تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۱  ، 
کد خبر : ۵۰۲۸۷

مقصر کیست؟


لودان ژوفرن Laurent Joffrin
ترجمه: محسن ایمانی

آیا سارکوزی مقصر است؟ قطعاً، یک وزیر کشور آن‌گونه صحبت نمی‌کند. وقتی وی عده‌ای را اراذل و اوباش خطاب می‌کند، این خطر وجود دارد که همه ساکنین شهرکهای حاشیه‌ای حتی آنان که هرگز خلافی نکرده‌اند، احساس کنند که به آنها توهین شده است. این یعنی نزدیک کردن آتش به بشکه باروت. در برخی شرایط کلمات حکم گلوله یا کوکتل مولوتف دارند.
ولی وضعیت تاریخی و حیات سیاسی فعلی در فرانسه از شخص وزیر کشور فراتر می‌رود. به دلیل ناآگاهی سیاسی، این وزیر یک بستر شورش در کشور فراهم کرد. واقعیت این است که کلیت جمهوری، در حال گذار از یک نقطه عطف سرنوشت ساز است که به این یا آن مسئول و وزیر بستگی ندارد. نه تنها در شهرکهایی که شاهد اتومبیلهای سوخته بودند بلکه در سراسر فرانسه و اروپا یک دوران پیش از نوامبر ۲۰۰۵ و یک دوران پس از در تاریخ ثبت می‌شوند.
آیا پس از بازگشت آرامش، فرانسه دچار تشتت و اختلاف خواهد شد و مناطقی به طور کامل تفکیک خواهند شد تا به دور آنها حصارهایی امنیتی کشیده شود؟ شاید با برقراری مقررات منع رفت و آمد که ناشی از ناتوانی اجتماعی حکومت است، خاطره جنگ الجزایر در اذهان زنده شود. یا شاید به یاری تلاشها و تدابیر واقع‌گرایانه، دولت در مسیر اتحاد دوباره جمهوری گام بر خواهد داشت؟ کارهای زیادی انجام گرفته‌اند ولی نقصی وجود داشته است. فصل جدیدی باید گشوده شود.
شکی نیست که سخنان نیکولا سارکوزی بیانگر سیاستی‌اند که عاری از عواقب نیست و شخص وزیر کشور مسئول سخنانش است. طرح پلیس محله که توسط جناح چپ مطرح شد و هدفش پیوند پلیس با مردم بود، تاثیرات قابل ملاحظه‌ای نداشت ولی لغو آن پیوندهای شکننده در حال تکوین بین پلیس و جوانان ساکن حومه را از بین برد. کسی نمی‌داند آیا طرح پلیس محله داروی دردها بود یا نه ولی باید پذیرفت که دوری از مردم از عوامل ایجاد شورش و ناآرامی است.
البته اصل موضوع چیز دیگری است و آن ناکامی ‌غم‌انگیز جمهوری فرانسه در شهرکهای حومه است. هم جناح راست و هم چپها بی‌تقصیر نیستند. به حال خود رها کردن حومه شهرها قابل انتقاد است. البته باید گفت که میلیاردها یورو به نوسازی شهرکهای حومه‌ای اختصاص یافتند. بخش خدمات عمومی ‌در اکثر مناطق تا پای دیوارهای خانه‌های اقشار کم درآمد پیش رفتند و گروه‌های با انگیزه‌ای متشکل از اساتید دانشگاه، مربیان، پلیس، و متولیان ورزشی و فرهنگی کوشیدند تا پیوندهای یک جامعه از هم گسیخته را دوباره برقرار سازند.
بدون این تلاشها، شورشها بسیار زودتر از اینها و با شدت بیشتری بروز می‌کردند. ولی همه این تلاشها در بلند مدت در فرانسه‌ای که از حدود ۲۰سال پیش با بیکاری گسترده دست به گریبان است، مضمحل شده‌اند. فعالیت‌ها، آموزشها، نوسازیها و راه‌حل‌ها افزایش پیدا کردند ولی واقعیت این است که هیچ چیز نمی‌تواند جای یک شغل مناسب را بگیرد؛ چرا که شغل نویدبخش ثبات امروز و امید فرداست.
در بسیاری از نواحی نرخ بیکاری جوانان از ۵۰ درصد هم بیشتر است. این بی‌تحرکی ناخواسته و این ناامیدی، اتومبیلها را شعله ور می‌سازند.
