مهدی محمدی
نشست سه جانبه ایران، آمریکا و عراق در بغداد همانطور که بسیاری از تحلیلگران از جمله خود آمریکاییها پیشبینی کرده بودند، با تفوق و برتری آشکار ایران پایان یافت. آمریکاییها روز دوشنبه با دستی خالی پای میز آمدند در حالی که ایران به آسانی توانست فهرستی طولانی و مستند از اتهامات آمریکا عرضه کند و درباره آنها توضیح بخواهد. لحن آمریکاییها هم بسیار نرمتر از آن بود که از یک دولت پر ادعا و سلطهطلب انتظار میرود. آمریکاییها گویی این حقیقت را به خوبی دریافته بودند که ایران نه متقاضی برگزاری این نشست بوده و نه نیازی به آن دارد، و به همین سبب آن که باید این فضا را آرام نگه دارد و دسترسی به نتیجه را تسهیل کند آمریکاست.
ایران همانطور که به طور رسمی هم اعلام شده بود، در حضور مقامهای عراقی فهرست روشنی از اتهاماتی را که آمریکا باید به سبب سوء مدیریت گسترده، همراهی با تروریستها و توطئه علیه دولت منتخب مردم عراق پاسخگوی آنها باشد، ارائه کرد و موقعیتی به وجود آورد که پس از این آمریکاییها مجبور باشند از موضع یک متهم فکری به حال خود بکنند و برای این همه اتهام مستند پاسخی فراهم آورند.
حسن کاظمی قمی روز دوشنبه مسئولیت خود را با مهارت و خبرگی تمام انجام داد که البته از دیپلماتی کارکشته چون او که سوابقی گسترده و عمیق در مطالعه و مدیریت تحولات و بحرانهای منطقه خاورمیانه دارد، جز این هم انتظار نمیرفت. او سخنانش را با اعلام حمایت کامل ایران از دولت مالکی در همه ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی آغاز کرد و بعد با آرامش تمام سلسلهای از مستندات درباره اوضاع امنیتی عراق را مطرح ساخت تا معلوم کند حل مشکل تروریسم در عراق، مستقیما در گرو حل مشکل اشغالگری در عراق است. قمی استدلال کرد این آمریکاست که در عراق بیگناهان را میکشد، زیربناهای اقتصادی، صنعتی و نفتی عراق را تخریب کرده است، اجازه تشکیل یک ساختار مقتدر دفاعی ـ امنیتی به دولت عراق را نمیدهد و این دولت را از حیث آموزش و تجهیزات در وضعی نگه داشته که در مقابل تروریستها همواره دست پایین را داشته باشد، با تروریستها هیچ مبارزه جدی نمیکند و در واقع خیال تروریستها را از ناحیه خود به طور کامل آسوده کرده است و این مجموعه اقدامات از ناحیه آمریکا به گونهای بوده که تاثیر طرحهای امنیتی مختلف در برقراری امنیت عراق را به طور جدی کاهش داده است. این یعنی اگر ناامنی در عراق مقصری داشته باشد ـ که دارد ـ آن مقصر همان آمریکاست که نه فقط به وظایف خود به عنوان یک دولت اشغالگر عمل نمیکند بلکه دست عراقیها را هم در تامین امنیت خود بسته است .در مقابل تقریبا تمام رسانههای غربی اذعان کردهاند که طرف آمریکایی در مقابل مستندات ایران حرف خاصی جز تکرار برخی اتهامات کلیشه شده نداشته است. برخی تحلیلگران آشنا به موقعیت دستگاه سیاست خارجی آمریکا میگویند از کسی مثل کروکر که یک دیپلمات متوسط الحال با سوابقی معمولی است و هیچ اشراف ویژهای نسبت به تحولات منطقه ندارد، بیش از این هم انتظاری نیست، ضمن اینکه با این احوال پریشان که آمریکا در عراق دارد، هر کس دیگری به جز کروکر هم رو به روی ایرانیها مینشست، ناچار از سکوت و شنیدن بود. ایران در نشست بغداد کنار مالکی ایستاد و از آمریکاییها خواست کار عراق را به عراقیها واگذار کنند و از دخالت در صحنهای که ربطی به آنها ندارد بپرهیزند. این شروع خوبی است چرا که نه فقط به آمریکاییها اجازه نمیدهد حتی به این فکر کنند که چگونه میتوانند با امکانات ایران مشکلات خود در عراق را حل کنند، بلکه آمریکا را در جایگاه متهمی مینشاند که تازه باید بیاید و در مورد قصورها و تقصیرهای خود حساب و کتاب پس بدهد.
با این حال در اینجا نکتهای هست که بیتوجهی به آن در ادامه این روند آسیبهای بسیار جدی در پی خواهد داشت. کیهان پیش از این درباره مخاطرات نهفته در پای میز نشستن با آمریکا به اندازه کافی هشدار داده است اما در نشست روز دوشنبه حادثه مهمی رخ داد که باید به طور خاص به آن پرداخت. مسئله این است که از ابتدا هم پیدا بود آمریکاییها با یقین به اینکه در مواجهه با ایران در موضع ضعف قرار دارند تلاش خواهند کرد با استفاده از روشهای دیگر و در راس آنها بهرهگیری از شیوههای عملیات روانی و تبلیغات در بیرون از اتاق گفتوگو، ضعف خود پای میز را بپوشانند و به نوعی جبران کنند. این پدیده را ما در مذاکرات هستهای نیز عینا تجربه کردهایم، آنجا که طرفهای مذاکراتی به تعبیر رییسجمهور پای میز التماس میکنند و جلو دوربین رسانهها تهدید. دیروز گفتوگوکنندگان آمریکایی فاز نخست این پروژه را کلید زدند. در حالی که تمامی خبرهای رسمی و غیررسمی از برتری آشکار ایران در اتاق گفتوگو حکایت داشت، رایان کروکر بلافاصله پس از پایان نشست در جمع خبرنگارانی که از قبل در اتاقی گردآورده شده بودند، حاضر شد و در همان حال که تلاش میکرد فضا را آرام نگه دارد، چند دروغ شاخدار سر هم کرد تا به خیال خودش نشان دهد وضع آمریکا در مقابل ایران آنقدرها هم خراب نبوده است. از جمله آقای سفیر در اظهار نظری که روز بعد (دیروز) تقریبا توسط همه رسانههای غربی به همان شکل بازتاب داده شد گفت ایران در این نشست درخواست تشکیل یک کمیته سه جانبه با همراهی عراق و آمریکا را داده تا امور امنیتی عراق از طریق آن کمیته مدیریت شود و آمریکا هم پذیرفته است که این درخواست را بررسی کند! این در حالی است که همانطور که منابع ایرانی ـ البته به فاصله چند ساعت پس از دروغبافی کروکر ـ تاکید کردند درخواست تشکیل چنین کمیتهای در اصل توسط دولت عراق مطرح شده و ایران و آمریکا پذیرفتهاند آن را بررسی کنند .همین یک مورد نشان میدهد که آمریکاییها از همین حالا روی عملیات روانی به عنوان یک ابزار مهم برای ادامه کار خود در گفتوگو با ایران حساب کردهاند و اگر سستی و کاهلی فعلی که دیپلماسی ایران در استفاده از ابزارهای رسانهای و شیوههای عملیات روانی گرفتار آن است ادامه یابد و چارهای برای آن اندیشیده نشود، هر روز از این ناحیه دشواریها و خسارتهای جدیتری رخ خواهد نمود. سفیر ایران به فاصله 3 ساعت پس از کروکر کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد و اگر چه بسیار منسجمتر و دقیقتر از او سخن گفت ولی کار از کار گذشته بود و رسانههای غربی با استفاده از مواد اولیهای که هیئت آمریکایی برای تبلیغ در اختیار آنها گذاشت، کار خود را کرده بودند.
گفتوگو با آمریکا ولو در حالی انجام شود که ایران از اعتماد به نفس کافی برخوردار و در صحنه خاورمیانه از هر بازیگر دیگری قدرتمندتر است، باید با هوشمندی فراوان و از جمله اندیشیدن به تمامی آن زوایایی از موضوع که بالقوه میتواند خطرساز باشد، صورت بگیرد. درست است که آمریکاییها در صحنه عمل کاملا خوار و گرفتار شدهاند اما زبان دروغگوی آنها هنوز به خوبی کار میکند از این روی گفتوگو با آمریکا میتواند به منزله راه رفتن بر لبه تیغ باشد.