حنیف غفاری
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان اخیرا اعلام کرده است: ارادهای وجود دارد که طرح مسکو در خصوص انجام غنیسازی هستهای ایران در خاک روسیه را بزرگ و پررنگ جلوه دهد. این در حالی است که "ایوانف" نیز ارائه هرگونه طرح رسمی در این راستا از سوی روسیه را تکذیب کرده است.
همان گونه که از مجموع اخبار و وقایع موجود در نظام بینالملل میتوان استنباط کرد، بزرگنمایی طرح روسیه و ایجاد پیوندی مجازی و به دور از واقعیت میان تهران و کاخ کرملین در دستور کار مخالفان هستهای جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.
در این میان شایعه ورود روسیه به مذاکرات هستهای و نیز تکیه بیش از حد محافل غربی بر معادلات تسلیحاتی میان ایران و روسیه سایههای تردید را از این ادعا میزداید.
پس از برگزاری اجلاس نوامبر و عدم توانایی نومحافظهکاران کاخ سفید و سه کشور اروپایی در راستای صدور قطعنامه علیه ایران در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی غرب سعی کرده است تا به سوی استراتژی جدید روی آورد که آن شکستن ساختار قلبی مذاکرات و ترسیم ساختاری جدید است.
مسلما این ساختار جدید باب طبع مخالفان تهران بوده و در صورت تمرکز بر آن میتوان اهداف و رویکردهای فرازمانی آمریکا و اروپا را در آن یافت.
هر چند کاخ کرملین در جریان مذاکرات هستهای تهران و آژانس نقش مخالف و معاند را در قبال برنامههای هستهای جمهوری اسلامی ایران ایفا نکرده است ولی به عنوان یک شریک هستهای مطلوب ایران نیز در معادلات نظام هستهای جهان تعریف نشده است. این واقعیت را می توان در رای ممتنع مسکو در خصوص صدور قطعنامه شورای حکام علیه تهران در حدود دو ماه گذشته به روشنی یافت. رای موافق کاخ کرملین در کنار کشور ونزوئلا میتوانست بسیاری از فضاهای هستهای بسته را برای تهران بگشاید...
در هر صورت چرایی ایراد استراتژی و طرح ورود روسیه به مذاکرات هستهای ایران و اروپا را باید در شرایط کنونی موجود در اروپا جستجو کرد. هماکنون کشور فرانسه در اوج بحران سیاسی ناشی از عواقب و تبعات شورش در حومه پاریس قرار دارد. کشور آلمان به دلیل قرار گرفتن "آنجلا مرکل" در راس معادلات برلین هنوز ثبات کافی و لازم پیدا نکرده است. چالش امنیت در حزب کارگر انگلستان در پی بمبگذاریهای لندن همچنان ادامه دارد. از سویی دیگر گرفتاری مضاعف جمهوریخواهان آمریکا در عراق که آنها را به سوی جلب حمایت تهران در امور بغداد سوق داده است لحظهای آنها را آسوده نگذاشته است.
در چنین فضا و بستری مخالفان هستهای ایران سعی میکنند پای جریان ثالثی را به چارچوب مذاکرات باز کنند تا با فرافکنی از محوریت اصلی خواسته تهران یعنی استقلال هستهای در قالب ادامه طرحهای صلحآمیز ایران در خاک خود به سیاست قبلی فرصتسوزی خود ادامه دهند.
در چنین شرایطی دو ابزار مهم میتواند برای جلوگیری از بزرگنمایی طرح کاخ کرملین (که البته هنوز ارایه نشده است) موثر باشد. یکی از این ابزارها تعریف مسکو براساس رفتارهای قبلی کاخ کرملین در قبال پرونده هستهای ایران در آژانس است. ارایه چنین تعریفی از سوی تهران باعث گسست تعریف مجازی به وجود آمده از روسها است.
از سویی دیگر روند مذاکرات با آژانس اروپایی در قالب خواستههای معقول ایران و استیفای حقوق هستهای کشورمان در چارچوب انپیتی باید ادامه یابد. مسلما پافشاری بر سر خواستههای معقول با توجه به ابزارهای قدرت موثری که تهران در نظام بینالملل در اختیار دارد باعث عقبنشینی اروپا از فرافکنی در ایجاد بستر گفتگوها از طریق ورود جریان سومی به نام کاخ کرملین خواهد شد.