محمد مهاجری
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، اگرچه کنگرههای مختلفی برگزار کرده و تلاش داشته تا فعالیت خود را شفاف و علنی معرفی کند، اما در نگاه سیاسیون، همچنان یک حزب نیمه مخفی باقی مانده است. یک بار سعید حجاریان، در اوج روزگار قدرت اصلاحطلبان گفته بود همه اعضای این سازمان، در یک فولوکس واگن جا میگیرند. این سخن، گرچه از یک نظر به معنای ناچیزبودن تعداد اعضای این حزب حکایت میکرد، اما حجاریان کسی نبود که زیان به تحقیر دوستان دیرین خود بگشاید و حزبی را که از سالهای دور با اعضای آن نرد دوستی باخته بود جلوی گلوله ببرد. او با این تعریف در پی آن بود که بگوید همه مجاهدین انقلاب، همان است که در ظاهر میبینید و مگر گنجایش یک فولوکس واگن چقدر است که بخشی ازآن هم مخفی باشد.
اما پیشینه و دیرینه برخی اعضای سازمان مجاهدین انقلاب، مخفیتر از آن بود که که حتی تعریف سیاستمدارانه سعید حجاریان بتواند آن را از تاریکخانه خارج کند و روی صحنه شفافیت بریزد.
پنهان بودن تا قبل از روی کار آمدن اصلاحطلبان در سال1376، برای این حزب سیاسی، ویژگی منفی به شمار نمیرفت. چه بسا، این ویژگی منفی به شمار نمیرفت، چه بسا، این ویژگی میتوانست ابهت و عظیمیهول انگیز را نیز در افکار عمومیبه تصویر بکشد. اما آنگاه که شعارهای دوم خرداد یکی پس از دیگری روی صفحه بازی سیاست ریخت، مجاهدین انقلاب، در پارادوکس شفافیت سیاسی و ابهت ناشی از پنهانکاری گرفتار آمدند و هرگز نیز نتوانستند این تناقض نما را درون خود حل کنند.
با آن که سالهای طولانی از عمر این حزب سیاسی میگذرد هنوز کسی از تعداد اعضای آن آگاه نیست. ساز و کارهای درونی حزب در جایی بازگو نشده و نحوه عضو گیری آن همچنان با پنهانکاری رو به رو است. هیچ کس نمیداند درآمدهای حزب از کجا تامین میشود و در چه راههایی هزینه میگردد. جلسات شورای مرکزی ان هرگز در رسانه انعکاس نمییابد و تصمیماتی که اتخاذ میگردد به صورت خبرهای محرمانه درمحافل نقل میشود.
حزب پدربزرگ یا پدربزرگ احزاب
مجاهدین انقلاب در سالهای اخیر همه توان خود را به کا ر برده است نقطه ضعفهای بزرگی را که به ان اشاره رفت پنهان کند. حزبی که برخی از اعضای ان با وجود شعارهای دموکراسی خواهانه هنوز نتوانسته اند نام «چریک» را از خود دور کنند تلاش داشته اند از شیخوخیت خود برای تسلط و هژمونی بر گرو ههای دوم خرداد ی بهره گیرند.
دست کم در افکار عمومی این گونه وانمود میشود که دوم خردادیها هر گاه تصمیمی اتخاذ میکنند ردپای مجاهدین انقلاب در ان نمایان است. به عبارت دیگر. اگر حزب مشارکت خود را به عنوان حزب برادر بزرگتر مطرح کرد. سازمان مجاهدین انقلاب نقش پدر بزرگ را در جناح دوم خرداد بازی میکرد.
تندروی به مثابه یک روش
مجاهدین انقلاب به اعتبار اعضای شاخص خود یک حزب رادیکال وتندرو است. مواضع محسن ارمین و مصطفی تاج زاده (2 عضواصلی سازمان ) طی 8. 9 سال گذشته هرگز با لطافت همراه نبوده است. این دو نفر وقتی سخن میگو یند یا قلم میزنند تندی در گفتهها و نوشتههایشان موج میزند. درواقع اگر تندی و تیزی از اظهارنظرهای آنها منها شود، هیچ چیز قابل اعتنایی درآن باقی نمیماند. بهزاد نبوی البته سعی دارد این تندروی را زیر پوشش طنزی نه چندان ماهرانه پنهان کند و محمد سلامتی (دبیر کل سازمان ) که همواره کم گو و محجوب به نظر میآید. میخواهد نوعی چهره مهربان از دبیر کل این حزب را به نمایش بگذارد.
عضو گیری محدود. چرا؟
کنگره دهم حزب مشارکت در واپسین روزهای مرداد ماه برگزار شد. محمد سلامتی در حاشیه این کنگره سخنانی مطرح کرد که در خور توجه است. او در توجیه این موضوع که چرا سازمان به عضو گیری گسترده نمیپردازد پاسخ داد که ا فزایش اعضا با فرا گیر شدن اختلافات همراه است. زیرا نا هماهنگی فکری میان اعضا عملا به فرو پا شی حرب میانجامد.
این اظهار نظر دبیرکل مصداق مار گزیده و ریسمان سیاه و سفید است. در سال 1358 چند گروه مخفی که در سالهای پیش از انقلاب بعضا فعالیتهای مسلحانه داشتند گردهم امدند و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تاسیس کردند. دیری نگذشت که یاران دیرین با هم نساختند و اختلافات شان اوج گرفت. این اختلافات تا بدانجا رسید که عملا سازمان مجاهدین انقلاب منحل شد و حدود یک دهه بعد جناح چپ ان همان نام دیرین را بر خود نها دند و (در سال 1370 ) با ترکیبی جدید سازمانی را راه انداختند که وجه تشابه ان با همنام گذشته شان نیمه مخفی بو دنش بود.
حال اگر محمد سلامتی از گسترش اعضای حزب بیمناک به نظر میآید. کاملا قابل توجیه است حزبی که بشدت ایدئو لوژیک است گریزی ندارد از این که یاران شدیدا همدل و قسم خورده را گرد اورد و عطای ژست پر جمیعت بودن را به لقای اختلافات محتمل داخلی ببخشد.
با این همه، معلوم نیست دامنه اختلافات دونی سازمان تا کجاست. به عنوان مثال، تغییر ایدئولوژوی سازمان مجاهدین خلق در سالهای دهه 50 نمود بیرونی کمتری داشت و حتی برخی از اعضای سازمان از آن آگاه نبودند.
کنگرهای با حرفهای تکراری
کنگره اخیر سازمان، در واقع یک مانور سیاسی، در ماههای پیش از انتخابات شوراها و مجلس خبرگان بود. در کنگره، تقریبا هیچ حرف تازهای مطرح نشد. همان انتقادهای تکراری و کهنهای که طی یک سال گذشته علیه سیاستهای اقتصادی، اجتماعی، بینالمللی و. . . . دولت احمدینژاد بیان شده بود تکرار گردید و شعارهای یک دهه گذشته باز هم مرور شد.
انتقادهای سازمان به مدیریت اقتصادی دولت آقای احمدینژاد از بیوجهترین نقدهاست، زیرا آنها تداوم همان سیاستهای را خواهانند که در 16سال گذشته به بنبست رسید و ناکارآمدی خود را نشان داد در باب موضوعات سیاسی، بینالملل، دانشگاهها و. . . نیز کاملا هویدا بود که یک گروه کار با حوصله وجود نداشته که مواضع سازمان را به روز کند و ملالآوری ناشی از حرفهای تکراری را از آن بزداید.
همه تلاشها برای ماندن
سازمان مجاهدین انقلاب، اگر خود را تئوریسین احزاب دوم خردادی بداند که میداند چارهای جز بقا ندارد. حتی اگر احساس پدربزرگ بودن، یک احساس کاذب باشد، از نظر سازمان باید حفظ شود. انتخابات شوراها و مجلس خبرگان، فرصتی است که مجاهدین انقلاب، بقای خود را برای مدتی تضمین کنند، هر چند که قرار باشد نقش رادیکالیسم را در این عرصه، بر عهده گیرند.