علیاکبر عالمیان
با پیروزی انقلاباسلامی ملت ایران، بر حسب ضرورت و مقتضیات، نهادهای مختلفی شکل گرفت که هر کدام از آنها بعدها برکات فراوانی را متوجه انقلاب و نظام جمهوریاسلامی ساختند. نهادهایی از قبیل : کمیته انقلاباسلامی، جهاد، بنیاد شهید، کمیته امداد و ... از جمله نهادهایی بودند که در خدمترسانی به مردم و تقویت نظام گامهای مؤثری برداشتند. با این همه اما بزرگترین و مؤثرترین نهادی که به ابتکار امام خمینی تاسیس شد و در میان تمام نهادهای انقلابی همچون ستارهای درخشید، نهاد سپاه پاسداران انقلاباسلامی بود. در نخستین روزهای پیروزی انقلاباسلامی براساس فرمان بنیانگذار جمهوریاسلامی ایران به جوانان انقلابی، عدهای از علاقهمندان واقعی اسلام و پیروان دلسوخته مکتب اهل بیت و وفاداران راستین خط سرخ شهادت و جهاد همزمان با فرمان رهبر خردمندشان گرد هم آمدند و نهاد سپاه پاسداران را پیریزی کردند. در ابتدای تشکیل این نهاد، کمتر کسی تصور میکرد که این سازماندهی کوچک، توسط عدهای جوان حزباللهی، تبدیل به سازمانی گردد که بعدها به بازوان توانای رهبر و ملت مبدل شود و در برابر جنگی سهمگین و نابرابر، جانانه از حریم آب و خاک ایران عزیز دفاع کند. از دوم اردیبهشت 1358 که نهاد سپاه تاسیس شد، تا به امروز که در اوج بالندگی و اقتدار و خدمتگزاری به ملت ایران قرار دارد، سپاه پاسداران برکات عظیمی را نصیب کشور و ملت کرده که خامه از ذکر آن در این مقال و مجال معذور است. حفظ دستاوردهای انقلاب، پاسداری از آرمانهای امام و شهدا، صیانت از مرزهای جمهوریاسلامی، اجرای طرحهای عظیم عمرانی و بالاتر از همه اینها تربیت جوانانی مخلص و فداکار، از جمله اقدامات و فعالیتهایی است که در طی دوران شکلگیری تا تثبیت این نهاد صورت پذیرفت.
آقا محسن، آقا رحیم و دیگران
جوانانی که با تحمل تمام مشقات در پیریزی نهاد سپاه پاسداران تمام مساعی خویش را به کار بستند، آرامآرام به عضوی جدا نشدنی از این نهاد نوپا مبدل شدند. در این میان دو جوان لاغر اندام اما در باطن جسور و مقاوم بیش از دیگران در شکلگیری این مولود مبارک انقلاب نقش ایفا کردند. یکی از این جوانان «آقا محسن» بود. او در میان جوانان انقلابی که به تأسیس سپاه همت گماشته بودند، از نفوذ و محبوبیت ویژهای برخوردار بود. آقا محسن سابقه انقلابی و جهادی نیز داشت. در دوران سیاه حکومت محمد رضاشاه در حالی که تنها14 سال بیشتر نداشت، به تأسیس انجمن دین و دانش در یکی از مساجد شهر نفتخیز اما محروم مسجد سلیمان مبادرت ورزید. اما او که خود را مرید رهبر در تبعید خویش میدید، درنگ را جایز ندانست و به فعالیت سیاسی بر ضد حکومت پهلوی همت گماشت. در سال 1353 گروه اسلامی منصورون را با الهام از آیه شریفه «انهم لهمالمنصورون و ان جندنا لهم الغالبون» که طرفدار امام روحالله خمینی بود، بنا گذاشت. او البته در این راه مشقات فراوانی را هم متحمل شد. از 6 ماه زندانی شدن در زندان شاه تا تحت تعقیب بودن مستمر از سوی ساواک، گوشهای از فعالیتهای انقلابی وی بود. آقا محسن که در سال 1353 با رتبهای ممتاز در کنکور سراسری در دانشگاه علم و صنعت رشته مهندسی مکانیک قبول شده بود، هیچگاه از رویه جهادی خود دست نکشید و این روند تا سال 1358 و همزمان با تاسیس سپاه و پس از آن آغاز جنگ ادامه داشت.
فرمانده جوان
او این بار در کسوت یک سپاهی در آمد تا از آرمانهای انقلاب دفاع کند. و دقیقا در 27 سالگی به عنوان جوانترین مسوول و بلکه جوانترین فرمانده نظامی، از سوی امام به فرماندهی کل سپاه منصوب شد و هشت سال جنگ را با همت عدهای جوان سلحشور و البته در کنار توانمندیها و دلاورمردیهای ارتش جمهوریاسلامی رهبری نمود. در آن سالهای آغازین جنگ، سپاه از امکانات بسیار کمی برخوردار بود اما فرماندهی آقامحسن با کمک جوانان رشید دیگری از قبیل آقا رحیم، حاج ابراهیم، حاج احمد و... سپاه را به نیرویی قدرتمند که از سلاح ایمان بیش از هر سلاح دیگری بهره میبرد، مبدل ساخت. سپاه در سالهای ابتدایی دهه 60 به رشد خود ادامه داد و در اواسط این دهه به فرمان امام خمینی نیروهای سهگانه این نیرو شکل پذیرفت و از یک سازمان کوچک به یک نهاد مجهز و عظیم نظامی مبدل شد تا در کنار برادران ارتشی به دفاع از دین و مملکت بپردازد. رشادتهای بی بدیل سپاهیان اسلام در حراست از خاک پاک ایران عزیز، مرهون ایثارگریهای عدهای از بهترین بندگان ناب خداوند بود که عدهای از آنان با نوشیدن شهد شیرین شهادت به وصال یار رسیدند و در قهقهه مستانهشان و در شادی وصولشان عند ربهم یرزقون گشتند.
حاج ابراهیم همتها، کلاهدوزها، باکریها، باقریها، خرازیها و... همگی از تربیت شدگان نهادی بودند که خود را تربیت شده دانشگاه نبوی، مخلص طریق علوی، ممحضت در فرامین ولًوی و مجاهد سبیل حسینی میدانست. بازماندگان و یاران این شهدا این بار و پس از پایان جنگ راه دیگری را انتخاب کردند و آن پاسداری از خون یاران شهید و آبادانی ایران عزیز بود.
آقا رحیم؛ بازماندهای از قافله شهیدان
پس از اتمام جنگ، کماکان آقا محسن فرماندهی سپاه را به عهده داشت تا 9 سال بعد که به تقاضای خود استعفا داد تا این بار در سنگری دیگر به خدمتگزاری بپردازد. او موقتا از قامت نظامی به در آمد تا در قامت سیاسی به فعالیت بپردازد. در این بین نیز تحصیلات دانشگاهی را در سطح کلانتری ادامه داد و در مناصب مختلف سیاسی به ایفای نقش پرداخت. اما او همچنان خود را یک سپاهی ساده میداند که هر گاه نیازی به وی شد با لباس پر افتخار بسیجی به دفاع از کیان جمهوریاسلامی ایران بپردازد. پس از او این بار نوبت به آقا رحیم رسید؛ جوان محجوب و مؤمنی که در دانشگاه تبریز از نظر حجب و حیا زبانزد اساتید و دانشگاهیان بود. آقا رحیم که سابقه تحصیل بخشهایی از دروس حوزه علمیه را هم در کارنامه خود داشت، دانشجویی مومن در دانشگاه تبریز به شمار میآمد و از همانجا نیز با اندیشههای مراد خویش یعنی امام خمینی آشنا شده بود و از مریدان او به شمار میرفت. از این رو از مجاهدت در راه پیروزی انقلاب دست نکشید و این مجاهدت تا زمان تاسیس سپاه و پس از آن آغاز جنگ تحمیلی ادامه داشت. او از همان اولین جوانانی بود که در کنار آقا محسن و دیگران در شکلگیری و رشد و بالندگی سپاه نقش مهمی ایفا کرد. از آغازین روزهای جنگ، مردانه در کنار برادران ارتشی به دفاع از میهن پرداخت و همراه با جوانانی از جمله شهید باقری حماسهها آفرید. او سمت قائممقامی آقا محسن را تا 10 خرداد 1376 حفظ کرد و پس از آن به حکم رهبر معظم انقلاب، به فرماندهی کل سپاه منصوب شد. آقا رحیم تلاش فراوانی را در جهت تجهیز و بالندگی سپاه انجام داد و انصافا هم در طی ده سال اخیر موفقیتهای چشمگیری را نصیب سپاه نمود. مدیریت آقا رحیم و پیش از او، آقا محسن موجب شد تا سپاه از سازمانی کوچک با امکانات بسیار اندک، به یک نهاد عظیم نظامی و پیشرفته مبدل شود و این مهم مسئلهای است که موجب برانگیخته شدن خشم دشمنان انقلاب شده و آتش کین آنها را شعلهور ساخته است.
یاوهسرایی یاوهسرایان
اقتدار و ابهت سپاه موجب وحشت دشمنان شده است. از این رو سران کاخ سفید در اقدامی مذبوحانه سعی در قرار دادن نام سپاه پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی دارند. این اقدام که به گفته ناظران، طرح خانم رایس وزیر امور خارجه ایالاتمتحده است، عملی نامعقول و انتقامجویانه به شمار میرود. تا کنون سابقه نداشته است که نام نیروی مسلح رسمی یک کشور در فهرست سیاه قرار گیرد و این از ابتکارات! دولت بوش است که به تعبیر روزنامه گاردین، حرکتی احمقانه و سادهلوحانه قلمداد میگردد. البته این پرسش همواره ذهن میلیونها انسان آزاده را به خود مشغول کرده است که واقعا دولتمردان ایالات متحده بر چه اساسی این حق را برای خود قائلند تا برای جهانیان تصمیم بگیرند؟ وانگهی؛ دولتی که خود دستش تا مرفق به خون میلیونها انسان بیگناه آلوده است و تراژدیهای بزرگ جهان از قبیل: بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، قتلعام در ویتنام، عراق، افغانستان و ...، اسقاط هواپیمای مسافربری ایران، تشجیع و تحریک صدام بر ضد ایران، حمایت از رژیم تروریستی اسرائیل و هزاران جنایت دیگر را رقم زده است، به چه حقی یک نهاد بر آمده از دل مردم را متهم به تروریست بودن میکند ؟ امروزه یاوهسرایی یاوهسرایان غربی بر ضد سپاه پاسداران فقط ناراحتی آقا محسن و آقا رحیم و هزاران سپاهی مخلص را به همراه ندارد، بلکه ملت ایران نیز خود را همراه با فرزندان سپاهی میدانند و از نهادی که به تعبیر امام امت «نجات بخش ملت ایران و اسلام عزیز» و به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب «مولود مبارک انقلاباسلامی» است، جانانه حمایت میکنند. سپاه پاسداران متعلق به همه مردم است و در برابر شانتاژها و هیاهوهای پوچ دشمنان نخواهد هراسید؛ چرا که به سلاحی بزرگتر از سلاح نظامی یعنی، سلاح توحید، ایثار، معنویت و عبودیت مجهز است.