تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۳  ، 
کد خبر : ۴۹۹۴۹
صورت مذاکرات جلسه شورای دانشگاه تهران پس از 16 آذر 1332

سه قطره خونی که به چهره دانشگاه پاشید


به قول بیهقی گاهی انسان می‌نویسد از آن روی که آنچه واجب است به جای آرد تا مبادا تاریخ ناستده باقی ماند و به تمامی ادا نشود.
فاضلی به نقل از برگسن جامعه‌شناس و فیلسوف فرانسوی آورده که «انسان چیزی نیست جز خاطره‌هایش». او با این نقل قول بحثی مستوفی می‌نماید که حتی اگر این قول به تمامی صادق نباشد لااقل می‌تواند ناظر بر آن باشد که بخش مهمی از هویت انسان‌ها با خاطره‌هایشان پیوند دارد. به همین ترتیب می‌توان گفت که اساساً هویت یک جامعه نیز به تاریخ آن وابسته است به عبارت دیگر مجموعه حوادث و رویدادهای تاریخی است که هویت یک جامعه را تشکیل می‌دهد. به همین دلیل رویکرد به شناخت این حوادث تلاشی است برای بازشناسی این هویت. برای کشورمان چون ایران که رونق فرهنگ شفاهی در آن بسیار افزون بر فرهنگ کتبی است و حافظه شفاهی نیز گذرا و عموماً نامستند نگهداری و انتشار و تحلیل مستند گذشته‌ها و به تعبیری محل مناقشه خاطره‌ها می‌تواند اهمیتی دو چندان داشته باشد.
بر آن بودم که در سالگرد 16 آذر از منظری دیگر به بررسی این موضوع بپردازم و ضمن انتشار «خلاصه مذاکرات و تصمیمات چهارصد و هشتاد و سومین جلسه شورای دانشگاه مورخ 25/9/1332» تحلیلی بر آن ارائه نمایم و طی آن علاوه بر توجه به این رویداد ویژگی‌هایی از نظام دانشگاهی را در آن دوره با توجه به شرایط و مقتضیات آن مقطع تاریخی خاص بررسی کرده و سیر تحول آنها را تا زمان حاضر مطالعه کنم. چون فرصت آن به دلایلی در این موعد حاصل نشد آن را به هنگای دیگر وامی‌گذارم و به اقتضای موقعیت زمانی به ارائه این سند اکتفا می‌کنم.
هر چه می‌گذرد وسواس و دقت اهل نظر بر چگونگی و اعتبار استنباط‌ها و مطالعات تاریخی بیشتر می‌شود. اینک بدیهی است که نقل و روایت هر واقعه‌ای چون از صافی ذهن زبان و قلم ناقل و راوی و کاتب می‌گذرد لاجرم آرایه‌ای از ذوق و تعلقات او می‌یابد و از سوی دیگر مطالعات بعدی سایر محققین نیز از این پیرایه‌ها و آرایه‌ها به دور نیست. به همین جهت توجه به منابع متعدد در فهم و تحلیل یک رویداد تاریخی دسترسی به جنبه‌های گوناگون و احیاناً درک این میراث را سهل‌تر می‌سازد و به تعبیر بیهقی «زوایا و خبایای» یک رویداد بهتر شناخته می‌شود.
سیدمصطفی رضوی
عضو هیات علمی دانشگاه مدیریت دانشگاه تهران 
شورای دانشگاه تهران
خلاصه مذاکرات و تصمیمات چهارصد و هشتاد و سومین جلسه شورای دانشگاه مورخ 25/9/1332
چهارصد و هشتاد و سومین جلسه شورای دانشگاه در ساعت 5/9 صبح روز چهارشنبه 25 آذر 1332 به ریاست آقای دکتر سیاسی رئیس دانشگاه با حضور آقایان روسا و نمایندگان و معاونین دانشکده‌ها در دانشسرای عالی تشکیل گردید.
آقایان دکتر صدیقی، بهمنیار، دکتر شایگان، مهندس عطائی، کیهان معذور (و) آقایان پروفسور شمس، دکتر اردلان در سفر (و) آقایان فروزانفر غایب بودند. صورت جلسه قبل قرائت و تصویب شد. آقای دکتر سیاسی اظهار کردند به طوری که اطلاع دارند در فاصله این دو شورا در روز 16 آذر واقعه و حادثه غم‌انگیز و جانگدازی در دانشکده فنی اتفاق افتاد و منجر به کشته شدن سه نفر از دانشجویان آن دانشکده شد. گزارش این حادثه که از طرف دانشکده رسیده به عرض شورا خواهد رسید ولی قبلاً تقاضا دارم به پاس احترام و شادی روح سه نفر دانشجو به پا خاسته و یک دقیقه سکوت نماییم. پس از یک دقیقه سکوت گزارش شماره 2324 مورخ 18/9/32 دانشکده به شرح زیر قرائت شد:
مقام ریاست دانشگاه
بدینوسیله گزارش جریان واقعه تاسف‌آور روز دوشنبه 16/9/1332 که منجر به مقتول و مجروح شدن عده‌ای از دانشجویان گردید تقدیم می‌دارد و بدواً متذکر می‌شود که چون در موقع وقوع دو عمل عمده که یکی باعث مداخله سربازان و دیگر(ی) منجر به فرمان آتش آنان گردیده از آقایان استادان و کارمندان اداری دانشکده کسی حاضر در محل وقوع این امر نبوده، ناچار برای تهیه این گزارش مجبور به تحقیق از دانشجویان گردیده ولی متاسفانه در بعد از ظهر دوشنبه و صبح سه‌شنبه تعداد نسبتاً محدودی از دانشجویان بیشتر در دانشکده حاضر نشده و این گزارش به زمینه پرسش از چند نفر از آنها تهیه شده است.
1- علت مداخله سربازان ضمن تحقیقات از دانشجویان چنین نتیجه شده که در زنگ تفریح صبح یعنی کمی قبل از ساعت ده صبح که دانشجویان در سراسری دانشکده فنی بوده‌اند یکی از دانشجویان به اسم افخمی، کاغذی (که ظاهراً اعلامیه بوده) از روی زمین برمی‌دارد و چند نفر از سربازان در آن نزدیکی بوده‌اند و او را جلب می‌نمایند. پس از این عمل دو یا چهار نفر از دانشجویان که در سرسرا بوده از پشت شیشه نسبت به گروهبانی که در محوطه خارج از ساختمان بوده با دست اشاراتی می‌نمایند و در همین موقع زنگ ورود به کلاس نواخته می‌شود و کلیه دانشجویان داخل کلاس‌های خود می‌شوند.
در اثر این قسمت گروهبان دو نفر سرباز مسلسل به دست وارد در ساختمان دانشکده فنی گردیده و در جست‌وجوی این دانشجویان به درب کلاس دوم الکترونیک می‌روند. اینجانب شخصاً آنها را دو یا سه دقیقه قبل از رفتن به کلاس درس خود (چهارم راه و ساختمان) دیدم و گفتم تحقیق شود منظور آنها چیست. در بین راه یکی از مستخدمین به من اطلاع داد که گروهبانی مسلسل به دست می‌خواهد مرا ملاقات کند. توسط مستخدم جواب دادم به افسرش مراجعه نماید تا اگر افسرش موضوع را قابل توجه دید با من در میان نهد و قبل از ورود به کلاس درس خود به آقای دکتر عابدی معاون دانشکده گفتم که طبق سنت ما دانشگاهیان احترام کلاس درس ایجاب می‌کند که هیچ شخص خارجی حق ندارد وارد آن شود و هر وقت مشاهده شد اشخاصی مایل هستند جبراً وارد کلاس شوند زنگ خروج از کلاس نواخته شود تا کلاس تعطیل و هتک حرمت از آن نشود.
2- جریان ورود سربازان به کلاس – گروهبان و افراد مزبور که در این موقع پنج نفر بودند مسلسل به دست درصدد برمی‌آیند که وارد کلاس شوند. مستخدم مانع ورود آنان می‌شود و خود برای کسب اجازه از معلم به داخل کلاس می‌رود و آقای مهندس شمس ملک‌آرا استاد درس تذکر می‌دهند که برای اینگونه امور باید از رئیس و اداره دانشکده کسب اجازه نمود. گروهبان و سربازان معذالک وارد کلاس مذکور شده در حالی که با اسلحه تهدید می‌کردند. از او می‌خواهند که آن چند نفر را که پشت شیشه بوده‌اند معرفی نماید مستخدم هم با آن وضع دو نفر از دانشجویان را نشان می‌دهد. سربازان آن دو نفر را با ضرب و شتم از کلاس خارج ساخته و از در دانشکده خارج می‌نمایند. مقارن با همین موقع بوده که برای احتراز از پیشامدهای ناگوارتری زنگ دانشکده نواخته می‌شود و آقای دکتر عابدی معاون دانشکده که از جریان مطلع شده به داخل کلاس مزبور می‌روند و در این موقع دانشجویان از اغلب کلاس‌ها خارج می‌شوند کمااینکه خود دانشجویان کلاس چهارم راه و ساختمان را مرخص و برای تعقیب موضوع به سمت اتاق استادان رفته و در بین راه با دانشجویان کلاس دوم الکترومانیک که از ورود و هتاکی سربازان بی‌اندازه عصبانی بودند برخورد نموده و آنها را به آرامش دعوت نموده و وارد اتاق شده و با تلفن گزارش امور را به جناب آقای رئیس دانشگاه دادم و به مجردی که گوشی تلفن را زمین گذاشتم صدای شلیک شنیده شد.
3- علت تیراندازی – پس از خروج دانشجویان از کلاس تعداد قابل توجهی سرباز در سراسری پایین دانشکده حاضر بوده و مخصوصاً تعدادی از آنها که تازه وارد شده بودند و در حدود در اصلی متوقف بوده به طوری که خروج دانشجویان از این در مشکل گردیده و از قرار معلوم دانشجویان ناچار از راهرو متوجه در جنوبی می‌شوند. از قرار مسموعات در این موقع سه عمل اتفاق می‌افتد: اولاً – از طرف مقابل دانشجویان یعنی از پلکان سمت جنوبی سربازانی که در طبقه بالا بوده‌اند به طرف آنها متوجه می‌شوند. دوم – در همین موقع از وسط جمعیت صدا بلند می‌شود «دست نظامیان کوتاه» و «زنده باد دکتر مصدق» و عده‌ای نیز هورا می‌کشیدند. سوم – در اثر این تظاهرات نظامیانی که در داخل سرسرا و حدود در خروجی اصلی بوده با وجودی که در خروجی را سد نموده بودند درصدد متفرق کردن دانشجویان برمی‌آیند. این عده از دانشجویان که خود را مواجه به این خشونت می‌بینند با سرعت به طرف در حرکت می‌کنند. و سپس در راهرو و در محوطه خارج نیز تیراندازی می‌شود. ضمناً اضافه می‌نماید که قبل از تیراندازی طبق اظهار دانشجویان در حدود 20 نفر سرباز مسلح در پایین و در طبقه بالا نیز شش یا هشت نفر سرباز حاضر بوده‌اند.
پس از تیراندازی استادان و کارمندان و اینجانب در اتاق مقابل اتاق استادان برای تلفن کردن جمع شده بودیم و به واسطه اینکه سربازان مانع خروج ما از اتاق بودند ناچار شدیم در همان جا بمانیم تا ساعت 5/11 ارتباط با طبقه زیر که زخمی‌ها در آنجا بودند قطع بود و فقط در این ساعت از زخمی شدن چهار نفر دانشجو مطلع شده و دلیل ناله و فریادی که شنیده می‌شد معلوم گردید و از سربازان خواهش نمودیم افسر خود را نزد ما بفرستند. از سروان و نائب سرهنگی که مراجعه نمود خواهش کردیم قبل از هر چیز مجروحین را به بیمارستان برسانند و متاسفانه باید اذعان نمود که اگر به جای یازده و سه ربع مجروحین را ساعت ده و نیم یعنی بلافاصله پس از زخمی شدن به بیمارستان فرستاده بودند شاید امید بیشتری به بهبود آنان می‌رفت.
1- چنانچه به جای گروهبان و سرباز، افسری فهمیده مداخله نموده بود، موضوع اولی یعنی سلب حرمت از کلاس دانشکده پیش نمی‌آمد و همان‌طوری که در سایر دانشکده‌ها و یک مرتبه در همین دانشکده عمل شده دانشجویان مورد نظر به وضع مناسبی به فرمانداری نظامی می‌رفتند.
2- قبل از تیراندازی نیز چنانچه افسری فهمیده این عده سربازان را رهبری می‌نمود قطعاً موضوع تیراندازی پیش نمی‌آمد و گوینده یا گویندگان که به تشخیص آنها مقصر اصلی هستند دستگیر می‌شدند و از این عمل شدید بی‌سابقه جلوگیری می‌شد.
به ضمیمه نیز رونوشت صورت مجلس که در ساعت یازده و سه ربع آن روز تنظیم گردیده اضافه می‌شود.
رئیس دانشکده فنی
صورت مجلس
جریان روز سه‌شنبه 16/9/32 ساعت 10 صبح در حدود 15 دقیقه از جلسه دوم صبح گذشته بود. «15/10» که اطلاع رسیده عده‌ای سرباز مسلح قصد ورود به کلاس دوم الکترومکانیک داشته و استاد کلاس درس آقای مهندس شمس ملک‌آرا، خواهش نمودند که کسی حق ندارد وارد کلاس درس بشود مگر با کسب اجازه قبلی از رئیس دانشکده. سربازان بدون توجه به این مطلب به جبر و عنف در کلاس را باز کرده و دو نفر از دانشجویان کلاس را مورد ضرب قرار داده و آنها را از کلاس بیرون بردند و در برابر این عمل بی‌سابقه و با توجه به این اصل که احترام کلاس درس و حفظ شئون فرهنگی و دانشگاهی بر همه واجب است و به این ترتیب شدیداً هتک احترام شده برای احتراز از پیشامدهای ناگوارتری به ناچار زنگ تعطیل کلاس‌ها نواخته شد و استادان به تدریج از کلاس درس بیرون آمده و در اتاق معاونت دانشکده جمع شدند. ناگهان صدای شلیک مسلسل دستی شنیده شد و وضع بحرانی عجیبی پیش آمد و بعداً خبر رسید که چند نفر از دانشجویان هدف گلوله قرار گرفته و در سراسری دانشکده افتاده و خون از آنها جاری است. شنیدن این خبر و تجسم وضعیت برای کلیه استادان حاضر که این صورت جلسه را امضا می‌نمایند موجب نهایت تاسف و تاثر گردید و در این لحظه که صورت جلسه امضا می‌شود ساعت 45/11 صبح است و هنوز وضع خاصی در دانشکده حکمفرما است.
آقای مهندس اصفیا (امضا)، آقای مهندس گوهریان (امضا)، آقای دکتر افشار (امضا)،‌ آقای مهندس مشایخی (امضا)، آقای مهندس رخشانی (امضا)، آقای زاهدی (امضا)، آقای عصار (امضا)، آقای دکتر احمد یلدا (امضا)، آقای رژر (امضا)، آقای سیداحمدیان (امضا)، آقای سنجابی (امضا)، آقای فتح‌الله فتاحی (امضا)، آقای دکتر رحمتی (امضا)، آقای مهندس خلیلی (امضا) و آقای دکتر عابدی (امضا).
پس از قرائت گزارش آقای رئیس دانشگاه به اظهارات خود ادامه دادند و همچنین بیان کردند:
به محض اطلاع از حدوث این واقعه بلافاصله در دانشکده حاضر شده از نزدیک آنچه را که گذشته بود مشاهده کردم و از فردای آن روز در شورای دانشکده حضور به هم رسانیده با همکاران محترم دانشکده فنی به شور پرداختیم. پس از مشورت و مطالعه چند ساعته آقایان استادان عقیده داشتند که دو اعلامیه یکی از طرف دانشگاه و دیگری از طرف دولت مبنی بر اظهار تاسف از واقعه صادر شود. پس از این تصمیم با جناب آقای نخست‌وزیر ملاقات کردم. ایشان هم از این موضوع فوق‌العاده متاثر و متاسف بودند. در این ملاقات نظر آقایان و متن اعلامیه‌ای که به تصویب کمیسیون روسای دانشکده‌ها رسیده بود به اطلاع‌شان رسانیدم. جناب آقای نخست‌وزیر موافقت کردند که اعلامیه‌ای در عین حال از طرف دولت و دانشگاه هر دو منتشر شود و ضمناً یک روز دانشگاه به پاس احترام دانشجویان مقتول تعطیل باشد. در تعقیب آن مذاکرات اعلامیه‌ای از طرف دانشگاه صادر شد و متن آن بدین قرار است: «دانشگاه تهران در عین بی‌طرفی کامل از امور سیاسی و با نهایت علاقه‌مندی به حفظ نظم و آرامش در محیط دانشگاه از واقعه اسف‌انگیز روز دوشنبه 16 آذر ماه که برخلاف انتظار در دانشکده فنی روی داده و در اثر تیراندازی در سرسرای دانشکده چند تن از دانشجویان مقتول و مجروح گردیده‌اند بسیار متاسف و متاثر است و امیدوار است با اطمینانی که از طرف مقامات عالیه داده شده است موضوع دقیقاً رسیدگی و رفع اهانت از دانشگاه بشود و ضمناً ترتیبی داده شود که این واقعه در آینده نظیر پیدا نکند.
دانشگاه تهران به روان پاک دانشجویان عزیزی که جان خود را از کف داده‌اند درود می‌فرستد و خود را شریک اندوه بی‌پایان خانواده‌های محترم آنان اعلام می‌دارد.
دکتر علی‌اکبر سیاسی – رئیس دانشگاه»
در همان جلسه ملاقات از ایشان تقاضا کردم که آقای دکتر عابدی را که از طرف فرماندار نظامی توقیف شده بودند آزاد کنند، با این تقاضا نیز موافقت کردند. با همه این تفاصیل انتظار داشتیم روز دوشنبه بعد از تعطیل دانشگاه جریان عادی خود را طی کند ولی متاسفانه مشاهده شد که بعضی از دانشکده‌ها به حال تعطیل باقی‌مانده (به استثنای دانشکده‌های ادبیات و حقوق و معقول و منقول). تعطیلی دانشکده‌ها اسباب نگرانی آقای نخست‌وزیر را فراهم کرد و پس از مذاکره تلفنی تصمیم گرفتند با آقایان روسای دانشکده‌ها ملاقات نمایند. در این جلسه ملاقات آقای نخست‌وزیر شرح مبسوطی راجع به احترام دانشگاه بیان کردند ولی ضمناً‌ متذکر شدند که چون در سرلوحه برنامه دولت حفظ نظم و آرامش و امنیت مملکت است، اجازه نخواهند داد که در هیچ دستگاهی بی‌نظمی حکمفرما باشد و برای جلوگیری از آن به شدت عمل خواهد کرد و اضافه کردند اگر واقعاً دانشگاه مایل است بی‌طرفی خود را حفظ نماید نهایت مساعدت و کمک را به او خواهم کرد و حتی اطمینان داده شود که در دانشکده‌ها اتفاقی نخواهد افتاد و شعار داده نخواهد شد و نظم برقرار می‌شود، دستور می‌دهم نظامیان، دانشگاه را ترک کنند. پس از این ملاقات تقریباً هر روز کمیسیون روسای دانشکده‌ها تشکیل شد. در جلسه اخیر پس از مطالعه کافی راجع به این جریانات و با در نظر گرفتن متن اعلامیه دولت و بیانات جناب آقای نخست‌وزیر نظریاتی را اعلام کردند که به عرض شورا می‌رسد ولی قبلا ً‌اگر لازم است توضیحاتی از طرف آقایان داده شود، بدهند که تصمیم کمیسیون قرائت شود.
آقای دکتر خیبری استفسار کردند اعلامیه‌ای که از طرف دانشگاه منتشر شد عین همان اعلامیه‌ای است که از دانشگاه داده شده است یا خیر؟
جواب داده شد تغییرات مختصری از طرف دولت در آن داده شده است. آقای دکتر صالح اظهار داشتند به طوری که آقایان کم و بیش اطلاع دارند دانشگاه در خارج دشمن و مخالف زیاد دارد. یک دسته از مخالفین آنهایی هستند که نتوانستند وارد دانشگاه بشوند سعی می‌کنند از هر آب گل‌آلودی استفاده کنند و دست به مخالفت بزنند. آقایان به علمیاتی که در حکومت‌ها و مجالس سابق برای مخالفت با دانشگاه شده است، اطلاع دارند.
دولت فعلی و دانشگاه و دانشکده فنی هیچ یک راضی نبودند که چنین اتفاقی بیفتد و در محیط مقدس دانشگاه خونی ریخته شود. اتفاقاً این حادثه حربه مهلکی به دست مخالفین داد و نشستند و گفتند که عده‌ای به دور یکدیگر گردآمده، حصاری در اطراف خود کشیده به عنوان برگزیده ملت هر چه می‌خواهند می‌کنند و اجازه نمی‌دهند کسی وارد کار آنان بشود. دسته دیگری که دائماً بر علیه دانشگاه در فعالیت هستند. توده‌ای هستند که روی اساس اصلی حزبی خود یعنی تخریب سعی دارند که بنیان این موسسه علمی را متزلزل کرده به منظور خویش خویش برسند. این دسته نیز فقط ضعفی پیدا کرده با بزرگ کردن آن به فعالیت پرداخته‌اند. دسته سوم نیز وجود دارد که متاسفانه باید گفت این دسته از میان خود ما هستند که به دلایلی از یکدیگر ناراضی شده به جای اینکه اختلافات را در داخل خود حل و فصل نمایند شکایت نزد مقامات خارج از دانشگاه برده به این ترتیب هم به تضعیف بنیان دانشگاه کمک کرده و هم حربه مخالفین را تندتر و تیزتر می‌نمایند. مجموع این اتفاقات طوری نمودار شده که برخی از اعضای دولت را متوجه این نکته کرده که گمان می‌کنند که دانشگاه کانون فساد و اغتشاش است. بنابراین بر همگی ماها فرض است که بی‌کار ننشسته، عاقلانه و مدیرانه اختلاف داخلی خود را اگر وجود دارد مرتفع ساخته حربه دشمنی و کینه‌توزی را از دست مخالفان و دشمنان دانشگاه خارج سازیم و نگذاریم براساس و بنیان این موسسه علمی خللی وارد آید.
تصمیم کمیسیون روسای دانشکده‌ها به قرار ذیل قرائت شد:
1- حادثه اسف‌انگیز 16 آذر ماه که در دانشکده فنی منجر به قتل سه تن از دانشجویان گردید عموم دانشگاهیان را بسیار متاثر و جریان عادی تعلیم را در دانشگاه چندین روز مختل کرد و این وضع غیرعادی به هیچ‌وجه جنبه سیاسی نداشت.
2- دانشگاه چنان که مکرر اعلام داشته است از دخالت در امور سیاسی جداً‌ احتراز دارد و حفظ بی‌طرفی را کماکان برای انجام وظیفه مقدس تعلیم و تعلم و تتبع و تحقیق و پیشرفت و ترقی این موسسه علمی اصل مسلم و ضروری می‌داند.
3- نظر به اینکه دولت صریحاً وعده کرده‌اند مسببین واقعه 16 آذر ماه را مورد تعقیب و مجازات قانونی قرار دهند و برای حفظ انتظامات در دانشگاه با موافقت دانشگاه ترتیب خاصی داده شود. بنابراین مقرر می‌شود که دانشکده‌ها و بیمارستان‌ها و سایر موسسات ضمیمه دانشگاه فوراً جریان عادی کار خود را تعقیب نمایند و دانشجویان به وظایف تحصیلی خود بپردازند. ضمناً نظر به وضع غیرعادی اعلام می‌شود که از تاریخ این اعلامیه سه روز غیبت از دانشگاه تهران اخراج از دانشگاه خواهند بود. آقای دکتر فرشاد تذکر داده‌اند که در تمام این جریانات آقایان استادان و معلمان در سرکار خود حاضر بوده و حتی یک ساعت هم غیبت نداشته‌اند و دفاتر حضور و غیاب شاهد بر این مدعی است.
آقای دکتر خبیری پس از تائید بیانات آقای دکتر صالح اظهار داشته‌اند این اعلامیه‌ها درد ما را دوا نمی‌کند. مشاهده می‌شود دانشگاهیان در برابر تمام این ضربات ساکت و بیکار نشسته‌اند، ما باید مقررات انضباطی محکمی داشته باشیم و خاطیان و گناهکاران در دانشگاه را از هر مقامی که هستند مجازات بدهیم. چنانچه مکرر در مکرر از طرف دانشگاه رسماً اعلام شده است ما از سیاست دور هستیم و باید انتظامات خودمان را رعایت کرده، حفظ نماییم.
آقای مهندس جفرودی اظهار کردند که با اطمینان خاطر باید گفت که دولت به هیچ‌وجه در این موضوع دخالتی نداشته است. مطلب اساسی که من همیشه طرفدار آن بودم این است که استادان باید در امور دولتی دخالت داشته باشند زیرا اگر یکی از اعضای دانشگاه در هیات دولت دخالت و شرکت نداشت ممکن بود تصویب نامه‌ای بگذرد که دانشگاه ضمیمه وزارت فرهنگ می‌شد. آقای دکتر صالح این تصویب‌نامه را از بین برد و دانشگاه را از شر بزرگی رهایی داد. به عقیده من دانشگاه برای انتظامات خود باید گارد مخصوص داشته باشد زیرا اگر چنین بود به طور قطع این اتفاق ناگوار روی نمی‌داد. گفته شد باید از پخش اعلامیه و نوشتن شعار در دانشگاه جلوگیری به عمل آورد. در تمام مملکت این موضوع متداول است اگر چند نفر دانشجو مرتکب عملی شدند دولت نباید آن را به حساب دانشگاه بگذارد. عموم اولیای امور دانشگاه به خصوص آقای رئیس دانشگاه در این چند روزه نهایت مجاهدت و کوشش را برای رفع این غائله و حفظ موجودیت دانشگاه کرده‌اند و من از ایشان سپاسگزارم. اما موضوع اساسی طرف توجه این است که آقایان رئیس دکتر صالح باید اقدام نمایند هر چه زودتر نظامیان از محوطه دانشگاه خارج شوند. منتهی قوایی در خارج از دانشگاه در اختیار دانشگاه گذاشته شود که به تشخیص رئیس دانشکده از آن استفاده شود.
 آقای دکتر نامدار گفتند تاکنون چنین سابقه بوده است هر وقت اغتشاش و بی‌نظمی که در دانشگا روی داده است سبب آن دانشجویان بوده‌اند و تقریباً استادان دخالتی در این قبیل امور نداشته‌اند ولی متاسفانه بعداً وضع را طوری چرخانیده‌اند که گناه را خواسته‌اند به گردن استادان بیندازند. متاسفانه استادان هم به هیچ‌وجه عکس‌العمل از خود نشان نداده‌اند. گفته شد که ما می‌توانیم خودمان را اداره کنیم با مراجعه به سابقه (اشاره به واقعه 17 آبان 1330) ملاحظه خواهد شد اشتباه محض است با دانشجویان باید سخت بود و نظامات و مقررات را شدیداً نسبت به دانشجویان متخلف اعمال کرد و نباید به آنان فرصت داد که در امور تعلیماتی و اداری دانشگاه اخلال کرده سب هرج و مرج بشوند. آقای دکتر عمید بیانات آقای دکتر خبیری را تائید کرده، اظهار داشتند دانشگاه باید هر چه زودتر در تشکیل گارد مخصوص اقدام نموده آئین‌نامه انضباطی معلمان دانشگاه را به مرحله اجرا درآورد. آقایان دکتر افشار و دکتر صالح با خارج شدن قوای انتظامی از دانشگاه تا تشیکل گارد مخصوص به کلی مخالف بوده و آن را به علت مجال دادن به اخلال‌گران و آزادی عمل آنان خطای محض دانسته‌اند. پس از مذاکرات و اصلاحاتی متن اعلامیه مصوب کمیسیون روسای دانشکده‌ها به تصویب رسید و ضمناً‌ مقرر گردید هر چه زودتر در تشکیل گارد مخصوص دانشگاه اقدام شود. آقایان مهندس خلیلی و دکتر عمید از زحمات شبانه روزی آقای دکتر سیاسی و حسن تدبیر او در رفع غائله و حفظ اساس دانشگاه به خصوص در موقع بحرانی اظهار قدردانی کرده، تشکر نمودند و این موضوع مورد تائید شورا قرار گرفت. آقای رئیس دانشگاه نیز اقدامات موثر آقای دکتر صالح را در هیات دولت ستوده و از زحمات ایشان تقدیر نمودند.
جلسه در بعدازظهر خاتمه یافت. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات