سید جواد سیدپور
اگر چه طرح قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در خصوص پرونده هستهای ایران دور از انتظار نبود، اما تصویب آن با توجه به واکنش ایران میتواند پرونده را به طور کلی از مسیر دیپلماسی خارج کند. این پرونده با توجه به حساسیت غربیها و علیالخصوص امریکا از ابتدا مورد توجه سازمانهای بینالمللی و کشورهای جهان قرار گرفت و فراز و نشیبهای زیادی را شت سر هم گذاشت. نگاهی به آنچه ناکنون گذشته و آنچه میتواند پیش روی باشد بحثی است که تصمیم داریم در این مقال به آن بپردازیم.
پرونده هستهای ایران 4ضلع یا به عبارت دیگر 4 طرف دارد. طرف اول ایران است در مقبل ایران، امریکا و متحدانش قرار دارند. متحدان امریکا را تحت عنوان گروه 5+1می شناسیم. طرف دیگراین پرونده سازمانهای بینالمللی و آخرین گزینه افکار عمومی و دیگر کشورهای جهان هستند.
افکار عمومی و دیگر کشورهای جهان به این جهت طرف چهارم پرونده هستهای ایران به حساب میآیند که با توجه به حساسیت این پرونده مواضع مختلفی از سوی آنان اتخاذ شده است.
مشکل پرونده هستهای ایران چیست؟ به عبارت دیگر امریکا و متحدانش چه میخواهند؟ در مقابل ایران چگونه عمل میکنی؟ اکنون بحث بر سر توقف غنی سازی است. آنان میپندارند اگر ایران به غنیسازی ادامه دهد توان تولیدات تحصیلات هستهای را در آینده نه چندان دور پیدا خواهد کرد. و بر این اساس از ایران میخواهند برای اثبات حسن نیت خود غنی سازی را متوقف سازد تا امکان ادامه مذاکرات در محیطی آرام پیدا شود، اما آیا با توقف غنیسازی از سوی ایران مشکل پرونده هستهای ایران حل شده تلقی میشود؟ این سوالی در برابر دولتمردان ایرانی است که با توجه به عملکرد گذشته و اکنون امریکا نمیتوانند باور کنند که در صورت توقف غنیسازی مشکل حل شود. در حالی که توقف غنیسازی از سوی ایران برای همیشه مشکلی جدید را پیش روی ایران میگشاید مبنی بر این که سوخت هستهای خود را از کجا و چگونه تامین خواهند کرد؟
امریکا با این استدلال سست که در صورت توانمند شدن ایران به تسلیحات مجهز خواهند شد ایران را به ارتباط و تجهیز گروههای تروریستی متهم میکنند و با این استدلال که در صورت بروز چنین اتفاقی امنیت جهان و جهانیان به به مخاطره خواهد افتاد برخی از کشورهای غربی را همراه خود میکند تا در برابر پرونده هستهای ایران بیطرف نباشند. البته آمریکا برای این اتهام خود تاکنون هیچ مدرک قابل قبولی به سازمانهای بینالمللی و افکار عمومی ارائه نداده است. امریکا برای پیشبرد هدف خود میکوشد از هر حربهای استفاده کند و هر اتهامی را بون ارائه مدرکی قابل قبول به ایران یا هر کشور دیگری که در مقابلش ایستاده وارد کند.
امریکا با اتهامی مشابه به عراق حمله کرد در حالی که به اعتراف دولتمردان امریکائی تا کنون هیچگونه شواهدی مبنی بر این که عراق تسلیحات هستهای یا توان تولید تسلیحات هستهای را داشته پیدا نکردهاند.
متحدان امریکا یا به عبارتی گروه 1+5 میکوشند تا با ارائه پیشنهادهای ایران را متقاعد سازند تا غنیسازی را متوقف کند از جمله این پیشنهادها یکی تولید سوخت هستهای در خاک روسیه بوده است که با مخالفت ایران روبرو شد و دیگری پیشنهادی است که تاکنون ایران به آن پاسخ نداده است. به اعتقاد صاحبنظران سیاسی با توجه به این که از ایران درخواست شده تا برای انجام مذاکرات در محیطی آرام غنیسازی را متوقف کند این پیشنهاد نیز با پاسخ منفی ایران روبرو خواهد شد. ایران مهلتی برای پاسخ به این پیشنهاد مشخص کرده است اگر اکنون این مهلت را تمام شده تلقی کنیم با این سوال مواجه میشویم که پاسخ ایران چیست و چه تاثیری بر روند مذاکرات خواهد داشت؟ اگر چه پاسخ مثبت از سوی ایران دور از اتتظار است، اما اگر این فرض را بپذیریم باید دید مساله هستهای ایران چه صورتی پیدا خواهد کرد؟ در این صورت اگر به نظر میرسد حساسیتها در خصوص مساله هستهای ایران از بین خواهد رفت، اما ایران با چند مشکل جدید روبرو خواهد شد.
اکنون ایران با تکیه بر ملی بودن و بومی بودن انرژی هستهای خود برگ برندهای در دست دارد. برگ برنده ایران را از کمک کشورهای خارجی بینیاز میکند. در صورت پذیرش این پیشنهاد ایران برگ برنده خود را از دست خواهد داد. در واقع بخشی از انرژی هستهای ایران به کشورهای خارجی وابسته خواهد شد و این وابستگی مسالهای است که امریکا میکوشد از طریق آن مساله هستهای ایران را کنترل کند. ایران نیز در مقابل با آگاهی از این موضوع هیچ گونه امتیازی را در برابر توقف غنیسازی نمیپذیرد.
اما فرض دوم پاسخ منفی ایران به پیشنهاد کشورهای اروپایی است. با این فرض پرونده هستهای ایران چه صورتی پیدا خواهد کرد و چه اقداماتی از سوی ایران و امریکا قابل پیش بینی است. ابتدا اقدامات ایران را بررسی کنیم. ایران همواره بر ادامه مذاکرات و پیگیری پرونده از طریق راههای دیپلماتیک تاکید کرده و از طرف مقابل خواسته تا با کشاندن پرونده هستهای به شورای امنیت، مانع انجام مذاکرات و پیگیری راههای دیپلماتیک نشوند. ایران همواره آمادگی خود را برای ادامه مذاکرات اعلام کرده و برای اثبات حسن نیت خود درهای کشور را به روی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی هستهای باز و اعلام کرده بازرسان آژانس تحت هر شرایطی و در هر مرحلهای میتوانند از تاسیسات ایران بازدید کنند.
ایران همچنین برابر اثبات صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تاکید کرده که حاضر است پروتکل الحاقی آژانس را نیز بپذیرد اما در مقابل ارائه پرونده ایران به شورای امنیت و تصویب قطعنامه علیه ایران، دولتمردان جمهوری اسلامی تهدید کردند در صورت ادامه چنین روندی ایران مذاکرات را متوقف خواهد کرد و در صورت لزوم از آژانس خارج خواهد شد. در واقع میتوان گفت: ایران 2 راه در پیش روی دارد یکی ادامه مذاکرات و به طور کلی تلاش برای حل مساله از طریق راههای دیپلماتیک آن چنان که تاکنون بوده است و دیگری خروج از آژانس و توقف مذاکرات به نظر میرسد. دولتمردان ایران گزینه اول را خواهند پذیرفت و برای اثبات صلح آمیز بودن برنامه هستهای خود برانجام و ادامه مذاکرات تاکید خواهند کرد اما در مقابل امریکا و متحدانش چه اقداماتی میتوانند انجام دهند؟
امریکا در برابر ایران با چند گزینه رو به روست. اولین گزینه حمله نظامی است. حمله نظامی به ایران با توجه به وضعیت داخلی امریکا، اوضاع منطقه خاورمیانه، توان نظامی ایران برای مقابله با تهدید، گرفتاری امریکا در افغانستان و عراق، گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر عدم وجود شواهدی دال بر تهدید آمیز بودن برنامه هستهای ایران، مخالفت جدی برخی از کشورهای متحد امریکا و همچنین نبود دلیلی برای اقناع افکار عمومی ملتهای جهان کاری بسیار دشوار و پرهزینه است. این دشواری زمانی شکل جدیتری به خود میگیرد که موضوع لبنان و مقاومت 33 روزه حزب الله را در برابر ارتش مسلح اسرائیل مورد توجه قرار دهیم اگر حزب الله در برابر اسرائیل شکست میخورد و خلع سلاح میشد، میتوانستیم بگوییم امریکا برای عملی کردن طرح خود در خاورمیانه ممکن است گزینه نظامی علیه ایران را نیز مدنظر قرار دهد، اما با توجه به مقاومت حزب الله و ملت لبنان و خارج دشن حداقل موقت طرح خاورمیانه بزرگ از دستور کار امریکا موضوع شکل دیگری پیدا کرده است.
شکلی که تهدید نظامی و حمله نظامی در آن نمیتواند هیچ جایگاهی داشته باشند. تصور این که ایران هر گونه تهدید نظامی را بشدت پاسخ خواهد داد دولتمردان امریکا را برآن میدارد تا از طریق گزینه دوم ایران را تحت فشار قرار دهند، اما گزینه دوم چیست؟ گزینه دوم در واقع همان اقدامی است که چندی پیش در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران انجام گرفت، اگر چه به اعتقاد صاحبنظران قطعنامه شورای امنیت علیه ایران از قوت چندانی برخوردار نبود اما نباید نادیده انگاشت که این اقدام به هر حال موفقیتی برای امریکا به حساب میآید چرا که برای اولین بار امریکا توانست مخالفان را نیز قانع کند.
از آنجا که گزینه سوم یعنی ادامه مذاکرات و حل مساله از طریق راههای دیپلماتیک با توجه به مخالفت ایران با توقف غنیسازی را امریکا نمیپسندد باید منتظر اقدامات جدید امریکا در قابل گزینه دوم بود. امریکا با تصویب قطعنامه اولین گام را برداشت و برای گامهای بعدی میکوشد تا ایران را تحریم کند. اگر چه تاکنون تحریمهای اقتصادی امریکا نتوانسته ایران را زمینگیر کند اما اکنون موضوع کمی متفاوت خواهد بود.
امریکا برای پیش رفتن در این مسیر با مشکلاتی اساسی رو به رو است که مهمترین آن اقناع کشورهای عضو شورای امنیت برای تحریم ایران است این موضوعی است که به امریکا و دولتمردان آن کشور مربوط است با توجه به بده بستانهای سیاسیای که کشورهای عضو دایم شورای امنیت با یکدیگر دارند همراه کردن آنها با این تصمیم برای امریکا به نظر غیر قابل تحقق نیست اگر چه بسیار دشوار است. آن چه به ایران و دولتمردان جمهوری اسلامی مربوط است این که در صورت همراه شدن دیگر کشورها با امریکا اعمال تحریم این بار به گونهای خواهد بود که ایران به شکلی جدی تحت فشار قرار گیرد.
دولتمردان جمهوری اسلامی اگر تصمیم دارند بر مواضع بحق خود پافشاری کنند از هم اکنون باید پیشبینی کنند در صورت اعمال تحریم چه راههایی پیش روی دارند: از هم اکنون باید تکلیف خود را با کشورهایی که ادعای همراهی با ایران را دارند اما در عمل به گونهای دیگر اقدام میکنند مشخص کرد. مهمترین علت موفقیت حزبالله در جنگ با اسراییل علاوه، بر آنچه تاکنون بیان شده پیش بینیهای غیرقابل تصور حزبالله در برابر هر گونه اقدام احتمالی اسرائیل بود و اگر ایران تصمیم دارد برگ برنده خود را همچنان در دست داشته باشد باید تمام گزینههای پیش روی را بررسی و متناسب با هرکدام برنامه مشخصی ارائه کند.