تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۷  ، 
کد خبر : ۵۰۰۳۶

حزب جمهوری اسلامی؛ از آغاز تا انحلال

اشاره: 29 بهمن ماه با سالروز تاسیس حزب جمهوری اسلامی ‌به عنوان فراگیرترین تشکیلات مصادف است. بعد از کودتای 28 مرداد،‌ فعالیت وسیعی برای تشکیل گروه‌ها‌ی مختلف سیاسی در داخل کشور صورت گرفت. روحانیون و مذهبیون نیز از این فعالیت‌ها‌ بر کنار نبوده و به منظور انسجام بخشی به تبلیغات سیاسی و دینی خود به تشکیل گروه‌هایی دست یازیدند.

با شروع نهضت انقلاب اسلامی، ‌اعتراضات عمومی‌ نسبت به حرکت رژیم پهلوی از شتاب بیشتری برخوردار شد و روحانیت در سایه رهبری امام خمینی، ‌حرکات منظم‌تری را برای هدایت مبارزه سر و شکل داد. در این میان، برخی روحانیون مترقی که از فکر تشکیلاتی بهتری برخوردار بودند در این امر جدیت بیشتری به خرج دادند.
شهید بهشتی دبیر کل حزب جمهوری اسلامی‌ در گفت‌وگویی با مجله عروه الوثقی، ‌با اشاره به تاثیر کودتای 28 مرداد در شکل‌گیری هسته‌های مقاومت خاطر نشان کرد: «تابستان سال 56 بود که باز چند تا از دوستانمان به فکر ایجاد یک هسته روحانی متشکل بر اساس تاکید روی تقوی و ایمان، مبارز بودن و بینش مترقی اسلامی‌ داشتن و در عین حال خالص اندیشیدن و اسلامی‌ عمل کردن و مبرا از هرگونه گرایش غیراسلامی‌ و تفکر التقاطی افتادیم و در نظر داشتیم که این هسته روحانی مبارز متعهد، ‌شاخه سیاسی و اجتماعی به وجود بیاورد و آن شاخه بتواند یک حزب و تشکیلات نیرومند سیاسی در خلاء اجتماعی ما پایه‌گذاری بکند.» (احزاب سیاسی در ایران،‌ ویژه‌نامه یاد،‌ بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی‌ ایران، 1378، ص 251).
تشکیل حزبی که برخاسته از میان روحانیون باشد کار آسانی نبود؛ بویژه آن مخالفت‌هایی نیز از سوی برخی از روحانیون در این خصوص وجود داشت.
اکبر ‌ها‌شمی رفسنجانی در این زمینه می‌گوید: «همه دوستان احساس کرده بودند که اگر ما تشکیلات درستی داشتیم،‌ دچار این آشفتگی‌ها‌ نمی‌شدیم. پیش از این ـ و در همان روزهای آزادی من از زندان ـ بحث حزب شده بود و تلاشی هم برای فراهم کردن مقدماتش کرده بودیم، اما با مخالفت امام روبرو شده بود. امام از اول نسبت به حزب بدبینی خاصی داشتند و آن را موجب تفرقه می‌دانستند (روزنامه اطلاعات 14/12/1375).
آیت‌الله مرتضی مطهری نیز که نزدیکترین مشاور رهبر انقلاب محسوب می‌شد، موافقت چندانی با تشکیل حزب نداشت.
