شورش های آبان ماه فرانسه که همه اجزای یک انقلاب ضدتبعیض نژادی را دارا بود جز اهم رخدادهای یک سال گذشته محسوب می شود. در این شورش ها که حدود 20 شبانه روز ادامه یافت هزاران خودرو توسط گروههای معترض به آتش کشیده شد، دهها نفر زخمی وهزاران نفر نیز توسط پلیس بازداشت شدند. این اعتراضها پس از آن آغاز شد که دو نوجوان 15 و 17 ساله آفریقایی تبار که تحت تعقیب پلیس فرانسه بودند، به محوطه ای پناه بردند که در آنجا بر اثر برق گرفتگی، جان باختند.
در پی این حادثه، شهرک «کلیشی» که در حومه شمال شرقی پاریس قرار دارد واین دوجوان ساکن آنجا بوده اند با اعتراض گسترده جوانان مواجه شد. اما این شورش جوانان، به این منطقه محدود نماند ودر اندک مدتی سراسر فرانسه را در برگرفت «نانت»، «رن»، «لیل»، «سواسون»، «نیس»، «استراسبورگ»، «تولوز»، «مارسی»، «دژرون»، «اورو»، «نرماندی»، «گرینی»، «درانسی»، «اسون» از جمله مناطق و شهرهایی بودند که ناآرام شدند.
باید گفت اتفاقات آبان ماه فرانسه در حقیقت حکایت زخمی عمیق داشت که سالها در این کشور پنهان مانده وبه یکباره این زخم، سرباز کرد. سالها برخورد تبعیض آمیز و رفتار تحقیرآمیز بااقلیت مهاجران به مثابه بغضی در گلو بود که با حادثه کشته شدن دونوجوان آفریقایی تبار به فریادی بلند علیه بیعدالتی تبدیل شد. اقلیتی که با وجود تحمل سختی هاو محنت ها، همواره به عنوان شهروند درجه دو تلقی شده و با اینکه سالها تابعیت فرانسه را داشته اند هرگز به عنوان یک فرانسوی به حساب نمی آیندو از آنها با پسوند تابعیت آنها، همچون الجزایری تبار، آسیایی تبار و غیره نامبرده میشوند.
در جامعه فرانسه تقاضاهای اشتغال به کار یک متقاضی سیاهپوست و یا فردی با لهجه عربی به هیچ وجه مورد اعتنا نیست واین افراد شانسی برای یافتن شغل ندارند و طبیعی است، کسانی که خاستگاه اجتماعی شان، محله های حاشیه پاریس است، آینده ای برای رشد اجتماعی خود و یا یک چشم انداز شغلی در محل دیگری نمی بینند. این اقلیت اکثرا مسلمان بوده و در دهه 1340 از مستعمره های فرانسه به این کشور مهاجرت دادهاند.
بدین گونه است که نسل سوم مهاجران با واقعیتی روبه رو است که از سال ها فقر بیکاری و انزوای اجتماعی سرچشمه گرفته است. بر اساس آمارهای حدود 50 درصد از جوانان مناطقی ناآرامی بیکارهستند و بسیاری از جوانان احساس می کنند که دولت فرانسه به هدلیل ویژگیهای نژادی و دینی به خواسته هایشان توجهی نمیکند.
مردم این مناطق محروم که بیشتر مسلمان وعرب هستند رنج سالها تبعیض نژادی و دینی را با تمامی وجود در کشوری که خود را «مهد دمکراسی» می داند، حس می کنند. تبعیض و بیعدالتی در برابر این اقلیت به مقوله اقتصادی منحصر نمی شود. آنها علاوه بر تحمل محرومیت های اقتصادی با تبعیض مذهبی نیز مواجه هستند به عنوان مثال اگر کوچکترین محل متعلق به یهودیان مورد بی احترامی قرار می گیرد دستگاههای دولتی به سرعت واکنش نشان داده و حتی مقامات در محل حاضر شده و به دلجویی می پردازند در حالیکه در مورد مسلمانان این گونه واکنشها کمتر دیده شده است.
با اینکه مسلمانان با جمعیت بیش از 5 میلیون نفر بزرگترین اقلیت در فرانسه هستند ولی برخورد با این اقلیت، به ویژه در چند سال اخیر و پس از حوادث 20 شهریور 1380 آمریکا، به شدت توهین آمیز و تحقیرکننده بوده است. بسیاری از ائمه جماعات مساجد در سالهای اخیر به دلیل اینکه حاضر نشدند بر اساس دیکته ها و ادبیات حکومت به سخنرانی بپردازند از این کشور اخراج شدهاند.
برخورد با حجاب مسلمانان درسالهای اخیر رسما در فرانسه و کل اروپا به یک سیاست آشکار و رسمی تبدیل شد. این درحالی بود که عوامل دولتی تحت تاثیر شعارهای نژادپرستانه راست گرایان و خط دهی صهیونیستها و بدون توجه به خواسته های این اقلیت ها، به سرکوب باورهای اعتقادی و تحقیر شخصیتی آنها پرداخته هیچ اعتراضی را در این زمنیه نمیپذیرفتند.
گرچه بحران شورش های ضدتبعیض نژادی به ظاهر خاتمه یافته است ولی واقعیت این است در صورتیکه دولتمردان متکبر و خود خواه غرب پیام و صدای اعتراض اقلیت های تحت ظلم فرانسوی را نشنیده باشند قطعا این اعتراض ها هماهند آتشی زیر خاکستر باقی خواهند ماند که هر زمان احتمال زبانه کشیدن آن وجود دارد.