حسین شریعتمداری
امام راحلمان(ره) که خدا بر درجاتش بیفزاید، به ماجرای عبرتانگیزی از قول شهید مدرس اشاره کرده و میفرمود ـ نقل به مضمون ـ اهالی یک روستا از ظلم و ستم «خان» نزد مرحوم شهید مدرس به دادخواهی آمده و گفته بودند که مزدوران خان، کتک مفصلی به آنها زده و دسترنج آنان را هم غارت کردهاند. روستائیان مظلوم از شهید مدرس راهنمایی میخواستند تا علیه خان و مزدوران او به دادگاه شکایت کنند. مرحوم شهید مدرس خطاب به آنها گفته بود چرا نشسته بودید که مزدوران خان شما را کتک بزنند «شما بزنید تا آنها بروند شکایت کنند، نه این که بخورید و بروید شکایت کنید.» صحیفه امام(ره) جلد 8 ص 138
یادداشت امروز، اگر چه نیم نگاهی به پیروزی هستهای اخیر دارد ولی موضوع اصلی آن چالش هستهای کشورمان نیست، بلکه دو دیدگاه متفاوت ـ و گاه متضاد ـ درباره چگونگی برخورد با دشمنان بیرونی را میکاود و این که کدامیک از این دو دیدگاه تامینکننده منافع ملی است و آسایش و امنیت مردم را در پی دارد، نرمش در مقابل زورگویی دشمنان بیرونی و یا ایستادگی و مقاومت در برابر باجخواهی آنان؟
دیدگاهی که نرمش در مقابل دشمنان بیرونی را پیشنهاد میکند، آن را تامینکننده امنیت و آرامش مردم میداند و به زبان امروزی همان فرمول دیروزی «مقابله مشت و درفش» را پیش کشیده و نتیجه میگیرد که پایان این تقابل، شکست سخت مشت از درفش خواهد بود! این دیدگاه در دوران جنگ تحمیلی نیز از سوی برخی گروهها و جریانات سیاسی به تلویح و یا به تصریح مطرح میشد. به عنوان مثال نهضت آزادی با انتشار جزوهای نزدیک به 20 صفحه و با عنوان «پایان عادلانه جنگ بیپایان» حضرت امام(ره) و رزمندگان اسلام را به کوتاه آمدن در مقابل رژیم بعثی عراق دعوت میکرد و با اشاره به حمایت آمریکا از صدام نوشته بود، همانگونه که فرار آهو در مقابل حمله شیر و پلنگ قابل ملامت نبوده و حرکتی پذیرفته شده است. دست کشیدن ایران از ادامه جنگ با عراق نیز نه فقط اقدام ناپسندی نیست، بلکه مانند فرار آهو از مقابل شیر حرکتی پسندیده و منطبق با نرم و ناموس خلقت نیز هست! نهضتیها این واقعیت را به عمد نادیده میگرفتند که آمریکا و متحدانش در حالی به ایران اسلامی حمله آورده و ارتش بعثی را برای یورش به کشورمان تجهیز کرده بودند که به تازگی ایران، انقلابی پیروز را پشت سر نهاده و سرجنگ و ستیز با هیچ کشوری، مخصوصاً همسایگان مسلمان خود را نداشت و اگر ایستادگی مردم و رزمندگان اسلام نبود نه از ایران اثری مانده بود و نه از ایرانیان.
دیدگاهی که آن روز از سوی گروهک آمریکایی نهضت آزادی نمایندگی میشد، بعدها در دوران موسوم به اصلاحات، ابتدا به درون برخی از گروههای مدعی اصلاحات سرک کشید و سپس بخش قابل توجهی از این طیف را در نور دید تا آنجا که زورگوییها و باجخواهیهای آمریکا و متحدانش را نتیجه و پیآمد اصرار ایران اسلامی برآموزههای امام(ره) و انقلاب معرفی میکردند و با تعریف غلط و تحریف شدهای از سیاست «تنشزدایی»، عقبنشینی گام به گام در برابر باجخواهی دشمنان بیرونی را پیشنهاد میکردند به گونهای که اگر مدیریت الهی و هوشمندانه رهبر معظم انقلاب و پیروی تودههای مردم از ایشان نبود، امروز نه فقط شاهد پیروزی عظیم در چالش هستهای و دستاوردهای بزرگ و حیرتانگیز، علمی، نظامی و بینالمللی نبودیم، بلکه بعید نبود به علت حضور برخی از این طیف در کانونهای قدرت و تصمیمگیری نظام ـ دولت اصلاحات و مجلس ششم ـ مورد هجوم وحشیانه آمریکا و متحدانش نیز قرار گرفته بودیم. گفتنی است پیشنهاد یکی از مدعیان اصلاحات درباره فرستادن بینش امام(ره) به موزه تاریخ و یا این ادعا که شهادت امام حسین(ع) نتیجه خشونتگرایی جدش رسول خدا(ص) در صدر اسلام بوده است ـ که متاسفانه با عکسالعملی از سوی سایر مدعیان اصلاحات روبرو نشد ـ در راستای ترویج همین دیدگاه سازشکارانه و انحرافی مطرح شده بود.
و اما، دیدگاه دیگری که بر آموزههای انقلاب، امام راحل(ره) و خلف حاضر او تاکید دارد و امروزه از سوی اصولگرایان ـ به مفهوم واقعی آن و نه این یا آن حزب و گروه ـ نمایندگی میشود، بر این باور است که نرمش در مقابل باجخواهی دشمنان بیرونی نه فقط دشمن را به مدارا نمیکشاند، بلکه جریشدن بیشتر آنان را در پی خواهد داشت. این دیدگاه تجربه ایستادگی و مقاومت سه دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در مقابل باجخواهیها و زورگوییهای دشمنان را به عنوان گویاترین و محکمترین «سند» برای اثبات نظر خود به همراه دارد که چالش چند ساله هستهای و فراز و نشیبهای چهار ساله آن از جمله آنهاست. در مجلس ششم و در اوج اصرار آمریکا و متحدانش برای وادار کردن ایران اسلامی به پذیرش پروتکل الحاقی ـ 2+93 ـ تعدادی از نمایندگان مدعی اصلاحات یک طرح 3 فوریتی ـ دقت شود که طرح 3 فوریتی مخصوص شرایط بسیار ویژه و حساس است ـ را تهیه کرده بودند که ایران را ملزم به پذیرش بیقید و شرط پروتکل الحاقی میکرد! این طرح که خبر آن با استقبال و ذوقزدگی فراوان آمریکا و انگلیس روبرو شده بود از ترس برانگیختگی مردم غیرتمند کشورمان عقیم ماند... و یا در همان حال که آمریکا و اسرائیل ادعا میکردند جمهوری اسلامی ایران، اطلاعات هستهای خود را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه نکرده است، یکی از نمایندگان مدعی اصلاحات مجلس ششم پشت تریبون رفت و در نطق پیش از دستور اعلام کرد که ایران طی 19 سال گذشته درباره فعالیت هستهای خود به دنیا دروغ گفته است!! و دهها نمونه مشابه دیگر از همین دست که فهرست کردن آنها نیز به درازا میکشد. نتیجه و پیآمد این برخوردهای سازشکارانه که تحت پوشش حفظ امنیت و آرامش مردم و پیشگیری از حمله آمریکا تئوریزه میشد، جری شدن بیشتر دشمن بود تا آنجا که تروئیکای اروپایی در اجلاس پاریس با صراحت اعلام کردند بهترین تضمین عینی ایران به اروپا دست کشیدن از تمامی فعالیتهای هستهای است!!
و اما، جریان اصولگرا، برخلاف مدعیان اصلاحات، بر آموزههای اسلام و انقلاب و ایستادگی و مقاومت در برابر باجخواهی دشمنان تاکید ورزید و به عنوان نمونه ـ و فقط نمونه ـ هنگامی که آمریکا و متحدانش اعلام کردند که پرونده هستهای کشورمان را به شورای امنیت سازمان ملل میفرستند، نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم، طرحی را به تصویب رسانده و در آن تاکید کردند که اگر پرونده هستهای ایران به شورای امنیت فرستاده شود دولت ملزم و موظف است کلیه فعالیتهای به تعلیق درآمده را مجدداً از سر گیرد و چنین نیز شد. و یا در پی تهدیدهای مکرر آمریکا و در حالی که برخی از مدعیان اصلاحات در مصاحبهها و نوشتههای خود دولت و مجلس اصولگرا را به خاطر ایستادگی در برابر باجخواهی دشمنان بیرونی ملامت میکردند و درایت دولت اصلاحات و مجلس ششم را به رخ میکشیدند! اصولگرایان بر حق مسلم خود اصرار ورزیدند و نهایتاً با پیروی از مدیریت الهی رهبر معظم انقلاب و حمایت یکپارچه مردم، پیروزی از مدیریت الهی رهبر معظم انقلاب و حمایت یکپارچه مردم، پیروزی اخیر هستهای و عقبنشینی الزامی ـ و نه دلبخواه ـ آمریکا و متحدانش را شاهد بودیم و بودند.
این یک اصل آزمون شده و غیرقابل تردید است که در دنیای امروز و در عرصه مناقشات ـ یا تعاملات ـ بینالمللی هر یک از کشورها به اندازه قدرتی که دارند سهم میبرند و نه به اندازه چانهای که میزنند!! و یا به اندازه میزانی که از ایستادگی و استقامت خود میکاهند! انتقاضه فلسطین، حزبالله لبنان، اسلامگرایی ترکیه، مقاومت مردم عراق،... و از همه برتر، انقلاب اسلامی ایران نمونههای غیرقابل انکاری بر صحت این نظر است.
کسانی که از داخل کشور برای دشمنان بیرونی نشانه و سیگنال ضعف میفرستند فقط دندان طمع دشمنان را تیزتر و عزم آنان را برای زورگویی بیشتر میکنند ـ هر چند که چنین قصدی نداشته باشند ـ و آنان که بر ایستادگی و مقاومت تاکید میورزند، دشمنان را از تصمیم به حمله احتمالی پشیمان میکنند چرا که تمامی قدرتهای زورگو برای باجخواهی از دیگر کشورها به ارزیابی سود و زیان مینشینند و هزینه زورگویی و باجخواهی را به عنوان اصلیترین عامل در محاسبات خود به حساب میآورند، بنابراین بیآن که به ذهن پیچیدهای برای محاسبه نیاز باشد با قاطعیت میتوان گفت اگر قدرتهای استکباری ـ و هر دشمن دیگری ـ هزینه زورگویی و باجخواهی خود را سنگین ارزیابی کند از دست زدن به اقداماتی نظیر حمله نظامی و یا آتشافروزیها و فتنهجوییهای مشابه عقب مینشیند و چنانچه حریف را در موضع ترس و ضعف ببیند از هیچ اقدام وحشیانهای دریغ نمیورزد. از این روی؛ برخلاف ادعای برخی از طرفداران مسالمت با دشمنان بیرونی، حضور این طیف در کانونهای قدرت و تصمیمگیری نه فقط امنیت و آرامش مردم را تضمین نکرده و خطر اقدامات زورگویانه دشمنان را کاهش نمیدهد، بلکه این جماعت با حضور خود در مراکز قدرت، دندان طمع دشمنان بیرونی را برای باجخواهی تیزتر کرده و نهایتاً آرامش و امنیت مردم را به مخاطره میاندازند اگر چه در اینگونه موارد احتمالی، مردم پاکباخه ایران اسلامی حرف نهایی را میزنند.