تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۴۹۷۷۶

خلع سلاح گانگسترها!


حمید امیدی

مقاومت مردم ایران و دیپلماسی کارساز، هوشمندانه و خردمندانه جمهوری اسلامی در پرونده هسته‌ای، بالاخره آمریکا را در مواضعش علیه ایران هسته‌ای، خلع سلاح کرد. مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش اخیر خود درباره برنامه هسته‌ای ایران تأکید کرد که به عقیده سازمان وی، اطلاعات ارائه شده از سوی ایران با یافته‌های این آژانس مطابقت کامل دارد. و این، به معنای آن است که مهمترین بهانه آمریکا و شورای امنیت در ایجاد تحریم، تهدیدهای بین‌المللی و صدور قطعنامه‌هایی که علیه منافع ایران ترتیب یافته و یا در تدارک آن می‌باشند، از آنان سلب شده است.

بدون تردید آمریکا از اینکه یا کار اطلاعاتی ـ جاسوسی طی چند سال گذشته اسناد جعلی و بی‌اساس به آژانس ارائه داده و هم‌اکنون نمی‌تواند به اهداف مورد نظر خود در این زمینه دست یابد، بسیار ناامید و عصبانی است.

طبق گزارش البرادعی، ایران نه تنها از سال 2003 به بعد بلکه در طول بیست سال گذشته هرگز برنامه نظامی در فعالیت‌های هسته‌ای خود قرار نداده و در واقع هیچ رابطه‌ای میان استفاده از مواد هسته‌ای در ارتباط با موارد اتهامی، بویژه اتهامات وارده از سوی آمریکا نیافته است.

سؤال اینجاست که مبنای صدور قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت علیه ایران چه بوده است؟‌ اگر سوءظن نسبت به جنبه نظامی برنامه هسته‌ای ایران را مستمسک شورا بدانیم ـ که اینگونه تظاهر می‌کنند ـ حال که گزارش رئیس آژانس و اظهارات وی و حتی گزارش سرویس‌های امنیتی آمریکا دلالت بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران دارد، عملاً مبانی صدور قطعنامه‌های سابق فرو ریخته و بهانه‌ای نیز برای پیگیری و صدور قطعنامه جدید باقی نمی‌ماند.

بسته شدن پرونده هسته‌ای ایران ـ به معنای عادی شدن ادامه همکاری با آژانس ـ غالب زمینه‌ها و ادعاهایی را که بر اساس آن برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران به شورای امنیت ارجاع شد، به طور کامل از بین برد و نشان داد فشارهایی که تاکنون از سوی این نهاد بین‌المللی علیه ایران اعمال شده، ناعادلانه، غیرقانونی و غیرقابل توجیه و دفاع بوده است. لذا هرگونه اقدام غیرسازنده این شورا علیه ایران و برنامه‌های هسته‌ای آن، عملاً باعث خدشه‌دار شدن اعتبار آژانس انرژی هسته‌ای به عنوان نهاد و ناظر سازمان ملل بر فعالیت‌های هسته‌ای جهان شده و مهمتر از آن نشانه عدم استقلال و نفوذ قدرتهای استکباری در روند تصمیم‌گیری این نهاد که حافظ امنیت جهانی است، می‌باشد.

ما سالهاست که با آمریکا بر سر موضوعات مختلف ـ از جمله برنامه‌های هسته‌ای ـ چالش داریم و بحمدالله با درایت و هوشمندی سکاندار انقلاب، مقام معظم رهبری و سیاست‌های خردمندانه دولتمردان و مسئولان نظام و مقاومت تحسین‌برانگیز مردم انقلابی، توانسته‌ایم در بسیاری از موارد ابتکار عمل را بدست بگیریم و سکه پیروزی و موفقیت را به نام ملت ایران ضرب کنیم.

سالهاست که آمریکا سعی دارد انقلاب اسلامی ایران را مترادف با تروریسم و یاغی‌گری و بر هم زننده هنجاری‌های بین‌المللی به جهان معرفی کند. در این میان، جریان رسانه‌ای غرب در خدمت دستگاه قدرت و ثروت، سیگنالهای خود را به کمک آمریکا فرستاده و سعی در انزوای ایران داشته و البته دارند. آنها مدام دم از «قانون»، «حقوق بشر» و «دموکراسی» زده و تلاش می‌کنند تا ایران و انقلاب اسلامی را ـ خصوصاً در منطقه خاورمیانه ـ حکومتی قانون‌شکن که مردم در ساختار آن هیچ نقشی بر عهده ندارند و حقوقشان بدست نظام تضییع می‌شود، معرفی نمایند.

اما، آنچه امروز در ایران اتفاق افتاده و در مسیر آن حتی استراتژیست‌های آمریکایی و بعضاً مقامات این کشور نیز ناگزیر از اعتراف به آنند، برقراری حکومت و نظامی است که بر مدار قانون قدم برداشته و به معنای واقعی مردم‌سالاری و رعایت حقوق آنان را سرلوحه برنامه‌ها و مناسبات خود قرار داده است.

یاغی امروز جهان، آمریکاست که علیرغم آنکه مردم عراق حکومتی برخاسته از آراء خود را بر سر کار آورده‌اند، با بی‌قانونی و نقض صریح و چندباره حقوق بشر، مقابل حکومت و مردم این کشور می‌ایستد و دست به جنایت و غارت می‌زند. اما در این سو، ایران با حمایت از دولت مردمی عراق جانب قانون و آنچه امروز دموکراسی نامیده می‌شود را می‌گیرد.

در فلسطین دولت حماس با آراء مردم روی کار می‌آید. مردم هم پای انتخاب خود تا سر حد جان می‌ایستند. آمریکا جانب اسرائیل غاصب را در جنایاتی نظیر کشتار غزه می‌گیرد، اما ایران حمایت از حماس که دولت دموکراتیک فلسطین است را در دستور کار خود قرار می‌دهد.

واقعیت آن است که امروز در جهان حیثیت و همینه ابرقدرتی آمریکا به چالش کشیده شده است. طرح خاورمیانه جدید که ظاهراً در پی دموکراسی‌ساز در منطقه بود نیز در همین دو نمونه عراق و فلسطین با شکست مواجه شده و دیگر آبرویی برای آمریکا باقی نگذاشته است.

در برنامه‌ هسته‌ای، ایران نه تندروی کرد و نه با گرفتن مواضع منفعلانه خود را منزوی و از حق مسلم خود عبور کرد. امروز هم در نقطه‌ای افتخارآمیز در این برنامه ایستاده‌ایم و علیرغم همه فشارهای بین‌المللی و جنگ روانی که علیه ایران و دولت جمهوری اسلامی به سردمداری آمریکا و آتش‌ بیاری فرانسه و انگلیس برپا شده بود، فرجامی با شکوه و غرور آفرین نصیبمان شده است.

آمریکا هنوز هم مثل سالهای گذشته به واسطه مشکلات داخلی آن کشور، در برابر پرونده هسته‌ای ما مقاومت می‌کند. هر چند این مقاومت به عنوان یک ابزار سیاسی که در دست این کشور قرار گرفته، دیگر در مجامع بین‌المللی اعتبار چندانی ندارد.

گزارش اخیر البرادعی که حکایت از بسته شدن پرونده هسته‌ای ایران دارد، بدجوری آب در لانه مورچگان انداخته است. «دیوید ولش» معاون وزیر امور خارجه آمریکا پس از انتشار این گزارش و با ادعای اینکه کشورهای هم‌پیمان آمریکا در خاورمیانه، همچنان از رفتار خصمانه ایران احساس نگرانی می‌کنند، در کنفرانس مطبوعاتی خود در واشنگتن گفته است:‌ «آمریکا قصد افزایش فشار بر دولت ایران از طریق تصویب قطعنامه سوم تحریمها علیه تهران به خاطر پرونده هسته‌ای این کشور دارد.» مضحک‌تر آنکه «رایس» در واکنش به گزارش جدید رئیس آژانس درباره ایران و با نادیده گرفتن اعلام پایان موضوعات باقیمانده در آن، می‌گوید:‌«گزارش البرادعی یک موضع بسیار قوی در جهت صدور قطعنامه سوم شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران به سبب ادامه فعالیت هسته‌ای‌اش فراهم کرده است»!! «کایت استار» سخنگوی کاخ سفید هم چیزهایی به همین مضمون به زبان آورده که همگی نشان از سردرگمی آمریکا و خلع سلاح شدن آنان در قبال پرونده هسته‌ای ایران دارد.

آمریکا به دنبال استفاده از تاکتیک‌های فریبنده و هیاهوسازی علیه ایران برای دستیابی به تحریم‌های جدید است؛ همان کاری که برای توجیه حمله نظامی خود به عراق انجام داد و البته هیچگاه نتوانست افکار عمومی مردم جهان و وجدان عامه مردم کشور خود را برای این کار و ادامه حضور مداخله‌جویانه خود در عراق، توجیه کند. یکی از مقامات آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای می‌گوید:‌«برخی نمی‌خواهند ببینند موضوع هسته‌ای ایران حل و فصل می‌شود، زیرا این امر در تناقض با برنامه‌های پنهانی آنهاست. این افراد باید از اشتباهات گذشته خود درس گرفته باشند، چرا که درباره ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق نیز همین هیاهو به پا شد.»

شرایط کنونی و انتشار گزارش محمد البرادعی به عنوان تاییدیه صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای ایران،‌ فرصت مناسبی برای کشورهای اروپایی و هم‌پیمانان منطقه‌ای آمریکاست تا در برابر ایران، راه خود را از این کشور جدا کنند. این گزارش یک علامت سوال بزرگ در مقابل اقدامات این کشورها در قبال برنامه هسته‌ای ایران قرار داده است. سوالی که بایستی دولتمردان و صاحبان حکومتها توضیح کافی و روشنی در مورد آن برای مردم خود داشته باشند.

بدون تردید تحریمهای جدید ناعادلانه و غیرقانونی علیه ایران به سازمان ملل و مشروعیت آن به شدت آسیب وارد خواهد کرد و این پیام را به جهان خواهد فرستاد که همکاری کامل با سازمانهای بین‌المللی نیز هیچ تاثیری در سیاست‌های کینه‌توزانه ابرقدرتها نخواهد گذاشت.

امروز دولت و ملت ایران دست در دست هم شاهد افتخارآفرینی در تمامی عرصه‌های علمی، اقتصادی و بین‌المللی است. دنیا این واقعیت را پذیرفته که ایران در حال تبدیل شدن به یکی از ابرقدرتهای منطقه است. همین روزها مردم بولیوی امواج آزادی‌خواهی و استقلال را که از سوی ایران فرستاده می‌شود، پای تلویزیون و در خانه‌های خود دریافت خواهند کرد. بولیوی زیر گوش آمریکا و در حیات خلوت این کشور است. همین‌هاست که گانگسترها را می‌ترساند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات