وفا شمس
اگر فیلم «آقای هالو» را دیده باشید حتماً بیابانهایی که هنرپیشه اصلی فیلم قصد خریداری آن را داشت را به خاطر دارید، که الآن بخشهایی از همین سرزمینی شده که من و تو درحال حاضر، نشستهایم، کار میکنیم، درس میخوانیم و در نهایت زندگی میکنیم، در قوطیکبریتهایی که هم اکنون جای خود را به آن زمینهای وسیع داده. اما تهران سه دهه پیش کجا؟ رشد بیرویه جمعیت به دلیل مهاجرت به تهران و در پی آن ناهمگونی فرهنگی و عدم برنامهریزی صحیح و دهها مورد دیگر کلان شهر تهران را با مشکلات فراوان روبرو ساخته است. تهران برخلاف اغلب شهرهای بزرگ دنیا در کنار رودخانه به وجود نیامده به همین دلیل بخشی از آب مورد نیاز از نقاط دوردست و رودخانههای اطراف تأمین و منتقل میشود تا سال 1306 آب شهر توسط 26 قنات با مجموع آبدهی حدود 700 لیتر در ثانیه تأمین میشد. در این سال عملیات احداث کانال انتقال آب رودخانه کرج به تهران آغاز شد. این کانال که 53 کیلومتر طول داشت و آب را از روستای کرج به جمشیدآباد تهران منتقل میکرد طی 4 سال احداث شد و با توجه به اینکه 20 کیلومتر از این کانال سرپوشیده و بقیه روباز بود لذا احتمال آلودگی و تلف شدن آب وجود داشت. از طریق این کانال مقدار 53 سنگ به عنوان حق آبه و مقداری هم به عنوان سهمیه (حدود 1600 لیتر در ثانیه) آب توسط جویها در شهر توزیع و به آبانبارهای منازل انتقال مییافت.
در سال 1329 طرح اولیه لولهکشی تهران برای جمعیتی معادل نهصدهزار نفر به مرحله اجرا درآمد و دو خط لوله فولادی به قطر 40 اینچ و با ظرفیت 242 هزار متر مکعب در شبانهروز برای انتقال آب از آبگیر بیلقان به اولین تصفیهخانه تهران(جلالیه) در نظر گرفته شد. بهرهبرداری از خط اول خطوط لوله فولادی و تصفیهخانه جلالیه در سال 1334 آغاز شد. همچنین در سال 1333 به منظور مهار بارشهای آسمانی، مطالعات ساخت سد امیرکبیر در40 کیلومتری شمال غربی تهران (از آبگیر خرسنگ کوه) در حوالی 23 جاده کرج به چالوس نزدیک به روستای واریان آغاز شد. ساختن این سد در سال 1337 شروع و در اوایل 1342 پایان یافت و بهرهبرداری از آن آغاز شد. به منظور پاسخگویی به نیاز فزاینده تهران به آب شرب، تصفیهخانه شماره دو (کن) و دو خط لوله بتنی به قطر 2000 میلیمتر جهت انتقال آب از آبگیر بیلقان به محل تصفیهخانه مزبور احداث شد و از سال 1342 مورد بهرهبرداری قرار گرفت. از آنجا که رشد جمعیت و سیل مهاجرت به تهران همچنان ادامه داشت، نیازهای جدیدی نیز همزمان به وجود آمد، لذا متصدیان برآن شدند که برای افزایش ظرفیت تأمین آب و توسعه تأسیسات چارهاندیشی و اقدام کنند. در این زمینه استفاده از منابع آب زیرزمینی مورد توجه قرار گرفت تا در کنار آب قنوات و سد کرج بخشی از نیاز آبی تهران بویژه در ماههای اوج مصرف (خرداد- تیر- مرداد- شهریور) را جبران کنند. از سال 1342 حفر چاههای عمیق آغاز و روز به روز بر تعداد این چاهها افزوده شد. در سال 1340 مطالعه و ساخت سد لتیان در 32 کیلومتری شمال شرق تهران به منظور مهار آب رودخانه جاجرود آغاز شد.
در طرح توجیهی ساخت این سد و تأمین بخشی از آب تهران و آب کشاورزی دشت ورامین مورد توجه قرار داشت. سد لتیان در سال 1346 به بهرهبرداری رسید و استفاده از آب آن که به وسیله تونل تلو (به طول 9 کیلومتر و به قطر 7/2 متر) به حومه شرقی تهران میرسد، آغاز شد، از همان زمان ساخت سومین تصفیهخانه تهران در منطقه حکیمیه تهران پارس مطرح شد. این تصفیه خانه در سال 1347 در مدار بهرهبرداری قرار گرفت. عملیات توسعه تصفیهخانه سوم و احداث تصفیه خانه شماره 4 در سال1363 به اتمام رسید و مورد بهرهبرداری قرار گرفتند. به دنبال افزایش نیازهای آبی تهران مطالعات و ساخت یک سد خاکی روی رودخانه لار در شمال شرقی تهران بلندیهای کوه کلان در دامنه قله دماوند در ناحیهای به نام پلور در کیلومتر 65 جاده هراز (تهران- آمل) در سال 1353 آغاز شد. ساخت این سد در سال 1360 پایان یافت و بهرهبرداری از آن در سال 1363 آغاز شد. به گفته کارشناسان یکی از اهداف ساخت سد لار تأمین بخشی از آب شرب تهران بود ولی به دلیل مشکل فرار آب، بهرهبرداری از سد مذکور به میزان ظرفیت اسمی آن میسر نشد. آب ذخیره شده در مخزن این سد به وسیله تونل کلان (به طول 20 کلیومتر و قطر 3 متر) تا سه کیلومتری دریاچه سد لتیان انتقال یافته و پس از برقگیری در دو نیروگاه کلان و لوارک جهت تغذیه سد لتیان از طریق رودخانه به این دریاچه میریزد. رشد بیرویه تهران وضعیتی را به وجود آورده که منابع آب موجود یعنی سدهای کرج، لتیان و لار و چاههایی که قرار بود فقط در ماههای اوج مصرف مورد استفاده قرار گیرند، دیگر کفاف مصرف شهروندان تهرانی را ندهند و به ناچار برداشت از منابع زیرزمینی رو به افزایش نهاد.
سقف مجاز برداشت از منابع زیرزمینی 250 میلیون متر مکعب در سال تعیین شده است. آمار میزان و منابع تأمین آب تهران طی سالهای 1334 تا 1381 نشان میدهد برداشت طراحی شده و سیستماتیک از منابع آب زیرزمینی تهران (شامل چند سفره کوچک در شمال شهر مانند نیاوران، دره مقصود بیک و محمودیه و یک سفره بزرگ که از تپههای عباسآباد شروع شده و تا جنوب تهران ادامه دارد) در سال 1342 آغاز شده و نسبت آب تأمین شده از منابع زیرزمینی به کل آب تأمین شده از 13/05/0 در سال 1342 به 49 درصد در سالهای اخیر رسیده است.
همچنین برداشت از سد کرج با ظرفیت 205 میلیون متر مکعب در سال 1342 آغاز و در این سال مقدار 56 میلیون متر مکعب از آب مورد نیاز تهران از سد امیرکبیر تأمین و حداکثر برداشت از سد مذبور به مقدار 339 میلیون متر مکعب در سال 1373 بوده و در سال 1381 معادل 330 میلیون متر مکعب از آب مورد نیاز شهر تهران از این سد تأمین شده است. در آغاز بهرهبرداری از سد لتیان در سال 1374 مقدار 3/3 میلیون متر مکعب از آب مورد نیاز تهران از این سد تأمین شد و این مقدار تا سال 1363 به 165 میلیون متر مکعب در سال افزایش یافت.
با به بهرهبرداری رسیدن سد لار در سال 1363 هر ساله مقداری از آب سد لار به دریاچه سد لتیان منتقل میشود اما این تنها بخشی از صورت مسأله است. پرسشهای فراوانی پیرامون آب تهران وجود دارد. چندی پیش مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب تهران در نشستی با خبرنگاران به مناسبت پانزدهمین سالگرد تأسیس شرکتهای آب و فاضلاب اعلام کرد که آب شهر و استان تهران از لحاظ میزان نیترات، میکروارگانیسمها و .... مشکلی ندارد و مطابق با استانداردهای سازمان بهداشت جهانی است. در حالی که گفته میشود آب شرب برخی مناطق حاشیهای جنوب تهران آلوده است و این تناقض هالهای از ابهام پیرامون موضوع مطروحه پدید میآورد.
گامی برای تحقق خودکفایی
در اواخر آبان ماه سال جاری سمینار آب، فاضلاب، انرژی و مواد زائد با حضور مهندس شفیعی معاون وزیر نیرو در امور آب و فاضلاب شهری و هیأت تجاری- بازرگانی آلمان در ایران برگزار شد. طی این سمینار مهندس شفیعی اظهار کرد: 12 کارگاه تخصصی طی سال 2003 توسط مسئولان وزارت اقتصاد و کار ایالت نو در این وستفالن و متخصصان آلمانی با مشارکت وزارت نیرو و مدیران و کارشناسان شرکتهای آبفا در شهرهای تهران، اصفهان، اهواز، شیراز، همدان ، تبریز و رشت تشکیل شده است.
وی در ادامه به چشمانداز مطلوب بخش آب و فاضلاب در افق سال 1400 اشاره کرد و دسترسی به برخورداری صددرصد جمعیت شهری و روستایی کشور به آب شرب و بهداشتی با معیارها و استاندارد کمی و کیفی، دسترسی و برخورداری کلیه شهرها و روستاهای مواجه با بحران زیست محیطی به سامانههای جمعآوری و تصفیه و دفع فاضلاب، الزام تطبیق فرایند تصفیه و دفع فاضلابهای صنعتی با استانداردهای ملی، تحقق خودکفایی و خوداتکایی مالی واحدهای آب و فاضلاب در عرضه خدمات بر مبنای قیمت تمام شده و دستیابی به ساختار اداری و مدیریتی کارآمد با هدف تسهیل و ارتقای خدمات را از مهمترین برنامههای آینده عنوان کرده است. افت کمی و کیفی در سفرههای آب زیرزمینی و فرسوده بودن بخش قابل توجهی از تأسیسات توزیع آب شهرها و روستاها و پایین بودن شاخص برخورداری جمعیت روستایی از آب آشامیدنی و بهداشتی را نمیتوان نادیده گرفت. همچنین با توجه به بارندگیهای کم امسال در تهران وضعیت مناسبی را نمیتوان پیشبینی کرد.
این مشکل در سال 80 نیز وجود داشت
به گفته مهندس محمدعلی اشرفی رئیس قسمت طراحی و نظارت امور تأمین آب در آن سال از منابع زیرزمینی بالغ بر 80 درصد استفاده شد: «مطالعه هیدرولوژیک چه کمی و چه کیفی دارای پتانسیل مطلوبی هستیم که مطابق با استاندارد روز هستیم.»
او به پیشرفتهای روز اشاره میکند: «از آلمان مشاوره گرفتیم که طرح نوین حفاری چاهها به اجرا درآید. در برخی مناطق سفره بافت زمین تا عمق 250 متری یکنواخت است ولی در برخی مناطق ناهمواریهایی دارد. در طرح فوق سفره آب را تفکیک میکنیم که اگر با کیفیت مناسب نباشد به وسیله دوغاب سیمان آن را بسته، آب را زیر را میگیریم و سپس عملیات بهرهبرداری را آغاز میکنیم.»
با این همه تنوع سفرههای آب زیرزمینی باعث میشود روشهای مختلف مورد استفاده قرار گیرند. محمدعلی اشرافی میگوید: در مناطق مقصودبیک و ولنجک سفرهها ظرفیت محدودی دارند که با برداشت زیاد خشک میشوند. سفره عمومی تهران از خیابان آل احمد تا جمهوری به سمت انقلاب است که منابع تغذیهای دارند. مخروط افکن یکی از سفرههای بالقوه قابل استفاده است. در مسیر دربند، دارآباد عمده آب زیرزمینی از رودخانه کن در منتهی الیه غربی شروع و تا حوالی نارمک ادامه مییابد. میتوان پرسید با بارندگیهای کم، راه چاره برای جلوگیری از بحران چیست؟
اشرافی اینگونه پاسخ میدهد: ظرفیت برداشت از آب زیرزمینی بیشتر از 500 میلیون متر مکعب نیست و مصرف سالانه آب تهران حدود 1 میلیارد متر مکعب است. باید برای برداشت از منابع زیرزمینی سقف داشته باشیم.
مدیریت مصرف باید با دقت برنامهریزی کند. آب تهران از نظر کیفیت مشکلی ندارد ولی باید مراقب حجم باشیم.
آب قصهای به درازای تاریخ دارد. هر قطرهاش میتواند پایانی بر یک تراژدی باشد گاه قدر قطرهها را نمیدانیم بحران آب هر لحظه میتواند گریبانگیرمان شود ولی گویا تا به چشم نبینیم باور نمیکنیم. این یک هشدار جدی است. خیلی جدی. بدون آب زندگی چقدر زود میمیرد.