هر انقلاب دارای، اهداف و آرمانهاییست که همه فعالیتها و فداکاریها به خاطر رسیدن به آن اهداف آرمانها صورت میگیرد.
در انقلاب اسلامی ایران، آرمان رهبر و همه رهروان خط امام این بود که جامعه و کشور الهی داشته باشند که ارزشهای خدایی بر زوایای فرد و جامعه حکومت کند و دولت کریمهای بر سر کار آید که اسلام و اهل اسلام عزب یابند و نفاق و اهل نفاق ذلیل شوند و مردم در آن جامعه با گفتار و رفتار خویش، دعوت کنندگان به اطاعت از خداوند باشند.
اهداف میتوانند مرحلهای و یا نهایی باشند، اما آرمانها مرحلهای نیستند بلکه نهایی میباشند اهداف جمهوری اسلامی در شعارهای آن تجلی یافته است مانند: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی حاکمیت ارزشهای خدایی و اجرای مقررات الهی تعطیل شده
ـ نفی بدعتها و سنتهای جاهلی و شرک آمیز و خرافات ـ ایجاد تحولی بنیادین در اوضاع زندگی خلق خدا ـ برقراری روابط عادلانه میان افراد جامعه و بین جمهوری اسلامی ایران با ملل عالم ـ کمک به انسانهای مظلوم و محروم جهت نجات از ظلم و ظالم و محرومیت ـ سپردن مسئولیتها به دست عناصر متدین، لایق و شیفته خدمت و عادل و فهمیده ـ از بردن نظام ستمشاهی و نظامات و مقررات شاهانه، و ظالمانه و...
رمز تداوم انقلاب
تداوم هر انقلاب در این است که اهداف و آرمانهای آن فراموش نشوند و تلاش و کوشش همگی در جهت رسیدن به این اهداف و آرمانها باشد و انقلاب، در جهت تکامل، حرکت را ادامه دهد.
مشکلات و سختیها، و ضعف مدیریتها و گاهی اعمال غیر صحیح برخی از کارگردانان یا مدیران انقلاب موجب دلسردی و یاس رهروان و علاقهمندان راه انقلاب نگردد و حتی شکستهای مقطعی نیز باعث رها کردن انقلاب و انزواپذیری انقلابیون نشود بلکه موجب تحرک و جهاد بیشتر و بهتر بشود.
رهآوردهای انقلاب اسلامی
با روشن شدن اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی، باید دید که جمهوری اسلامی تا چه حد به این اهداف رسیده است و دستاوردهای آن چه بوده و چه خواهد بود؟
واقعیت اینست که هیچ انقلابی به همه اهداف خود نمیتواند برسد و درصدی از آنها را به دست میآورد که نسبت موفقیت هر انقلاب به نسبت این موقعیتهاست.
و نیز اینکه در کوتاه مدت نمیتوان انتظار داشت که همه اهداف به دست آیند بلکه به قول شهید بهشتی اگر جهت حرکت انقلابی به طرف کمال باشد و سرعت لازم را داشته باشد باید به آن امیدوار بود.
در انقلاب اسلامی ایران در این سالیان محدود، پیشرفتهای عظیمی به دست آمده است که با توجه به موانع و مشکلات و دشمنی استکبار جهانی و مزدوران منطقهای و داخلی، بسیار موفقتآمیز میباشد که شرح و بسط این موفقیتها، نیازمند کتب مفصلی است.
آفات انقلاب
انقلابها مانند همه پدیدههای عالم در معرض آفات هستند و اگر این آفات شناخته نشوند ممکن است انقلاب را عقیم سازند، و یا از بین ببرند و یا حداقل انقلاب را از رسیدن به اهداف و آرمانها بازدارند.
بنابراین ضرورت دارد آفات هر انقلاب شناخته شوند تا رهبری و رهروان و مدیریت انقلاب، بتوانند با شناخت آفات، راههای مبارزه با آنها را بررسی و برنامه دفع آفات را تهیه نمایند تا انقلاب بتواند به راه خویش با نهایت قدرت و سلامت ادامه دهد و رهآوردهای فراوان و پربرکتی تقدیم کند.
بیتوجهی به آفات، موجب رشد حرکتهای ضد انقلابی و مخالفین انقلاب میگردد و دوستان انقلاب را دلسرد و مأیوس میکند.
روشن است که درخت انقلابها اگر از درون نپوسند و یا دچار کرمزدگی یا موریانه نشوند و سلامت و محکم بمانند ضربات خارجی قادر به از پا درآوردن آنها نیست.
به همین علت است که مسئله آفات انقلاب و شناخت و دفع آنها از ویژگیهای خاصی برخوردار است.
شهید مطهری درباره آفات انقلاب عناوین زیر را مورد اشاره قرار داده است:
1 ـ نفوذ اندیشههای بیگانه
که از دو طریق نفوذ میکنند یکی از طریق دشمنان که اندیشههای مغایر را زیرکانه در آن مکتب رسوخ میدهند مانند نفوذ اسرائیلیات، مجوسیات، مانویات و... که با مارک تقلبی اسلام، وارد حدیث و تفسیر و عقاید شدند.
و یکی دیگر از طریق دوستان و پیروان، که به علت ناآشنائی درست با مکتب، مجذوب یک سلسله نظریات و اندیشههای بیگانه میشوند و آگاهانه و ناآگاهانه آنها را رنگ مکتب میزنند و عرضه میدارند مانند مجذوب شدگان به فلسفه یونانی و آداب و رسوم ایرانی و تصوف هندی.
و در انقلاب اسلامی ایران وابستگان به مکتب ماتریالیستی چون میدانند با شعارهای ماتریالیستی کمتر میتوان جوان ایرانی را شکار کرد، اندیشههای بیگانه را با مارک اسلامی عرضه میدارند و میبینیم ـ و این خطرناکتر است ـ که افرادی مسلمان، ولی شیفته مکتبهای بیگانه، به نام اسلام "اخلاق بیگانه" را مینویسند و یا فلسفه تاریخ و فلسفه دین و نبوت و اقتصاد و سیاست و جهانبینی و تفسیر قرآن مینویسند اما در حقیقت اندیشههای بیگانه را با مارک اسلامی ارائه میکنند و این خطری است که کیان اسلام را تهدید میکند.
2 ـ تجددگرایی افراطی
3 ـ ناتمام گذاردن
4 ـ رخنه فرصت طلبان
5 ـ ابهام طرحهای آینده
6 ـ انحراف مسیر و تغییر جهت
اینها خلاصهای از نظریات شهید مطهری بود اما مواردی دیگر هم هست که به آنچه شهید بزرگوار آیتالله مطهری رضوانالله تعالی علیه فرمودهاند میتوان افزود که به طور دستهبندی شده تقدیم میشود.
آفات کلی
ـ عدم شناخت مراحل و دورههای انقلاب و امکانات و مقتضیات هر جامعه
ـ ضعف رهبری و مدیریتی انقلابی در هر مرحله پس از پیروزی برای اداره امور و تداوم حرکت انقلاب
ـ پیدایش روحیه "مصانعه" "مضارعه" "تبعیت از مطامع"
ـ عدم رعایت عدالت براساس معیارهای مکتب
ـ ایجاد توقعات بیش از حد توان اجرائی
ـ افراط و تفریط
ـ دور افتادن از مردم
ـ تبدیل حرکت انقلابی به حفظ حکومت
ـ فراموشی جنایات رژیم گذشته و بیتوجهی به رهآوردهای انقلاب
آفات عقیدتی
انقلابها قبل از هر چیزی عقیدتی هستند، و غیر از آفات کلی، آفات عقیدتی پس از پیروزی انقلاب، خود را نشان میدهند زیرا عقیده انقلابی، میخواهد حاکمیت یابد و طبعاً و با سایر عقاید و رسوبات فرهنگهای دیگر درگیر میشوند. و چون باید با قاطعیت و انعطاف عمل شود وظیفه بسیار دشوار است و آفتها میتوانند در نقاط مستعد وارد شده و میکروب مرض را رشد دهند.
آفات عقیدتی انقلاب عبارتند از:
تحجر و جمود، تعصبات خشک، تعبدهای کورکورانه، صوفیگری و "عرفان انزوائی"
ـ تجددگرایی افراطی و روشنفکر نمایی و اجتهادهای شخصی و به دور از معیارها و خارج از چهارچوب اصیل مکتب انقلاب
ـ رواج تحلیلهایی سلیقهای و براساس منافع گروهی، از نظریات و رهنمودهای رهبر و مکتب، که هر کس و هر گروه بنا به میل و منافع خود، آنها را تفسیر دلخواه و غیر واقعی نمایند و مردم را گمراه و سرگردان بنمایند. و به تدریج اصل و رهنمود رهبر و مسئولین موثر از یادها رفته و همین تحلیلها جای آنها را میگیرند و اندیشه انقلاب را در بسیاری از موارد اساسی مسخ مینمایند.
ـ سلطه سیاست بر دیانت
آفات سیاسی
گرچه سیاست در انقلاب اسلامی برخاسته از دیانت است اما بیان جداگانه آن جهت بهتر روشن شدن مطالب است. آفات سیاسی کمتر از آفات عقیدتی آسیب دارند ولی در هر حال اهمیت ویژهای دارند و عبارتند از:
ـ حاکم شدن سیاست غیر مبتنی بر دیانت، که فاصله بین ارزشهای انقلاب را با حکومت پدید آورده و روز بروز افزایش میدهد تا جایی که دین از سیاست جدا میشود.
ـ تنازعهای سیاسی
ـ عدم تحرک در تطبیق نیازهای انقلاب با قانون
ـ عدم سازماندهی سیاسی مطلوب و متناسب با حرکت انقلاب
ـ اصرار بیش از حد بر قوانین
ـ بیاعتنا به قانون برای پیشبرد امور
ـ بیتوجهی به افکار عمومی مردم جهان
آفات مدیریتی انقلاب
ـ عدم تبیین مدیریت انقلابی و تفاوت آن با مدیریت های دیگر
ـ افتادن مدیریت اجرائی به دست عناصر غیر انقلابی
ـ تنگنظری و بی حسابنگری
ـ خستگی و زودرنجی و کمطاقتی انقلابیون
آفات اقتصادی
ـ عدم تأمین نیازهای اساسی مردم
ـ عدم کنترل تورم و گرانی
ـ اتراف، کنز و رفاهزدگی
آفات اخلاقی
ـ ریا و تظاهر
ـ افزایش عملزدگی
ـ رواج دروغ
ـ گسترش فسا و فحشاء و اعتیاد
ـ غرور در انقلابیون