تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۸  ، 
کد خبر : ۴۹۹۰۰

رمز اصلی جنایت اخیر اسرائیل


نیروهای اسرائیلی با انجام حملات گسترده به شمال کرانه باختری بویژه منطقه نابلس بیش از 33 تن از مقامات مسئول مرتبط با جنبش حماس را ربوده و با خود بردند. «ناصرالدین شاعر» وزیر آموزش فلسطین و 3 نماینده حماس در پارلمان فلسطین و 4 مقام ارشد مسئول مناطق فلسطینی از طیف «حماس» جزو ربوده‌شدگان هستند. سخنگوی ارتش صهیونیستی ضمن تأیید این آدم‌ربائی، تصریح کرد این عملیات ادامه خواهد یافت.

این نخستین اقدام نظامی صهیونیست‌ها پس از پیشنهاد 5 گروه فلسطینی برای برقراری آتش‌بس دوجانبه بود. اسرائیل این پیشنهاد را رد کرده و آنرا فرصتی برای افزایش توان نظامی حماس خوانده است. جنبش حماس نیز می‌گوید تا حملات نظامی اسرائیل ادامه دارد، پاسخ تدافعی با حملات متقابل موشکی نیز متوقف نمی‌شود، چون اسرائیل خواستار آتش‌بس نیست.

صهیونیست‌ها همچنین چند مرکز اقتصادی، بانکی و صرافی را هدف قرار دادند و خودروی حامل فعالان فلسطینی را توسط جنگنده‌های اسرائیلی بمباران کردند ولی فعالان توانستند بموقع پناه بگیرند و آسیبی نبینند.

کاملاً آشکار است که صهیونیست‌ها در میان فلسطینی‌ها «خبرچین» دارند که محل‌های مناسب برای بمباران و حملات موشکی و همچنین جزئیات تردد و فعالیت مبارزین ضداسرائیلی را به دشمن گزارش می‌دهند و حتی بر روی مناطق موردنظر «هدف‌گذاری» می‌کنند تا به دقت به سوی آنها شلیک شود. گفته می‌شود این یکی از موارد خدمات طیف محمود عباس به اسرائیل است که در قبال آن از صهیونیست‌ها امتیازی گیرند!

اشغالگران و حامیان آنها صراحتاً خواستار حاکمیت مطلق طیف محمد عباس هستند ولی آنها بخاطر همین قبیل خیانتهایشان و فساد مالی و وابستگی به اشغالگران، پایگاهی در بین مردم فلسطین ندارند. اسرائیل، آمریکا، اتحادیه اروپا و حتی دربارهای عرب ترجیح می‌دهند با طیف محمد عباس که اهل سازشند، موضوع فلسطین را با دریافت امتیازات بیشتر برای همیشه مختومه کنند ولی حاضر نیستند حتی به محمود عباس هم امتیازی برای همه فلسطینی‌ها بدهند.

فراموش نکنیم که قبل از به قدرت رسیدن جنبش حماس، دولت خودگردان در اختیار همین طیف محمود عباس بود ولی صهیونیست‌ها با آنها هم رفتار خصمانه‌ای داشتند و با تحکم و طلبکاری از آنها بازخواست می‌کردند. همین طیف در دوران حاکمیت یاسر عرفات برای مدت 3 سال در زیر بمباران و حملات موشکی اسرائیل قرار داشت و قدم به قدم، از مواضع قبلی خود عقب می‌نشست و امتیاز می‌داد ولی هرگز به اعلام رضایت اشغالگران منجر نشد، چون هر روزه، مطالبات بیشتری را مطرح می‌کردند و در عوض تمامی تعهدات نیم‌بند خود را هم نادیده می‌گرفتند. حماس و جهاد اسلامی، جناح محمود عباس را به سازشکاری و اعطای امتیازات یکجانبه متهم می‌کنند که با عقب‌نشینی‌های بدون توجیه خود، اشغالگران را برای دریافت امتیازات بیشتر حریص‌تر کرده است.

طیف محمود عباس با به راه انداختن جنگ داخلی علیه جنبش حماس، کشتار وسیعی را به راه انداخت و حملات اخیر اسرائیل در واقع مکمل جنایاتی است که طیف محمود عباس، در انجام آن عاجز بوده‌اند.

«اسماعیل هنیه» نخست‌وزیر که از رهبران حماس است، در جلسه مشترک با محمود عباس و نمایندگان ارشد 5 جنبش فلسطینی به بحث و تبادل‌نظر برای حل بحران کنونی پرداختند ولی نتیجه ملموسی از آن بدست نیامد. قبلاً پیش‌بینی می‌شد که توافقات مکه توانسته باشد دیدگاههای مشترکی بین محمود عباس و حماس ایجاد کند ولی با فشار صهیونیست‌ها و سازشکاری محمود عباس، او اکنون به عنوان «نماینده اسرائیل» عمل می‌کند! و حاضر به توافق برای دستیابی به تفاهم با حماس نیست. فشار اصلی طیف محمود عباس بر روی حماس برای آنست که حماس تمامی تعهدات قبلی سازشکاران به اسرائیل را بپذیرد و از جمله اسرائیل را به رسمیت بشناسد ولی حماس می‌گوید تعهدات و توافقات قبلی به خاطر آنکه از جانب اسرائیل نقض شده و نادیده گرفته شده، به خودی خود لغو شده و موضوعیت ندارد و دولت «هنیه»، اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد.

در چنین شرایطی سازمان عفو بین‌الملل در گزارش جمع‌بندی سال گذشته، اعلام کرد ارتش صهیونیستی «عملیات قتل نامشروع» علیه فلسطینی‌ها مرتکب شده است و در فتنه اخیر دستکم 36 فلسطینی را به شهادت رسانده و بخاطر جنایاتش مجازات نشده است.

دقیقاً در همین فاصله، آمریکا و اروپا بجای محکوم کردن جنایات اسرائیل، فلسطینی‌ها را بخاطر انجام اقدامات تلافی‌جویانه علیه اسرائیل سرزنش و آنها را محکوم کرده‌اند! در این زمینه این سئوال جدی مطرح است که رمز اصلی شروع دور جدید جنایات رژیم صهیونیستی چیست و اسرائیل با این حملات خود، چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

در واقع همه چیز را بایستی در چارچوب انتشار گزارش «وینوگراد» جستجو کرد. «وینوگراد» کمیته بررسی دلایل شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه علیه لبنان است که در گزارش خود مستقیماً «ایهود اولمرت» نخست‌وزیر، «عمیر پرتز» وزیر جنگ اسرائیل و ژنرال «دان حالوتس» رئیس ستاد ارتش صهیونیستی را مسئول این شکست و ناکامی اسرائیل معرفی کرد. با انتشار این گزارش، فشارها برای کناره‌گیری اولمرت و پرتز، به اوج خود رسید و حتی هم‌حزبی‌های اولمرت نیز خواستار استعفای او شدند. تهاجم نظامی به غزه و کرانه باختری برای آنست که نظرها به سوی دیگری منحرف شود و کانون بحران از داخل دولت و حزب «کادیما» به درون خودگردان منتقل گردد و به درگیری فرسایشی محمود عباس ـ اسماعیل هنیه تبدیل شود!

اولمرت هفته گذشته در دیداری از شهرک صهیونیست‌نشین «سدیروت» سعی کرد با آنها ابراز همداردی کند لکن ساکنان این شهرک او را «هو» کردند و با فریاد اعتراض از او پرسیدند اگر قادر به مقابله با حماس نبوده، چرا تهاجم به غزه را شروع کرده است؟

نکته مهم دیگر اینکه با در نظر گرفتن بحران داخلی اسرائیل هیچ جایگزین مطرحی برای پذیرش پست نخست‌وزیری اسرائیل وجود ندارد. در واقع هر جانشین احتمالی اولمرت، وارث ویرانه‌ای است که امیدی به بازسازی آن نمی‌رود. در این زمینه در واقع رمز اصلی تهاجم کنونی اسرائیل اینست که با برهم زدن اوضاع در غزه و کرانه باختری، بحران تازه‌ای به وجود آورد و بر ناکامیهای دولتش سرپوش بگذارد. حتی شرارتهای گروه نوپای «فتح‌الاسلام» در اردوگاه فلسطنی «نهرالبارد» در شمال لبنان و شیطنت جناح 14 مارس و ارتش لبنان برای دامن زدن به بحران لبنان نیز از همین زاویه است که معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا می‌کند که فرصت بازسازی سیاسی ـ نظامی و تبلیغاتی را به اشغالگران صهیونیست بدهد و نظرها تا این اندازه بر روی اولمرت و ندانم‌کاریهایش در جنگ 33 روزه متمرکز نشود.

البته نکته مهمتری هم وجود دارد و آن درهم شکسته شدن ابهت ارتش اسرائیل در جنگ 33 روز است که حتی «وینوگراد» هم وظیفه داشت بر آن سرپوش بگذارد و ندانم‌کاری چند نفر از مقامات ارشد صهیونیستی را عامل شکست اسرائیل معرفی کند، و نه ناتوانی مطلق ارتش صهیونیستی را. جنگ 33 روزه، در واقع روحیه ارتش اسرائیل را در هم شکست و ناتوانی آنها را به رخ کشید. آنچه این روزها در غزه و کرانه باختری روی می‌دهد، برای جبران گذشته و بازسازی روحی ارتش اسرائیل است که با توجه به حملات موشکی فلسطینی‌ها به شهرکهای صهیونیست‌نشین، دقیقاً با نتایج معکوسی مواجه شده، و کاملاً «نقض‌ غرض» شده است. در واقع حملات موشکی فلسطینی‌ها، کابوس حملات موشکی حزب‌الله لبنان به اسرائیل برای صهیونیست‌ها را زنده کرده و در جریان دیدار «اولمرت» از شهرک «سدیروت» هیچکس خواستار سرکوب حماس نشد بلکه همگی خواستار تصمیمی برای توقف حملات موشکی بودند!

دقیقاً به همین دلیل است که بنظر می‌رسد اولمرت و دستیارانش اکنون بر سر دوراهی سختی قرار گرفته‌اند. آنها بایستی سریعاً حملات به غزه و کرانه باختری را متوقف کنند یا آنکه با تشدید حملات خود، دور جدیدی از جنایت علیه فلسطینی‌ها را آغاز کنند. لکن مسئله اینست که این جنایات اسرائیل به حملات تلافی‌جویانه‌ای منجر می‌‌شود که موشکهای بیشتری به سوی شهرکهای صهیونیست‌نشین شلیک گردد. اسرائیل از این دور و تسلسل خسته شده است و فشار بر محمود عباس برای ایجاد جنگ داخلی و وادار کردن حماس به توقف حملات موشکی علیه اسرائیل نیز همین مسئله را ثابت می‌کند. ولی به هر حال فلسطینی‌ها هم فهمیده‌اند که موشکهای قسام، سلاحهای کارآمدی هستند که دشمن را به ستوه آورده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات