محسن فرجیان
«آنچه محصول سفرهای استانی میشود، عبارتست از روشن شدن فاصله بین نگاه از دور به حقایق یک کشور و نگاه از نزدیک»
مقام معظم رهبری
بیشک برای بسیاری از مردمی که شاید از اول انقلاب تاکنون حتی یک مدیر کل اجرایی در شهرشان ندیده بودند، دیدن عالیترین مقام اجرایی کشور و تیم اجراییاش فرصتی مغتنم از هر نظر محسوب میگردید و دولت نیز با حضور عینی در مناطق مختلف و دور افتاده کشور، از نزدیک شاهد وضع مردم و نحوه زندگی آنان قرار میگرفت، تا بتواند با نگاهی همهجانبه، چه از منظر فرهنگی، چه از منظر اقتصادی و چه از بعد اجتماعی، برنامهریزی جامعی نسبت به مناطق دور افتاده کشور داشته باشد؛ مناطقی که مردم آن را در نتیجه نگاه غلط تمرکزگرا در سالهای پس از جنگ، دیگر هیچ امیدی به آیندهای روشن نداشتند.
آزمونی برای احمدینژاد
شاید زمانی که در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری، «احمدینژاد» وعدهای به نام سفرهای استانی را در جمع مردم مطرح نمود، کمتر کسی به اجرایی شدن چنین طرحی فکر میکرد و به نظر میرسید این وعده نیز همچون بسیاری از وعدههای انتخاباتی دیگر نامزدها، مقطعی و زودگذر است. اما سوم تیر ماه 84 نه تنها واکنشی از سوی ملت به نحوه عملکرد مدیریتی سالهای گذشته بر کشور بود، که با این انتخاب فرصت مناسبی برای ارزیابی میزان صداقت در گفتارهای رییسجمهور جدید بوجود آمده بود.
بیش از 8 میلیون و 800 هزار نامه و تایید بیش از 3 هزار و 600 مصوبه، ثمره اصلی سفرهای محمود احمدینژاد رئیس دولت نهم در دور اول سفرهای استانیاش بود؛ سفرهایی که از سفر به استان خراسان جنوبی آغاز و با سفر به استان سمنان پایان گرفت. این اقدام که از ابتکارهای احمدینژاد است، در طول دو سال گذشته بازتابهای فراوانی داشته است. در یک سوی میدان منتقدان دولت قرار گرفتند که اقدامات این چنینی را حرکاتی «پوپولیستی» و تبلیغاتی نامیدند و در سوی دیگر عده زیادی از دلسوزان نظام که سفرهای استانی و دستاوردهایش را از جمله افتخارات نه تنها دولت، که کل نظام برشمردند.
سفر به 336 شهر و روستا در کمتر از 2 سال
سفر به 336 شهر و روستا در عرض کمتر از دو سال، دیدار از نزدیک با مردم در اقصی نقاط کشور، تصویب بیش از شش هزار مصوبه برای رشد و آبادانی و توسعه کشور، شکستن فاصله به وجود آمده میان مردم و مسئولین که طی سالهای گذشته اتفاق افتاده بود، زنده شدن روح امید در مردم نسبت به نظام که از آن باید به عنوان نوعی «تجدید حیات سیاسی نظام» یاد نمود، تصمیمات بیسابقه برای ساختن زیرساختها و اقدامات زیربنایی در سطح کشور، بازدیدهای سرزده از مناطقی که تا پیش از آن مردم حتی چهره استاندار یا فرماندار خویش را نیز ندیده بودند و... از بیپردهترین و ابتداییترین دستاوردهای این سفرهای محسوب میگردد.
البته نباید از تحول در «ساختار و نظام مدیریتی کشور» نیز غافل شد. در حالی که در بسیاری از دولتهای گذشه کمکاریهای مدیران، وزرا و حتی مسئولین ارشد کشور تحت عناوین به ظاهر زیبایی همچون گذار به سوی دولت مدرن، حرکت به سوی بوروکراسی پیشرفته و... توجیه میشد، احمدینژاد بدون توجه به تمامی این لفاظیها، با شجاعت در عمل نشان داد که کار برای مردم را نباید در قالب کلماتی که معنایش را خود مسئولین نیز نمیدانند، توجیه نمود و میتوان آن طور مدیریت کرد که مردم میخواهند.
