تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۱  ، 
کد خبر : ۵۰۱۸۳

واهمه غرب از قدرت گرفتن اسلامگرایان


نویسنده: ودی وسکو نیلوز ـ مدیر مرکز تحقیقات استراتژیک پرتغال
ترجمه: عباس سیدمیرجمکرانی
از آنجایی که جنبش های ناسیونالیسم عربی ولائیک در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا نتوانسته اند مشکلات مردم این کشورها را حل و فصل کنند، جریانات اسلامگرا جایگزین آنها شده اند. این مسئله باعث ترس و واهمه آمریکا و اروپا شده و این در حالی است که جنبش حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین بیشترین آراء را به دست آورده است و مردم کشورهای اسلامی به شدت از چاپ کاریکاتورهای اهانت آمیز نسبت به ساحت مقدس پیامبر اسلام عصبانی هستند. به هر حال امروزه «اسلام سیاسی» به عنوان مهم ترین مسئله مطرح در سطح «دیپلماسی جهانی» است. اما واکنش جداگانه غربی ها که با تمام شرایط سازگار باشد هیچ گاه در برخورد با این مسئله (اسلام سیاسی) موفق نبوده و نخواهد بود. اکنون اسلام سیاسی با تمام اشکال خود به عنوان مهم ترین جایگزین جریانات ناسیونالیسم عربی و لائیک در کشورهای خاورمیانه مطرح است. چرا که جریانات ناسیونالیسم و لائیک عربی مشروعیت خود را از دست داده اند. این جریانات نتوانسته اند مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشورهای عربی را حل و فصل کنند و قانون را به طور کامل در این کشورها اجرا و آزادی های فردی و اجتماعی را تضمین کنند. مثلا جنبش اسلامگرای حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین توانست بر سازمان فتح پیروز شود. این سازمان در سالیان گذشته به خاطر شرایط ناشی از اشغالگری اسرائیل فاقد حکمرانی مناسبی بوده است.
آمریکا و اروپا از جایگزین شدن «جریانات اسلامگرا» به جای جنبش های ناسیونالیسم عربی و لائیک مثال سازمان «فتح» واهمه دارند. به همین خاطر آمریکا و اروپا دولت های کشورهای عربی را تشویق می کنند تا وضعیت موجود را حفظ نمایند. اما پادشاهان دیکتاتور و حکومت های مستبد عربی تمام مخالفان خود را سرکوب کردند. این سرکوبی باعث شد تا گرایش به «اسلام سیاسی» گسترش پیدا کند. به طوری که حمایت از مسجدالاقصی به صورت یگانه چتری درآمد که می تواند تمام اعراب و مسلمانان را در زیر خود جای دهد.
اکنون هیچ کس نمی تواند «اسلام سیاسی» را کنترل کند. چرا که در چارچوب روند دموکراسی نمی توان احزاب و گروه های سیاسی پنهان (نظیر اخوان المسلمین و یا سایر گروه های اسلامگرا) در جامعه را طرد کرد که دارای پایگاه مردمی گسترده ای هستند. ما 15سال است که شاهد چنین مسئله ای در الجزایر هستیم. حقیقت این است که یگانه جایگزین مناسب حکومت های استبدادی در جهان عرب، جریانات اسلامی هستند که می توانند در یک روند انتقالی به هرم قدرت صعود کنند. غرب باید این جریانات را تشویق نماید تا قواعد بازی دموکراسی را بپذیرند. البته ما نمونه های عملی از جریانات اسلامگرایی در کشورهای خاورمیانه داریم که آماده مشارکت در این بازی هستند. در اینجا باید گفت اینها مسائل اتفاقی نیستند که ما در کشورهایی می بینیم که به نوعی تحت تاثیر روند اصلاحات سیاسی قرار گرفته اند، اسلامگراها در پارلمان آنها حضور دارند.
مثلا در لبنان حزب الله در جریان یک انتخابات آزاد و مردمی به پارلمان راه یافت و اکنون در کابینه بیروت حضور دارند. حضور اسلامگراها در پارلمان های اردن و مغرب نیز مشهود است. اما در مصر، اخوان المسلمین که یک جنبش غیرقانونی بوده توانسته است در انتخابات پارلمانی اخیر این کشور به مجلس راه پیدا کند و به بزرگ ترین جناح مخالف دولت تبدیل شود. انتخابات آزاد عراق نیز ازنفوذ گسترده جریانات اسلامگرا دراین کشور پرده برداشت. حزب اسلامگرای عدالت و توسعه هم درترکیه قدرت را در دست دارد. این حزب توانسته است اصلاحات دموکراسی مهمی در این کشور انجام دهد. همین اصلاحات باعث شد تا آنکارا در مذاکرات پیوستن اتحادیه اروپا موفق گردد. بدون شک این جریانات اسلامگرایی در کشورهای خاورمیانه هیچ ارتباطی به شبکه القاعده ندارد. حقیقت این است که جسارتی که بر فضای تحولات سیاسی حاکم است محیطی را به وجود آورد که باعث پیروزی احزاب و گروه های اسلامگرا در برخی کشورهای عربی شده است به هرحال پیروزی این اسلامگراها، ازطریق «روند دموکراسی» است که با دموکراسی مورد قبول آمریکا و اروپا تفاوت دارد. اگر غرب واقعا در پی توسعه اصلاحات سیاسی فراگیر درمنطقه است باید سیستم بومی دموکراسی دراین منطقه را بپذیرد.
به عبارت دیگر آمریکا و اروپا باید ازسیاست هایی که علیه این نوع دموکراسی بومی است دست بردارد و از تحمیل دموکراسی غربی به کشورهای خاورمیانه خودداری ورزند. حقیقت این است که روند اصلاحات سیاسی در کشورهای اسلامی مدت ها پیش از شروع جنگ آمریکا علیه تروریسم آغاز شده است در این مدت، اصلاح طلبان بیکار ننشسته و منتظر نبودند تا اتحادیه اروپا نیرویی تشکیل دهد و به کشورهای اسلامی فشار وارد آورد و آنها را به سمت و سوی اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سوق دهند. مضافا به اینکه جنبش های مزبور پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 در آمریکا و یا اروپا بوجود نیامدند. این جنبش ها اصلا به آمریکا و اروپا اعتمادی ندارند. اما بدنبال حادثه 11 سپتامبر فضایی درسطح جهان بوجود آمد که میانه روهای مسلمان از این فضا استفاده کردند. چرا که در آن فضا آمریکا و اروپا کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا را تحت فشار قرار دادند و از آنها خواستند تا روند اصلاحات را مورد تشویق قرار دهند. اکنون مشخص شده است که دموکراسی بهترین گزینه در برابر فلسطینی هاست زیرا ازطریق آن می توانند به آرمان های ملی خود دست پیدا کنند. تحقق آرمان های ملت فلسطین تا حد بسیار زیادی به دولت فلسطینی بستگی دارد که زیرساخت آن را حماس تشکیل می دهد.
این دولت باید به یک قدرت دموکراتیک در منطقه تبدیل شود که به قانون، دموکراسی و قوانین بین المللی احترام می گذارد. البته این مسئله به اسراییل و جامعه جهانی نیز بستگی دارد. چرا که آنها باید تضمین های کافی درباره برپایی دولت مستقل فلسطینی به مرکزیت قدس بدهند. همچنین فلسطینی ها را در راه تحقق دموکراسی یاری دهند و این بدان معنا نیست که جامعه جهانی ازحماس نخواهد از عملیات نظامی علیه اسراییل دست بردارد و به قوانین بین المللی احترام بگذارد و اسراییل را به رسمیت بشناسد. با این وجود باید گفت پس ازبرگزاری انتخابات آزاد درفلسطین اعمال مجازات های اقتصادی علیه تشکیلات خودگردان فلسطین زیان های فراوانی به ملت فلسطین وارد خواهدکرد و روند دموکراسی در منطقه را با مشکل مواجه خواهدکرد. در حقیقت این اقدام یک خطای فاحش است. چرا که پیامدهای بسیار منفی بر فلسطین و کشورهای خاورمیانه برجای خواهد گذاشت. غرب باید بدنبال راهکارهای سیاسی باشد تا مفاهیم اسلامی که با حقوق فردی شهروندان غربی در تضاد است برای آنان توضیح دهد. این یکی از چالش های سیاسی است که تفاوت دموکراسی در مناطق جهان را بیان می کند. دراین چارچوب به تمام افکار و اندیشه ها، اجازه داده می شود تا درفضای آزاد با یکدیگر به رقابت بپردازند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات