تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۳  ، 
کد خبر : ۴۹۹۵۰
گفت‌وگوی الحیات با احمد چلبی معاون نخست‌وزیر عراق

انحلال ارتش عراق اشتباه بود


ترجمه سعید آقاعلیخانی 
* برخی از تحلیلگران شما را «پدرخوانده» رابطه آمریکا و ایران خوانده‌اند. این تعبیر تا چه حد درست است، به ویژه اینکه شما چندی پیش به ایران سفر کردید و پس از سخنان اخیر زلمای خلیل‌زاد – در مورد آمادگی ایالات متحده برای مذاکره با ایران – به واشینگتن رفتید؟
**اول اینکه من «نامه‌بر» ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها نیستم و رابطه میان این دو کشور پیچیده‌تر از آن است که امثال چلبی بخواهند میانجیگری کنند. اصل مطلب این است که سقوط صدام بدون وارد عمل شدن آمریکایی‌ها و توافق ضمنی ایرانی‌ها ممکن نبود و اکنون نیز هر دو طرف به خوبی می‌دانند که آشفته شدن اوضاع عراق تا چه حد منافع آنها را به خطر می‌اندازد، بنابراین هر دو طرف سعی می‌کنند که یکدیگر را در عراق به چالش نگیرند.
*اما روند امور به گونه‌ای است که هر دو طرف را رودرروی یکدیگر قرار داده است، به نحوی که گاهی اوقات مجبور می‌شوند به آرامش و توافق تن دهند.
**به نظر من ابراز تمایل خلیل‌زاد برای باز کردن باب مذاکره با ایران تحول طبیعی رابطه میان این دو کشور است و با وجود تناقض‌های بزرگ روابط آمریکا و ایران منافع دو طرف آنها را به اتخاذ این مواضع وادار می‌کند، با این حال بار دیگر تاکید می‌کنم که با توجه به آگاهی دو طرف از خطرپذیری بالای گزینه درگیری و نزاع بعید است که کار به جاهای باریک بکشند. به نظر من روند امور سرانجام دو طرف را به گفت‌وگوی مستقیم وادار خواهد کرد. توافق میان ایران و آمریکا امکان‌پذیر است و به ثبات منطقه منجر می‌شود. این واقعیتی است که در دیدارهای اخیر شاهد آن بودم و به زودی به شکل عملی شاهد آن خواهیم بود. من همچنین معقتدم که تلاش برای حل مسئله عراق نباید به گفت‌وگو با گروه‌های مسلح محدود شود، بلکه به موازات آن باید به فکر تاسیس نهادهای امنیتی – اطلاعاتی قدرتمند بود.
 دولت باید در برابر پرسش‌هایی که در مورد چگونگی مسلح کردن و آماده‌سازی نیروهای امنیتی و منابع تسلیحاتی این نیروها مطرح می‌شود، پاسخگو باشد و برای نمونه جواب دهد که چرا نیروهای امنیتی به جای تسلیحات آمریکایی به تسلیحات ساخت لهستان مجهز می‌شوند؟ پرسش دیگر من – که با وجود حضورم در ساختار حکومت هنوز پاسخ شایسته‌ای برای آن نیافته‌ام – در مورد دستگاه اطلاعات عراق است. در حال حاضر دستگاه اطلاعاتی عراق با سرمایه و نظارت بیگانگان اداره می‌شود و دولت عراق هیچ نفوذ و نظارتی بر آن ندارد. این مسئله بسیار خطرناک است و باعث ناکام ماندن اقدامات دولت در زمینه حفظ امنیت و ثابت می‌شود.
*شما در کنفرانس قاهره حضور نداشتید و در برابر آن موضع گرفتید. چرا؟
**من به قاهره نرفتم، چون می‌دانستم که حاضران در کنفرانس همچون دهه‌های گذشته چیزی جز شعار در انبان ندارند. من یقین داشتم که در این کنفرانس هدف‌ها به شکل واقع‌گرایانه‌ای مشخص نمی‌شود و هیچ تلاشی برای بررسی و معرفی شیوه‌های عملی حل مشکلات عراق صورت نخواهد گرفت. من پیشاپیش به حاضران در این کنفرانس گفته بودم که اگر می‌خواهید در مورد اشغال عراق صحبت کنید، یک جدول زمانی با برنامه و هدف‌های مشخص ارائه دهید. اما دیدید که آنها چطور از اشغال عراق حرف می‌زدند در حالی که هیچ برنامه یا جدول زمان‌بندی شده‌ای نداشتند.
*زمانی که در واشینگتن بودید، تغییر روند پرونده هسته‌ای ایران را چگونه دنبال می‌کردید؟
**من در آنجا سعی می‌کردم، آمریکایی‌ها را به قبول اشتباهاتشان در عراق وادار کنم. من به آنها گفتم که استفاده از تعبیر «نیروی اشغالگر» در مورد ارتش آمریکا از ابتدا اشتباه بود و اکنون با ارائه یک جدول زمانی برای این اشغال می‌توان این اشتباه را تا حدودی جبران کرد. من به آمریکایی‌ها گفتم که اشتباه دیگرشان آن بود که بلافاصله پس از سقوط صدام دولت موقت عراقی را تشکیل ندادند و اکنون باید این اشتباه را بپذیرند و با بررسی و رسیدگی به اشتباهات و نیز سوءاستفاده‌های مالی دولت برمر آن را جبران کنند. اشتباه دیگر آمریکایی‌ها که در این سفر بدان اشاره کردم انحلال ارتش عراق بود. ما پیشتر به آمریکایی‌ها پیشنهاد دادیم که طی نامه‌ای از سران ارتش عراق بخواهند که در هنگام ورود ارتش آمریکا بر سر پست‌های خود بمانند و مانع از فروپاشی ارتش شوند تا پس از سرنگونی صدام، وظیفه حفظ ثبات و امنیت را برعهده بگیرند. اما آمریکایی‌ها توجهی به این پیشنهادها نکردند و بعدها نه تنها حاضر به قبول این اشتباه نشدند که از آن دفاع هم می‌کردند، اما به تازگی شاهد بودیم که رئیس‌جمهور آمریکا طی سخرانی خود به این اشتباه اعتراف کرد. اگرچه دیگر دیر شده است، اما می‌توان مانع از بروز اشتباهات دیگر شود.
*اما روند اوضاع عراق به سمتی است که صرف اعتراف به اشتباه مشکلی را حل نمی‌کند.
**اوضاع امنیتی عراق چند وجه دارد که برخی از آن خارجی، برخی داخلی و مابقی جزء طبیعت فعالیت‌های سیاسی این کشور است. بگذارید به صراحت بپرسم که چه کسی علیه آمریکایی‌ها و عراقی‌ها دست به اسلحه برده است؟ من این افراد را به سه دسته تقسیم می‌کنم: اول بعثی‌ها و هواداران صدام که ضمن بهره‌مندی از منابع مالی، مهارت بالایی هم در برنامه‌ریزی و انجام کارهای خرابکارانه دارند. شمار این عده بسیار کم است. دسته دوم افرادی هستند که خود را «جهادیون» یا «هواداران زرقاوی» نام نهاده‌اند – که افکار و ایده‌هایشان کاملاً مشخص است – و به هیچ روی نمی‌توان با آنها بر سر میز مذاکره نشست. دسته سوم – که اکثریت نیز با آنان است – عراقی‌هایی هستند که به شدت نگران آینده عراقند و به شدت نسبت به سیر تحولات بدبین هستند و خود را نیز در معرض تهدید به قتل و بازداشت می‌بینند. من معتقدم که با این دسته می‌توان گفت‌وگو کرد و به تفاهم رسید و برای از بین بردن خشونت و ناامنی مسائلی همچون ساختار حکومت، پارلمان و آینده عراق را با آنها به بحث گذاشت. اجازه بدهید بگویم که پرونده پیچیده امنیت و ثابت عراق با زور حل و فصل نمی‌شود، همچنان که می‌بینید استفاده از زور چگونه باعث پیچیده‌تر شدن اوضاع شده است. ما با شمار زیادی از افراد مسلحی روبه‌روییم که در ازای دادن اطمینان کافی و به رسمیت شناختن حقوقشان حاضر به مذاکره و همکاری هستند. فقط کافی است آنها را در فضای سیاسی اجتماعی کشور مشارکت دهید. من یقین دارم که این کار باعث خلع سلاح تروریست‌ها و انزوای آنها خواهد شد.
*شما برای این ایده خود برنامه‌ای هم دارید؟
**من شناخت کافی و دقیقی از درگیری‌های جدید عراق دارم و می‌دانم که اعلام آمادگی برای مذاکره با این گروه‌ها راهگشا است. زیرا این دسته برای مذاکره آمادگی دارند، اما بگذارید برنامه خود را پس از رایزنی با دیگر شخصیت‌ها و گروه‌ها اعلام کند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات