تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۹  ، 
کد خبر : ۴۹۸۷۳

نقطه آغاز در تحلیل پیروزی اسلام گراهای فلسطین


سعید برزگر
پیروزی حماس در انتخابات پنجم بهمن ماه فلسطین به همان اندازه که با اعجاب بعضی ها مواجه گردید به همان گونه با تحلیل های متفاوتی نیز همراه شد تا آنجا که به نظر می آید برای نتیجه ای روشن باید توضیح داد!
بعضی خواسته اند این پیروزی را در چارچوب «حماس» تحلیل کنند لذا برای تحلیل این نتیجه به سراغ سابقه و سلیقه حماس رفته اند و آن را نشانه هوشمندی و دقت «جنبش مقاومت فلسطین» قلمداد می کنند.
البته حماس هوشمند است و دارای تدبیر است ولی نباید فراموش کرد که مردم فلسطین به حماس به عنوان نماینده اسلام رای داده اند. پس این اقبال به «راه حل اسلامی » برای حل مشکل فلسطین است. امروز این پرچم در دست حماس است و فردا ممکن است در دستان حماس یا دیگری باشد. بعضی دیگر پیروزی حماس را بر مبنای قرارداد اسلو (1372) تحلیل می کنند و می گویند زیربنای پیروزی حماس قراردادی است که یک دهه پیش از این توسط نمایندگان رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان امضا شده است بنابراین، این پیروزی نقطه آغاز به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی حماس و تن دادن این جنبش به یک ساز و کار اداری است.
در حالی که قرارداد اسلو- و حتی بانیان آن- سال هاست که مرده اند. قرارداد اسلو برای زایش یک دولت انقلابی تدارک دیده نشده است تا چنین زایشی به چنان مادری نسبت داده شود.
واقعیت این است که نه رای دهندگان و نه کاندیداهای حماس به اسلو کمترین توجهی نداشته اند. حماس امروز نیز با صراحت اعلام می کند که قرارداد اسلو را به رسمیت نمی شناسد و اسلحه را بر زمین نمی گذارد.
بعضی هم خواسته اند موضوع را به «نقشه راه» ربط دهند. حتی (همبستگی) یکی از روزنامه های ایرانی دو روز پس از اعلام نتایج انتخابات فلسطین
در سرمقاله خود نوشته بود:«این پیروزی آمریکا و اسرائیل است چرا که اگر آنان چنین امکانی را فراهم نمی کردند امکان نداشت حماس بتواند در انتخابات شرکت نماید» این در حالی است که «نقشه راه» به قصد انحلال گروه های فلسطینی به راه افتاد. «نقشه راه» تسلیم فلسطینی ها را هدف قرار داده بود ولی اینک فلسطینی ها در کار به تسلیم کشاندن صهیونیست ها هستند. در واقع همانگونه که «خالد مشعل» چند روز پس از انتخابات اعلام کرد: اینک «نقشه راه» مرده است.
پیروزی جنبش حماس یک منشا بیشتر ندارد و آن «انقلاب اسلامی ایران» است پس اگر این پیروزی به گواه و مستند تاریخی احتیاج دارد باید به انقلاب اسلامی استناد کرد. اما البته این یک پیروزی ویژه بود چرا که با این پیروزی، این اولین جنبش انقلابی در میان ملت های سنی مذهب است که به پیروزی رسیده است. دولت های غرب و رسانه های آن طی دو دهه گذشته رسماً تبلیغ می کردند که مسلمانان سنی مایل نیستند که از الگوی ایران پیروی کنند، آنان با استناد به نمونه های ترکیه (پیروزی مسالمت جویانه و سپس تسلیم حزب اربکان) و الجزایر (پیروزی مسالمت آمیز و سپس تسلیم حزب علی بلحاج و عباس مدنی) که به راحتی در تغییرات تحمیلی هضم شدند. پیروزی حماس- با توجه به قرار داشتن آن در منظومه اخوان المسلمین که در 21 کشور عربی شعبه دارد- به طور حتم منشا پیروزی های بعدی جنبش های سازش ناپذیر در کشورهای عربی می شود.
در یک جمعبندی می توان گفت پیروزی حماس بعد حرکت انقلاب ایران در جهان اهل سنت را کلید زده است حالا مردم در الجزایر، ترکیه، اردن، تونس، مصر و ... درمی یابند که پیروزی بر نظام های لائیک چه روشی دارد و برای حفظ آن باید چه کار کرد؟ در واقع این عمق پیروزی اسلام گراها در فلسطین است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات