تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۲  ، 
کد خبر : ۵۰۰۲۳

بازی بزرگ ایران و آمریکا در عراق


مهران کرمی‌
انتخابات فراگیر پارلمانی که هفته آینده در عراق برگزار می‌شود، بازی بزرگ میان قدرت‌های تاثیر‌گذار بر این پهنه سیاسی را به یکی از سرفصل‌های خود می‌رساند. تا پیش از سرنگونی صدام حسین،‌ روسیه و فرانسه از بازیگران اصلی بین‌المللی در عراق بودند که همواره مخالفت خود را با هرگونه اقدام نظامی از سوی بازیگران اصلی مقابل، یعنی ایالات متحده و انگلیس، ‌ابراز می‌کردند. اما با سرنگونی صدام و اشغال عراق به دست نیروهای آمریکایی و انگلیسی، ‌فرانسه و روسیه از صحنه عراق به حاشیه رفتند ولی این به منزله آماده بودن صفحه عراق برای یکه‌تازی قدرت‌های پیروز در جنگ نبود. بلکه از همان فردای پاک شدن عراق از بقایای رژیم گذشته نشانه‌هایی از ظهور بازیگری جدید در عراق آشکار شد.
این بازیگر جدید نه اتحادیه عرب یا پترودلارهای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بود که از اقلیت برکنار مانده از قدرت در عراق حمایت تبلیغاتی می‌کردند یا پول‌های آنها در حمایت از آنچه شورش،‌ مقاومت و یا تروریسم نامیده می‌شود خرج می‌شد و نه همسایه شمالی عراق، ترکیه بود که مستظهر به پشتیبانی ناتو سال‌ها بر سیاست‌های عراق به ویژه در بخش شمالی آن تاثیرگذار بود. کشورهای عربی یا ترکیه هم در بازی عراق سرنوشتی بهتر از روسیه یا فرانسه پیدا نکردند. بازیگر جدید کشوری است که در گذشته از سویی جنگی هشت ساله با عراق دوران صدام حسین را پشت سر گذاشته و از سوی دیگر در فهرست محور شرارت دیگر دشمنش ایالات متحده قرار گرفته بود.
انتخابات ژانویه گذشته را می‌توان اوج قدرت‌نمایی دو بازیگر اصلی در صحنه سیاسی عراق دانست. جایی که ایاد علاوی با حمایت ایالات متحده نتوانست در مقابل ائتلاف گروه‌های دوست ایران حرف چندانی برای گفتن داشته باشد تا نتیجه انتخابات به گونه خیره‌کننده‌ای به سود اتئلاف عراق یکپارچه رقم بخورد. تا آنجا که بسیاری از سیاستمداران غربی و عرب همچون وزیر خارجه عربستان برنده اصلی تحولات عراق پس از خلع صدام از قدرت را ایران و نه ایالات متحده می‌دانستند و اعتقاد داشتند که آمریکاییان به سود ایران سربازان خود را به قربانگاه عراق فرستاده و دلارهایشان را هزینه کرده‌اند بدون اینکه ایران فشنگی را هدر داده باشد.
حتی اگر چنین هم نبود نفس سرنگونی صدام بزرگترین هدیه به مردم ایران بود که در هشت سال جنگ تحمیلی بهترین عزیزانشان را از دست دادند. پیش از آن آمریکا در افغانستان هم رژیمی ‌را سرنگون کرده بود که دشمنی آشکاری با جمهوری اسلامی داشت. به هر رو اگرچه پس از پایان کار طالبان در افغانستان آمریکا،‌ ایران را در ردیف عراق صدام و کره شمالی سه محور شرارت قلمداد کرد و مذاکرات میان دو طرف که در چارچوب اجلاس 2+6 شکل گرفته بود مدتی بعد پایان پذیرفت ولی واشینگتن یک بار دیگر رو به دشمن دیرینش آورده تا این بار مذاکراتی مشابه را در مورد عراق پیشنهاد کند.
گسترش انتقادات داخلی در آمریکا و در سنای این کشور و فشار داخلی و بین‌المللی برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق در کنار تشدید جو ضد آمریکایی در عراق که چشم‌انداز خروج نظامیان آمریکایی در عراق را ترسیم می‌کند، راهی جز این پیش روی دولت جورج بوش باقی نگذاشته است که برای ایجاد امنیت در عراق و جلوگیری از بازگشت هواداران رژیم سابق یا پیروزی تروریست‌ها،‌دست به دامان جمهوری اسلامی‌ببرد. اینک به ایران قرار گرفته تا با در پیش گرفتن شیوه‌های معقولانه دیپلماتیک در قبال زمینه سازی برای خروج بی خطر نیروهای آمریکایی، به کسب امتیاز در حوزه‌هایی بپردازد که ایالات‌متحده می‌توان تاثیرگذار باشد.
نظر آمریکایی‌ها این است که مذاکرات محدود به مسائل عراق، مبارزه با تروریسم و پایان دادن و به شورش‌ها و برقراری امنیت باشد، اما این تنها خواست طرف آمریکایی استو اگرچه همین خواست هم به دلیل حضور دوستان جمهوری اسلامی‌در مسند قدرت در بغداد منافع ایران را تضمین می‌کند ولی پیدا است که نمی‌تواند مطالبه اصلی جمهوری اسلامی باشد. مطالبه اصلی جمهوری اسلامی در پرونده هسته‌ای است که ایالات متحده مانع اصلی بهره‌گیری ایران از حقوق بین‌المللی خود در این زمینه محسوب می‌شود.
جمهوری اسلامی‌ می‌تواند با طاق زدن میان مشکل آمریکا در عراق و مشکل خود در‌ آژانس با یک تیر دو نشان می‌برند در واقع هم مشروعیت حضور و نفوذ تاریخی، فرهنگی ایران در عراق به رسمیت شناخته می‌شود و هم مهمترین پرونده بین‌المللی سال‌های اخیر خود را به گونه ای که متضمن حفظ پرستیژ کشور نیز باشد به سمت مختومه شدن هدایت می‌کند.
در انتخاباتی که ده روز دیگر در عراق برگزار می‌شود، ‌بار دیگر ایران و آمریکا را رقابت می‌پردازند، پیروزی آمریکا در انتخابات آینده عراق در صورتی شکل می‌گیرد که ائتلافی از احزاب غرب‌‌گرا به رهبری ایاد علاوی به پیروزی دست اما برای ایران این پیروزی در صورتی است که دولت کنونی عراق به رهبری ابراهیم‌الجعفری در اتئلافی با احزاب کرد بتواند در انتخابات به پیروزی مجدد دست یابد.
در واقع کردها این آمادگی را دارند که هم در کنار ائتلاف احزاب شیعی دولتی را تشکیل دهند که مورد توجه ایران هم هست و هم در ائتلافی به رهبری علاوی قرار گیرند که با آمریکا هم سو است. اما در صورتی که علاوی در این انتخابات پیروز شود وضعیت تا حد زیادی می‌تواند به دوران پیش از انتخابا ژانویه برگردد که چهره‌های ضد ایران همچون حازم الشعلان دوباره به قدرت برگردند. در حال حاضر ائتلاف یکپارچه عراق که دو حزب الدعوه به رهبری جعفری و مجلس اعلای انقلاب اسلامی‌به رهبری عبدالعزیز حکیم هسته‌ای آن را تشکیل می‌دهند، در شرایط دشوا‌ر‌تری نسبت به انتخابات گذشته قرار گرفته‌اند.
نخست آن که ائتلاف در انتخابات گذشته از حمایت مستقیم و آشکار آیت‌الله سیستانی و مراجع عراق برخوردار بود که در انتخابات پیش رو از حمایت صریح ایشان محروم‌اند. دوم آنکه دولت جعفری در چند مافی که قدرت را به دست گرفته است با مشکلات زیادی از جمله تشدید حملات تروریستی دست و پنجه نرم کرده و همین امر انتقاداتی را به عملکرد این دولت وارد کرده و علاوی هم انگشت بر این نقطه ضعف گذاشته است تا ائتلاف یکپارچه عراق را به تشدید فرقه‌گرایی مذهبی و ناکارآمدی در تامین خواسته‌های مردم متهم کند.
نقطه ضعف سوم دولت جعفری این است که احزاب کرد با داشتن سهم بزرگی در پارلمان آینده به تشکیل ائتلاف با یک دولت غرب گرا به رهبری علاوی بیشتر تمایل دارند تا حفظ اتئلاف کنونی که اختلافات زیادی را میان جلال طالبانی به عنوان رئیس جمهور با ابراهیم جعفری نخست وزیر موجب شده است. حال آنکه منافع ایران اقتضا می‌کند که همچنان ائتلافی از کردها و شیعیان شاکله قدرت باشند و اقلیت اهل سنت نیز نقشی در آن داشته باشند. به هر حال بازی بزرگ میان ایران و آمریکا در عراق همچنان در جریان است. بازی‌ای که می‌تواند حد و سهم هر یک را در معادلات منطقه‌ای و پرونده‌های گشوده شده تعیین کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات