محمد عجم/استاد دانشگاه در مراکش
در پاییز سال 1383 انتشار اطلس تازه سازمان نشنال جئوگرافیک در آمریکا که معتبرترین بنیاد نقشهنگاری در دنیا محسوب میشود. خشم میلیونها ایرانی مقیم خارج و داخل را برانگیخت. در پی اقدامات مردمی که همراهی بخشی از بدنه حاکمیت را نیز دربرداشت و دادنامه اینترنتی که به گونه بیسابقهای نزدیک به صد هزار نفر از سراسر جهان آن را امضا کردند، سازمان مذکور را ناچار ساخت تا نام ساختگی «خلیج عربی» را که در زیر نام تاریخی «خلیج فارس» قرار داده بود از نقشه آن لاین سایت خود حذف کند. این خیزش خودجوش مردمی علیه نشنال جئوگرافیک اثرات مهمی بر افکار عمومی در جهان عرب گذاشت. رسانههای گروهی و به ویژه روزنامههای عربی واکنشهای متفاوتی از خود نشان دادند.
نسل جدید در کشورهای عربی در 40 سال گذشته نام خلیج پارس را در رسانههای عربی به ندرت شنیدهاند بنابراین فکر میکردند که این ایران است که نام خلیج را به خلیج پارس تغییر داده است! ولی رویداد اخیر موجب شد تا بسیاری از روشنفکران چه در جهان عرب و چه حتی در غرب به ریشهیابی حقیقت این نام بپردازند. مطالعه تاریخی این موضوع شکی در حقانیت کاربرد نام خلیجپارس برای هیچکس باقی نمیگذارد. نمونه چنین برداشتی را میتوان در روزنامه الاهرام 18 شماره ژانویه 2005 مشاهده کرد.
به طور کلی مطالب منتشر شده در رسانههای گروهی عربی درباره این موضوع را میتوان در سه دسته قرار داد:
1- گروهی که در نوشتهها و گفتههای خود حق را به ایران میدادند و از تندروهای قومپرستی که با انگیزههای سیاسی و نژادی مخالف کاربرد نام خلیجپارس هستند انتقاد کردند ولی در عین حال پیشنهاد میدادند که «کشورهای عربی و ایران هر دو نام و یا نام خلیج اسلامی را به کار ببرند.»
2- گروهی که در نوشتارها و یا در برنامههای تلویزیونی مانند العربیه و یا البیسی ضمن اعتراف تاریخی نام خلیج پارس اظهار داشتند که «ایران نباید روی این نام تازه حساسیت نشان دهد چون حق عربهای ساکن در خلیج است که آنجا را به نامی که مناسب خودشان است بنامند.» و بر این باور بودند که «همانطور که عربها به ایران در مورد نامیدن خلیج به پارسی اعتراضی ندارند ایران نیز نباید به اعراب متعرض شود»! حال آنکه ایران تنها به کاربرد نام تاریخی این پهنه آن اذعان دارد ولی عربها به تغییر آن اقدام کردهاند.
3- گروه سوم نویسندگان مغرضی بودند که همواره در دهههای گذشته علیه ایران مقاله و مطلب مینویسند. اپن گروه از فرصت استفاده کرده و به تحریک افکار عمومی علیه ایران پرداختند. یکی از آنها مدعی شد که «از اینکه ایران از اعراب میخواهد که نام تاریخی خلیج عربی را به خلیج فارس تغییر دهند شوکه شده است»! دیگری گفت «این رفتار ایرانیها به رفتار ابرقدرتها شباهت دارد و نشانگر توسعهطلبی است» که در اینجا به طور نمونه چند مورد را بیان میکنیم.
روزنامه شرق الاوسط
این روزنامه بینالمللی پرفروشترین و معتبرترین روزنامه عربی است که به صورت اینترنتی نیز در دسترس است و مادر دیگر روزنامههای عربی محسوب میشود. این روزنامه ابتدا خبر خیزش مردمی علیه نشنال جئوگرافیک را در سه خبر متفاوت به چاپ رساند.
در تاریخ 23/11/2004 خبر ممنوع شدن انتشارات نشنال جئوگرافیک در تهران را منتشر کرد. در 15/12/2004 نویسندهای به نام هدیالحسنی که مقالات ضدایرانی او معروف است فرصت را غنمیت شمرد و مقالهای توهینآمیز تحت عنوان «ایران خشمگین» منتشر کرد. خوشبختانه مقاله او پاسخهای کوبندهای در صفحه اظهارنظرها به همراه داشت یکی از آنها 16/12/2004 به نام محمدابوعلی در همین روزنامه از نام خلیج فارس دفاع و اظهارات مخالفان نام خلیج پارس را به طور مستند رد کرد. سپس در 1/1/2005 در این خصوص عبدالرحمن راشد سرمقالهای با نام «مشکل خلیج نام آن نیست» منتشر کرد.
نویسنده در مقاله اعتراف کرد که از نظر تاریخی خلیج پارس درست است زیرا قبل از دوره ناصر هیچ نقشه یا سندی را به نام خلیج عربی ندیده است و اگر ایران نیتهای دوستانه داشته باشد برگرداندن نام خلیجپارس برای این پهنه آبی برای ما کار مشکلی نیست اما برای این کار شرط اول این است که ایران جزایر سه گانه را به امارات بدهد و در امور کشورهای عربی دخالت نکند! در تائید و یا رد این مقاله نیز چند جوابیه در روزنامههای بعد در روزنامه منتشر شد.
همین روزنامه 11/1/2005 خبر عذرخواهی نشنال جئوگرافیک را در مورد نام خلیجپارس منتشر کرد و نوشت تحت فشار ایران «خلیج عربی» از اطلس بینالمللی برداشته شد. در تاریخ 15/1/2005 سعدبن طفله مقالهای منتشر کرد و گفت «از نظر من هر دو نام درست است و کاربرد هر دو نام هیچ ضرری به کسی نمیرساند.» این روزنامه در یکم ژوئن 2005 دوباره نوشتاری با نام «مقام ایرانی از اعراب خواست نام خلیج را فارسی به کار برند» را منتشر و به صورتی شعارگونه این اقدام را زیر سوال برد.
مخالفان سرسخت ایران در بخش عربی و 6/11/2005 در بخش انگلیسی شرق الاوسط مجددا مقاله عنادآمیزی منتشر کرد و اصرار ایران بر حفظ نام خلیج فارس را نوعی توسعهطلبی و حماقت نامید. پژمان اکبرزاده(سخنگوی سازمان خلیج پارس در ایران) در همان زمان گزارشی از مطلب وی و واکنش ایرانیان نگاشت که رسانههای ایرانی حاضر به انعکاس آن نشدند.
برگردان دو سند محرمانه از پوشه نام خلیجپارس (Persian Gulf) در وزارت امور خارجه بریتانیا بدین شرح است:
1- پوشه شمار ه04 تاریخ 20 مارس 1975
از: بی.کی.ویلیامز، اداره خاورمیانه وزارت خارجه، لندن ـ خیلی محرمانه
به: آقای لوکاس
موضوع: خلیجپارس
امروز وابسته تجاری ایران آقای بهار با من ملاقات کرد و برگهای سازمان استخدام مدیران و متخصصان به من داد که درآن خلیج عربی به کار رفته است. با مستر جیمز مدیر شرکت صحبت کردم. وی گفت این آگهی را یک شرکت نفتی دبی داده است و ما به محتوای مطلب دقت نکردیم و قول داد که از این به بعد در چاپ آگهیها دقت بیشتری به عمل آید. به هر حال طرف ایرانی قبول کرد که نیت سوء و تعمد در نشر این آگهی نبوده و سیاست ما کاربرد نام واقعی خلیجپارس است.
لازم است از طرف ما دقت بیشتری معمول شود و در این مسائل بیطرف باشیم.
امضایی.کی.ویلیامز،اداره خاورمیانه.
2- سند به تاریخ 20 مارس 1975
از.کی.ویلیامز، اداره خاورمیانه وزارت خارجه.
لندن ـ خیلی محرمانه
به: آقای دی. جیمس. سری
موضوع: ایران و خلیج پارس.
همانطور که در تماس تلفنی متذکر شدم خواهشمند است که اقدام فوری برای رفع خطای به عمل آمده در نشریه به عمل آید. عبارت به کار رفته خشم ایرانیان را برانگیخته است. همانطور که گفتم نسخهای توجیهی در خصوص نام خلیجپارس به پیوست ارسال میشود. این نسخه برای تمام ادارات ارسال شده است برای اینکه ازهرگونه ناراحتی طرفهای ذینفع در این موضوع اجتناب شود بهتر است که عبارت مختصر خلیج را به کار ببریم اما این موضوع نیز می تواند حساسیت و ناراحتی ایرانیها را فراهم نماید.
حساسیت ایرانیها در این رابطه بسیار زیاد است و تکرار این خطا واکنش شدید آنها را در برخواهد داشت.
امضابی.کی.ولیامز. اداره خاورمیانه.
در روزنامه الاهرام 18 ژانویه 2005 دکتر هشام الاسمر در مقاله ای به نام « خلیج فارسی و البحر المصری» می نویسد: « از زمانی که خود را به یاد میآورم همیشه در همه رسانههای گروهی عربی نام خلیج فاری را شنیدهام ولی اخیرا متوجه شدم که در رسانههای گروهی اجنبی خلیج فارس به کار برده می شود ولی نمیدانم کدام نام قدیمیتر و کدام یک جدیدتر است. ولی اگر نام خلیجفارس قدیمیتر باشد و حالا ایران قصد زنده کردن آن را داشته باشد نباید آن کشور را مذمت کرد بلکه این ما هستیم که باید به دنبال زنده کردن نام تاریخی دریای مصر به جای مدیترانه باشیم.»
در 15/10/83 گلفنیوز نوشتاری به بهانه نام خلیجپارس،ایران را متهم به زورگویی و تحمیل نام بر همسایگان کرد. در 7/1/2005 دکتر یاسین سوید، طی مقالهای همزمان در روزنامه نهار لبنان و النهار مراکش، ضمن تایید حقانیت نام خلیجپارس چنین نوشت: « خلیج فارس درست است ولی حال که این موضوع اختلافی شده است بهتر است نه خلیج فارس و نه خلیج عربی بگوییم بلکه خلیج را خلیج اسلام بنامیم.»(!)
ولی از همه شگفتانگیزتر در 4 نوامبر2005 سایت ایلاف و سایت محیط روزنامه تجدید چاپ مغرب در نوشتاری نام خلیج پارس را اصطلاحی صهیونیستی نامیدند که صهیونیستها آن را در ضدیت بر علیه فرهنگ اسلامی و عربی اختراع کردهاند! گفتنی است در جوابیهای 10 صفحهای که نگارنده برای سردبیر این روزنامه دکتر عبدالله ابن کیران ارسال کرد وی در پاسخ ضمن تائید جملات بنده مبنی بر اینکه نام خلیج فارس میراث عربی اسلامی و مورد قبول جهانیان است و ارتباطی به اسرائیل ندارد مقاله را از وب سایت خود حذف کرد.
وی همچنین یادآوری کرده که در تمام دوران تحصیلش در مراکش (مغرب) در کتابها نام خلیجفارس وجود داشت. قدس عربی چند نوشتار نیمه انتقادی و در مخالفت با نام خلیجپارس دارد. از جمله در شمارههای 12 جولای 2005 و در تاریخ 17 ژانویه 2006 البته در تاریخ 26/1/2006 قدس عربی همچنین مقالهای به نفع نام خلیج پارس دارد که در آن دکترفواد حداد خاطرنشان ساخته: «خلیجفارس نامی است که جهانگردان و جغرافیدانان عرب از گذشته برای خلیجفارس به کار بردهاند چرا که آنها از اسلوب علمی و منطقی پیروی میکردند و نه از تعصبات قومی و سیاسی. اینکه ما این نام را تغییر دادهایم از روی تعصب است.چرا ایرانیان را برای به کار بردن خلیجفارس مذمت میکنیم در حالی که اجداد خودمان این نام را انتخاب کردهاند.»
جریده«السیاسه الکویتیه» 2/1/2005 مقالهای به نام لاهلاولامرحبا درخواست ایران را موضوعی نژاد پرستانه خوانده است. روزنامه خلیج تایم نیز مقالهای در 15/10/83 در رد نام خلیج فارس دارد.
گفتنی است که در اداره آرشیو ملی انگلستان اسناد محرمانه دولتی بعد از گذشت 30 سال در معرض علاقهمندان قرار میگیرد. در این آرشیو، پروندهای با عنوان «خلیج پارس» وجود دارد. در چندین مکاتبه،کارگزاران انگلیسی با اعتراف به تاریخی بودن نام خلیج پارس، مدعی شدهاند که کاربرد عبارت «خلیج» جنبه بیطرفانه دارد. در یکی از این مکاتبات، در پاسخ به اعتراض وزارت خارجه ایران در سال 1975 به بی بی سی آمده است: «ما ضمن این که نام واقعی این آبراه را خلیج پارس میدانیم، ولی ناچاریم در برنامه عربی، آن را خلیج عربی و در برنامه جهانی، خلیج بنامیم.»
در سال 1888 میلادی پادشاه ایران استدلالهای حقوقی و تاریخی خود را مبنی بر مالکیت و حاکمیت ایران برجزایر سه گانه مطرح کرد. ایران برای اثبات حاکمیت خود بر سه جزیره ابوموسیو تنب بزرگ و تنب کوچک، علاوه بر استناد به اسناد تاریخی، با توجه به نقشههای رسمی خود دولت انگلیس(نقشههای وزارت جنگ و وزارت دریانوردی که در سال 1888 به شاه ایران تقدیم شده بود، نقشههای لردکرزن در سال 1892 و...) که درهمه آنها جزایر به رنگ ایران و متعلق به ایران ترسیم شده بود. با انگلیس به مجادله قانونی و حقوقی پرداخت.
مقامات ایران با توجه به این اسناد و نقشهها،برای کاربرد بینالمللی نام Persian Gulf پافشاری میکردند. استدلالهای ایران، انگلیسیها را به فکر انداخت تا کاربرد گسترده و پذیرفته شده عبارت Persian Gulf را مخدوش کنند. نکته قابل توجه این که در دوره جنگهای ایران و عثمانی، ترکها نیز سعی کردند نام خلیج بصره را ـ که نام یکی از خورهای خلیجپارس است ـ به کل این آبراه نسبت دهند، که این اقدام نیز توفیقی نیافت اگرچه ترکها هنوز هم اغلب خلیج پارس را خلیج بصره مینامند و متاسفانه هیچ اعتراضی هم نسبت به آنها صورت نمیگیرد.
رسانههای عربی نیز عملا از سال 1960 با نام خلیج فارس وداع کردند و از آن زمان به ندرت نام واقعی خلیج فارس را به کار میبردند. مثلا روزنامه الاهرام در یک آگهی مربوط به کشتیرانی که دهها سال در اهرام تبلیغ میشد. در آگهی تبلیغی خود مینوشت «کشتیرانی منظم شرکت مصرللملاحه از اسکندریه به خلیج الفارسی و بحرابیض وهند و جنوب آفریقا».
اما در دهه 1960 این آگهی به خلیج عربی تغییر کرد. عبدالرحمن راشد مدیر کل شبکه جهانی تلویزیون العربیه و نویسنده سرشناس پرتیراژترین روزنامه عربی «الشرق الاوسط» چاپ لندن و سعدبن طفله وزیر فرهنگ و اطلاعات پیشین کویت در دو نوشتار جداگانه درباره نام خلیج پارس در تاریخ 1/1/2005 و 15/1/2005 اعتراف کردهاند که هیچ سندی برای تغییرنام این خلیج وجود ندارد و در این خصوص با ملت ایران همفکری کردهاند.
عباس نصرالله تاریخ نگار لبنای میگوید: «دو سوی خلیجفارس زمانی به ایران تعلق داشت و یک دریای ایرانی بود من نه تنها خلیج فارس را از نظر تاریخی خلیجفارس میدانم درحال حاضر نیز ایرانی است وجود فعلی چند کشور عربی حقیقت تاریخ را عوض نمیکند. جزایر سه گانه هم همیشه متعلق به ایران بوده است.»
محمدابوعلی به تاریخ 16/12/2004 در همان روزنامه تغییر یک جانبه نام خلیج فارس را توسط روشنفکران ناسیونالیست عرب محکوم کرده و نوشته است: «همه کتابهای تاریخی، جغرافیایی و اطلسهای جهاننام خلیج فارس را در طول تاریخ به همراه دارند.» یاسین سوئد در نهار المغربیه 7/1/2005 در حالی که اسناد تاریخی عربی و غیر عربی نام خلیج فارس را تائید میکند اصرار برخی قوامگرایان بر تسمیه عربی را «عملی مربوط به تعصبات عصر جاهلیت» میخواند.
مجله الاهرام در شماره 219-21/6/2001 متن کامل مصاحبه آقای مجدی عمر معاون اول پیشین شورای دفاع ملی مصر را چاپ کرده که وی در بخشی از سخنان خود چنین گفته است: «نسل من به خاطر دارد که ما در ایام مدرسه در کتابها و نقشهها با لفظ خلیج فارس سروکار داشتیم ولی پس از مدتی به آن خلیج عربی اطلاق کردیم. این غیرمنطقی، رذالت و پستی است. این که چند کشور عربی در اطراف آن باشند دلیل نمیشود که نام تاریخی آن را تغییر دهیم، حال برای اینکه خود را از این مخمصه نجات دهیم تنها آن را خلیج مینامیم، کدام خلیج؟! مگر خلیج بدون نام هم میشود».
در کتاب «تطویر العلاقات المصریه الایرانیه» مجموعه نویسندگان، چاپ بنیاد پژوهشهای سیاسی و استراتژیک الاهرام در قاهره در سال 2003 به نقل از پروفسور دکتر عبدالمنعم سعید رئیس این مرکز و از نویسندگان الشرق الاوسط چنین آمده: «به صراحت تمام بگویم هیچ مدرک و سند تاریخ ندیدم که نام خلیج فارس را بتوان بر پایه آن تغییر داد. همه نقشهها و کتابهای تاریخی و حتی بعضی از سخنرانیهای ناصر از خلیجفارس صحبت شده است. اگر تغییر نام خلیج باعث کدورت مردم ایران است چرا به حقیقت اعتراف نمیکنیم. باید شجاعت داشت و این در حدود موازین علمی است.»
روزنامه الاهرام در 20/7/2002 در نوشتار «انقلاب ناصر خلیج را به جای فارسی عربی کرد» نوشته است که نام خلیج از نظر تاریخی خلیج فارس است. ولی در اثر انقلاب ناسیونالیستی ناصر به خلیج عربی تبدیل شد. البته حقیقت این است که عوامل استعمار این توطئه را آغاز کردند و تندروهای عرب ناآگاهانه در دام آنها افتادند.
پروفسور عبدالهادی تازی عضو آکادمی پادشاهی مغرب و رئیس گروه نامهای جغرافی کشورهای عربی در همایش یکسانسازی نامهای جغرافیایی سازمان ملل در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا اظهار داشت: «من هیچ منبع تاریخی را ندیدهام که آبراه جنوب ایران را خلیج عربی نامیده باشد اعراب قبل و پس از اسلام همیشه این آبراه را بحر فارس، بحرالعجم و یا خیلج فارس نامیدهاند. خود من نقشه سفرهای ابن بطوطه را در کتابم ترسیم کردهام و نام خلیج فارس را در جای خودش آوردهام. به نظر من مسئولان نقشهنگاری کشورهای عربی و ایران باید نشستی داشته باشند و در مورد این نام با یکدیگر به نتیجهای مورد رضایت دو طرف دست یابند.
اعراب هیچ نیازی ندارند که نام تاریخی خلیج فارس را به خلیج عربی تبدیل کنند و باعث کدورت همسایگان غیرعرب در منطقه شوند، این عمل تفرقهافکنی میان مسلمانان است. اگر کسانی با نام «فارس» مشکل دارند میتوانند نام تاریخی معادل دیگر آنجا را که بحرالعجم بوده است به کار ببرند. اینک برخی نویسندگان عرب در ترجمه و یا تجدید چاپ کتب قدیمی نام بحر فارس و خلیجفارس را تحریف میکنند غیر منطقی و از نظر من مردود است. سازمان ملل نام خلیج فارس را به رسمیت میشناسد و من همیشه مخالف طرح ابهام در این خصوص در سازمان ملل بودهام.»
روزنامه کیهان عربی در 13/10/2002 نوشته است: «دکتر بروس اینغهام رئیس مرکز پژوهشهای خاورمیانه و نزدیک دانشگاه لندن در مصاحبهای گفته است که فکر میکنم همه در این حقیقت با من موافق هستند که این آبراه از نظر تاریخی خلیج فارس نام دارد و این نام نزد همه ملل شهرت دارد و عربها و ایرانیها نیز این نام را از یونانیان قبل از اسلام گرفتهاند. به نظر من برای مناطق جغرافیایی باید نامهای با ریشه تاریخی را به کار برد و این به معنی آن نیست که خلیجفارس متعلق به فارسها است، همان طور که اقیانوس هند متعلق به هند نیست. این که دولت بریتانیا و بعضی از دولتها بر خلاف روند تاریخی این نام واژه «خلیج» را به کار میبرند، یک اشتباه فاحش و توهینآمیز است.»