نوام چامسکی/ ترجمه: کاوه شجاعی
مرگ یک ملت اتفاقی نادر است، اما به نظر میرسد جنگ داخلی میان فتح و حماس رویای یک فلسطین متحد و مستقل را نابود کرده است. اسرائیل و متحد قدرتمندش آمریکا با رضایت این واقعه را به تماشا نشستهاند. به احتمال زیاد در سالهای آینده از بحران ماه گذشته به عنوان سرآغاز پایان تشکیلات خودگردان فلسطینی یاد خواهیم کرد. شاید مساله درگیریها داخلی از دید فلسطینیها آنقدر هم تحولی منفی به حساب نیاید، اما نقشه آمریکا و اسرائیل برای مناطق اشغالی چیزی بیشتر از تشکیل یک دولت دستنشانده نیست، اینگونه آنها میتوانند هیچگاه تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی را نپذیرند.
غزه راهی طولانی را طی کرد تا به اینجا رسید. مردم فلسطین در ژانویه سال 2006 در انتخاباتی که زیر ذرهبین ناظران غربی قرار داشت و از سوی آنها آزاد و عادلانه لقب گرفت شرکت کردند و علیه محمود عباس رئیس دولت خودگردان و حزب او، فتح، رای دادند. درست عکس آن چیزی که ایالات متحده و اسرائیل انتظار داشتند؛ اینگونه حماس پیروز شد و دولت را در دست گرفت.
فلسطینیها به جرم رای دادن به طرف اشتباه شدیدا جریمه شدند. اسرائیل با پشتیبانی معنوی آمریکا حملات خود در غزه را شدت بخشید، مالیاتهایی را که باید به دولت خودگردان انتقال میداد بلوکه کرد، حلقه محاصره مناطق اشغالی را تنگتر کرد و حتی جلوی جاری شدن آب به نوار کمآب غزه را گرفت.
آمریکا و اسرائیل تمام تلاش خود را کردند تا حماس نتواند حکومتداری کند. آنها درخواست حماس برای آغاز آتشبسی بلندمدت با هدف آغاز مذاکره بر سر تشکیل فلسطین را نپذیرفتند. در این میان اسرائیل برنامه الحاق آرامبخشهای بیشتری از کرانه غربی را ادامه داد و در این میان ایالات متحده اگر مهربانانه به این مساله اعتراض میکرد، اما از سوی دیگر کمکهای سخاوتمندانه خود را به این رژیم افزایش میداد تا نکند دلگیری به وجود بیاید!
قدرتهای بزرگ برای سرنگونی یک دولت ناخواسته روش عملیاتی استانداردی را به کار میبرند؛ به ارتش سلاح میرسانند تا کودتا انجام دهد. اسرائیل و متحدش آمریکا به فتح سلاح رساندند و کمک کردند تا نیروهایش را آموزش بدهد. «حالا که از صندوق رأی چیز خوبی در نیامد، چرا طور دیگری عمل نکنیم؟!» آمریکا حتی محمود عباس را تشویق کرد که قدرت را محکم در مشت بگیرد و البته اینجا یک رئیسجمهوری دیکتاتور قابل تحمل است. این استراتژی نتیجه عکس داد؛ ماه گذشته نیروهای فتح با وجود کمکهای نظامی خارجی در پیکاری خونین از حماس شکست خوردند و به کرانه غربی گریختند.
ایالات متحده و اسرائیل هم از فرصت به وجود آمده استفاده کردند و بهانهای یافتند تا فشار بر غزه را شدت بخشند.
ریچارد فالک، استاد حقوق بینالملل مینویسد: «اصرار آمریکا و اسرائیل بر موضعگیریهای گذشته خود، در وضعیت کنونی، خطر نابودی کل جامعه فلسطینی را افزایش خواهد داد.»
در صورتی که حماس به سه شرط «جامعه جهانی» ـ منظور همان آمریکاست - عمل نکند، بدترین سناریو به وقوع خواهد پیوست. حماس باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد، خشونت را متوقف کند و توافقنامههای پیشین - به خصوص نقشه راه - را بپذیرد.
این ریاکاری ایالات متحده واقعا انسان را مبهوت میکند. آمریکا و اسرائیل نه فلسطین را به رسمیت میشناسند و نه خشونت را متوقف میکنند. آنها حتی به توافقنامههای قبلی هم پایبند نیستند. اسرائیل به طور رسمی نقشه راه را پذیرفته اما با اضافه کردن 14 قید به آن در عمل آن را بیمعنی کرده است. مثلا تلآویو اعلام کرده برای آغاز روند صلح فلسطینیها باید از تحریک به خشونت در مدارس یا جاهای دیگر دست بردارند و همچنین حماس و دیگر گروههای شبهنظامی را خلع سلاح کنند و این تازه همه شرایط اسرائیل نیست. رد عملی نقشه راه توسط اسرائیل ـ که با حمایت کاخ سفید صورت گرفته - حتی صدای خود آمریکاییها را هم درآورده و جیمی کارتر رئیسجمهوری سابق این کشور با انتشار کتاب «فلسطین؛ صلح نه آپارتاید» این سیاست را مورد انتقاد شدید قرار داده است. اگرچه از همان ابتدای انتشار کتاب تلاشی نومیدانه برای بیاعتبار کردن مطالب آن آغاز شد.
حالا اسرائیل برای زیرفشار قرار دادن حماس و برای پاداش دادن به سران سر به زیر فتح همان سرمایههای بلوکه شده دولت خودگردان را آزاد میکند و تحریم فلسطین - یعنی فقط کرانه غربی - به پایان میرسد.
در این میان تونیبلر نخستوزیر سابق انگلیس سفیر صلح میشود. به قول رامی خوری، تحلیلگر لبنانی «انتخاب بلر به عنوان فرستاده مخصوص در مساله صلح اعراب و اسرائیل مثل انتصاب نرون به سمت رئیس آتشنشانی رم است!»
اما بلر فقط در ظاهر فرستاده گروه چهارگانه است. او نماینده واشنگتن - البته با اختیارات محدود - بهشمار میآید. فراموش نکنیم کنترل تمامی ماجرایی اینچنین مهم، در دستان بوش و رایس است.
به هر حال هنوز هم دیر نشده است؛ با به رسمیت شناختن حماس - انتخاب مردم فلسطین - رسیدن به صلح و توافق بر سر تشکیل کشور مستقل فلسطین غیرممکن نیست. اکثریت مردم آمریکا هم با چنین مسالهای موافقند. آیا سالهای ترس و مرگ به پایان خواهد رسید؟ همهچیز به انتخابهای ما بستگی دارد.