محمدرضا زرگری
در آخر نوامبر (6 آذر) رهبران دولت خودگران فلسطین و رژیم اشغالگر قدس در کنار شماری از رهبران جهان از جمله برخی سران کشورهای عربی در آناپولیس در مریلند آمریکا گردهم آمدند و تصمیم داشتند توافقنامهای برای تشکیل کشور مستقل فلسطین امضاء کنند.
اما محورها و جزییات توافقنامهای که قرار بود سران اسرائیل و فلسطین در کنفرانس آناپولیس امضا کنند و به توافق برسند، روشن نبود و دو طرف بر سر تعیین حدود آن دچار اختلاف شدند.
رهبران حماس نیز اعتقادشان قبل از کنفرانس بر این بود که زمینهای برای برگزاری این کنفرانس و جلساتی از این دست فراهم نشود؛ چرا که رویکردی منفی و به ضرر مردم فلسطین رقم خواهد خورد و این کنفرانسها را در کل مفید برای ملت فلسطین نمیدانستند. در هر صورت، نشست آناپولس در وضع بسیار دشواری برگزار شد.
این نشست پیش از آن که بخواهد صلح خاورمیانه را محقق کند، بیشتر با هدف حل مشکلات سیاستهای داخلی و خارجی دولت آمریکا برگزار شد؛ اما هر انسان آگاه، خوب میداند تا زمانی که دولت بوش سرگرم جنگ و کشمکشهای سیاسی است نمیتواند مشکل بزرگی همچون نزاع عربی و اسرائیلی را از طریق کنفرانسهایی نظیر آناپولیس حل و فصل کند. آمریکا باید ابتدا مشکل عراق و افغانستان و دیگر منازعات نظامی خود را در بخشهای مختلف جهان و مشکلات داخلی خود برطرف کند، آنگاه به دنبال برگزاری اینگونه کنفرانسها باشد.
میتوان گفت کنفرانس آناپولیس درصدد قربانی کردن مساله فلسطین بود و دستاوردی برای این ملت به دنبال نداشت. میتوان بیان کرد که هدف آمریکا از برگزاری این کنفرانس که به شکست انجامید، بدین شرح بود:
1- مسلط کردن مجدد اسرائیل بر منطقه
2- بظاهر گشودن کانال سازش و گفتگوی عربی ـ اسرائیلی بویژه پس از شکست فضاحتبار این رژیم در جنگ سال گذشته در برابر مقاومت لبنان
3- ایجاد فتنه و اختلاف در سطوح عربی و فلسطینی
4- بهبود وجهه خویش که در عراق به علت اشغال، رفتارهای خشن و کشتار، سیطره بر منابع منطقه و حمله به افغانستان بشدت ضربه خورده است.
5- یارگیری مجدد در منطقه، به منظور فراهم کردن فضای لازم برای حمله جدید علیه بعضی کشورهای عربی و اسلامی در منطقه خاورمیانه از جمله ایران
6- دور کردن افکار عمومی جهان بخصوص کشورهای عربی ـ اسلامی از انتخابات حساس لبنان
پس میتوان گفت کنفرانس آناپولیس و در پی آن دیدارهای محمود عباس و ایهود اولمرت در چارچوب آمادگی برای این کنفرانس از اول هم نگرانکننده مینمود و باید گفت هیچ یک از آنها اجازه و صلاحیت گفتگو و تصمیمگیری درباره حقوق ملت فلسطین را به تنهایی نداشتند. میتوان این نوع رفتار صهیونیستها را از 3 زاویه مورد بررسی قرار داد:
1- عدم پایبندی آن رژیم به مبانی بینالمللی مرتبط با روند صلح
2- نبود برنامه کاری و چارچوب زمانی مشخص و آشکار برای تحقق صلح عادلانه و فراگیر در خاورمیانه
3- نگنجاندن مساله بلندیهای جولان که برای کشیدن پای سوریه به این اجلاس در آخرین لحظات از طریق وزیر امور خارجه آمریکا در جدول کاری کنفرانس مذکور گنجانده شد که به نتیجهای هم نرسید.
«این سه گزینه کافی است که بدانیم اسرائیل از تحقق پیشنیازهای برقراری صلح عادلانه و فراگیر در خاورمیانه سر باز میزند.»
سخن پایانی آنکه حل مساله فلسطین از یک قاعده بسیار ساده پیروی میکند و راهحل آن برگزاری کنفرانسهای متعدد نیست، واقعیت آن است که اسرائیل، مردم فلسطین را از سرزمین خود آواره کرده و راه آن، پایان اشغالگری صهیونیستها و بازگشت آوارگان فلسطینی به کشورشان است.