تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۴  ، 
کد خبر : ۴۹۹۵۵

اصولگرایان و «پنجگانه استراتژیک»


محمدمهدی انصاری
هر چه بر عمر دولت نوپای آقای احمدی‌نژاد افزوده می‌شود ضرورت همگرایی تشکیلاتی و انسجام نیروهای جریان اصولگرا بیش از پیش احساس می‌شود. جریانی که ظاهرا پس از پیروزی «سوم تیر» همه معادلات را تنها به نفع خویش می‌انگارد، حال آنکه بیش از هر زمانی نیازمند تئوری‌پردازی، استراتژی‌سازی، برنامه‌ریزی و پیش‌بینی رویدادها و تحولات غافلگیر کننده آینده است!‌
از طرفی براساس شعار دولت نهم مبنی بر رنگ باختن نقش احزاب سیاسی در کنترل و هدایت افکار عمومی، رفتارهای ناظر بر تشکل گریزی و وجود زمزمه‌هایی مبنی بر عدم وابستگی به احزاب، زمینه‌ای برای وجیه‌المله شدن افراد نزد عموم قلمداد می‌گردد که باید توجه داشت این «افیون اصولگرایان» یک تله پرخطر برای جریان موصوف است، چه باید دانست گرفتاری در چنبره تحلیل‌های مقطعی و روزمره، غافلگیری کسانی را در پی خواهد داشت که همچون اصلاح‌طلبان گمان می‌بردند مردم فقط «دموکراسی» می‌خواهند! اکنون هم مردم فقط نان شب و معیشت نمی‌خواند. بسط معنویت، توسعه سیاسی و اقتصادی، آزادی‌های اجتماعی، عدالت اجتماعی و همه و همه مطالبات همطراز و بنیادین طبقات و لایه‌های اجتماعی ایرانیان هستند و تجربه نشان داده همواره غفلت از یکی، رویدادی عظیم همچون «دوم خرداد» یا «سوم تیر» را رقم زده است. لذا دولت احمدی‌نژاد همچنان که بارها گفته شده یک «دولت چند گفتمانی» است. دولتی که خواه‌ناخواه با تابلوی اصولگرایی و به پشتوانه بنیه‌های فکری و سیاسی یک جریان مشخص قدرت را به دست گرفته است.
از طرفی نسبت توفیق یا عدم توفیق این دولت هم با نسبت کارآمدی یا ناکارآمدی نظام در وهله حساس کنونی برابری می‌کند و هم با میزان مقبولیت و اثرگذاری جریان اصولگرا. از هر دو بعد، مساله بسیار حساس و حیاتی است و لذا اصولگرایان باید در روند فعالیت‌های فعلی و معادلات آتی کشور، 5 راهبرد بسیار سرنوشت‌ساز و کلیدی را در پیش گیرند که از آنها تحت عنوان «پنجگانه استراتژیک» یاد می‌کنیم:
1- مداربندی تازه در تشکیلات جریان اصولگرا؛ دغدغه همگرایی اصولگرایان در قالب ایده «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب» با اینکه در شرایطی اورژانسی و تا حد زیادی برطرف شد اما توانست با توفیقات موفقیت‌آمیزی مواجه گردد و پشت سر گذاشتن سه گام شوراهای دوم، مجلس هفتم و ریاست‌جمهوری نهم را به خوبی رقم زند. اکنون لازم است با حفظ مرکز ثقل و نقطه کانونی گروه‌های زیر مجموعه جریان اصولگرا در «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب» از هر گونه تک‌روی و یا انشعاب پرهیز شود. امروز، انشعاب «سم خطرناک» برای حیات آینده و سرزندگی جبهه اصولگرایان است. با فعال‌سازی شورای هماهنگی، می‌توان مداربندی تازه‌ای در ساختار تشکیلاتی این جبهه که وحدت و همگرایی را تقویت کند، تعبیه نمود.
2- مطالعات دقیق حول پایگاه اجتماعی اصولگرایان؛ تحلیل و خوانشی از تحولات اجتماعی و تغییرات در باورهای عمومی جامع و متقن خواهد بود که پا به پای افکار عمومی، عادات، کنش‌ها، ذهنیات و بازتاب‌های رفتاری و هنجاری ایشان را مورد مطالعه عمیق قرار دهد. بی‌شک غفلت از مبادی تکیه‌گاه اجتماعی جبهه اصولگرا، سردرگمی دولت و جریان فکری پشت سر آن را در پی خواهد داشت. اولویت‌ها و مطالبات انسانی – اجتماعی شهروندان، نباید در ورطه ابهام چنان انباشته شوند که بر نارضایتی‌ها و موج تحول‌خواهی‌های سیاسی – که بسیار هم پرهزینه‌اند – دامن زنند.
3- مدیریت انتقادات؛ با گذر زمان، مطالبه کارنامه و بیلان عملکرد دولت نهم در سایر عرصه‌ها امری طبیعی جلوه خواهد کرد. بر این مبنا راه‌اندازی موج انتقادات و فشارهای سیاسی و تبلیغاتی از سوی – این رقیب یک مساله مورد انتظار است که البته از همینک با وجوهی از شدت و ضعف خود را نمایان ساخته است. فعال شدن اقلیت مجلس هفتم در قبال قضایایی چون استیضاح وزیر دفاع در پی سقوط هواپیمای 130c و طرح انتخابی شدن روسای دانشگاه‌ها و ... اولین موارد زورآزمایی و سرآغاز فشارهای سیاسی بر دولت جدید قلمداد می‌گردند. نقد درون گفتمانی، پاسخگویی شفاف و شفاف‌سازی امور، پرهیز از هرگونه ملاحظه‌کاری در گوشزد کردن کاستی‌ها، نقایص و اشتباهات دولتیان و ارایه عملکرد ملموس برای مردم عمده‌ترین راهکارهای اجرایی در مدیریت انتقادات در آینده هستند. مطبوعات و اهل قلم و بیان می‌توانند نقشی موثر در این بین ایفا کنند.
4- جلوگیری از انباشت تئوریک؛ دولت نهم با شعارهای فراگیری (عدالت، عدالت اجتماعی، پیشرفت و توسعه، آزاداندیشی و ...) کار خود را آغاز کرده و مواردی را مطرح نموده که ضروری است پردازشی صحیح از آنها صورت گرفته و در فضای گفتمانی جامعه، ابعاد نظری و عملی آنها مورد بحث و کنکاش قرار گیرد. یکی از عوارض مهم پیروزی یک جریان سیاسی را می‌توان در این نکته دانست که بسیاری از نیروها و نخبگان فکری و تئوری‌پرداز آن جریان درگیر مسوولیت‌های اجرایی و مشغول رتق و فتق امور روزمره می‌شوند و چندان مجالی برای طرح و بسط تئوریک دیدگاه‌های خود پیدا نمی‌کنند. همین مساله به «انباشت تئوریک» عمده‌ترین و ضروری‌تری مباحث جاری می‌انجامد.
همچنان که مساله انباشت تئوریک حول مطالباتی چون آزادی‌ها و حقوق اجتماعی و انسانی ملت، جامعه مدنی و ... رویداد دوم خرداد 76 را رقم زد، بی‌توجهی به عدالت اجتماعی – اقتصادی و معیشت عمومی و برقراری نظام تک گفتمانی در سال‌های 76 تا 84 واقعه سرنوشت‌ساز سوم تیر را موجب گشت. امروز هم هرگونه غفلت از این راهبرد استراتژیک، مردم را به خانه تکانی اساسی دیگری در سال‌های آتی واخواهد داشت!
5- تلاش برای تقویت نظام حزبی در کشور و پایدارسازی مشارکت‌های اجتماعی و مدنی مردم در قالب NGOها و همچنین راه‌اندازی مطبوعات حرفه‌ای و اثرگذار که باید از سوی اصولگرایان دنبال شود. حمایت از احزاب سیاسی جدیدالتاسیس و نهایتا مساعدت ویژه برای تکامل و بلوغ فرآیند تحزب در کشور یک راهبرد بلند مدت و دوراندیشانه در تحکیم زمینه‌های مشارکت‌جویی شهروندان است که چنانچه اصولگرایان متولی این اقدام بنیادین شوند، برگی زرین در کارنامه به ثبت خواهد رسید...
در یادداشت‌های بعدی در خصوص هر یک از موارد «پنجگانه استراتژیک»، توضیحات و استدلال‌های بیشتری ارایه خواهد شد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات