ترجمه: سعید آقاعلیخانی
شهروندان فلسطینی پس از - دست کم- یک دهه خود را برای برگزاری اولین انتخاب پارلمانی آماده میکنند. اکنون این پرسش به موضوع بحث منتقدانی داخلی و تحلیلگران خارجی تبدیل شده است که آیا دنیای سیاست میتواند انسانهای خشن را به موجوداتی معتدل و آرام تبدیل کند. برای اولین بار، جنبش مقاومت اسلامی حماس، که رقیب اصلی حزب حاکم فتح محسوب میشود- قصد دارد در انتخابات پارلمانی شرکت کند.
حماس انتظار دارد که بیش از نیمی از کرسیهای پارلمان را در این انتخابات از آن خود کند. از هم اکنون، بسیاری از خود میپرسند که: «حماس پس از پیرزوی احتمالی در انتخابات چه خواهد کرد؟» ایالات متحده و اتحادیه اروپا، حماس را سازمانی تروریستی میدانند. جنبش فتح نیز در حالی که قدرت انحصاری خود را در معرض خطر میبیند، چنین دیدگاهی دارد. از همه مهمتر اسرائیل به دلیل آن که حماس را پرچمدار اسلامگرایی و ملیگرایی فلسطینیان ومصمم برای نابود کردن دولت یهودی میبیند، این سازمان را تروریستی میداند.
60 سال پیش جنبش اخوان المسلمین با هدف برپایی حکومتی مبتنی بر قوانین اسلام در خاورمیانه تشکیل شد و کمی بعد اقدامات مسالمتآمیز دینی را در حمایت از آرمان فلسطینیها به کار گرفت لیکن این اقدامات به دلیل عدم حمایت جدی رو به افول رفت. با کمرنگ شدن اقدامات حمایتگرانه اخوان المسلمین، جنبش اخوان حماس به عنوان شاخه نظامی و با بهرهگیری از فضای انتفاضه اول فلسطینیها (1987) کار خود را آغاز کرد. حماس به تدریج شیوه مبارزه خود را از پرتاب سنگ به حملات مسلحانه، موشکی و انفجارهای انتحاری تغییر داده و بدین گونه انتفاضه اول و دوم را پشت سر گذاشته است. جنبش حماس در کنار این اقدامات به طبقههای محروم نیز خدمات اجتماعی ارائه داده است. زمانی که حکومت خودگردان به رهبری فتح بر اساس توافقنامه اسلو دست دوستی به سوی اسرائیل دراز و با آن همکاری کرد، فساد دامنهدار مقامات دولت خودگردان و نیز سرکوب بیرحمانه اعضای جنبش حماس، باعث افزایش محبوبیت مردمی این جنبش و نتیجه آن شد که در انتخابات سال گذشته شوراهای شهر و اعضای این جنبش در بیشتر مناطق به پیروزی رسیدند و این فرصت را پیدا کردند که با سیاستهاو عمکرد مناسب آبرو و محبوبیت فراوانی را برای سازمان خود دست و پا کند.
موضوع تصدی کرسیهای شوراهای شهر توسط اعضای حماس از هماکنون باعث بروز چالشهای متعددی و پیچیدگی قواعد بازی شده است. کشورهای خارجی حامی طرحهای زیربنایی فلسطین برای دور ماندن از برچسب نقض قوانین مربوط به همکاری با گروههای تروریستی با بهانههای واهی از زیر بار تعهدات خود شانه خالی میکنند. دیپلماتهای اروپایی در قدس از نبود یک سیاست و دستورالعمل روشن گله دارند و بسیاری نیز معتقدند که هیچ مشکلی وجود ندارد زیرا این شوراهای شهر هستند که از کمکهای خارجی بهرهمند میشوند نه حماس. برخی به دنبال آن هستند که بدون مشارکت دادن حماسیهای شوراهای شهر خود به شکل مستقیم با پیمانکاران وارد مذاکره شوند و یا آنکه به جای مذاکره و همکاری با اعضای شورای شهر، گروههایی از داخل حکومت فلسطین را واسطه قرار دهند. عدهای نیز ترجیح دادهاند که بدون مخاطب قرار دادن اعضای شورای شهر صرفا با گروههای فنی و عمرانی شوراها همکاری کنند.
تمام این رفتارها برای آن است که از هر گونه ارتباط با اعضای شوراها که بیشتر آنها از اعضای جنبش حماس هستند- اجتناب شود، اما درست زمانی که برخی، همکاری با شوارها- برای به پایان رساندن طرحهای عمرانی پیش از پیروزی حماس در شوراها را- بلا اشکال میدانند بحث و جدل درباره همکاری یا عدم همکاری در طرحهای جدید عمرانی بار دیگر بالا گرفته است. اگر حماس در انتخابات پیشرو موفق به کسب بیشتر کرسیهای پارلمان شود و اعضای این جنبش مسئولیتهای مهمی درسطح وزارت را برعهده گیرند (هرچند سخنگویان رسمی حماس هرگونه رایزنی در مورد مشارکت در دولت را انکار کردهاند) نظام بینالملل چارهای ندارد جز آنکه با جنبشی که همچنان نابودی اسرائیل را جز جداییناپذیر مرامنامه خود میداند، تعامل داشته باشد.
نرمش بیشتر
نرمش یکی از عواملی است که میتواند چهرهای موجهتر از حماس ارائه دهد. در این راستا این جنبش میتواند براساس توافق به عمل آمده میان شاخههای نظامی گروههای فلسطینی با دولت خودگردان (مارس گذشته) مبنی بر توقف حملات - حتی در صورت حملات اسرائیل - مانع فعالیت گردان «عزالدین قسام» - شاخه نظامی حماس- شود و بدین ترتیب اسرائیل دیگر نمیتواند ادعا کند که «حماس، سایر گروهها را نیز به انجام حملات انتقامجویانه وامیدارد.» از نظر فلسطینیها نرمش حماس در بعد داخلی مشروعیت و قدرت انتفاضه را دو چندان و از نظر تحلیلگران خارجی نوعی انضباط و عملگرایی را در این جنبش تزریق میکند. ماه گذشته «محمود زهار» رهبر مردمی حماس در غزه، سنتشکنی کرد و با انجام مصاحبهای طولانی با روزنامه اسرائیلی هاآرتص به رسانههای گروهی اسرائیل چراغ سبز نشان داد. او چندی پیش نیز با رادیو دولتی اسرائیل مصاحبه کرده بود. اسرائیلیها چنان از حماس میترسند که نشریه لیبرال هاآرتص عنوان: «اگر فلسطینیهای دربند آزاد نشوند اسرائیلیهای بیشتری را خواهیم ربود.» را برای مصاحبه زهار انتخاب کرد در حالی که زهار به هیچوجه چنین چیزی را در مصاحبه مطرح نکرده و بیشتر بر اینکه؛ « انتظار اکثریت فلسطینیان از پیمان صلح، برپایی دو دولت است» تاکید کرده بود. اکنون این صحبت در میان رهبران حماس وجود دارد که ایفای نقش موثر سیاسی نیازمند میانهروی این جنبش، احساس مسئولیت بیشتر در قابل آرمان مردم فلسطین و آمادگی بیشتر برای پذیرش راهحل «برپایی دو دولت» است.
پس از ترور رهبران شاخصی چون شیخ احمد یاسین و عبدالعزیز رنتیسی و فشارهای داخلی و خارجی وارده بر جنبش حماس، گفتمان حاکم بر فضای کنونی این جنبش آن است که حماس جزیی از ساختار دولت فلسطینی است و در استفاده از راهبرد نظامی باید پایبند به راهبرد مشترک فلسطینی باشد. سیاستمداران جوان فتح که برای اولین بار فرصتی به آنان داده شده است که جا پای اسلاف خود بگذارند نیز چشم انتظار همتایان میانهرو خود در حماس هستند. حماس نیز انشعابات داخلی خواهد یافت و همچنان که شاخه سیاسی ارتش جمهوریخواه ایرلند موسوم به «شینفین» نفوذ و قدرتی در تشکیلات یافت و به دیدگاهی غالب تبدیل شد، شاخه سیاسی حماس نیز در حال بسط قدرت و نفوذ خود در این جنبش است. بنابراین حماس در حال آماده کردن خود برای پذیرش این واقعیت منعکس در نظرسنجیها است که بیشتر فلسطینیان خواهان حکومتی سکولار- و نه دینی – هستند.
اسرائیلیها اما همچنان ناراضی و شخصیتهای امنیتی آن معتقدند که افرادی همچون دکتر زهار همچنان از آزادی تمام خاک فلسطین در طولانیمدت دم میزنند. مقامات اسرائیلی میگویند که سخنان و رفتارهای به ظاهر مسالمتجویانه رهبران حماس آنها را قانع نکرده است و مقامات این جنبش یا اخوان المسلمین همچنان سودای نابودی اسرائیل و توسعه این تفکر به کشورهای مجاور را دارند. اسرائیل طی هفته گذشته صدها تن از اعضای حماس را- از جمله محمد غزال از رهبران حماس- در کرانه باختری بازداشت کرده است. آریل شارون نخستوزیر اسرائیل پس از واکنش سرد مقامات کاخ سفید میگوید که هیچ کمکی به برگزاری انتخابات ژانویه فلسطینیها نمیکند. او اگر چه تهدید به کارشکنی نمیکند اما معتقد است که ابهامات زیادی در مورد شرکت برخی گروهها در این انتخابات وجود دارد.
اکنون همچنان به امکان برگزاری انتخابات پارلمانی فلسطین به دیده شک و تردید نگریسته میشود و علت این مسئله نه امکان دخالت اسرائیل که وجود اختلافات داخلی در فتح است. زید ابوعمر عضو پارلمان فلسطین معتقد است که در صورت برگزاری انتخابات، پرسشهای فراوانی در مورد دو طرف( حماس و فتح) وجود دارد که باید بدان پاسخ داده شود. پرسشهایی مانند اینکه آیا فتح، مشارکت حماس در ساختار حاکمیت را خواهد پذیرفت ؟ آیا حماس میان آرمانها و استقلال خود با مسئولیتهای مشارکت در حاکمیت هماهنگی ایجاد میکند؟ آیا جنگجویان حماس زیر چتر دولت فلسطینی میآیند و اگر چنین شود سرنوشت هم پیمانی با گروههای دیگری همچون جهاد اسلامی- که جزء اولین نقضکنندگان آتشبس مورد توافق گروههای فلسطینی هستند- چه خواهند شد؟ و سرانجام اینکه آیا حماس تعریف جدیدی از مقاومت در برابر اشغالگران را ارائه خواهد داد؟ دکتر ابوعمر معتقد است که پاسخ مثبت حماس به این پرسشها به معنای تحولی ریشهای در جنبش حماس است تحولی که سایر کشورها را مجبور میکند با حماس تعاملی سازنده داشته باشند.