از بهار سال 1382 که رای 2 تا 5 درصدی واجدان شرایط به کاندیداهای آبادگران، امیدهای کمرنگ اصولگرایان به تسلط مجدد بر ارکان انتخابی را تقویت کرد تا آخرین روزهای آذرماه 85 که اصلاحطلبان بخشی از حاکمیت مطلق اصولگرایان بر شوراها را در اختیار گرفتند، اتفاقات زیادی در کشور و در میان اصولگرایان افتاد. در بهار سال 82، ناشناسترین چهرهها بخت خود را آزمودند و راه را برای بازگشت نه چندان مطمئن اصولگرایان به قدرت باز کردند اما در آذرماه 85، اعتماد اصولگرایان به استحکام جایگاه خود در حدی بود که با لیستهای گوناگون وارد عرصه انتخابات شدند. تعدد لیستها و نتایج حاصل از آن، پیامهای متعددی برای فراکسیونهای جدید اصولگرایان داشت، اما مسئولان دولتی پس از اعلام نتایج، ارتباط خود با لیست رایحه خوش خدمت را تکذیب کردند. این تکذیب در واقع پاسخ مستقیم به اصولگرایان و اصلاحطلبانی بود که نتایج انتخابات آذرماه 85 را، یک «رفراندوم زودرس» در مورد عملکرد دولت احمدینژاد میدانستند.
البته با گذشت چند ماه از آن انتخابات پُر پیام، اصولگرایان که ظاهرا دلایل و نشانههای متعدد، آنها را نسبت به حاکمیت مجدد اصلاحطلبان نگران ساخته بود. از حجم انتقادات داخلی کاستند تا حملات خود را در ابعاد مختلف متوجه رقیب اصلاحطلب نمایند. آنها اتهامافکنیهای بیحد و مرز علیه اصلاحطلبان را آغاز کردند و برای آنکه پیشاپیش فضا را برای همه کاندیداهای اصلاحطلب، غیر مستعد جلوه دهند بر این نکته تاکید کردند که «اصلاحطلبان معتدل از دیگران خطرناکتر هستد.» اصولگرایان حاکم، در کنار «مهرورزی مدرن نسبت به رقیب»، تدبیری نیز اندیشیدند تا جای خالی رقیب «از میدان به در رفته» یا «از میدان به در شده» را پر کنند. بزرگنمایی اختلافات درونی اصولگرایان و اصرار و انکارهای متعدد در خصوص وحدت کامل یا ارائه لیستهای متفاوت، ابزاری بود که برای این هدف در نظر گرفته شد و اکنون با نزدیک شدن به انتخابات، بخشهای پایانی سناریوی انتخاباتی تعدادی از گروههای اصولگرا در حال تکمیل و افشاست و تا دو هفته دیگر نتیجه تلاشهای پیچیده اصولگرایان برای حضور در انتخاباتی بیسابقه ـ از لحاظ نحوه برخورد با رقیب ـ در قالب لیستهای انتخاباتی آشکار خواهد شد. اکنون میتوان با اطمینان گفت که لیستهای انتخاباتی اصولگرایان به لحاظ کیفیت و کمیت، هر چه که باشد، نتیجه انتخابات به شرط رعایت استانداردهای لازم در مرحله رایگیری و شمارش آرا، یکی از حالات زیر خواهد بود:
1ـ لیست اصلاحطلبان ـ که ممکن است در برخی حوزهها به تعداد کاندیدای مورد نیاز نباشد ـ موفق به جلب توجه اکثریت قابل توجهی از مردم خواهد شد. در این صورت، اصولگرایان ناچار خواهند شد به این موضوع اعتراف کنند که در صورت تایید تعداد بیشتری از اصلاحطلبان و وجود زمان کافی برای تبلیغات و رقابت، اکثریت مجلس در اختیار اصلاحطلبان قرار میگرفت.
2ـ احتمال دوم آن است که نه اصلاحطلبان سرشناس موفق به کسب آرای قابل توجه ـ در مقایسه با تعداد واجدان شرایط رای ـ شوند و نه اصولگرایان نامدار. این وضعیتی است که پس از ردصلاحیت بیسابقه 41 نماینده مجلس سوم در انتخابات مجلس چهارم به وجود آمد. در آن انتخابات جناح محافظهکار توانست اکثریت پارلمان را در دست بگیرد، اما منتخب اول تهران، یک چهره تلویزیونی ـ و نه سیاسی ـ بود که توانست بیش از نهصد هزار رای به دست بیاورد. در حالی که در همان انتخابات، شاخصترین چهره جناح محافظهکار ـ که ریاست مجلس چهارم را به عهده گرفت ـ اندکی بیش از 500 هزار رای به دست آورد و شاخصترین چهره اصلاحطلبان ـ که ریاست مجلس سوم در اختیار او بود ـ اندکی کمتر از 250 هزار رای. به عبارت دیگر به خاطر فضای نامطلوب انتخابات، مجموع آرای سران دو جناح در تهران از 80 درصد رای یک فرد غیرسیاسی تجاوز نکرد!
انتخابات مجلس چهارم شرایط خاصی داشت و نمیتوان آن را با انتخابات مجلس هشتم مقایسه کرد. زیرا در انتخابات 24 اسفند سالجاری، هیچ یک از دو جناح ژنرالهای خود را به میدان نفرستادهاند که بتوان آرای آنها را مورد ارزیابی قرار داد. اما اگر این بار بالاترین رای هر دو جناح، با تعداد واجدان شرایط اختلاف اساسی داشته باشد باید علت آن را در کاهش انگیزه مشارکت مردم در انتخابات به خاطر تردید نسبت به «در راس امور بودن مجلس» و یا تردید در «توانایی کاندیداهای تایید شده برای قرار دادن مجلس در راس امور» جستجو کرد. آنچه احتمال وقوع این پیشبینی را بیشتر میکند، مدارهای غیرضروری مجلس هفتم با دولت و اظهارنظرهای عناصر اصلی این مجلس است که به صراحت اعلام کردهاند «برخی تصمیمات دولت، هزینهساز و مشکل آفرین است، اما به خاطر رئیسجمهور و یا به دلیل حفظ وحدت اصولگرایان، باید تحمل کرد.»
3ـ سومین فرضیه که احتمال وقوع آن بسیار اندک میباشد. پیروزی اصولگرایان در انتخابات با کسب آرای قابل توجه ـ چیزی شبیه آرای منتخبان تهران در مجلس ششم و یا بالاتر از آن ـ میباشد. این تنها فرضی است که در صورت تحقق، اصولگرایان حق دارند از نتایج انتخابات ذوق زده شوند و به رقبای اصلاحطلب خود فخرفروشی کنند که «مردم ما را خواستند و شما را طرد کردند.»