تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۶  ، 
کد خبر : ۵۰۲۷۳
نقدی بر سخنان آقای‌ هاشمی‌ در حرم حضرت امام(ره)

اسلام وجه مشترکی با لیبرالیسم ندارد


قاسم روانبخش
قریب به 9 ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دورۀ نهم می‌گذرد؛ انتخابات پرشور و باعظمتی که در دو مرحله بیش از 60 میلیون نفر در آن شرکت کردند، بدون هیچ‌گونه فشاری از سوی کارتل‌های نفتی و تبلیغات پرزرق و برق حزبی، رئیس‌جمهور مورد نظر خودشان را برگزیده و اکنون با تمام وجود از شعارها و آرمان‌های او حمایت می‌کنند.
هفته‌نامه پرتو سخن که در ایام انتخابات از نامزدی آقای دکتر احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد استراتژی خود را پس از انتخابات، ‌حمایت از دولت منتخب مردم و نقدهای دلسوزانه قرار داده و کوشیده است بی‌مهری‌های برخی نامزدها در دوران انتخابات را به بوته فراموشی سپرده، در جهت برطرف کردن اختلا‌ف‌های انتخاباتی تلا‌ش کند ولی مع‌الا‌سف برخی نامزدها و جریان‌های آن‌ها به رغم گذشت 9 ماه از انتخابات همچنان روال ایام انتخابات را دنبال کرده، در جهت تضعیف دولت آقای احمدی‌نژاد و حامیان ایشان می‌کوشند و با انواع تهمت‌ها و برچسب‌ها درصدد به شکست کشاندن دولت خدمتگزار برآمده‌اند. جریانی که در ایام انتخابات نتوانست اقبال مردم را به دست آورد،‌ اکنون با انتساب اتهام‌های مختلف به دولت و جریان حامی ‌رئیس‌جمهور به ویژه آیت‌الله مصباح، می‌خواهد انتقام بگیرد.
یکی از شخصیت‌هایی که انتظار می‌رود حساب خود را از دیگر احزاب و گروه‌های همسو جدا کند و از تجربه‌های طولا‌نی‌اش در جهت حمایت از دولت برای خدمتگزاری به مردم بیش‌تر استفاده شود،‌ جناب آقای‌ هاشمی‌رفسنجانی است که بنا بر نظر خود جز به انقلا‌ب و نظام و مردم نمی‌اندیشد و حضورش در انتخابات نهم نیز در راستای برگزاری انجام یک انتخابات پرشور و حداکثری بوده است و چنانکه در بیانیه 8 ماده‌ای انتخابات وی آمده چشم طمع به پست و مقام ندوخته فقط و فقط به اعتلا‌ی مردم و انقلا‌ب می‌اندیشیده است. «نمی‌خواستم گمان شود که نظام جمهوری اسلا‌می ‌توان زایش نخبگان و مدیران تازه را ندارد و یا شائبۀ این تحلیل ناصواب که برخی تصور کنند اینجانب تنها شکل خدمت به انقلا‌ب و میهن عزیز را منحصر در مدیریت اجرایی می‌دانم و یا این که مجال برای خدمتگزاری نیروهای تازه نفس و توانا محدود گردد.» (1)
از این رو، پس از انتخابات، مردم انتظار دارند آقای ‌هاشمی ‌کاری نکند که شائبه این تحلیل ناصواب در اذهان تداعی شود که تنها شکل خدمت به انقلا‌ب و میهن عزیز برای ایشان در قوه مجریه بوده است. مردم چقدر خوشحال می‌شدند که اولین تبریک به رئیس‌جمهور منتخبشان را از سوی ایشان می‌شنیدند، زیرا باید به شعور این مردم آفرین گفت که توانسته‌اند از میان نامزدهای متنوع، «نخبگان و مدیران تازه» را برگزینند ولی مع‌الا‌سف به جای تبریک همواره از این که دولت جدید از مدیران سابق (مشارکتی و کارگزارانی) استفاده زیادی نمی‌کند گلا‌یه می‌شود و...!
آقای ‌هاشمی ‌در تازه‌ترین اظهارات خود در مراسم سالگرد حاج احمد آقای خمینی می‌گوید: «هر کس بخواهد به نحوی عمل کند که نیروهای خالص میدان را طرد و افرادی برنجند و به صف بی‌تفاوتی‌ها گرایش پیدا کنند خطرناک می‌شود. اگر افرادی پیدا شوند که منافع باندی و گروهی برایشان اهمیت بیش‌تری داشته باشد باید حساب خود را با خدا بررسی کنند؛ زیرا کار بزرگی در جهت خلا‌ف انجام داده‌اند.»(2)
البته روشن است که در27 سال گذشته و برای چه کسانی منافع باندی و گروهی اهمیت بیشتری داشته و نیروهای کدام افراد و احزاب از این که پستهای موروثی وزارت و... را از دست داده‌اند رنجیده خاطر شده، همواره در تریبون‌های مختلف زبان به گلا‌یه باز می‌کنند و اوضاع را خطرناک جلوه می‌دهند. ولی ظاهراً جالی گلا‌یه نیست و کار بزرگی در جهت خلا‌ف انجام نگرفته است؛ زیرا هر رئیس‌جمهوری برحسب شعارها و برنامه‌هایش باید نیروهایی انتخاب کند که بتواند آن شعارها را عملی سازند. قطعاً رئیس‌جمهوری که شعار عدالت‌طلبی در رأس شعارهایش قرار داشته و دارد نمی‌تواند از مدیرانی استفاده کند که بعضاً برای مردم هیچ ارزشی قائل نیستند و جز به خود، حزب، طائفه و قبیله‌شان نمی‌اندیشند و بیت‌المال را از مال پدری‌شان راحت‌تر می‌بخشند. بی‌گمان اگر آقای ‌هاشمی‌رفسنجانی نیز به پیروزی می‌رسید، اکثریت وزیران و مدیران کنونی در کابینه‌اش جایی نداشتند. به راستی اگر آقایان معین و کروبی در انتخابات پیروز می‌شدند، باز هم این گلا‌یه‌ها صورت می‌گرفت؟!
آقای‌ هاشمی!
چه ولا‌یت ولی فقیه را امری الهی بدانیم و چه زمینی! هر دو در این مسأله مشترکیم که اطاعت از ولا‌یت فقیه لا‌زم و واجب است. پس بیاییم در شرایطی که مقام معظم رهبری، تضعیف دولت را حرام و حمایت از آن را لا‌زم و واجب می‌دانند در تقویت آن بکوشیم و در حالی که آقای احمدی‌نژاد با کابینۀ‌کاری‌اش، کار و خدمت به مردم را وجهۀ همت خویش قرار داده با شعار «همه با هم کار برای سربلندی ایران» که از. شعارهای انتخاباتی شما بود کشور را بسازیم. اگر بنا بر خدمت و کار باشد فرقی نمی‌کند که در پست ریاست جمهوری و وزارت باشیم یا در پست پایین‌های‌تر و بالا‌تر. مع‌الا‌سف در این مدت 9 ماهه در مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و خطبه‌ها از هیچ یک از مواضع دولت در عرصه خارجی و داخلی حمایت نشد. مواضع آقای احمدی‌نژاد دربارۀ هولوکاست، انتقال اسرائیل به اروپا، حقوق بشر و سیاست‌های ایشان دربارۀ فناوری هسته‌ای بارها توسط رهبر معظم انقلا‌ب مورد تأیید قرار گرفت و علا‌وه بر ملت ایران مردم کشورهای منطقه نیز آن را ستودند؛ ولی یک بار هم در خطبه‌های جمعه جناب عالی از آن ذکری به میان نیامد! به راستی آیا این مسائل از مباحث سیاسی روز نبود و نمی‌بایست در خطبه‌های نماز جمعه مطرح می‌شد؟!
آقای ‌هاشمی ‌در نطق خود در حرم امام(ره) در مراسم سالگرد حاج احمد آقا به مطالبی اشاره کرده است که جای تأمل بسیاری دارد. وی در بخشی از سخنان خود «اسلا‌م را وجه مشترک اکثریت قاطع مردم ایران اعم از شیعه و سنی، گروه‌های مبارز و حتی نیروهای لیبرال»(3) دانسته است.
روشن نیست چگونه اسلا‌م وجه مشترک شیعه و سنی و لیبرال‌ها و همۀ‌ گروه‌های مبارز می‌باشد؟!
الف) به راستی آیا همۀ گروه‌های مبارز اعم از حزب توده، چریک‌های فدایی خلق و سازمان منافقین و... را می‌توان مسلمان دانست؟ دقیقاً همان مشکلی که سال1351 با سازمان منافقین (مجاهدین خلق) وجود داشت: آقای ‌هاشمی‌ آن‌ها را مسلمان می‌دانست و آیت‌الله مصباح حاضر به تأیید آن‌ها نبود و بعدها از سوی آقای ‌هاشمی ‌به بریدن از مبارزه تفسیر شد!!
از نظر اسلا‌م هر مبارزه و مجاهده‌ای ارزشمند و ستودنی نیست و تنها مبارزه و مجاهده‌ای ارزشمند است که در راه خدا و برای اعتلا‌ی کلمه توحید باشد. چنین افرادی از نظر قرآن همیشه زنده و جاودانند: «ولا‌تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیا».
به راستی اسلا‌می ‌که با لیبرالیزم در تعارض است چگونه می‌تواند با آن وجه مشترکی داشته باشد؟! مگر این که اسلا‌م را طوری تفسیر کنیم که با لیبرالیزم نیز سازگار باشد! قطعاً کسانی که سال‌ها با برخی افراد کج‌فهم و... نشست و برخاست کرده‌اند اگر بخواهند اسلا‌م را طوری تفسیر کنند که مورد پسند غربی‌ها باشد مردم آن را نخواهند پذیرفت، چنان که در انتخابات نهم نیز با آرای خود نشان دادند.
ب) آقای‌ هاشمی ‌با زیر سؤال بردن نظریه نصب می‌گوید: «امروز افتخار مردمی‌بودن با ما است اما برخی می‌واهند این افتخار را از ما سلب کنند و به دنیا معرفی کنند که انقلا‌ب اسلا‌می ‌و حکومت از بالا‌ به پایین بوده است. این طرز تلقی از انقلا‌ب اسلا‌می ‌ایران نادانی و خطری بزرگ است.» (4) باز هم معلوم نیست آقای‌ هاشمی ‌از چه نگران هستند؟ آیا معرفی کردن انقلا‌ب اسلا‌می ‌مبنی بر این که مشروعیت آن از بالا‌ به پایین است، خطری بزرگ می‌باشد؟! انقلا‌ب در دنیا زیاد اتفاق افتاده، انقلا‌ب متکی بر آرای مردم هم فراوان بوده است ولی هیچ کدام از آن‌ها نه باقی مانده و نه می‌تواند باقی بماند؛ زیرا اتکای آن‌ها بر بالا‌ نبوده و نیست، مهم‌ترین وجه امتیاز انقلا‌ب اسلا‌می ‌ایران و رمز بقای آن، ‌اسلا‌می ‌بودن است که موجب حمایت و دلبستگی شدید مردم به آن بوده، در عین این که تحقق این نظام کاملا‌ً به رأی مردم نیز وابسته است. امام(ره) به صراحت و با فریادی بلند تفکر زمینی بودن ولا‌یت فقیه را رد کرده و می‌فرمایند: «ولا‌یت فقیه همان ولا‌یت رسول‌الله است.
قضیه ولا‌یت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولا‌یت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است، همان ولا‌یت رسول‌الله است.» (5) در جای دیگر بر این نکته مهم تأکید می‌کنند که «خدا او [ولی فقیه] را ولی قرار داده است اسلا‌م او را ولی امر قرار داده است.»(6) و دقیقاً بر همین اساس بود که امام(ره) در احکام جداگانه به مهدی بازرگان، بنی‌صدر، شهید رجایی و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای روِسای وقت دولت جمهوری اسلا‌می ‌ایران، تصریح می‌کرد به واسطۀ ولا‌یتی که از طرف شارع مقدس دارم ایشان را قرار دادم. یا ایشان را منصوب می‌کنم. با وجود این صراحت در کلا‌م امام(ره)، آیا باز هم می‌توان گفت امام ولا‌یت فقیه را امری زمینی و مشروعیت نظام اسلا‌می ‌را ناشی از آرای مردم می‌دانسته است؟! بی‌تردید این‌گونه سخنان از سوی شخصیتی که بیش از 30 سال در خدمت امام(ره) بوده و اکنون نیز خود را از نزدیک‌ترین افراد به امام (ره) می‌داند، بسیار بعید به نظر می‌رسد.
ج) از انتخابات نهم تاکنون این علا‌مت سؤال در بسیاری از اذهان ایجاد شده است و مردم پیوسته به دنبال پاسخ آن میگردند که چرا مدعیان اصلا‌ح‌طلبی که یک روز برخی از آن‌ها با نوشتن کتاب «عالی جناب سرخپوش» از آقای ‌هاشمی ‌انتقام می‌گرفتند،‌ یکباره خط خود را عوض کرده و همصدا به حمایت از ایشان برخاسته و به وی رأی دادند؟!
به نظر می‌رسد احتمالا‌ً صرف‌نظر از قرابت آن‌ها در دیدگاه‌های اقتصادی، نزدیک بودن نظرات آن‌ها در موضوع ولا‌یت فقیه و زمینی دانستن آن است که توانسته همۀ آن‌ها را به گرد یک محور جمع کند و شاید به همین دلیل بود که آقای ‌هاشمی ‌در بیانیه 8 ماده‌ای انتخاباتی‌اش،‌ دوران 16 ساله خاتمی ‌و خود را دوران بازسازی و توسعه اقتصادی و سیاسی و نهادهای مدنی نامید و گفت جمهوری اسلا‌می ‌با این احتساب به مرزهای قابل قبولی از رشد و توسعه رسیده است و ادامه سیاست سازندگی و تعمیق و گسترش آن را در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی «ضرورت نظام» دانست و بر همین اساس اکثر افراد و گروه‌های مسأله دار مثل نهضت آزادی، جبهه ملی و... از کاندیداتوری ایشان حمایت کردند.
امیدواریم آقای ‌هاشمی‌رفسنجانی یک بار دیگر بیانیه 8 ماده‌ای خود را مورد مداقه قرار دهد و بر همان اساس که با مردم پیمان بسته امروز از دولت جدید حمایت کند، چرا که موفقیت دولت موجب رشد و بالندگی نظام و انقلا‌ب خواهد شد؛ درست همان چیزی که ایشان برای آن دل می‌سوزاند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات