گروه سیاسی: امروز 14 آذرماه مصادف با هفتمین سالگرد تاسیس جبهه مشارکت است. حزبی که از میان احزاب و گروههای ریز و درشتی که پس از دوم خرداد 76 پای به میدان گذاشتند و علم اصلاحات را برافراشتند، گستردهترین و بحثانگیزهترین تشکیلات سیاسی بوده است. جبهه مشارکت که در 14 آذرماه سال 77 با بیانیه ای اعلام موجودیت کرد که امضای 110 تن از اعضای ستادهای انتخاباتی «سیدمحمد خاتمی» در انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم را در پای خود داشت. جبهه مشارکت خیلی زود و در همان سال 77 به پیروزی مهمی رسید و نهاد تازه پای شوراها در تهران و بسیاری شهرهای کشور را در قالب ائتلافی که با دیگر گروههای دوم خردادی داشت، به دست گرفت.
اما مهمترین پیروزی این حزب در انتخابات مجلس ششم بود که نامزدهای فهرست آن در تهران و اغلب شهرهای کشور در صدر نامزدهای دو فهرست اصلی رقیب یعنی کارگزاران و جناح راست قرار گرفت. هرچند این موفقیت در انتخابات بعدی یعنی دوره دوم شوراها، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم تکرار نشد و نیروهای اصلی این حزب به ویژه در جریان رد صلاحیتهای انتخابات مجلس هفتم از ساختار سیاسی اخراج شدند، اما همچنان جبهه مشارکت به عنوان تشکیلاتی فعال و گسترده در عرصه سیاسی کشور مطرح مانده است.
این نکات مطالبی است که «سیدمحمدرضا خاتمی» دبیرکل جبهه مشارکت که به نظر میرسد آخرین سال مسئولیت خود در جایگاه دبیرکلی این حزب را برعهده دارد، در قالب مقالهای به آن پرداخته و از گذشته و آینده حزب خویش گفته است. وی در این مقاله که به عنوان سرمقاله شماره اخیر خبرنامه داخلی جبهه مشارکت منتشر شده، پس از تبریک سالگرد تاسیس این حزب به «همه همراهان بیتوقع، پرکار و امیدوار در تمامی ارکان حزب و اعضا و هواداران آن در سراسر کشور» آن نکات را مطرح کرده است:
1- هفت سال پیش در شرایطی که امید به آینده در سرتاسر کشور موج میزد، عدهای از فرزندان این ملت به درستی دریافته بودند که باید برای دستیابی به دموکراسی به عنوان سنگ اول آبادانی و پیشرفت کشور نهادهایی را تاسیس کنند تا حلقه معیوب «فقدان آزادی ـ عقبماندگی» برای همیشه شکسته شود.
اینچنین بود که بر اساس باور دینی خود به مصداق «ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و ینهون عن المنکر» رستگاری را در تاسیس نهادی مدرن که جای آن همواره در مبادلات سیاسی کشور خالی بوده است، دیدند و جبهه مشارکت ایران اسلامی را تاسیس کردند. تردید نباید کرد که ماندگارترین دستاورد اصلاحات نهادهای مدنی و از همه مهمتر احزاب هستند که به خصوص در شرایط امروزی اهمیت آنها بیش از هر زمان دیگر مشخص میشود.
2- جبهه مشارکت ایران اسلامی در طول هفت سال گذشته بیش از هر نهاد سیاسی دیگر مورد توجه مردم و از سوی دیگر بیش از هر نهاد سیاسی دیگر آماج حملات ناروا و انتقادهای بجا و نابجای اصحاب قدرت، دوستان و همراهان خود قرار داشته است. از یک منظر میتوان این «هدف» قرار گرفتن حزب را نشانه اثرگذاری عمیق آن در عرصه مدنی و بالطبع بر حکومت دانست. در غیر این صورت احزاب ریز و درشت در جبهه اصلاحات و مخالفان آن هستند که به رغم ادعاهای فراوان بعضی از آنها، کان لم یکن شیئاً مذکورا.
بد نیست در اینجا این نکته را متذکر شوم (و طبعاً دوستان را بر حذر دارم از ادامه این روش) که عدهای تلاش میکنند با تنها سرمایه خود یعنی حمله به جبهه مشارکت هم در دل حاکمان جایی باز کنند و هم از این طریق به مردم بنمایانند که متاعی در بازار خود دارند.
3- در طول هفت سال گذشته بیشترین فشار در سطح نهادهای سیاسی بر حزب مشارکت وارد آمده است، ترور عضو مرکزیت حزب و در نتیجه محروم کردن حزب و همه اصلاحات از این عنصر به غایب تاثیرگذار، دستگیری و محاکمه و زندانی کردن اعضای مرکزیت و اعضای حزب در مناطق مختلف کشور، توقیف 5 روزنامه حزب (و بالطبع تحمیل زیانهای اقتصادی هنگفت)، تبلیغات وسیع و گسترده علیه حزب چه در تریبونهای رسمی و چه از طریق شبنامهها، ایراد و افتراها، رد صلاحیت گسترده کسانی که با مشارکت همفکری و همکاری داشتند، در انتخابات مجلس و بالاخره در زمان حاضر حذف همه مشارکتیها نه تنها از سمتهای مدیریتی خود بلکه در مواردی حتی بریدن نان آنها از طریق کارمندان معمول ادارات نمونههایی از این فشارها هستند.
4- اما حزب در همه این حالات مانده است و میماند؛ راز این ماندگار در چیست؟
الف ـ همه کسانی که در حزب وارد شدهاند، میدانستند بهار اصلاحات را خزانی در پی است. اعتقاد آنها به لزوم دموکراسی در کشور و پاسخگو کردن و مشروط کردن حکومت سبب شده است تا با واقعبینی بدانند راه مشکل و پرخطری را پیش رو دارند. لذا با آمادگی کامل برای پذیرش این خطرات وارد کار شدهاند.
ب ـ حزب توانسته است با حاکمیت ساز و کارهای دموکراتیک در عرصه مناسبات داخلی همواره در تصمیمات مهم خود از حمایت اکثریت قاطع اعضای خود برخوردار باشد و به همین جهت در حزبی که روزگاری به تعبیر دوستان «بین العباسین» (منظور برادر بسیار عزیزم «عباس دوزدوزانی» و برادر بسیار گرانقدرم «عباس عبدی») بود و به همین لحاظ همه در انتظار انشعابهای مکرر آن بودند، گذشت زمان چیزی از آن نکاست و تنها بر انسجام و وحدت آن افزود.
ج ـ به رغم ادعاهای بی سند مبنی بر اینکه حزب مشارکت تنها به فعالیتهای سیاسی محض پرداخته است، امروز به جرأت ادعا میکنم حزب (اگر نگویم «تنها حزب» باید بگویم از معدود احزابی است که) دارای دیدگاه مشخص اقتصادی و اجتماعی در مورد اداره کشور و در نتیجه دارای برنامههای خاص برای ایجاد تحول در کشور است که این در سرمایه زحمت دهها نفر از کارشناسان زبده حزبی و غیر حزبی برای تدوین این اصول و برنامهها بوده است و هم اینک نیز با توان بیشتر و تجربه گرانتر در کمیسیون برنامه حزب در حال نو شدن است.
د ـ حزب در طول حیات خود تنها و تنها به حمایتهای مالی اعضای خود و کمکهای مردمی و بخش خصوصی متکی بوده است. حتی یک مورد را نمیتوان نشان داد (کما اینکه نتوانستهاند) که حزب از رانت درون حکومت بهره گرفته باشد و از این طریق نیازهای مالی خود را تامین کرده باشد و این به رغم آن بوده است که در زمانی مجلس در اختیار حزب بود و در زمانی حداقل 10 تن از وزرا و اعضای کابینه از همراهان حزب بودند.
حزب بر این اعتقاد بوده و هست که مهمترین حمایت دولت اصلاحات از حزب، پایداری آن دولت در برابر فشارهایی بوده است که برای بستن فضای سیاسی و فعالیتهای احزاب و نهادهای مدنی وارد میشده است. این حمایت معنوی دولت اصلاحات سبب آرامش نسبی روحی ـ روانی برای حزب و همه نهادهای مدنی دیگر شده بود و چه بسا همین اطمینان خاطر نسبی سبب آن شده بود که گاه قدر این همت بزرگ را ندانیم.
5- حاصل فعالیت حزب درون حکومت را باید در مجلس ششم خلاصه کرد. درست است که تعداد قابل توجهی از اعضای کابینه به حزب تعلق خاطر د اشتند، اما خوب یا بد تعهد و وابستگی آنها به رئیس دولت بود و هیچ کدام از آنها به صفت حزبی انتخاب،نشد بودند. به همین جهت ما ضمن قدردانی از زحمات طاقت فرسای دولتمردان اصلاحات در کابینه طبعا به عنوان حزب مسئولت آنها را برعهده نداریم.
اما در مورد مجلس با قبول مسئولیت، پذیرای همه نقدها و انتقادات هستیم و به عنوان حزبی که اکثریت مجلس را در اختیار داشته است،باید پاسخگوی عملکرد آن مجلس باشیم و به همین جهت این آمادگی همواره وجود داشته است و در آینده نیز وجود خواهد داشت تا از میان بحث و جدلهای حول مجلس ششم تجربه ای برای آینده کشور فراهم کنیم.
6- و اینک ما هستیم و ادامه راه: در زمانی که بعضی از امیدها رنگ باخته است، همه احساس میکنیم در مقایسه با هشت سال پیش بسیار جلوتر آمدهایم و اینک ما سرمایه ای داریم که هشت سال پیش نداشتیم. «جبهه مشارکت ایران اسلامی» سرمایهای که میتواند جبران همه یاسهاو ناامیدیها و انشاالله بیعملیهاباشد که در زمان فشار از هر سو هجوم میآورند. دست همه عزیزان همفکر و همراه را میفشارم و همین جا از همه دوستانی که مایل به فعالیت حزبی هستند، دعوت میکنم به هر شیوهای که خود میپسندند، در کنار ما قرار گیرند.
همچنین از همه عزیزانی که در طول سالهای گذشته درون جبهه اصلاحات درست یا نادرست ما را « نواختند» و از ما جز صبر و تحمل چیزی ندیدند، دعوت میکنم بازهم تیغ نقد را تیز کنند و بربدن نه چندان قوی حزب ما وارد کنند. چرا که معتقدم حزب ما با این نقدها آهنینتر و آبدیدهتر خواهد شد.