ترجمه: محمد حسین باقی
از سال 1990 تاکنون، "دیپلماسی به اصطلاح گسترده "باعث تقویت روابط میان ترکیه- یونان شده و برای اولین بار در 60 سال اخیر، فرصتی واقعی برای بهبود و پیشرفت در روابط فراهم آورده است. کتاب "روابط یونان –ترکیه در عصر نزدیکی روابط "نوشته علی کارکوغلو و باری روبین انگیزه این توافقات را بررسی کرده و این پیشینه را در روابط تجاری، درک فرهنگی، محیط زیست و هزینههای دفاعی در هر کشور به بررسی میگذارد. با وجود برخی شکافها و معایب، نتیجه گزارش است از مسائل، چشم اندازها و محدودیت در تماسهای دوجانبه. از جنبه مثبت، این کتاب محصول همکاری مثبت دانشمندان دو طرف دردو سوی دریای اژه است که به وسیله علی کارکوغلو و باری روبین ویرایش شده است.
این کتاب به خواننده تحلیلی عمیق از دگرگونیهای سیاسی و فرهنگی در یونان ارائه میدهد که این آشتی را علاوه بر تاثیر ایالات متحده، تشویق عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، نگاهی بر افکار عمومی ترکیه، مسائل مرتبط با بودجههای دفاعی در هر دو کشور امکان پذیر میداند. بافتههای جالبی وجود دارد مثل عدم حضور توالی کنش-واکنش در هزینههای دفاعی در هر دو کشور و در پایان کمی فقدان تئوری که کارکوغلو چشم اندازی دو جانبه یا دو سطحی را وارد بحث میکند. تمام اینها کتاب را جالب و خواندنی میسازد. در هر حال، کمیها و کاستیهایی هم وجود دارد. به عنوان یک مجلد ویرایش شده، این کتاب فاقد یک چارچوب نظری است. مقدمه ضعیف و کوتاه است و نظری مشخص را منتقل نمیکند. لذا خواننده به حال خود رها شده تا خود دریابد که مقالات چرا و چگونه با هم مرتبطند. این موضوع مهمی نیست.
برای مثال، «احمد اوین»، خلاصهای جالب از دگرگونیها در برداشتی یونانی از ترکیه را ارائه میدهد که این توافق را امکان پذیر ساخت. استدلال او درست بود چرا که عمدتا فرآیندی نخبهگرایانه باقی میماند که به ندرت بر توده اثر گذاشته است. اما ما میدانیم که آیا صرفا دگرگونی در یونان بود که این بهبود را امکان پذیر ساخت. پاسخ ضمنی مثبت است اما به نظر یک طرفه میآید. قطعا، از چشمانداز نظامی، پایان ستیز کردها و بحران عمومی نظام سیاسی و اقتصادی ترکیه در اواخر دهه 90 شرایط لازمی برای دگرگونی در دیدگاههای ترکیه ایجاد کرد. اما این رویکرد به شکل مقالهای کامل ما داده نمیشود. عمدتا یک مقاله پر مغز و جذاب در مورد افکار عمومی دولت ترکیه در عباراتی آشکار موانعی را نشان میدهد که باید قبل از این که عادیسازی کامل روابط اتفاق افتد بر آن فائق آیند: ترکهای معمولی عمیقا از یونان و ارمنستان دچار هراس هستند (بنا به نقل نویسنده هر دو کشور مسیحی هستند) و این دو کشور در صدر دشمنان ترکیه هستند؛ یونان به عنوان کشوری تلقی میشد که بدترین دوست ترکیه بوده و به احتمال زیاد قصد حمله به ترکیه دارد.
به هر حال با وجود چنین نگرشهایی، همچنان تمایلی چشمگیر برای عادی سازی روابط وجود دارد. متاسفانه در این کتاب به ما تحلیلی مشابه از افکار عمومی یونان داده نمیشود. هر چند تردید من این است که نتایج یک جورهایی متفاوت باشد، غیرممکن است که تصویر کاملی از موانع دوجانبه را بدون نگاه به طرف یونانی به دست آوریم. به علاوه، به دلیل نظرخواهی انجام شده(تلاشی ارزشمند جهت اطمینان است) در سال 2001، زمان کافی برای قضاوت پیرامون هر تغییر مهمی در نتیجه دیپلماسی گسترده سپری شده است. فرد امیدوار است که طی زمان قطعا نظرخواهیهای مشابهی وجود خواهد داشت که مکررا ارائه میشود. شاید ناامیدترین جنبه کتاب این است که توصیههای دیپلماسی را نادیده میانگارد.
ما در مورد آن چه که باعث ستیز میشود بسیار میدانیم اما در مورد حل آن دانش کمی داریم. روابط ترکیه – یونان در 5 سال گذشته یا بیشتر، نمونه کاملی است از کم دانشی. هر چند که کتاب ژرف نگر باقی میماند، ویرایش کنندگان فرصتی عالی را برای تدارک یک نقشه راهی که نمونه از حل ستیز را برای نسلهای آتی نشان میدهد از دست دادند.
این مقاله نوشته «nikolaos zahariadis»- دانشگاه آلاباما در بیرمنگام است.