بیشک اگر برای دولتهای گذشته به خصوص دولت اصلاحات به دنبال یافتن پاشنه آشیلی باشیم، بحث بیاعتنایی به خواستههای مردم و ضعیف شدید مدیریتی در راه وصول به خواستههای ملت، به راحتی خود را نشان خواهد داد و این نکتهای است که بسیاری از چهرههای شاخص جریان اصلاحات و دوم خرداد نیز به آن معترفند که دولت اصلاحات جدای مغفول ماندن از خواستههای طبیعی مردم و فاصله گرفتن از ملت، تنها و تنها به شعارهای سیاسی و بازی با کلمات پرداخت که نه تنها فاقد کمترین نفعی برای مردم بود، بلکه مقدمهای نیز برای رویگردانی مردم از آنان بود. حملات ذیل که از سوی افراد شاخص جریان دوم خرداد عینا نقل میگردد، بهترین تایید بر این مدعاست:
* بهزاد نبوی، نایب رئیس مجلس ششم و عضو سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب اسلامی ایران:
- من که نایب رییس مجلس هستم با ادعای آنان که معتقدند مجلس ششم و دولت کاری نکردهاند، موافقم، چون مجلس ششم و دولت اصلاحات نتوانستند خواست و نظر مردم را محقق کنند. (شرق 29 مهر- 82-ص3)
* الهه کولایی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و نماینده مجلس ششم:
- در اینکه مجلس ششم کمکاری کرده شک نکنید... اصلاحات به رغم حرفها و شعارها فاقد استراتژی بود. (کیهان 20 اردیبهشت 82 - ص2)
- مجلس ششم بیشتر اوقات خود را صرف مسائل سیاسی کرده است، در صورتی که همه مشکلات ما سیاسی نیست و در بخش علمی و فرهنگی، مشکلات فراوانی داریم. اسطورهسازی و شعار دادن مشکلی را از جامعه حل نمیکند. (کیهان 3 تیر 82-ص 14)
* علی ربیعی، مشاور امنیتی سیدمحمد خاتمی:
- بیاعتنایی به معیشت و درد مردم، علت شکست اصلاحطلبان بود. (14/5/86، خبرگزاری فارس)
* محسن میردامادی، دبیر کل جبهه مشارکتی:
- اصلاحطلبان تمام توان خود را برای فتح کرسیهای مجلس ششم به کار بستند و برای پس از پیروزی برنامه مشخصی نداشتند. (کیهان 20 دی 80- ص2)
* عزتالله سحابی از اعضای شاخص و فعال ملی- مذهبی:
- مجلس ششم که دو سوم نمایندگان آن از اصلاحطلبان بودند، عملا نتوانستند هیچ کاری کنند. (اعتماد 12 آذر 82-ص 8)
* سیدعلی اکبر محتشمیپور، رییس فراکسیون دوم خرداد در مجلس ششم و از اعضای ارشد مجمع روحانیون مبارز:
ـ اصلاحطلبان طی چهار سال گذشته به توسعه سیاسی، آزادی احزاب، آزادی مطبوعات و پرداخته ولی موفق نبودند که باید اصلاحطلبان نقد از خود انجام دهند تا ببینند اشکال کار از کجاست. (آفتاب یزد 6 آذر 80- ص 1و 11)
* هاشم صباغیان، عضو مرکزیت نهضت آزاد:
ـ مواضع اصلاحطلبان مجلس به تدریج باعث یاس و ناامیدی در مردم شده است. (کیهان 28 آبان 79 ـ ص 2)
* شکوریراد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت:
ـ باید توجه داشت که بسیاری از نمایندگان برای رسیدن به مجلس، پول زیادی خرج کردهاند که بیست میلیون کمترین آن است! باید پولها را که خرج شده، پرداخت کنند! ... به نظر من این حرکت (اهدای پژو پرشیای رایگان به نمایندگان مجلس ششم) نوعی بیمه است!
* سرمقاله روزنامه شرق یک روز پس از انتخاب شدن احمدینژاد به ریاست جمهوری:
- «رأی مردم به محمود احمدینژاد رأی به ناکارآمدی اصلاحطلبان نه فقط در برآورده ساختن احتیاجات اولیه (معاش) که حتی همان احتیاجات عالی (آزادی) بود. (4 تیر 84)
مخالفان پوپولیست!
اما با اینکه بسیاری از شخصیتهای شاخص این جریان به کرات، بر ضعفها و ناتوانیهای خویش صحه گذاشتهاند، آنچه جا دارد در این میان بیشتر مورد توجه و مداقه قرار گیرد، رفتار همین جریانات با سفرهای استانی رییسجمهور است. سعی در پوپولیستی خواندن سفرهای استانی احمدینژاد در حالی از سوی این افراد مشاهده میشود که بسیاری از آنها بدون اطلاع کافی از معنا و حقیقت کلمه، گویا فقط و فقط قصد تخطئه نمودن دولت نهم را دارند و البته هیچگاه پاسخ نمیدهند که اگر این حرکت دولت پوپولیستی است، پس چرا سیدمحمد خاتمی، خود سفرهای استانی ـ انتخاباتی را به اقصی نقاط کشور از جمله کاشانی، شیراز، و اخیرا مشهد داشته است؟ این که برای سفرهای خاتمی نیز واژه سفرهای استانی» اطلاق گردد آن چیزی است که سیدمحمدعلی ابطحی رییس دفتر و معاون پارلمانی و حقوقی خاتمی در دوران اصلاحات مدعی آن است.
همان سفرهایی که منتقدان بیانصاف سفرهای استانی آن را پوپولیستی مینامیدند حداقل در هر سفر بیش از صد مصوبه جهت آبادانی آن منطقه و استان تصویب میشد و هماکنون نیز میتوان آمار و ارقام مربوط به اجرایی شدن آنها را پس از دو سال مشاهده نمود اما به راستی دستاوردهای سفرهای استانی سیدمحمد خاتمی در حال حاضر جز تبلیغات برای مجلس هشتم چیست؟!
طبق آمار و ارقام منتشره، میزان ارسال نامهها و درخواستهای مردمی از رییسجمهوری طی دو سال گذشته بیش از چهار برابر کل میزان نامههایی است که مردم در هشت سال دوران اصلاحات به رییسجمهور نوشتند و این معنایی جز زنده شدن امید مردم به دولت ندارد...
متاسفانه سیر روند تخریبها و اقدامات علیه سفرهای استانی رییس جمهوری تا حدی پیش رفت که مقام معظم رهبری در تاریخ نه تیر ماه 86، در حمایت صریح و آشکار خود از این اقدام دولت فرمودند:
«... سفرهای استانی بسیار کار خوب و برجسته و لازمی بود و من واقعاً تعجب میکنم که بعضیها چطور کاری را که این جور واضح است که خوب است، انکار میکنند و زیر سؤال میبرند! این برای وزرا، برای رئیسجمهور، برای عوامل اجرائی و دولت خیلی زحمت دارد و کار بسیار طاقتفرسائی است؛ لکن آنچه که محصول این کار میشود، عبارت است از روشن شدن فاصله بین نگاه از دور به حقایق یک کشور و نگاه از نزدیک»، هر چند که تعبیر گذشته معظمله از سفرهای استانی دولت تحت عنوان «تحقق آرزوی دیرینه خویش»، نیز به خوبی بیانگر دیدگاه مقام معظم رهبری به این سفرها بود.
به نظر میرسد تنها پاسخ معقول به این سوال همانی است که احمد شیرزاد از اعضای شورای مرکزی مشارکت و در زمانی که در مجلس ششم به همراه دیگر همفکران خویش عنوان نمایندگی ملت را یدک میکشید به صراحت بیان داشته است:
«چشم برهم بزنیم چهار سال تمام شده و باید شال و کلاه کنیم و برای کسب رای دوره بعد به این روستا و آن شهر سر بزنیم و قولهای نشدنی و شعارهای جدید بدهیم...»
ویژگیهای سفرهای استانی
1- حضور «مسئول اول اجرایی کشور» و مسئولان درجه اول در هر بخش از استانها ـ به ویژه استانهای محروم - یک وظیفه است که دولت نهم بیش از دولتهای محترم قبل به آن اهتمام دارد و از این رو باید در سطح ملی برای آن ارج قائل شد. وقتی مسئول ارشد، «حصار اداری» که غفلتافزا است را میشکند و خود در «حلقه تودهها» که بیش از همه به حمایت دولت از آنان وابستهاند، حضور مییابد، خدمات دولت به جای تمرکز در «نقاط خاص» به سطوح زیرین جامعه سرازیر میشود.
2- وقتی رییسجمهور به ایلام محروم رفت، حداقل صد هزار نفر و وقتی به سیستان و بلوچستان رفت. دویست هزار نفر از شهروندان محروم که به هر دلیل ـ موجه یا ناموجه ـ از طریق مسئولان استان راهی برای حل مشکلات نجسته بودند، مشکلات خود را بدون تشریفات وقتگیر اداری به رییسجمهور ارائه کردند. رییسجمهور و هیات دولت از طریق این نامهها در مییابند که کدام دسته از مشکلات بر دوش مردم یک استان ـ علیرغم وجود ادارات مختلف ـ باقی مانده است و ناشی از چیست؟ در واقع این دردهای نگاشته شده بر شکوائیهها یا درخواستها، فقط بیانکننده مشکلات مردم نیست بلکه مشکلات و کاستیهای دستگاههای دولت را نیز به خوبی مشخص میکند.
3- سفرهای استانی هیات دولت معیاری برای ارزیابی میزان دقت وزیران و معاونان آنان در برنامهها و دستورالعملهایی که برای استانها و به عنوان حل مشکل مردم ارسال میکنند نیز هست. در واقع در سفرهای استانی حصارهای بعضا بلند وزارتخانهها میشکنند و وزیر در مواجهه مستقیم با مسئولان استانی و مردم محروم باید پاسخگویی تصمیمات یا عدم تصمیمگیری خود باشد.
4- اینکه هر از گاهی یک استان محروم «صاحب دولت» میشود، مردم آن عمیقا در مییابند که انسانهایی از جنس خودشان به اداره امور مشغولند و جرات میکنند برای حل مشکلات خود وارد میدان شوند.
به عبارت دیگر اهمیت دادن به مسایل تودههای مردم در استانها، ارزش گذاشتن بر عواطف و نیازها و شخصیت آنان است که در اعتلای فرهنگی هر استان دخالت موثر دارد.
5- بسیاری از مشکلات مردم اگر چه در مقیاس با مسایل کلانی که یک کشور با آن مواجه است، «خرد و ریز» محسوب میشدند ولی برای تودههای مردم، همین مشکلات کوچک معمولا در اولویت اول مینشینند. اگر این مشکلات کوچک ـ در قیاس با مسایل کلان کشور ـ از جلوی پای شهروندان و روستاییان یک استان برداشته نشود آنان هیچگاه نمیتوانند در مقیاس ملی به مسایل کشور بیندیشند. این نکته غالباً از دید منتقدان پنهان مانده است که اقداماتی که دولت در هر استان وعده اجرای آن را میدهد عمدتاً همان چیزی است که در برنامه کلان هم به صورت مفهومی یا حتی با ذکر جزئیات آمده است. نگاهی به سرفصل وعدههایی که رییسجمهور در یک سفر در زمینه امور زیربنایی یا مسایل جاری استان میدهد بیانگر آن است که میان برنامههای تدوین شده تا گامهایی که برای اجرا در استان برداشته میشود، ارتباط روشنی وجود دارد. در عین حال نباید این نکته را ناگفته گذاشت که انجام یک سفر توسط رئیسجمهور محترم و هیات دولت حتماً باید همراه با الزامات و تمهید مقدماتی باشد که شایسته سفری در این سطح است. اگر دولت این مقدمات را درست در نظر نگیرد به زودی یا سفرها با فاصله و تأخیر زیاد برگزار میشود و یا در حد «پرواز در سطح» باقی میماند و کماثر میشود. آن همت والایی که امروز در سفر هست باید تا آخر بماند و این به نتیجهبخش بودن گامها بستگی تام دارد.