گروه بینالملل، ایلیا جزایری: فیدل کاسترو رهبر کوبا، پس از نزدیک به نیم قرن، از سمت ریاست دولت و فرماندهی ارتش کوبا، کنارهگیری کرد. کاسترو که هشتاد و یکمین سال زندگی خود را سپری میکند، سهشنبه 19، فوریه، در نامهای که به خط خود روی پایگاه الکترونیکی روزنامه «گرانما» منتشر کرد، ضمن اعلام کنارهگیری از قدرت نوشت: «نه آرزو دارم و نه میپذیرم، تکرار میکنم، نه آرزو دارم و نه میپذیرم که مسئولیت ریاست هیات دولت و فرماندهی نیروهای مسلح را برعهده گیرم. اکنون هنگام آن فرا رسیده است که هیات دولت، رئیس و نایب رئیس آن انتخاب شوند.» پارلمان کوبا که 24 فوریه 2007 تشکیل شد،قرار است هیات دولت، عالیترین سازمان اجرایی در نظام کوبا و رئیس و نایب رئیس آن را انتخاب کند. کاسترو که اولین رئیس کوبایی از زمان انقلاب 1959 میلادی در این کشور است، در نامه خود افزوده است: «من افتخار ریاست هیات دولت را برای سالهای درازی از زمان تصویب قانون اساسی جدید کوبا در سال 1976 میلادی برعهده داشتم، اما با توجه به وضعیت نامناسب جسمانیام، بسیاری گمان کردند که کنارهگیری موقت من از قدرت در 31 ژوئیه 2006 و سپردن آن به رائول کاسترو، نایب رئیس اول، همیشگی خواهد بود.»
کاسترو در ژوئیه 2006، به دلیل یک عمل جراحی فوری در روده، به طور موقت، از قدرت کنارهگیری کرد و مسئولیت آن را به برادر خود رائول سپرده بود. از آن هنگام به رغم اینکه پزشکان و مسئولان بازیابی سلامت جسمانی کامل او را اطلاع دادهاند، تاکنون اما در منظر عمومی ظاهر نشده است و تلویزیون کوبا تنها به پخش تصاویری از حضور او در بیمارستان و جشن تولد 82 سالگیاش بسنده کرده است. او در نامه خود همچنین افزوده است: «مدتی پس از عمل جراحی، کنترل کامل حواس خود را بازیافتم به گونهای که توانستم بخوانم. اکنون نیز از قدرت بدنی کافی برای نوشتن به مدت چند ساعت بهرهمند هستم.» او ادامه داده است: «اکنون پس از سالها مبارزه، اولین وظیفه خود را آماده کردن مردم برای بعد از خود از لحاظ روانی و سیاسی میدانم و تاکید میکنم که وجدانم اجازه نمیدهد با این وضعیت جسمی، به مسئولیت خود ادامه دهم.» کاسترو با اشاره به اینکه مسیر پیش روی مردم کوبا، دشوار خواهد بود و طی آن، نیازمند تلاش و پشتکار مداوم است، افزود: «خوشبختانه نظام ما هنوز در بر گیرنده کادرهای انقلابی قدیمی است که با کوچکترها، متحد هستند.» او تاکید کرد: «نمیگویم خداحافظ. چرا که به عنوان یک سرباز، دوست ندارم مبارزه فکری را رها کنم و نوشتن را تحت عنوان اندیشههای رفیق فیدل، ادامه خواهم داد.» گمان میرود که پارلمان کوبا، رائول کاسترو را به جانشینی فیدل برگزیند.
فیدل کاسترو در دسامبر گذشته در نامهای که از تلویزیون رسمی کوبا قرائت شده بود، به احتمال کنارهگیری خود از قدرت و «سپردن آن به کوچکترها» اشاره کرده بود. با وجود اینکه اکنون سخن از قرار گرفتن رائول به عنوان جانشین فیدل کاسترو مطرح است، اما برخی از طرفهای دیگر کوبایی از دشوار بودن انتقال قدرت سخن میگویند. اوسوالدو بایا رهبر یکی از گروههای کوچک مخالف دولت که به جنبش آزادیبخش مسیحی معروف است، میگوید: «اکنون احتمال دارد که با کنارهگیری فیدل، آشوب کوبا را فراگیرد.» 75 نفر از اعضای تشکیلات بایا، در زندانهای کوبا به سر میبرند. بایا میگوید اکنون زمان گفتوگو میان مخالفان و حاکمیت فرا رسیده است. اما گویا این تنها کوباییها نیستند که برای آینده کوبا پس از فیدل برنامهریزی میکنند. پیش از این دولت جورج بوش رئیسجمهور آمریکا، ماکاری را به عنوان «هماهنگکننده انتقال قدرت در کوبا» معرفی کرده بود. ماکاری میگوید که میخواهد به کوباییها کمک کند تا «آزادی خود را پس از 47 سال دیکتاتوری» به دست آورند. بوش نیز در واکنش به کنارهگیری کوبا گفته است: «کنارهگیری کاسترو از قدرت، گذار دموکراتیک را در کوبا سرعت خواهد داد.»
کاسترو توانست در برابر تاریخ ایستادگی کند، اما بیش از این توانایی ایستادگی در برابر زمان را نداشت. او 45 سال در مقابل آمریکا و محاصره اقتصادی که این کشور بر کوبا تحمیل کرده است، ایستاد. کاسترو که مارکسیسم را به عنوان نظام حکومتی کشور خود برگزیده بود، توانست، حتی پس از سقوط نظامهای مارکسیستی در اتحاد جماهیر شوروی، پا برجا بماند.
او در معرض عملیات ترور بسیار از سوی ایالاتمتحده آمریکا قرار گرفت، اما از همه آنها جان سالم به در برد. گزارشهای اطلاعاتی آمریکا از بیش از 600 توطئه ترور برای کاسترو حکایت میکنند. اما او همچنان در قدرت ماند در حالی که 9 رئیسجمهور در زمان ریاست او بر کوبا، زمام امور را در آمریکا به دست گرفتند و با آن بدرود گفتند.
فیدل، در خانوادهای ثروتمند کوبایی در سال 1926، به دنیا آمد. اما او با دیدن فقر جامعه خود، خانواده را رها کرده و به همراه بیش از 100 نفر از یاران خود، در سال 1953، بر علیه فاگنسیو باتیستا، اسلحه به دست قیام کرد. تلاشهای او اما شکست خورد و به همراه رائول برادر خود، به زندان رفت. فیدل پس از دو سال، از زندان آزاد شد، اما این بار با تشکیل نیرویی که به همراه ارنستو چگوارا دوست آرژانتینی خود با تشکیل نیرویی که به جنبش 26 ژوئن مشهور شد، فعالیتهای خود را با هدف پایان دادن به حکومت باتیستا، در مکزیک از سر گرفت.
ارزشهای انقلابی کاسترو، در کوبا مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفت. بدینترتیب توانست به همراه نیروهای خود در سال 1959، موفق شد با سرنگونی نظام باتیستا که به فساد مشهور بود. قدرت را در کوبا به دست گیرد. او به سرعت، نوع حکومت را مارکسیستی خواند، بدینترتیب کوبا اولین کشوری بود که در غرب؛ مارکسیسم را به آغوش کشید. آمریکا حکومت جدید کوبا را به رسمیت نشناخت تا آن هنگام که کاسترو، اقدام به ملی کردن شرکتهای نفت آمریکایی در کوبا کرد. بدینترتیب روابط دو کشور، با چالش همراه شد.
در آوریل 1961، آمریکا سعی کرد تا با بسیج ارتشی از کوباییهای تبعیدی، دولت کاسترو را سرنگون کند. اما ارتش کوبا توانست با مقاومت در خلیج خوکها، بسیاری از مهاجمان را بکشد و حدود هزار نفر را دستگیر کند. از آن هنگام روابط دیپلماتیک آمریکا و کوبا قطع شد. یک سال پس از این حادثه، بحران معروف موشکی آغاز شد؛ بحرانی که جهان را به مرز جنگ کشانید. در آن هنگام دیگر کاسترو، دشمن شماره یک آمریکا به شمار میرفت.
در مذاکراتی که میان خروشچوف، رئیسجمهور وقت اتحاد جماهیر شوروی و کاسترو؛ توافق شد که موشکهای بالستیک ساخت شوروی، برای جلوگیری از هرگونه حمله آمریکا، در جزیره کوبا مستقر شود. در اکتبر 1962، هواپیماهای جاسوسی آمریکا توانستند پایگاههای موشکی شوروی را در کوبا کشف کنند، که باعث ترس ایالات متحده از آن شد.
بحران اما با توافق میان آمریکا و شوروی، به درازا نکشید و در مقابل تعهد آمریکا به یورش نبردن به کوبا و برچیدن موشکهای آمریکایی از ترکیه، شوروی موشکهای خود را از کوبا خارج کرد. کاسترو به یکی از ستارههای درخشان دوره جنگ سرد تبدیل شد. او 15 هزار سرباز را در سال 1975 برای کمک به نیروهای آنگولایی که تحت حاکمیت شوروی قرار داشتند، فرستاد.
در سال 1977، نیز تعداد دیگری نیروی نظامی برای حمایت از منگیستو هایله ماریام، رئیسجمهور مارکسیست اتیوپی به این کشور ارسال شد. رهبر کوبا، همواره عامل ضعف و بحران کوبا را، محاصره اقتصادی آمریکا برمیشمرد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، اوضاع کوبا را به ویژه از نظر اقتصادی، تحت تاثیر خود قرار داد. کارشناسان اما عقیده دارند دولت کوبا، از تاثیر این فروپاشی بکاهد.
روابط جمهوری اسلامی ایران و کوبا، از روابط مستحکم بینالمللی به شمار میرود تا جایی که در اوایل انقلاب، کوبا یکی از مامنهای انقلابیون ایران به شمار میرفت. در این راستا، مقامهای بلندپایه دو کشور، همواره، دو کشور را متحد همدیگر معرفی میکنند.
کاسترو در آخرین موضع خود درباره پرونده هستهای ایران در گفتوگو با محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری اسلامی ایران، تاکید کرد که ایران و هر کشور دیگری حق دارد به تولید انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز بپردازد و به فناوریهای مدرن دسترسی داشته باشد.