مصطفی ایزدی
27 سال پیش، دولت آمریکا به طور یکجانبه رابطه خود را با جمهوری اسلامی ایران قطع کرد. در این 27 سال با وجود اینکه رهبر فقید انقلاب اسلامی با پیوند رابطه مجدد با آمریکا به شرط اینکه مصلحت ملت و کشور ایران در نظر گرفته شود مخالف نبودند جو سنگینی در ضدیت پایانناپذیر با دولت آمریکا در فضای کشورمان سایه افکنده بود.
در اینکه قطع رابطه ایران و آمریکا چه ضررها و پیامدهایی برای دو کشور دارد بحثی نمیکنم، اما ضروری نیست که کارشناسان اقتصادی و سیاسی در این ارتباط به بررسی جامع دست زنند تا دولتمردان و تصمیمگیران از نتایج آن برای ترسیم خطوط آینده دیپلماسی نظام بهره گیرند و گذشته را چراغ راه آینده خود قرار دهند. با این وجود به دلیل مذاکرهای که بین ایران و آمریکا جریان دارد چند نکته را یادآوری میکنم.
1- معادله میش و گرگ که در سالهای آغازین حیات جمهوری اسلامی ایران توسط امام خمینی(ره) بر تعریف معادله بین ایران و آمریکا بار شد، امروز بههم خورده است و آنهایی که میخواهند با اقدام اصولی نظام در تنشزدایی بین دو دولت ایران و آمریکا و به تبع آن بعضی از کشورهای غربی و منطقهای مخالفت کنند و از بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی سوءبرداشت نمایند، میدانند که دوران چنین برداشتهای سوئی از نظرات امام امت گذشته است، چرا که امروزه نه ایران کشوری ضعیف و از هم پاشیده است و نه آمریکا آنگونه که مخالفان مذاکره تصور میکنند مقتدر و منسجم.
2- کاملا روشن بود که دور اول مذاکرات در بغداد، مقدمه گفتوگوهای متعدد بعدی است، لذا ضرورت ندارد که فرض کنیم مردم ایران را میتوان با تعارفات سیاسی از توجه به پایان دادن قهر دیرپا، منحرف نمود. دامنه وسایل ارتباطی چنان گسترده و فراگیر است که مردم عادی نیز از همه اهداف و برنامههای طراحی شده برای دیپلماسی آرام و آرامبخش کشورمان آگاهند، لذا وقتی دو سفیر در حضور نخستوزیر عراق در بغداد دست یکدیگر را به گرمی فشردند، موانع عمده ایجاد ارتباط بین تهران و واشنگتن برداشته شد. پس مهم نیست که موضوع دیدار نمایندههای دو کشور متخاصم در نشست دو سه ماه قبل بغداد چه بوده است، بلکه مهم دستهایی است که به هم فشرده شد و معانقهای است که صورت گرفت.
3- نزدیک به 15 سال است که بین دو جناح سیاسی کشورمان که امروزه اصلاحطلب و محافظهکار نام دارند، یک دوئل سرد در محاسن و مضار مذاکره و رابطه بین ایران و آمریکا در جریان است و از آنجا که دست فضاسازی جناح محافظهکار همیشه بالاتر بوده و ایضا قدرت برخورد این جناح با مخالفان خود بیشتر بوده، زمانی که حتما پیش میآمد یعنی زمان گفتوگو، سالها عقب افتاد. اگرچه از آغاز دوره حاکمیت اصلاحطلبان بر قوه مجریه و مجلس ششم گفته میشد که محافظهکاران نیز با برداشتن دیوار بین ایران و آمریکا مخالف نیستند ولی میخواهند خودشان به این دیوار ترک وارد کنند، اما چه بهتر میبود که این دیدار و گفتوگو، در یک کشور خونآلوده و ماتمزده و باز ایستاده از پیشرفت صورت نمیگرفت. اگر در گذشته چنین دیدارهایی صورت میگرفت، شاید و شاید، ایران میتوانست از تجاوز آمریکا به عراق، بدینگونه خونین و وحشتناک جلوگیری کند و در یک تعامل دوطرفه، به حذف صدام اقدام نمایند. خوشبختانه قدرت ایران اسلامی در حدی بوده و هست که اگر رابطه آن با آمریکا، همانند رابطه با سایر کشورهای غربی میبود، میتوانست از وضعی که بر خاورمیانه تحمیل شده ممانعت به عمل آورد.
4- گام طرفین، بدون دغدغههای اولیه و بدون دلهره از نشستن پشت میز مذاکره، برای دور دوم و دور سوم گفتوگوها برداشته شد. این دور گفتوگو نیز اگرچه بهانهای برای حل مسائل عراق است، اما این دندان لق باید کشیده شود و گفتوگوها و مذاکرات و رابطه در موضوعات متعدد فیمابین و وسعت بیشتر و سطح بالاتر ادامه پیدا کند.