مهدی دهمرده
رژیم صهیونیستی یک سال و اندی پس از تحمل شکست از حزبالله لبنان در جنگ 33 روزه اقدام به ترور شهید عماد مغنیه کرد. این رژیم غاصب در پی همکاری برخی عناصر مشکوک عربی با نفوذ به منطقه امنیتی «کفر سوسه» وی را از طریق تله انفجاری و از راه دور به شهادت رساند. شهادت عماد مغنیه شادمانی آمریکا و اسرائیل را در پی داشت که به گمان خود توانستهاند با اقدامی تروریستی، یکی از فرزندان بزرگ مسلمانان را به خاک افکنند و مدعیاند این ضربه به حزبالله، آسیب جدی وارد میکند، لکن اقدام به ترور یکی از اعضای موثر حزبالله لبنان باعث تغییرات اساسی در فضای مواجهه عملیاتی رژیم صهیونیستی و حزبالله لبنان گردید. از این رو باید منتظر رخدادهای جدیدی در عرصه تحولات لبنان و فلسطین اشغالی بود که از آن جمله میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
1ـ شهادت حاجرضوان با سالگرد شهادت دبیرکل سابق حزبالله ـ حجتالاسلام سیدعباس موسوی ـ همزمان شد، البته این که بگوییم اسرائیلیها زمان ترور مغنیه را با سالگرد ترور موسوی تنظیم کردهاند، خلاف واقع است چرا که 25 سال است که دستگیری یا ترور این عنصر ارزشمند حزبالله در دستور کار سازمانهای جاسوسی رژیم غاصب اسرائیل و آمریکاییها قرار دارد و مسلما هیچ فرصتی را در این راه از دست نمیدادند لکن "همانطور که شهادت سیدعباس موسوی باعث شد تا به موقعیت کاذب اسرائیل در منطقه خدشه اساسی وارد شود و آغازی باشد بر خروج این رژیم از لبنان، شهادت عماد مغنیه نیز با توجه به سخنان سیدحسن نصرالله آغازی جدی برای نابودی غده سرطانی جهان خواهد بود.
2ـ شهادت عماد مغنیه موقعیت امنیتی و اجتماعی حزبالله را ارتقاء میدهد، چرا که علیرغم تلاش فراوان موساد و سیا آنها نتوانستند در داخل خاک لبنان و حتی در حین جنگ 33 روزه عماد مغنیه را از سر راه خود بردارند و بالاخره مجبور شدند برای اولین بار یکی از عناصر اصلی حزبالله را در خارج از محدوده جنگی بین حزبالله و اسراییل ترور کنند.
3ـ بسیاری از تحلیلگران منطقهای ترور عماد مغنیه را محصول همکاری اطلاعاتی یک جریان لبنانی و یک نهاد اطلاعاتی عربی با سازمان اطلاعاتی اسرائیل دانستهاند. با توجه به این تحلیل حزبالله لبنان میتواند روند همکاری اطلاعاتی میان مثلث لبنانی، عربی و اسرائیلی را افشا کند و فشار خود را برای از هم پاشیدن این ائتلاف شدت ببخشد. در قطب عربی این ائتلاف که با قدرت میتوان ادعا کرد همانهائی بودند که در جنگ 33 روزه نیز با آمریکا و رژیم صهیونیستی همراهی و همکاری داشتند و سیدحسن نصرالله بارها خطر آنها را گوشزد کرده بود، هم اینک احساس خطر جدی میکنند چرا که اگر این تحلیل درست باشد باید منتظر بود که جریان لبنانی همراه با غرب پس از انتشار گزارشات مربوط به این اقدام تروریستی، به کلی موقعیت خود را از دست بدهد و اسراییل دیگر نتواند از حمایتهای این گروه خیانتکار در داخل لبنان بهره ببرد که این خود یک ضربه اساسی بر پیکره این رژیم خواهد بود. همین حالت در مورد نهادهای امنیتی کشورهای عربی دخیل در این موضوع نیز صادق است.
4ـ به همان اندازه که این ترور موقعیت امنیتی حزبالله را تحکیم میبخشد، ناکامیهای دستگاههای امنیتی رژیم صهیونیستی را بیشتر ظاهر میکند. از بین بردن مقاومت به دغدغه مهم سران، ارتش و شهروندان صهیونیستی تبدیل شده است اما این که رژیم صهیونیستی نتوانست هیچ کدام از رهبران مقاومت را در درون لبنان از میان بردارد و یا در حین جنگ 33 روزه جلوی شلیک موشکهای حزبالله را بگیرد، حیثیتی برای دستگاههای عریض و طویل و هزینه بر اطلاعاتی رژیم تلآویو باقی نگذاشته است و شهروندان صهیونیست از این ضعف احساس خطر جدی میکنند.
5ـ رژیم صهیونیستی گمان میبرد با این حرکت خواهد توانست نیروهای عملکننده حزبالله را زمینگیر میکند و هزینهای را نیز درباره آن نپردازد، ضمن اینکه با شهادت سیدرضوان با چهرهای در اندازه او به نیروهای مرتبط با اسرائیل و آمریکا در لبنان روحیه دهد، اما حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع پیکر پاک عماد مغنیه و سخنان بسیار مهم سیدحسن نصرالله این باور خام را با مشکل اساسی روبرو کرد. در وهله اول سیدحسن نصرالله با حضور در جمع تشییعکنندگان ثابت کرد که حزبالله با این شهادتها نه تنها زمینگیر نخواهد شد بلکه جان تازهای خواهد گرفت کما اینکه حضور دبیر کل حزبالله در این مراسم میلیونی بار دیگر ضعف دستگاههای امنیتی رژیم صهیونیستی را به رخ آنان کشید. سخنان نصرالله مبنی بر اینکه از این پس حزبالله برای جنگ با اسرائیل خود را محدود به مرزهای لبنان نمیداند موجی از ترس و وحشت در بین سران و شهروندان صهیونیستی ایجاد کرد و شادمانی آنان را در کامشان تلخ کرد، به گونهای که حتی سعی کردند خود را از این ترور مبرا کنند، زیرا تاثیرات روانی وحشت و نگرانی صهیونیستها در داخل سرزمینهای اشغالی، عاملی مهم در کاهش قدرت ظاهری رژیم صهیونیستی محسوب میشود. این موضوع روند مهاجرت معکوس را از اسرائیل تشدید خواهد کرد و باعث خواهد شد که ترکیب جمعیتی داخلی این رژیم غاصب برهم بخورد و مهمترین توجیه صهیونیستها برای داشتن کشوری، مستقل از دست آنها خارج شود.