مقصر کیست؟ در یک شهر درهم شکسته باید دید چرا دیوارها سست بودند. زمانی که در سالهای ۱۹۹۰، یک سیاست پولی مانع رشد شد و به نفع بازارهای مالی تمام شد، در واقع هیزم آتش فراهم می‌شد. زمانی که صاحبان صنایع بدون هیچ احساس مسئولیتی با واردات کالاهای لوکس و گرانقیمت فرصتهای شغلی را نابود کردند در واقع آنها به خشونت دامن می‌زدند. نظامی ‌که با حمایت از منافع خاص شرکت‌ها و مخالفت با اصلاحات خود را فلج کرده به کسری بودجه خو گرفته است، در حالی که مطابق یک سیاست اقتصادی پویا، ایجاد شغل در جامعه نیازمند جمع‌آوری منابع است.
چنین دولتی در حقیقت ناامیدی شهرک‌نشینان را پذیرفته است و هنگامی‌که یک اراده سیاسی مضحک در کار ساماندهی بحث مهاجرت غیرقانونی کارشکنی کرد، این امر در واقع منجر به افزایش جمعیت در شهرکهایی شد که پیشاپیش با بیکاری گسترده دست و پنجه نرم می‌کردند. بدین ترتیب افراد بیشتری با گذراندن اوقات خود در کنار دیوارها و چهار راه‌ها پلیس را به چالش می‌طلبند. برای پذیرفتن یک فرد جدید باید از امکانات لازم برخوردار بود در غیر این صورت امکان رویارویی منتفی نیست. فراموش نکنیم که آنهایی که به امر ساماندهی ورود خارجی‌ها بهایی نمی‌دهند، هیچگاه در این شهرکها زندگی نکرده‌اند.
وقتی آتش شعله‌ور می‌شود چه بایدکرد؟ ابتدا باید آرامش برقرار شود یعنی به قانون احترام گذاشته شود. قاطعیت یک شرط اساسی است. افرادی که عابرین را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، مدارس را تخریب می‌کنند و یا با سوزاندن اتوبوسها جان عده‌ای را به خطر می‌اندازند، هیچ عذری ندارند، حتی اگر به تمام دلایل مذکور استناد کنند. ولی چه خوب بود که زمانی که ابری از گاز اشک آور مسجدی را احاطه کرد، پلیس و مسئولین توضیحات شفاف می‌دادند و عذرخواهی می‌کردند. این توقع زیادی نیست.
همچنین ارائه اطلاعات روشن و قابل اعتماد درباره شرایط مرگ دو جوان در کلیشی بحران را آرامتر می‌کرد.
برخلاف آنچه بخشی از جناح راست تصور می‌کند، ما در سال ۱۹۶۸ نیستیم. در آن سال نیروهای زیادی از پلیس بسیج شدند تا نهضت جوانان را خاموش کنند. راه‌حل مسئله اجرای مقررات منع آمد و رفت نیست. افکار عمومی ‌به خوبی می‌داند که سرکوب صرف راه به جایی نمی‌برد.
در هنگام بروز خشونت باید متناسب با نوع خشونتها وارد عمل شد. قبل از هر چیزی پول لازم است. وقتی دولت این همه اسراف می‌کند پس حتماً می‌توان با اصلاح دولت مبالغی قابل توجه صرفه‌جویی کرد. وقتی درآمدهای طبقه‌های مرفه با این سرعت افزایش یافته اند، چه لزومی‌دارد مالیات ثروتمندان کاهش یابد؟ با عنایت به این نکات می‌توان میلیاردها یورو عایدی داشت. این نیاز به شهامت سیاسی دارد.
در مرحله بعد نیاز به نیروهای جدید و تازه نفس است، کارمندان زیادی بازنشسته می‌شوند. در حالی که اگر برای استخدام افراد جدید، مراحل دیوان‌سالاری (بوروکراسی) حذف شوند، پولهای زیادی صرفه‌جویی می‌شود که می‌توان آن را به عنوان حقوق افراد جدید در نظر گرفت. وقتی پراکندگی نیروهای پلیس در مناطق مختلف غیراصولی است و در محله‌های پرتنش فقط در صورت بروز ناآرامی ‌سروکله آنها پیدا می‌شود، لازم است که توزیع نیروهای پلیس براساس منطق صورت گیرد. این نیاز به شهامت سیاسی دارد.
و کلام آخر اینکه باید عدالت برقرار شود. پلیسی که بین شهروندان فرانسوی با توجه به رنگ و پوستشان تفاوت قایل می‌شود، سزاوار توبیخ است.
وقتی تبعیض در بخش مسکن و شغل این قدر آشکار است، عده‌ای باید داوطلب انجام اصلاحاتی شوند. بدین ترتیب ساکنین شهرک‌ها این شانس را خواهند داشت که تبدیل به شهروند شوند. این نیز نیاز به شهامت سیاسی دارد، چیزی که فقدانش بیش از هر چیزی محسوس است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات