احمد شیرزاد
افزون بر سه دهه از برنامه ایران برای ساخت نیروگاه اتمی بوشهر میگذرد. برنامهای که در دو رژیم سیاسی متفاوت و در دولتهایی با گرایشهای گوناگون، افتان و خیزان دنبال شده و هنوز هم به نتیجه قطعی نرسیده است. برنامه اولیه این پروژه شامل احداث دو واحد یک هزار مگاواتی تولید برق هستهای بوده که میان رژیم سابق ایران و یک شرکت آلمانی به امضا رسیده بود. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال57 آلمانها درحالی که بخش عمدهای از تجهیزات نیروگاه را نیز به ایران حمل کرده بودند پروژه را نیمهکاره رها میکنند و میروند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا سالیانی این طرح از سوی ایران دچار بلاتکلیفی بود. اوایل دوران حکومت تازه به این قبیل طرحها با نگاه بدبینانه نگریسته میشد. تا مدت زیادی حتی ادامه کار سازمان انرژی اتمی ایران زیر سوال بود. سرانجام نفوذ و استدلال طرفداران ادامه کار این سازمان در حکومت بر مخالفان آن چربید و حیات آن ادامه یافت. اتمام یا رها سازی طرح نیروگاه بوشهر نیز مخالفان و موافقان بسیاری داشت. زمانی که بالاخره تصمیم گرفته شد این نیروگاه ساخته شود، دیگر هیچ پیمانکاری در جهان حاضر نمیشد کار را به عهده بگیرد. در عین حال در جریان جنگ تحمیلی رژیم صدام، بارها تاسیسات بوشهر مورد حمله هوایی قرار گرفته بود و به خصوص به سازههای محل نصب رآکتورها خسارات جدی وارد شده بود.
سرانجام روسها پذیرفتند که نیروگاه را بسازند اما با طرح و نقشه خودشان آن هم فقط در حد یک واحد از دو واحد اولیه، تفاوت طراحی روسها و آلمانها بسیار زیاد بود. پیمانکار روسی ناچار بود برای استقرار آرایش خاص روسها در رآکتور هستهای، بتونریزی قبلی آلمانیها را کاملا بتراشند و از نو بتونریزی کند. این کار به مراتب از طراحی و ساخت اولیه نیروگاه توسط روسها زمان برتر و پرهزینهتر بود اما به هر حال تصمیمی بود که در میانه راه نمیشد آن را برگرداند و چارهای جز ادامه نبود.
اکنون آقای آقازاده رئیس سازمان اتمی ایران در حاشیه ملاقاتهایش در مسکو از ضعف و ناکارآمدی پیمانکار روس گلایه دارد و تلویحا تصمیم تغییر طراحی غربی (آلمانی) به طراحی شرقی (روسی) در ساخت رآکتور بوشهر را زیر سوال میبرد. او مدعی است که اگر در زمان انعقاد قرارداد با روسها مسوول بود با این طرح مخالفت میکرد.
آقازاده در ضمن مصاحبهاش قبل از سفر به مسکو در زمینه دیگری نیز از روسها انتقاد کرده است. او میگوید یک شرکت غربی میتوانست با یک سوم نیروی انسانی پیمانکار روسی این پروژه را تکمیل کند. واقعیت این است که روسها طی مدت طولانی اجرای این پروژه (افزون بر یک دهه) قریب به 2 هزار کارگر، تکنسین و مهندس را با خانوادههایشان در دهکدهای در جنب نیروگاه مستقر کرده و آنها را از منافع حضور انحصاریشان در این پروژه بهرهمند کردهاند. البته آنچه گلایه اقازاده از روسها را کمرنگ و بیاثر میکند این حقیقت تلخ است که هیچ پیمانکار غربی نه در آن تاریخ و نه بعد از آن حاضر نبود در شرایط سیاسی خاص ایران به چنین پروژهای قدم گذارد.
افزون بر این باید این حکایت پرغصه را که امروز به منظور اعمال فشار سیاسی برطرف روسیه در قالب مصاحبههای گلایهآمیز مسئولان سازمان انرژی اتمی مطرح میشود. در حافظهها نگاه داشت تا هنگام «مراسم باشکوه» احتمالی افتتاح نیروگاه بوشهر در آیندهای نامعلوم، که در آن وصفها از مزایای برق هستهای و توجیه اقتصادی ساخت نیروگاه بوشهر به عمل خواهد آمد!
اما در میان اخبار آنچه بیش از همه شایان اهمیت است تاکید مقامات سازمان انرژی اتمی ایران بر ضرورت تامین سوخت نیروگاه اتمی بوشهر از سوی طرف روسی است. در این زمینه قبلا روسها موافقت اصولی خود را با تامین سوخت نیروگاه به مدت10 سال اعلام کرده بودند و قرار بود قراردادهای تفصیلی تا قبل از بهرهبرداری از نیروگاه میان طرفین به امضا برسد. اکنون به هر تقدیر ظاهرا کار احداث نیروگاه به مراحل پایانی خود نزدیک شده و به گفته مسوولان ایران کمتر از 5 درصد کار باقی مانده است. روسها زمانی در حدود یک سال و ایرانیها مدتی قریب به 6 ماه را برای به اتمام رساندن پروژه ضروری میبینند. در همین حال سازمان انرژی اتمی ایران خواستار تحویل 80 تن سوخت اولیه مورد نیاز برای شروع به کار رآکتور، حداقل 6 ماه قبل از کالایی است که حمل آن به ایران خالی از دغدغههای سیاسی نیست. از سالها پیش ایران را میشد پیشبینی کرد که ساخت نیروگاه هستهای تا جایی که به عملیات ساختمانی و نصب تاسیسات مکانیکی و الکتریکی مربوط می شود چندان محلی از حساسیت نیست. اما حساسترین بخش، قلب رآکتور و مدیریت سوخت آن است که از دیرباز در هالهای از ابهام قرار داشت، هر چند کارهای متعارف ساخت نیروگاه جسته و گریخته به پیش میرفت.
تمام این رخدادها در حالی است که ایران برنامه مستقلی را در زمینه تهیه سوخت نیروگاه در دست اجرا دارد که علیالقاعده میبایست به عنوان حلقههای مکمل فناوری هستهای نیروگاهی به کار تولید انرژی در کشور بیاید. این برنامه از قضا درست همان چیزی است که امروز موضوع اصلیترین مناقشه سیاسی بین ایران و کشورهای غربی است.
اصرا و حساسیت مسئولان سازمان انرژی اتمی بر ضرورت تامین سوخت نیروگاه اتمی بوشهر توسط روسها درست در شرایطی است که کشور ما سختترین هزینههای سیاسی و اقتصادی را بابت برنامه تهیه سوخت هستهای خود پذیرا شده است. اما موضوع سوخت از زوایه دیگری نیز حائز اهمیت است. غربیها اصرار دارند که اگر ایران دست از برنامه تولید سوخت خود بردارد آنها تامین سوخت هستهای مورد نیاز ایران را تضمین خواهند کرد. اکنون شرایط حساسی برای آزمودن این ادعای آنها فراهم شده است.
چناچه آنها بخواهند مسیر تامین سوخت هستهای برای ایران توسط روسها یا هر کشور دیگری را با دشواری مواجه سازند، در عمل به این ادعای خود که مخالفتی با توسعه فناوری هستهای ایران برای تامین برق ندارند مهر بطان زدهاند و ایران و سایر کشورها را در پیگیری برنامههای مستقل تامین سوخت محق خواهند ساخت.