آیت‌الله بهشتی در این خصوص می‌گوید: ‌«مرحوم استاد مطهری رحمه‌الله علیه در همان آغاز، این مطلب را به عده‌ای از دوستان می‌فرمود که این برادرهای دست به کاری زدند که اگر نیتشان خدا نباشد، خسارت کرده‌اند»(عملکرد یکساله حزب جمهوری اسلامی‌،‌ گفتار شماره 13 ، 1359، ص 5)
آیت‌الله بهشتی در گفت‌وگو با عروه الوثقی نیز درباره موضع آیت‌الله مطهری می‌گوید: «دقیقا به یادم نمانده، اما به احتمال قوی به ایشان هم گفته بودیم که ما می‌خواهیم یک تشکیلات حزبی به وجود بیاوریم. مرحوم آقای مطهری اصولا چه در کارهای علمی و چه در کارهای دیگر تنها کار می‌کرد،‌ خود من در دو نوبت به ایشان پیشنهاد کردم که بیاییم کار تحقیقاتی‌مان را به صورت یک جمع محقق هماهنگ در بیاوریم، ایشان می‌خواست این کار را بکند و می‌گفت خوب است، ولی عملا باز در همان کار فردی‌شان متمرکز و غرق می‌شدند. به هر حال من دقیقا یادم نیست که آیا قبلا ایجاد تشکیلات سیاسی را با ایشان کاملاً در میان گذاشتم یا نه، چون اجمالا ایشان می‌دانستند»(احزاب سیاسی در ایران،‌ ص 255)
در ابتدای تشکیل حزب طبق قراری که گذاشته شده بود، دعوتی از همه احزاب برای شرکت در این تشکل سراسری به عمل آمد. بنا بود حتی در فهرست دعوت‌شدگان برای بحث و گفتگو پیرامون تشکیل حزب نام برخی از نیروهای ملی و مذهبی نیز به چشم می‌خورد، که حبیب‌الله پیمان جدی‌ترین آنها بود.
موسسین حزب بلافاصله پس از پیروزی انقلاب تلاش کردند که موافقت امام خمینی را برای تشکیل حزب جلب کنند. ‌ها‌شمی‌رفسنجانی می‌گوید: «دولت که تشکیل شد من خودم رفتم پیش امام، گفت‌وگوی صریحی با امام کردم و گفتم بالاخره تا به حال ما مبارزه می‌کردیم اما از این به بعد مسئول اداره کشوریم. در اولین قدم شما دیدید که یک حزب کوچک توفیق پیدا کرد دولت درست کند، اگر اینها نبودند شما حتما مشکلتان بیشتر بود.
به علاوه بیرون می‌بینید احزاب چگونه فعالیت می‌کنند... من گفتم ببینید بخشی از قلمرو جامعه را اینها دارند پر می‌کنند، ما هیچ جا نیستیم، در حالی که همه جا هستیم،‌ معلوم است که حزب در شرایط مسئولیت اداره کشور یک ضرورت است. به هر حال اگر ما حزب نداشته باشیم دیگران که حزب دارند، ‌شما که جلو دیگران را نمی‌خواهید بگیرید(ایشان نمی‌خواستند جلو دیگران را بگیرند و مانع تحزب دیگران بشوند) خوب آنها که دارند، فقط دوستان شما تشکیلات ندارند... گفتم روحانیت الآن انسجامی که شما فکر می‌کنید، حتی در این شرایط ندارد، ‌هرچه هم پیش برویم بدتر می‌شود، ما تشکیلات می‌خواهیم؛ ایشان پذیرفتند و گفتند که حزب تشکیل بدهید.»
به گفته‌ی بادامچیان در گفتگو با ایسنا (16/3/1383) آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، ‌شهید بهشتی شهید باهنر، ‌حجت‌الاسلام و والمسلمین ها‌شمی‌رفسنجانی، ‌آیت‌الله موسوی اردبیلی، پنج تن موسس حزب جمهوری اسلامی بودند و حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری،‌ حجت‌الاسلام و المسلمین دری نجف‌آبادی، ‌آیت‌الله موحدی کرمانی حجت‌الاسلام دعاگو، مهندس میرسلیم، حبیب‌الله عسگراولادی،‌ مصطفی حایری‌زاده،‌ جواد منصوری محمدخان، مهندس میرحسین موسوی، حسین کمالی، محمدرضا بهشتی،‌ فاضل هرندی و... از جمله اعضای حزب جمهوری اسلامی ‌بودند.
اهداف و اصول
اهداف، اصول،‌ خط مشی و مواضع حزب جمهوری اسلامی‌در اعلامیه تاسیس حزب و بعضا نشریات ارگان آن حزب و مخصوصا «روزنامه جمهوری اسلامی‌» ذکر شده است که در زیر به آنها اشاره می‌شود:
هدف اصلی حزب تشکل نیروهای مومن به انقلاب اسلامی‌بود. حزب جمهوری اسلامی‌عقیده داشت مرحله پس از پیروزی انقلاب اسلامی،‌ مرحله بسیار دشوار در تاریخ انقلاب اسلامی‌ است، این مرحله شامل مبارزه با ضد انقلاب،‌حراست از انقلاب و استقرار نظام و اسلامی‌می‌گشت که این کار جز با تشکل و اتحاد همیشگی نیروهای مومن به انقلاب اسلامی‌امکان نداشت. حزب برای تحقق این هدف بسیار مهم تصمیم داشت امور زیر را اجرا نماید: افزایش آگاهی سیاسی و اسلامی‌مردم و سرعت بخشیدن به خودسازی انقلابی آنها.
پاکسازی کشور از آثار استبداد و استعمار
برقراری آزادیهای سیاسی
تحول در نظام اداری و تبدیل آن به نظامی‌که در آن ایمان، صداقت، و لیاقت معیار تصدی هر شغل باشد
پایان دادن به سلطه اقتصادی بیگانگان
ریشه کن کردن فقر و محرومیت
تحول در نظام آموزشی
ایجاد ارتش با ایمان و مستقل
از بین بردن همه ریشه‌ها‌ و نهادهای فساد و فحشاء تنظیم سیاست خارجی بر اساس دو اصل اسلامی‌تولی و تبری با نتایج زیر:
1- رعایت استقلال کامل کشور در تمامی ‌وجوه
2- احترام به استقلال ملل دیگر
3- توسعه و تحکیم روابط برادرانه با همه مسلمانان جهان
4- داشتن روابط با ملل مبارز و تحت سلطه
5- کمک به محرومان و مستضعفان جهان
مواضع
حزب مواضع خود را صریحا در مورد مسائل اساسی‌به شرح ذیل اعلام کرد:
الف- در برابر ولایت فقیه : به نظر حزب جمهوری اسلامی،‌ جامعه اسلامی‌جامعه‌ای است که در آن ارزشها‌ ،‌قوانین و مقررات حاکم بر روابط اجتماعی یکسره مقررات،‌ارزشها و قوانین اسلام است.
گرچه بعضی افراد آن ممکن است سست عقیده باشند، ‌در نتیجه به مناسبت حاکمیت قوانین اسلامی، نقش فقه و اجتهاد در جامعه اسلامی‌بسیار مهم و به د‌نبال آن فقیه نقش ویژه‌ای دارد که عبارت است از: الف ) تلاش در یافتن پاسخ به سوالات تازه که در طریق رشد جامعه پیش می‌آید و (ب) ولایت فقیه و حضور رهبری کننده او در اجرای قوانین برای جلوگیری از انحراف جامعه از مسیر اسلام و قوانین اسلامی.‌ در این صورت ولایت ولی امر برای جامعه اسلامی، در این صورت ولایت ولی امر برای جامعه اسلامی، ضرورت مکتب اسلام است و نه فقط مذهب شیعه .11
ب‌ـ در برابر نقش مردم در حکومت: در جامعه اسلامی‌مردم در جریان امور نقش تعیین کننده دارند. این نقش از مجاری مورد قبول مکتب اسلام اعمال می‌گردد ـ مکتبی که مردم خود آزادانه آن را پذیرفته‌اند . در نتیجه در حکومت اسلامی‌نقش مردم در زمینه‌ها‌ی زیر بارز خواهد بود:
1- انتخاب مکتب
2- انتخاب قانون اساسی
3- انتخاب رهبردارای دو شرط علم و تقوی
4- انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی
‌5- انتخاب اعضای شوراهای دیگر
ج‌ـ مسئولیت در برابر آزادی: انسان نباید محدود گردد چون شدنی است مستمر و پویا و پویشی است خودآگاه و خودساز. ‌آزادی با بی‌بندوباری تفاوت دارد و حدود آن را اسلام تعیین می‌کند. اصلی‌ترین آزادی،‌ آزادی از بندگی غیر خدا و پیوستن به عبودیت خداست.
د‌ـ در برابر روحانیت: روحانیت پیشتاز انقلاب بوده و در زمینه کارهای حکومتی مسئولیتی سنگین به عهده دارد.
ه‌ـ در برابر احزاب سیاسی : احزاب سیاسی می‌توانند در یک مسابقه سازنده در مسائل اجتماعی شرکت کنند . سه نوع حزب سیاسی می‌تواند وجود داشته باشد که عبارتند از (1) احزاب اسلامی‌که با حزب جمهوری اسلامی‌برادرند، (2) احزاب غیراسلامی‌که مخالفتی با اسلام ندارند که رابطه حزب با آنها حسنه است و (3) احزاب ضد اسلامی‌که در صورت داشتن ایدئولوژی تخریبی باید از فعالیت آنها جلوگیری شود.
و‌ـ در برابر مکتب و تخصص: به طور کلی متخصص مکتبی بر متخصص غیرمکتبی مقدم است و از میان دو متخصص مکتبی با درجه متفاوت تخصص، فرد دارای درجه تخصص بالاتر مقدم است.
از صاحبان تخصص غیرمکتبی باید به نحوی استفاده شود که موجب دلسردی متخصص مکتبی نگردد.
ز‌ـ در برابر سیاست خارجی: سیاست خارجی جمهوری اسلامی‌بر دو اصل تولی و تبری اسلامی‌استوار است و این مبنای رابطه حکومت اسلامی‌با دیگر کشورهاست. مطابق این اصل رابطه حکومت اسلامی‌با تمامی‌مسلمانان ساکن در اقصی نقاط جهان باید برادرانه باشد، ‌اما در مقابل دولتها باید حکومت اسلامی‌به صورت زیر اتخاذ موضع نماید:(1) با دولتهای اسلامی‌رابطه برادرانه داشته باشد،(2) با دولتهای ملی (یعنی منتخب ملتهایشان ) روابط حسنه داشته باشد و (3) با دولتهای تحمیلی رابطه خصمانه داشته باشد و به سرنگونی آنها کمک کند. (مقاله تعارضات جناحهای سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی،‌غلامرضا خواجه سروی، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی‌)
هاشمی‌رفسنجانی در گفتگویی شرایط عضویت را در حزب چنین بیان می‌کند: "قرار شد کسانی که عضو حزب جمهوری هستند، وابستگی تشکیلاتی دیگرشان در زندگی سیاسی شان نباید موثر باشد،‌باید تابع حزب باشند... ما شرطمان با همه این بود. کسانی که تشکلهای دیگری دارند، آنها را باید ندیده بگیرند و این آقایان موتلفه ای ،‌مسئولیت بخش بازار را برعهده داشته باشند... به هر حال قرار‌مان این بود که افراد تشکلهای فرعی، تابع حزب باشند."
لیکن آنچنان که عبدالمجید معادیخواه می‌گوید، سیر وقایع مطابق شرایط تعیین شده حزب جمهوری اسلامی‌پیش نرفت: "جمعیت موتلفه در واقع از موضع یک تشکل وارد حزب (جمهوری)شده بود و تشکل خودشان را حفظ کرده بودند. حالا به هر بهانه و به هر دلیلی؛ همان زمان نیز که موتلفه شبهای سه شنبه جلسه تشکیل می‌داد و حدود پنجاه نفر از سرانشان آنجا شرکت می‌کردند. وقتی یک جریانی با حفظ تشکل خود وارد یک جریان ضمیمه دیگر می‌شود،‌ طبعا یک عوارضی به وجود می‌آورد." به عوارضی که معادیخواه از‌آن سخن می‌گوید،‌در خاطرات‌ ها‌شمی‌رفسنجانی نیز اشاره شده است .
وی روز چهاردهم شهریور 1361 می‌نویسد:" جلسه شورای مرکزی حزب (جمهوری)داشتیم . وقت را صرف انتقاد دو جناح از یکدیگر کردیم. آقای مهندس (میرحسین)موسوی و آقای (مسیح)مهاجری از یک طرف و آقای (اسدالله)بادامچیان و آقای (سعید) امانی از طرف دیگر صحبت کردند.
به عنوان نمونه‌دیگر، هاشمی‌رفسنجانی در خاطرات روز چهارده آبان 1360 خود می‌نویسد: بعد از ظهر ملاقاتی طولانی با اعضای هیات‌های موتلفه قدیم که اکثرا عضو حزب جمهوری اسلامی‌هستند، داشتیم. درباره اقتصاد و امنیت، مطالبی داشتند و گفتند،‌ آقای مهدوی کنی اخیرا دستور داده کمیته‌ها بدون امضای ایشان احکام دادستانی انقلاب را اجرا نکنند."(موتلفه اسلامی؛ میان حزب و بازار، محمد حیدری،‌ روزنامه ایران، 21/12/1380).
بادامچیان با اشاره به رقابت‌هایی که در حزب جمهوری اسلامی‌به وجود آمدخاطر‌نشان کرد: ما پس از مدتی که حزب فعالیت کرد و خدماتی را نیز انجام داد به تدریج دو سه جریان خاص در حزب پدید آمد که مطالب و اسرار حزب را به دیگران می‌گفتند و حزب برای آنها به جای بازوی تشکیلاتی بودن برای نظام و امام، تبدیل به ابزار مقاصدی خاص شده بود.
به اعتقاد این عضو حزب جمهوری اسلامی،‌ پس از مدتی کارآمدی حزب از بین رفت و در واقع مقتضای زمانی وجود آن نیز تمام شد.
به گفته‌ی وی حتی یکی دوبار حضرت امام به آیت الله خامنه ای و حجت الاسلام و المسلمین رفسنجانی پیام دادند که من نسبت به این حزب نگران هستم، لذا پس ازبحث‌هایی اعضا به این نتیجه رسیدند که با حزب منحل شود و یا در صورت بقا چگونه ماندن آن تعیین گردد. وی با اشاره به مخالفت حضرت امام با انحلال حزب در این مقطع گفت: در بحث‌هایی که شورای مرکزی با حضرت امام داشتند،‌سرانجام به این نتیجه رسیدند که حزب منحل نشود، ولی پس ازمدتی به دلایل مذکور آقای خامنه‌ای و ‌ها‌شمی‌رفسنجانی برای توقف فعالیت این حزب نامه ای به امام نوشتند که امام نیز با آن موافقت کرده بود.
اسدالله بادامچیان گفت: پایان اقتضای زمانی فعالیت حزب جمهوری اسلامی‌و رسیدن به هدف تشکیل این حزب (یعنی حزبی که همه‌ی نیروها در آن امکان فعالیت و طرح افکار را داشته باشند.) وجود اختلافاتی که برخی از گروه‌ها ایجاد کردند و همراهی نداشتن برخی از اندیشه‌ها با اندیشه‌ی حضرت امام (ره)،‌ (وجود افکار چپ و غیر خط فقاهت و ولایت در حزب) از عوامل توافق اعضا برای تقاضا از حضرت امام (ره) مبنی بر تعطیلی و توقف فعالیت حزب جمهوری اسلامی‌شد. (ایسنا،16/3/1383)
خبر انحلال حزب جمهوری اسلامی‌در 12/3/66 توسط روزنامه جمهوری اسلامی‌ارگان مطبوعاتی این حزب به شرح ذیل اعلام شد:
«‌امام امت با پیشنهاد حجج اسلام سید علی خامنه‌ای و‌ ها‌شمی‌رفسنجانی مبنی بر توقف کامل فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی‌موافقت فرمودند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات