تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۳  ، 
کد خبر : ۴۹۷۹۶

بدهکارانی که طلبکار شدند!


توهین یک سایت اینترنتی به سیدحسن خمینی، بازتاب‌های فراوانی داشت. این سایت در 2 سال گذشته مقالات و تحلیل‌هایی ارائه می‌داد که کمتر کسی در نزدیکی آن به دولت تردید می‌کرد، تا جائی که حتی مدیر مسئول کیهان، در یک یادداشت خود آن را «یک سایت وابسته ـ و یا نزدیک ـ به دولت نهم» دانست که «از آغاز راه‌اندازی تاکنون به حمایت از دولت و دفاع از مواضع و عملکرد آن مشغول بوده و هست.» اما همین روزنامه، یک روز بعد اظهارات مدیر مسئول سایت موردنظر را انعکاس داد که مدعی بود از منتقدان جدی دولت احمدی‌نژاد است. البته اگر اصولگرایان مایل باشند می‌توان نمونه‌هایی از مقالات مندرج در این سایت را ارائه کرد تا مشخص شود گردانندگان سایت، منتقد دولت بوده‌اند یا حامی و حتی شیفته دولت نهم؟!

اما مجموعه حوادثی که بعد از اقدام آن سایت به وقوع پیوست این گمانه را تقویت کرد که مقاله توهین‌آمیز و حواشی آن، اگر یک سناریوی از پیش طراحی شده نباشد، پس از بازتاب‌های آن به سناریویی برای تحت‌الشعاع قرار دادن برخوردهای بی‌سابقه با اصلاح‌طلبان و ردصلاحیت گسترده آنان تبدیل شده است، چرا که فرصت باقیمانده تا آغاز رسمی تبلیغات انتخاباتی آنقدر کوتاه است که حتی سرگرمی چندروزه مردم به موضوعی دیگر، می‌تواند برخی فشارها بر حامیان ردصلاحیت‌ها را کاهش دهد. اما برخلاف پیش‌بینی برخی افراد و رسانه‌ها، موضوع اهانت به سیدحسن خمینی، موجب گستردگی طرح اعتراضات به ردصلاحیت‌ها و برخی حواشی دیگر انتخابات شد. زیرا این موضوع با فوت تأثرانگیز مرحوم آیت‌الله توسلی پیوند خورد و در تمام محافل و مراسمی که برای بزرگداشت آن مرحوم برگزار گردید، دغدغه‌های انتخاباتی سیدحسن خمینی نیز مطرح شد. در نتیجه، عده‌ای تلاش کردند نحوه برخورد با موضوع را تغییر دهند و سوال کنند که «چرا آیت‌الله توسلی، به‌ خاطر اهانت‌های فراوان سال‌های گذشته به اسلام و امام، سکته نکرده است؟» آنها مانند گذشته، فرض را بر کثرت اهانت به مقدسات در زمان اصلاح‌طلبان گذاشتند و این سوال را مطرح نمودند که «چرا اصلاح‌طلبان ـ که اکنون در برابر اهانت به نوه امام برآشفته شده‌اند ـ در برابر اهانت به خدا، پیامبر و امام سکوت می‌کردند؟»

کسانی که مدعی هزاران اهانت به مقدسات در زمان اصلاح‌طلبان هستند، آنقدر در ارائه مدرک تهیدست هستند که ناچارند به یک سوژه تکراری و سوخته شده یعنی سخنی منتسب به اکبر گنجی در خصوص «به موزه سپرده شدن مبانی رهبر فقید انقلاب» اشاره کنند. همچنین بدون آنکه مشخص شود کدام ‌یک از اصلاح‌طلبان معترض امروز، نعوذبالله مرتکب اهانت به خدا و پیامبر اسلام شده‌اند، عده‌ای از اصولگرایان فریاد برآورده‌اند که چرا آن روز در برابر اهانت‌ها سکوت کردید؟ آنها همچنین به این سوال پاسخ نمی‌دهند که «به فرض صحت ادعای اهانت به مقدسات، قوه قضائیه که هیچ‌گاه تحت تسلط اصلاح‌طلبان نبوده است، با هتاکان چه برخوردی کرده است؟» مثلاً چند حکم اعدام برای کسانی که به ذات اقدس الهی، قرآن مجید، پیامبر(ص) و ائمه معصومین علیهم‌السلام اهانت کرده‌اند صادر شده و یا حتی چند نفر به‌ خاطر اهانت‌های مورد ادعا، محاکمه شده‌اند؟ مدعیان اصولگرایی، همچنین نمی‌گویند که در انتقاد از کوتاهی قوه قضائیه و عدم‌ برخورد با هتاکان به مقدسات، اصولگرایان چند سخنرانی انجام داده‌اند و روزنامه‌های آنها چند مقاله نوشته‌اند؟ آیا اهانت به مقدسات دینی و کوتاهی قوه قضائیه در برخورد با هتاکان ـ به فرض صحت ادعای اصولگرایان ـ اهمیتی کمتر از عدم ‌صدور «حکم مطلوب بعضی از اصولگرایان» برای سیدحسین موسویان داشته است؟ اصولگرایان منصف می‌دانند که جرم اثبات شده موسویان، عدم ‌هماهنگی او با برخی مقامات فعلی و اتهام اثبات نشده او جاسوسی است! اما حتی به فرض اثبات اتهام دوم، پلیدی جرم او به هیچ‌وجه با اهانت به مقدسات دینی و اصرار بر این اهانت‌ها قابل مقایسه نیست. اصولگرایانی که اکنون قوه قضائیه را به‌ خاطر کوتاهی در مجازات «متهم به جاسوسی هسته‌ای» مورد حمله قرار می‌دهند یک نمونه ارائه کنند که به‌خاطر کوتاهی آن قوه در مجازات هتاکان به مقدسات، سخنرانی کرده باشند یا مقاله‌ای نوشته باشند. آیا اهانت به مقدسات دینی به اندازه رسم کاریکاتور در مورد یک روحانی موردعلاقه اصولگرایان اهمیت نداشت که به‌خاطر آن، چند روز تهران و قم را به صحنه تظاهرات و اعتراض تبدیل کرده بودند؟ کسانی که مدعی هستند اصلاح‌طلبان در برابر اهانت به مقدسات ـ که لابد یکی از آنها، همین کاریکاتور بوده است ـ سکوت می‌کردند، خوب است گزارشی از مقالات و سخنرانی‌های خود به‌خاطر اهانت به پیامبر اکرم(ص) در آزمون فرهنگیان ـ در زمان استقرار دولت و مجلس اصولگرا ـ ارائه نمایند. کسانی که به‌خاطر سخن منتسب به یک روزنامه‌نگار بریده از «اصلاح‌طلبان واقعی» در مورد به موزه سپرده شدن مبانی امام، اصلاح‌طلبان را مورد حمله قرار می‌دهند، آیا می‌توانند نمونه‌ای از ابراز مخالفت خود با سخن یکی از اصولگرایان مشهور ارائه دهند که اخیراً گفته است: «اگر بگوئیم برخی سخنان امام تا زمان حضرت مهدی(عج) است، آن‌وقت دیگر حکومت معنا پیدا نمی‌کند.»

راستی برای نمونه‌های فوق، چه نامی می‌توان انتخاب کرد؟ آیا نمی‌توان برخی مدعیان را، بدهکارانی نامید که احساس طلبکاری دارند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات