تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۸  ، 
کد خبر : ۴۹۹۸۸

باده‌فروش از کجا شنید؟!


حسین شریعتمداری
پزشک مخصوص جرج پنجم، پادشاه انگلیس در خاطرات خود می نویسد؛ «آن شب، 20 ژانویه 1936 مشاوران عالی پادشاه و درباریان با نفوذ تصمیم گرفتند هرچه زودتر به زندگی امپراتور 70 ساله که از مدتها قبل به شدت بیمار بود، خاتمه دهند و در پی این تصمیم، مقداری مرفین و بیش از یک نخود کوکائین به پادشاه بیمار خوراندیم و او دقایقی بعد جان سپرد». پزشک مخصوص جرج پنجم درباره علت این تصمیم توضیح می دهد که «مرگ امپراتور قطعی بود و تدارک مرگی آرام برای او از جمله دلایل تصمیم آن شب بود. اما این تصمیم علت دیگری هم داشت. درباریان اصرار داشتند که خبر مرگ امپراتور برای اولین بار در روزنامه های صبح لندن که رابطه نزدیکی با خانواده سلطنتی داشتند، چاپ شود و یکی از روزنامه های عصر، که میانه خوبی با دربار نداشت، اولین روزنامه ای نباشد که خبر مرگ جرج پنجم را منتشر می کند».
این تصمیم و اصرار بر این که خبر مرگ امپراتور برای اولین بار در روزنامه های نزدیک به دربار چاپ شود، درحالی بود که مردم انگلیس از مدتها قبل می دانستند جرج پنجم در بستر بیماری است و پزشکان از بهبود او قطع امید کرده اند و از سوی دیگر، تمامی مقدمات برای جانشینی امپراتور نیز، از پیش فراهم شده بود. بنابراین، اعلام خبر مرگ پادشاه، نه برای مردم غیرمنتظره بود و نه کمترین احتمال بحران ناشی از خلأ وی وجود داشت... خب! چرا نگران اولین روزنامه ای بودند که این خبر را منتشر می کند؟!
در دنیای رسانه ها، انتشار خبر برای اولین بار یک «امتیاز» تلقی می شود و این امتیاز دو روی «حرفه ای» و «سیاسی» دارد. به لحاظ حرفه ای، انتشار یک خبر برای اولین بار، از سرعت عمل رسانه و به روز بودن آن حکایت می کند و به لحاظ «سیاسی» رسانه ای که خبر را برای اولین بار منتشر می کند، با تحلیل و تفسیرهای خود، از طریق چینش خبر، انتخاب اولویت آن، گزینش اخبار همسایه، ارزش افزوده و... سمت و سوی همخوان با سلیقه و بینش سیاسی خود را به خبر تحمیل می کند و البته، «انگاره سازی»، «وارونه نمایی» و... نیز می تواند «خبر» را از بستر اصلی وقوع آن منحرف کند و...
امروزه در هنگامه عصر ارتباطات و حرفه پر رمز و راز رسانه ای و خبررسانی، این «امتیاز» از اهمیت فراوانی برخوردار است که خود حدیث مفصل و مثنوی هفتاد من کاغذ است.
و اما، مقصود از این نوشته، تذکری دوستانه و هشداری از سر خیرخواهی به مسئولان پرونده هسته ای کشورمان است که متاسفانه در پاره ای از موارد، «امتیاز» یادشده را از رسانه های کشورمان دریغ می کنند و برخورداری از این امتیاز را بی آن که از اهمیت آن باخبر باشند به رسانه های خارجی و طرف مقابل مذاکرات هسته ای می سپارند. و سپس، بخش قابل توجهی از انرژی خود و رسانه های داخلی را برای مقابله با دروغ پردازی و انگاره سازی رسانه های حریف علیه پرونده هسته ای کشورمان هزینه می کنند. این خطای پرهزینه را هر دو هیئت قبلی و کنونی مرتکب شده اند.
در سوم فروردین ماه 84- مارس 2005- هیئت ایرانی مذاکره کننده یک طرح پیشنهادی 4 مرحله ای را به تروئیکای اروپایی ارائه کرد. در آن هنگام، تلاش فراوان کیهان برای اطلاع از مفاد این طرح به نتیجه ای نرسید، برای دوستان عضو هیئت، استدلال می کردیم وقتی گزارش البرادعی برای ارائه به شورای حکام که مطابق قوانین آژانس تا قبل از ارائه محرمانه تلقی می شود، از رسانه های خارجی سر درمی آورد و درحالی که گزارش محرمانه و سرّی بازرسان آژانس در اختیار دیپلمات ها و رسانه های بیگانه قرار می گیرد، اصرار شما برای مخفی ماندن متن طرح پیشنهادی چه توجیهی می تواند داشته باشد، جز آن که، رسانه های خارجی خبر آن را به صورت تحریف شده و با سمت و سوی دلخواه غرب منتشر کنند؟... و پاسخ البته، همچنان منفی بود... و حرف مرد، یک کلام...
چند هفته بعد، رسانه های خارجی که از متن طرح باخبر شده بودند، گزارشی تحریف شده -تحریف حرفه ای مورد نظر است- از آن را در بوق و کرنا کردند که؛ ایران در طرح پیشنهادی خود به نگهداری 300 سانتریفیوژ بسنده کرده و با دست کشیدن از غنی سازی صنعتی، با غنی سازی آزمایشگاهی PILOL موافقت کرده است! و حال آن که، این فقط یک بخش از طرح چهار مرحله ای ایران بود و در طرح یادشده، کمترین نشانه ای از موافقت ایران با دست کشیدن از غنی سازی صنعتی به چشم نمی خورد... سرانجام بعد از 3 ماه فضاسازی تبلیغاتی علیه پرونده هسته ای ایران، مؤسسه آمریکایی «کارنگی» متن کامل طرح- به قول آقایان محرمانه- را منتشر کرد و یکی از اعضای محترم هیئت در پاسخ به سؤال کیهان، تایید کرد که آنچه مؤسسه کارنگی منتشر کرده، متن اصلی و کامل طرح ایران است!
چند روز قبل، آقای دکتر لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته ای کشورمان، سفری اعلام نشده به وین داشت و با آقای البرادعی مدیرکل آژانس به مذاکره نشست. خبر سفر ایشان را رسانه های خارجی- خبرگزاری فرانسه و رویترز- منتشر کردند و موضوع مورد مذاکره آنها نیز از سوی رسانه های خارجی منتشر شد و این درحالی بود که این خبر از رسانه های داخلی دریغ شده بود. فقط نیم نگاهی به آنچه رسانه های خارجی در این زمینه بافته و پرداخته اند، به وضوح نشان می دهد دوستان خودی مرتکب چه اشتباه بزرگی در عرصه رسانه ای شده اند.
شاید هیئت مذاکره کننده ایرانی بعد از شنیدن خبر مسافرت و مذاکرات خویش از رسانه های بیگانه، انگشت حیرت -بخوانید غفلت- به دندان گزیده و همنوا با خواجه شیراز خوانده اند؛
سرّ خدا که عارف سالک به کس نگفت
                          در حیرتم که باده فروش از کجا شنید؟!
اکنون به این گزارش که دو هفته قبل در سایت مؤسسه تحقیقاتی «آمریکن اینترپرایز» آمده بود، توجه کنید؛
«تا امروز- بعد از دو سال و چند ماه- چالش هسته ای با ایران، آرایش نیروها در عرصه این چالش به گونه ای است که در یک سوی این میدان ما- آمریکا و اروپا- ایستاده ایم و در سوی دیگر یک مجموعه همصدا از دولت و ملت ایران که روی اهداف هسته ای خود به طور کامل اتفاق نظر دارند... راه پیش روی ما آن است که چالش درباره برنامه هسته ای ایران را «درونی» کنیم تا آرایش صحنه به گونه ای باشد که دولت و ملت ایران در مقابل هم قرار گیرند. در این حالت، وظیفه دشوار مقابله غرب با برنامه هسته ای ایران به ملت واگذار خواهد شد که کم دغدغه و کم هزینه است...»
اکنون باید از مسئولان پرونده هسته ای کشورمان پرسید که آیا وظیفه آگاهی بخشی و اطلاع رسانی دقیق به ملت برعهده رسانه ها نیست؟ اگر هست -که هست- با امساک شما از خبررسانی به هنگام، رسانه های داخلی درباره چه چیزی اطلاع رسانی کنند؟!
سلام و صلوات خدای سبحان بر روح بلند مولایمان حضرت امیر علیه السلام که به یاران خویش نهیب می زد؛ «به خواب نروید که دشمن بیدار است».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات