جاوید قربان اوغلی
گزارش محمد البرادعی روز گذشته بطور رسمی در اختیار نمایندگان 35 کشور عضو شورای حکام قرار گرفت تا در روز 3 مارس (13 اسفند) در نشست شورا مورد بررسی قرار گیرد. متن غیررسمی این گزارش در برخی سایتها قابل دسترسی است هر چند که نکات مهم این گزارش از سوی منابع مختلف در اختیار رسانهها قرار گرفته است.
آقای البرادعی در توضیحاتی در خصوص گزارش خود به آژانس مطالبی را گفت که میتواند خلاصهای از گزارش او به آژانس باشد. متاسفانه این اظهارات برخلاف آنچه منابع خبری ما از زمان ارائه گزارش پخش میکنند دارای نکات ابهام بسیاری است که میتواند دستاویزی برای کشورهای غربی برای تصویب قطعنامه جدید پیشنهادی در شورای امنیت باشد. توضیحات آقای البرادعی تصویری چند وجهی از فعالیتهای هستهای ایران ارائه میدهد.
آقای البرادعی گفت: «در چهار ماه گذشته ما پیشرفتهای خوبی در راستیآزمایی سؤالات باقیمانده داشتهایم.» ولی البرادعی همچنان انگشت ابهام بر فعالیتهای گذشته کشورمان گذاشته و خواست ایران همکاری خود را با آژانس در خصوص راستیآزمایی فعالیتهای گذشته تشدید و تسریع نماید.
او همچنین «تصویب و اجرای پروتکل الحاقی را برای اطمینان یافتن از صلحآمیز بودن فعالیتهای کنونی ایران ضروری اعلام کرد. وی همچنین با اشاره به درخواست شورای امنیت بر تعلیق فعالیتهای هستهای ایران آن را شرط لازم برای اطمینان یافتن از صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ذکر کرد.
اگر اظهارات شفاهی آقای البرادعی در زمان ارائه گزارش را مبنای اولیه تحلیل و ارزیابی خود قرار دهیم باید اذعان کرد که به مصداق «رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون» نباید پایان یافتن مساله ایران در آژانس را انتظار کشید زیرا گزارش علیرغم نکات مثبت فراوان، به موضوعاتی پرداخته و انگشت ابهام بر مسائلی نهاده که هر چند ممکن است با ماموریت اصلی آژانس مرتبط نباشد ولی امروز واقعیتی در پرونده هستهای ایران است.
طی روزهای گذشته اخبار متعددی در خصوص فشار آمریکا و کشورهای غربی به البرادعی در مورد گزارش وی پخش شد که به یقیین میتواند مقرون به صحت باشد. غربیها تلاش میکردند که قطعنامه را پیش از گزارش البرادعی به تصویب رسانند که با مخالفت برخی از کشورهای عضو دائم و غیردائم شورای امنیت روبرو شده و به ناچار به عهده تعویق افتاد. بنابراین نمیتوان تردید کرد که غربیها به البرادعی فشار آوردند تا حتیالامکان از نگارش واقعیتهای مشاهده شده توسط تیمهای اعزامی آژانس به ایران پرهیز نماید. این واقعیتی در صحنه بینالمللی است و در موضوعات حساسی همچون پرونده هستهای ایران که همواره تحتتاثیر منافع قدرتهای درگیر در موضوع است نباید انتظار داشت آقای البرادعی در حکم فرشته نجات بوده و فارغ از معادلات بینالمللی رسالتی پیامبرگونه را انجام دهد.
سیاست تبلیغی کشورمان برای اقناع افکار عمومی داخل میتواند مفید باشد ولی نباید از نظر دور داشت که تصمیمگیرندگان در خصوص پرونده هستهای ما مخاطبان این تهاجم مخاطبان تبلیغی نیستند و آنان در فضای دیگری تنفس کرده و از زوایای دیگری به موضوع مینگرند. لذا مناسب است در کنار این کار تبلیغی فشرده برای داخل کشور، موتور دیپلماسی ایران برای کار با کشورهایی متمرکز گردد که میتوانند:
* مانع از صدور قطعنامه جدید علیه ایران در شورای امنیت گردند.
* یا اینکه با استناد به نکات مثبت و روشن گزارش تصویب این قطعنامه را تا زمانی دیگر به تعویق اندازند.
تحولات بینالمللی ناشی از اعلام استقلال کوزوو شکاف بین اردوگاه غرب به عنوان مبتکر و حامی این اقدام از یکسو و روسیه و متحدان این کشور که مخالف استقلال کوزوو میباشند، از سوی دیگر، فضای مناسبی را برای به تاخیر انداختن قطعنامه جدید فراهم کرده است. روسیه به عنوان یکی از بازیگران اصلی در شورای امنیت هم بدلیل مساله کوزو و هم اختلاف در استقرار سامانه موشکی در اروپای شرقی از سوی آمریکا از انگیزههای کافی برای زورآزمایی با هژمونی آمریکا برخوردار است.
حتی اگر این کشور بصورت کاسبکارانه از مساله هستهای ایران برای مقابله با آمریکا استفاده نماید میتواند وقت و فضای مناسبی را برای کشورمان فراهم نماید. طبیعی است که صحنه بینالمللی دارای افت و خیزهای فراوانی است و فضای داد و ستدهای بین کشورها همواره باز است ولی بهرحال در چنین شرایطی است که مهارتهای دیپلماتیک کارآمدی خود را به منصه ظهور میرساند.
واضح است که در صورت عدم تصویب قطعنامههای پیشین شورای امنیت در مورد پرونده هستهای، گزارشاتی از جنس گزارش اخیر البرادعی میتوانست زمین بازی را عوض کرده و کشورهای غربی را در موضع انفعال قرار دهد ولی واقعیت امروز بگونه دیگری است و حتی کشورهای بظاهر دوست عضو شورای امنیت نیز چون به مساله تعلیق و قطعنامههای پیشین شورای امنیت میرسند به قول معروف سلاح را بر زمین میگذارند.