این بود که در انتخابات استانداران ملاکهایی در نظر بگیرم که انجام این وظیفه را میسر سازد بنابراین بر دو موضوع تاکید میشد.
1ـ ملاکها و چارچوبهایی برای تعیین استاندار که انتخاب و گزینش براساس آن معیارها صورت گیرد، البته این امر نه تنها استانداران که دیگر مدیران محلی و منطقهای مثل فرمانداران و بخشداران را نیز شامل میشد.
2ـ روش اقدام و انتخاب بدین گونه بود که ابتدا در مجمع محدودی از معاونین مطرح میشد و حتی قبل از اینکه با خود فرد موردنظر مطرح شود و نظر او را بگیریم، گزینههای متعدد را در جمع محدودی یعنی معاونین بررسی میکردیم. سپس از فردی که حائز معیارهای بیشتری بود دعوت به عمل میآوردیم. در ابتدا معاون سیاسی وزارت کشور با او صحبت میکرد. نتیجه را به من منعکس مینمود، سپس شخصا با او گفتوگو میکردم و اگر لازم بود قبل از مذاکره بعضی از معاونین دیگر وزارت کشور هم با او صحبت میکردند. پس از اینکه در وزارت کشور به جمعبندی مثبتی میرسیدیم شخصا موضوع را با آقای رئیسجمهور مطرح میکردم؛ گرچه در تمام دوران مسوولیت که حداقل یکبار تمام استانداران استانها تعویض یا تغییر مسوولیت دادند و در بعضی استانها هم بیش از یک بار بود در هیچ موردی خود آقای خاتمی با گزینههای من مخالفت نکردند و همیشه با بزرگواری میگفتند به هر جمعبندیای رسیدهاید قبول دارم.
درچند مورد هم که نسبت به استان محل خدمت نظری داشتند، نظرشان را مطرح میکردند اما در عین حال میگفتند اصراری بر نظرم ندارم. در حقیقت ایشان به کار کارشناسی و تشخیص کارشناسانه همکارانشان در وزارت کشور احترام میگذاشتند.
علاوه بر ملاکهای عمومی که برای مدیریت عالی استان در وزارت کشور مدنظر بود بر اصل خدمت هم تاکید میشد و آن سابقه کار در سلسله مراتب مزارت کشور بود به گونهای که میتوان گفت تمامی استانداران از میان مدیرانی انتخاب شدند که قبلا فرمانداری و یا معاونت استانداری و کار در استان را تجربه کرده بودند و اگر به صورت استثناء از خارج از این روال انتخاب میشد حتما باید در مدیریت کلان در سطح ملی جایگاهی درحد معاون وزیر داشته باشد آن هم مشروط به اینکه مدیریتی موفق از خود نشان داده باشد.
انتخاب مدیران از میان مدیران باتجربه وزارت کشور برکات زیاد داشت. علاوه بر تجربه و کارآمدی و توان انجام وظیفه که خواست اصلی بود این امیدواری را در جمع مدیران ایجاد کرد که چنانچه از خود شایستگی بیشتری نشان دهند زمینه ارتقای آنها فراهم میشود به همین دلیل هم مدعی هستم در این دوره هم جایگاه مدیریت منطقهای ارتقا یافت و تثبیت شد و هم امیدواری که منشا بهرهوری و کارآمدتر شدن مدیریت است در مدیران ردههای مختلف به وجود آمد.
پس از انجام مقدمات کارشناسی فرد منتخب طی نامهای همراه با بیوگرافی به دولت نهم معرفی میشد و در دولت هم یک هفته فرصت وجود داشت تا اعضای دولت هرکس به فراخور انتظارات و توقعاتی که دارد به صورت مستقل تحقیق کند و روزی هم که فرد معرفی شده جهت اخذ رای اعتماد در دولت نهم مطرح میشد اعضا بدون رودر بایستی و حجب و حیا نظراتشان را ارائه میکردند و پس از آن رایگیری میشد.
بارها جناب آقای خاتمی در دیدارها و نشستهای مشترک هیات وزیران و استاندارانت ابراز میداشتند که با وجود همه مشکلات واقعی و ساختگی که بحرانسازان برای دولت اصلاحات ایجاد میکردند وقتی به استانها میروم یا با استانداران نشست دارم حجم کار و تلاش و فعالیت انجام شده در مناطق که با تلاش همه مدیران و صد البته مدیریت عالی استاندار انجام شده به گونهای است که مشکلات و تلخکامیها نیز به دلیل ارائه کارنامه موفق خدمتگزاری مدیران به شیرینی تبدیل میشود.
به طور خلاصه اعتقاد من این بوده و هست که استاندار باید بتواند مدیریت فرابخشی داشته باشد، از کیاست و تدبیر لازم برای اداره و تمشیت امور منطقه برخوردار باشد، ترجیحا سلسله مراتب کار در وزارت کشور را طی کرده باشد که با ظرافتهای این مدیریت جامع و فراگیر آشنا باشد و از مقبولیت لازم بین مدیران بخشی در منطقه و اعضای دولت و ستاد وزارت کشور برخوردار باشد.