">
فرشاد فرخزاد
فستیوال شعارهای جدید در راه است و این دوره هم مانند ادوار گذشته حساسیتهای ویژه خود را دارد. احزاب، طیفها، گروهها و کاندیداهای مستقل کشور سعی میکنند تبلیغات خود را با آخرین شیوههای تبلیغاتی روز جهان منطبق کنند. از این رو باید از هر ابزاری که میتوان، در جهت تبلیغات از آن بهره برد تا توجه مخاطبان جلب شود. اصولگرایان با توجه به موقعیت سیاسی اجتماعی خود رویکرد تبلیغاتی خود را متفاوت با اصلاحطلبان هماهنگ کردهاند و اصلاحطلبان هم به دلیل شکست در انتخابات گذشته و عبرت از شکستهای پی در پی راهبردهای تبلیغاتی خاصی را در پیش گرفتهاند و سعی میکنند در فرصتهای پیشرو آنها را مهندسی کنند. در شهرهای بزرگ بخصوص تهران که آرا سیاسیتر است، کاندیداها با توجه به مسائل کلان اقتصادی سیاسی (داخلی و خارجی)، مسائل فرهنگی، اجتماعی و... برنامههای تبلیغی خود را پیگیری میکنند و از آن سو هم مردم توجه بیشتری به رویکردهای سیاسی، اجتماعی و... کاندیداها دارند و با مرور سوابق سیاسی نامزدها تصمیم میگیرند روز 24 اسفند چه کسانی را برگزینند و آنها را برای 4 سال آینده به مجلس شورای اسلامی راهی کنند.
اما در خارج از کلانشهرها اوضاع کمی متفاوتتر است، به طوری که در تعداد زیادی از شهرهای کوچک مسائل کلان کشوری و بینالمللی در اولویتهای چندم قرار گرفته و مردم مسائل منطقهای و محلی را اولویت نخست میدانند. از همینرو، معیارهای متفاوتی مورد توجه افکار عمومی قرار میگیرد؛ معیارهایی چون قومیت، برجستگیهای فامیلی، سوابق علمی و کارشناسی، شاخصههای شخصیتی، اخلاقی و دینی ملاک انتخاب اصلح است، البته کاندیداهای موسوم به اصلاحطلب معمولا برای جذب آرای بیشتر به مسائل کلان کشوری و بینالمللی توجه خاص نشان میدهند و پیروزی اصلاحطلبان را ضرورت حیاتی زمان تلقی میکنند که حساسیت زمانی و موقعیتهای خاص کشور ایجاب میکند مدیریت این طیف کشور را در مجلس هشتم هدایت کند. به نظر میرسد اصلاحطلبان در یک توهم بزرگ دیگر گرفتار هستند و آن توهم این است که اگر در انتخابات این طیف پیروز شوند، مسائل بینالمللی مانند پرونده اتمی به نفع ایران فرجام مییابد. این در حالی است که موضع طرفین مخالف (جبهه مخالف با پرونده هستهای ایران) با راهبردهای نظام همخوانی ندارد و آن زمان هم که اصلاحطلبان در راس امور بودند، مشکلات پرونده هستهای حل نشد و مخالفان برنامه هستهای ایران کلیات معاهده منع گسترش تسلیحات اتمی (NPT) در برابر ایران را رعایت نمیکردند و با درخواستهای عجیب از تهران میخواستند از حق غنیسازی اورانیوم چشمپوشی کند.
واقعیتگرایی ضرورت اصلاحطلبان
خطر جدی است، وضعیت غیرعادی پیش میرود و... اینها از جمله عباراتی است که معمولا میتوان در میان جملات اصلاحطلبان شنید. آنها یکدست شدن قوای مقننه و مجریه را خطری بزرگ برای کشور تلقی میکنند و تهدیدهای خارجی، حمله و تحریم را خطرات مهمی برای ایران میدانند. از همینرو، در تبلیغات سیاسی خود قصد دارند لایههایی از اجتماع را تحتتاثیر مسائل اینچنینی قرار دهند. اصلاحطلبان احساس میکنند نوع رویکردهای سیاسی آنها موجب خرسندی جبهه غربی میشود و وضعیت (به تعبیر آنها) فوقالعاده ایران از منظر بینالمللی با آمدن آنها بسرعت بهبود مییابد.
تئوریسینهای این جریان باید بدانند لایههای اجتماعی هنوز سوابق سیاسی و مدیریتی آنها را در زمانی که دولت اصلاحات و مجلس ششم در قدرت بودند بررسی میکنند، از اینرو باید اشتباههای استراتژیک گذشته را به یاد بیاورند و بحران بیاعتمادی عمومی در این دوره را جدی بگیرند. فرافکنی، سیاسی کردن مسائل گوناگون و بهرهبرداری از برخی تحولات در جهت تامین منافع، اگرچه در میدان سیاست، بازی خوبی به شمار میرود؛ اما عوامل فوق به تنهایی نمیتواند مثمرثمر واقع شود. راهبرد پیشبرد مراحل مختلف توسعه فراگیر و همهجانبه کشور باید جایگزین توسعه سیاسی شود. مردم این حق را دارند که این روزها از خود بپرسند آیا اظهار به اعتدال به تنهایی میتواند ضامنی برای اعتماد دوباره باشد؟
واقعیتگرایی و پرهیز از به کار بردن سیاستهای رادیکالیستی بار دیگر پیروزیهای چشمگیر را به ارمغان خواهد آورد. نیروهای این طیف باید ضرورت پراگماتیست بودن را درک کنند و از پیله تئوریهای آرمانی خارج شوند و راهبردهایی تولید کنند که شرایط مهندسی شدن آن در جامعه فراهم و بستر آن مهیا شده باشد. در کشوری با موقعیت ایران (در حال توسعه و سپری کردن دوران گذار در ابعاد مختلف) که جامعه با مشکلات اقتصادی و مشکلات دیگر روبهروست، عملگرا بودن و توجه به اولویتبندیهای منطقی بهتر از سیاسینگری مطلق جواب خواهد داد. مردم از هیاهوهای سیاسی خستهاند و بیشتر به فضای آرامی نیازمندند که در آن پروسه توسعه همهجانبه بسرعت تحقق مییابد. مصداق این جمله را در رویکردهای سیاسی مردم در چند دوره انتخابات گذشته، بخصوص در سوم تیر 1384 میتوان آشکارا یافت. با توجه به شرایط موجود، لایههای اجتماعی واقف هستند که باید قانونگذاران قوی به مجلس بفرستند تا سرنوشت آنها دستکم در 4 سال آینده بهتر از گذشته شود.
اصولگرایان و رعایت ضرورتهای راهبردی
این جمله میتواند مصادیق فراوانی یابد که اصولگرایان درسهای مهمی در 9 سال گذشته یعنی از زمان پیروزی سیدمحمد خاتمی در 2 خرداد 1376 از جبهه رقیب سیاسی خود گرفتهاند؛ عبرتهایی که موجب پیروزیهای بزرگ شد.
براساس معیارهای علوم سیاسی، اگر جبههای بتواند ضعفهای رقیب را بشناسد و از اشتباههای آنان درس گیرد، بدون شک فاتح میدانهای انتخاباتی میشود. اصولگرایان این روزها نهتنها وضعیت کشور را ویژه نمیدانند، بلکه آن را فرصت ویژهای تلقی میکنند که میتواند موجب جهش بهرهبرداری و در نهایت تثبیت جایگاه بهتری از منظر بینالمللی برای ایران شود؛ دستیابی به قلههای پیروزی که این روزها به آن اشاره میشود و علت اصلی آن یکدستی میان ارکان اصلی نظام است.
جریان اصولگرا برای انتخابات مجلس هشتم مدل همگرایی جدیدی را طراحی میکند و قصد دارد با استفاده از سازوکار سیاسی نو نیروهای انسانی خود را در فهرستهای منظم به مردم معرفی کند. اگر این جریان موفق شود نیروهای خود را در جبهه واحد سازماندهی میکند، دستیابی به اهداف مهم بسیار سهل خواهد شد. ناگفته نماند ضرورت ایجاد اتحاد و ائتلاف در جبهه مقابل اصولگراها سالهاست درک شده است، اما تئوریسینها از طراحی مدلی که بتواند نیروهای درونی را در یک پروسه به سازماندهی برساند، عاجز ماندهاند. شاید یکی از بزرگترین آفتهای جریانهای سیاسی این باشد که گروههای یک جریان از منظر تاکتیکهای سیاسی و عقیدتی اختلاف یا تفاوت در دیدگاه دارند. در جریان موسوم به اصلاحطلبان هیچگاه وحدت در میدان اجرایی ایجاد نشد به طوری که بزرگان این جریان دیگر از اتحاد و وحدت ناامید شدهاند و تنها تلاش دارند از میدانهای سیاسی اجتماعی بهطور کامل خارج نشوند.
اصولگرایان براساس مدلی که در جبهه متحد تشکیل دادهاند، باید بکوشند رقابتهای درونجریانی بر رقابتهای برونجریانی غلبه نکند و با اتحاد خود موجب انسجام آرا و ارتقای مشارکت سیاسی مردم شوند.
اصولگرایان ایرانی میتوانند تبلیغات خود را بر محورهای مهمی چون حمایت از حقوق ملی در مسائل بینالمللی، رفع مشکلات در عرصه سیاست خارجی (دیپلماسی)، پرهیز از التهابات سیاسی، تمرکز بیشتر بر مشکلات و مطالبات مردمی، کارآمدی و اثربخشی سیاستها و قوانین، توجه خاص به بخش اشتغال، کنترل تورم، انحصارزدایی و آزادسازی فعالیتهای اقتصادی، اجرای اصل 44 قانون اساسی، مبارزه هرچه بیشتر و موثرتر با مفاسد آسیبشناسی در امور اجتماعی، فرهنگی و... استوار کنند.