تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۶  ، 
کد خبر : ۴۹۸۱۹

چشم‌انداز مبهم رابطه ایران و مصر


مجتبی فتحی: تب برقراری رابطه مجدد با مصر که در پی سفرهای متعدد مقامات ایرانی به قاهره و دیدار با مقامات بلندپایه این کشور بالا گرفته بود، یک‌ بار دیگر همچون گذشته خیلی زود فروکش کرد. طی سال جاری تهران در راستای نزدیک شدن به کشورهای عرب منطقه خاورمیانه و بهبود مناسبات با این کشور تلاش‌های مضاعفی را داشت که برای جامه عمل پوشاندن به این هدف برقراری ارتباط با کشورهای تاثیرگذاری همچون عربستان و مصر بیش از گذشته در دستور کار قرار گرفت. چرا که به‌ طور قطع این دو کشور به نوعی دروازه ورود به جهان عرب محسوب می‌شوند. این در حالی بود که ایران به درخواست خود حدود 30 سال یکی از دو دروازه را به روی خود بست. اما شرایط به ‌گونه‌ای پیش رفت که دوباره تهران درخواست‌کننده شد اما این‌بار باز شدن دروازه ارتباط میان دو کشور ایران و مصر درخواست ایران بود.

فراز و نشیب‌های رابطه تهران ـ قاهره

روابط ایران و مصر به 86 سال پیش یعنی همزمان با استقلال مصر از انگلستان در بهمن‌ماه سال 1300 و تبدیل دفتر کنسولگری ایران در قاهره به سفارت برمی‌گردد.

در طول این 86 سال رابطه ایران و مصر فراز و نشیب‌های زیادی را پشت‌سر گذاشته است. اولین قرارداد دوستی میان دو کشور به سال 1307 باز می‌گردد. این رابطه دوستی زمانی مستحکم‌تر شد که محمدرضا پهلوی ولیعهد وقت ایران در اسفندماه 1317 با فوزیه خواهر پادشاه وقت مصر یعنی ملک فاروق ازدواج کرد.

سردی در روابط محمدرضا پهلوی با فوزیه که سرانجام در 28 مارس 1949 (1327) به متارکه این دو انجامید بر رابطه تهران و قاهره نیز تاثیرگذار شد. گو این‌ که محمدرضا پهلوی در پاسخ به درخواست طلاق فوزیه که بدون اطلاع و با جعل امضای وی توسط ملک فاروق به دربار ایران فرستاده شد، نوشت: «این طلاق در روابط ایران و مصر اثری نخواهد داشت، بلکه این روابط بهتر از گذشته خواهد بود.» این در حالی است که اظهارات محمدرضا پهلوی صرفا لفاظی بیش نبود و این طلاق در روابط دو کشور تاثیر خود را گذاشت.

پس از سرنگونی نظام پادشاهی در کودتای گروه «افسران آزاده» به سرکردگی جمال عبدالناصر در تابستان 1330 یک‌بار دیگر روابط دو کشور ایران و مصر روبه بهبودی رفت و این روند در آبان‌ماه همان سال با سفر دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر وقت ایران به قاهره و استقبال گرم مقامات مصری از وی نمود بیش‌تری به خود گرفت. اما این روند روبه بهبود روابط تهران ـ قاهره دوام زیادی پیدا نکرد چرا که دو سال پس از این با سقوط کابینه دکتر مصدق طی کودتای 28 مرداد 1332 و کناره‌گیری الهام‌بخش مبارزات استعمارستیز جمال عبدالناصر، از قدرت، روابط دو کشور بار دیگر روبه سردی رفت.

این روند تا به آن ‌جا پیش رفت که در تابستان 1339 به دلیل حمایت‌های شاه ایران از اسراییل و به رسمیت شناختن این رژیم از سوی تهران برای نخستین‌بار به دستور جمال عبدالناصر روابط دیپلماتیک دو کشور به‌طور کامل قطع شد.

10 سال پس از این رویداد با درگذشت عبدالناصر در شهریور 1349 و شرکت امیرعباس هویدا نخست‌وزیر وقت ایران در مراسم تشییع جنازه وی روابط دیپلماتیک دو کشور با تبادل سفیر به شکلی محدود از سر گرفته شد. پس از این روابط دو کشور زمانی به ‌طور کامل برقرار شد که انورسادات به ریاست جمهوری رسید و توانست پیوند دوستی مستحکمی را با محمدرضا پهلوی برقرار کند به‌طوری که شاه ایران سادات را «برادر محبوب» خود نامید. از این‌رو محمدرضا پهلوی پس از حدود 20 سال قطع رابطه دیپلماتیک میان دو کشور یک ‌بار دیگر پس از طلاق فوزیه همسر سابق خود به قاهره رفت و با سادات رییس‌جمهور وقت دیدار کرد.

انورسادات هم دو سال بعد یعنی در خردادماه 1355 به تهران سفر کرد و به سفر شاه ایران به مصر پاسخ داد.

اما همزمان با واپسین روزهای عمر رژیم شاهنشاهی روابط دیپلماتیک دو کشور ایران و مصر هم به روزهای پایانی عمر خود نزدیک می‌شد چرا که یک‌بار دیگر به رسمیت شناختن اسراییل این‌بار از سوی قاهره به مانعی برای ادامه روابط دو کشور تبدیل شد. در آوریل (فروردین) سال 1979 (1359) به ابتکار جیمی کارتر، رییس جمهوری وقت ایالات متحده قرارداد صلحی بین اسراییل و مصر امضا شد که باعث انزوای مصر از جهان اسلام و عرب شد. انورسادات در ورای این صلح به دنبال منافع اقتصادی ناشی از آن بود این امر را تنها راه رشد اقتصادی کشور مصر که در آن زمان در وضعیت بدی قرار داشت، می‌دانست.

دلسردی وی از کشورهای منطقه و عدم‌حمایت مالی و عملی این کشورها از مصر که نگران از دست دادن اراضی بیش‌تر بودند هرچه بیش‌تر سادات را به امضای این صلح کشاند و آن را تنها راه چاره دانست.

بر همین اساس سه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و 9 سال پس از بازگشایی مجدد مناسبات تهران و قاهره، ایران در اعتراض به امضای پیمان کمپ دیوید رابطه خود را با مصر به‌طور کامل قطع کرد.

قطع روابط ایران و مصر به پیشنهاد ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه دولت موقت و با تایید و دستور امام خمینی در اردیبهشت 1358 انجام شد.

یک سال پس از قطع رابطه ایران با مصر، مرگ انورسادات رییس‌جمهوری وقت به عاملی دیگر در تشدید خصومت‌ها میان دو کشور منجر شد.

پس از اعدام خالد اسلامبولی ضارب انورسادات ایران خیابانی را در تهران به‌نام این مبارز اسلام‌گرا کرد تا به این وسیله موضع خود را نسبت به مرگ بنیانگذار آشتی اعراب و اسراییل که به همین دلیل هم در سال 1978 به‌طور مشترک با «مناخیم بگین» از اسراییل صاحب جایزه صلح نوبل شد، آشکار کند.

با این حال 12 سال پس از قطع رابطه ایران و مصر و همچنین پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران دو کشور یک‌بار دیگر به ضرورت برقراری رابطه مجدد دست یافتند و در اردیبهشت 1370 در دوره ریاست جمهوری علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی و حسنی مبارک دو کشور توافق کردند تا دفتر حفاظت منافع را در پایتخت‌های یکدیگر راه‌اندازی کنند.

اما برای از سرگیری رابطه مجدد، تهران و قاهره نام و تصویر خالد اسلامبولی ضارب انورسادات در خیابانی در تهران و مسجد بزرگ الرفاعی در قاهره که هر تابستان در سالمرگ آخرین شاه ایران میزبان خانواده سلطنتی و وفاداران وی بود، به مانع جدی برای این امر تبدیل شدند.

با این حال اکبر هاشمی‌رفسنجانی، رییس‌جمهوری اسبق ایران در دومین دوره دولت خود همزمان با کوشش‌ها برای تجدید رابطه با عربستان سعودی گام‌هایی هم به سوی قاهره برداشت.

با این حال تلاش‌های هاشمی برای بازگشایی باب مناسبات دپیلماتیک با مصر با انتقادات تند محافظه‌کاران نیمه‌کاره رها شد. از این‌رو تلاش نیمه‌تمام هاشمی را سیدمحمد خاتمی پنجمین رییس‌جمهوری ایران پی گرفت. اما تلاش‌های خاتمی هم برای برقراری رابطه مجدد نیز در این راه به دلیل انتقادات تند محافظه‌کاران که خود را میراث‌دار انقلاب اسلامی می‌دانستند نیمه‌کاره ماند. خاتمی همچنین به راهکاری که منجر به بازگشایی مناسبات دیپلماتیک می‌شد که حذف نام و تصویر خالد اسلامبولی از خیابانی در تهران بود نیز متوسل شد. اما این اقدام وی نیز با تجمع گروه‌های تندرو بی‌نتیجه ماند.

پس از پایان عمر دولت اصلاح‌طلب خاتمی و روی کار آمدن اصول‌گرایان دور تازه‌ای از تلاش‌ها برای برقراری رابطه با مصر آغاز شد.

اصول‌گرایان به‌عنوان مخالفان دیروز برقراری رابطه با مصر، امروز به تلاش‌های اخیر نه‌تنها واکنشی نشان نمی‌دهند بلکه همصدا با دیگر جریانان‌های سیاسی در داخل کشور بر ضرورت برقراری رابطه با مصر به‌عنوان یک کشور مهم و تاثیرگذار در جهان اسلام تاکید می‌کنند.

این در حالی است که پس از روی کار آمدن دولت نهم تلاش‌ها برای از سرگیری رابطه تهران ـ قاهره شتاب بیش‌تری به خود گرفت و در این بین تهران ترافیک یک‌طرفه دیپلماتیکی را به سمت قاهره به راه انداخت. جدی‌ترین کوشش محمود احمدی‌نژاد برای آب کردن یخ‌های 28 ساله از روابط تهران ـ قاهره به اردیبهشت‌ماه سال جاری بازمی‌گردد. آن زمان که رییس‌جمهوری ایران در اظهارنظری غیرمتعارف در عرف دیپلماتیک در جریان یک کنفرانس خبری در دوحه قطر گفت که ایران آماده است در صورت موافقت دولت مصر سفارتخانه ایران در قاهره را تا پایان «وقت اداری همان روز» بازگشایی کند. پیشقدم شدن احمدی‌نژاد برای برقراری رابطه با قاهره واکنش سرد مقامات مصری را به همراه داشت با این وجود نخستین گام رسمی دولت احمدی‌نژاد برای برقراری رابطه مجدد با مصر با اعزام هیاتی مذاکره‌کننده به سرپرستی عباس عراقچی معاون حقوقی وقت وزارت امور خارجه در شهریورماه سال جاری برداشته شد.

پس از آنکه یک‌بار دیگر تب برقراری رابطه با مصر فروکش کرد تبی جدید در ایران فراگیر شد و آن برقراری سریع رابطه با مصر بود. در دی‌ماه سال 1386 علی لاریجانی طی سفری غیررسمی به قاهره رفت و با مقامات ارشد مصری از جمله حسنی مبارک رییس‌جمهوری این کشور دیدار و گفت‌وگو کرد. این دیدار می‌توانست بار دیگر زمزمه‌ساز برقراری رابطه میان دو کشور باشد اما آن زمان این زمزمه‌ها افزایش یافت که حدادعادل در بهمن‌ماه سال جاری برای شرکت در نشست اتحادیه بین‌المجالس کشورهای اسلامی به قاهره سفر کرد و با حسنی مبارک دیدار و گفت‌وگو کرد.

وی پیش از این سفر این نکته را مورد تاکید قرار داده بود که موضوع اصلی این سفر رابطه دوجانبه نیست و برقراری رابطه سیاسی بین ایران و مصر موضوع اصلی سفر نخواهد بود ولی طبیعی است که سفر یک رییس قوه به مصر و دیدارها و مذاکرات طبعا در بهبود شرایط برای همکاری دو کشور اثر بگذارد. با این حال دیدار با حسنی مبارک رییس‌جمهوری مصر هم نتوانست در ایجاد همکاری‌های کشور اثرگذار باشد. تا این‌که علی‌اکبر ناطق نوری رییس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری که برای شرکت در نشست اتحادیه بین المجالس کشورهای اسلامی به قاهره سفر کرده بود به دیدار حسنی مبارک شتافت که شاید او بتواند بازکننده باب مناسبات دو کشور شود. اما تلاش‌های متعدد دستگاه دیپلماسی کشور این‌بار مصر را در موضع احساس دست بالا داشتن قرار داده بود تا کشوری که کمی از خود برای برقراری رابطه تمایل نشان داده بود موضع نامنعطف‌تری در پیش گرفت تا شاید بتواند با کسب امتیاز بیش‌تر، تصمیم‌گیرنده محتوای این رابطه باشد. با این حال ماشاالله شمس‌الواعظین روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر مسایل خاورمیانه معتقد است که این تحلیل که گفته می‌شود رابطه میان دو کشور برقرار نمی‌شود به دلیل این‌که یک طرف تمایل به برقراری رابطه مجدد ندارد، اساسا صحیح نیست.

شمس‌الواعظین در گفت‌وگو با «سرمایه» با بیان این‌ که «عدم ‌برقراری رابطه با مصر علت‌های دیگر هم دارد»، می‌گوید: «من معتقدم در حال حاضر هم ایران به مصر نیازمند است و هم مصر به ایران بنابراین من با آن دسته از افرادی که توجیه می‌کنند که مصر هیچ نیازی برای برقراری رابطه با ایران ندارد، اختلاف‌نظر دارم.» به گفته این تحلیل‌گر مسایل خاورمیانه، مصر در حال حاضر به دنبال الگوهای گم شده خود در منطقه خاورمیانه است که با پتانسیل جدید جهان عرب و همچنین ورود الگوهای وارداتی از جمله دموکراسی و سوسیالیسم به منطقه توازن خود را از دست داده است. وی معتقد است: «مصر پس از امضای قرارداد کمپ دیوید به سمت اردوگاه سرمایه‌داری رهنمون شد در نتیجه از یک عنصر تاثیرگذار به یک عنصر تاثیرپذیر تبدیل شد.» شمس‌الواعظین تاکید می‌کند: «در حال حاضر مصر با توجه به پایان جنگ سرد و خروج عراق از عرصه قدرت منطقه به دنبال دستیابی به موقعیت تازه خود در منطقه است اما این در حالی است که به هر سو که می‌نگرد حضور قدرتمند ایران در این منطقه را می‌بیند.»

وی با بیان این‌ که مصر در چنین شرایطی دو گزینه بیش‌تر پیش‌رو ندارد، تصریح می‌کند: «مصر یا باید به اردوگاه جناح آمریکا متمایل شود و به همراه این کشور جلوی نفوذ ایران را بگیرد، یا به موقعیت ایران به‌ عنوان نیروی قدرتمند در حال ظهور بنگرد و سعی در برقراری رابطه با آن کند.» به باور این تحلیل‌گر مسایل خاورمیانه به دلایل متعدد مصر گزینه دوم را برمی‌گزیند در حالی ‌که از آن‌ سو نیازمند کمک‌های آمریکا هم هست. چرا که مصر دومین کشور دریافت‌کننده کمک‌های نقدی آمریکا بعد از اسراییل است و همه ساله 8/1 میلیارد دلار کمک بلاعوض از این کشور دریافت می‌کند.

وی با وجود برشمردن چنین دلایلی عدم‌ جدیت مصر در برقراری مجدد رابطه با ایران را مدیریت غلط دستگاه دیپلماسی ایران برمی‌شمرد.

وی می‌گوید: «ما یا می‌رویم در خیابان تجمع می‌کنیم و مانع از حذف نام و تندیس خالد اسلامبولی می‌شویم و یا رییس‌جمهوری ایران اعلام می‌کند که تهران تا آخرین ساعت وقت اداری آمادگی تبادل سفیر با مصر را دارد.» شمس‌الواعظین با تاکید بر این ‌که ما معمولا در حل‌ و فصل بحران‌های این‌گونه هستیم، می‌گوید: «این نشان‌دهنده آن است که دستگاه دیپلماسی ما از تربیت مدیران برای حل‌وفصل بحران‌ها عاجز است.» وی معتقد است: «دستگاه دیپلماسی به مذاکره برای حل‌وفصل بحران‌ها به مثابه یک حرفه نگاه نمی‌کند بلکه آن را به شکل یک گرایش سیاسی می‌نگرد که اگر باب میل باشد آن را می‌پذیرد و اگر نباشد افراد دخیل در این امر نفی‌کننده آرمان‌های انقلاب و هم‌پیمان با خارجی‌ها معرفی می‌شوند.»

به گفته این تحلیل‌گر مسایل خاورمیانه در چنین شرایطی ما در معرض لغزش‌ها و یا حتی سرخوردن‌های فراوان می‌شویم. بر همین اساس زمانی که به یکباره و به شکل هیاتی به مصر عزیمت می‌شود، این کشور از سرسیری حاضر نیست برای برقراری رابطه مجدد چراغ سبزی به ایران نشان دهد.

جدا از این مساله فاکتور مهم و تاثیرگذار دیگری نیز که در عدم‌ برقراری رابطه مجدد ایران و مصر نقش‌آفرینی می‌کند که آن امنیتی شدن پرونده ایران در مصر است که محمد صدر، معاون عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه دولت خاتمی به آن اشاره می‌کند. صدر پیش از این در گفت‌وگو با «سرمایه» تاکید کرده بود که با توجه به این ‌که پرونده در مصر در اختیار دستگاه‌های امنیتی این کشور است، ایران نباید برای برقراری رابطه مجدد عجله کند تا برای تصمیم‌گیری در این‌ باره، مصر را در موضع برتری قرار دهد. جدای از تحلیل‌های متفاوتی که از زوایای گوناگون ارایه می‌شود، نکته بارز تحولات مناسبات دو کشور آن است که چشم‌انداز بهبود روابط سریع، در وضعیت کنونی چندان روشن نیست، مگر آن یک یا هر دو طرف، تدبیری گره‌گشا، روی میز مذاکره قرار دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات